316
چهارشنبه، ۲۲ شهریور ۱۳۹۶
16

صبح نو

جنگ این واژه مظلوم آخر

از غرور مقدستان دست برندارید

در جنگ خودمان مرسوم شده‌ بود که رزمندگان می‌گفتند :
« جنگ، جنگ، تا پیروزی.» امام آمد و گفت:« جنگ، جنگ، تا رفع فتنه از کل عالم.» قاتلوهم حتی لا تکونو فتنه. قرآن نگفته است جاهدوهم حتی لاتکونو فتنه! اگر جاهدوا بود، جهاد فرهنگی هم در آن می‌گنجید و برخی ترسوها سوءاستفاده می‌کردند. قرآن با کسی شوخی و رودربایستی ندارد. من ادبیات قرآن را عرض می‌کنم زیرا تمام این کارها احکام و شرایط دارد. در این اتفاقات تجاوز و ظلم و تعدی نیست. تمامی این مسائل احکام دارد.
 ببینیم که آقای صفائی درباره صلح چه می‌گوید. الآن می‌خواهم به صلح امام حسن (ع) برسم. آقای صفائی می‌گوید صلح فرصتی برای ایمان آوردن است، یعنی اگر شما رفتید و حکومت جائر را که مانع بسط توحید می‌شود و نمی‌گذارد ندای توحید به جامعه‌اش برسد، اگر برای این جهاد، که جهاد رهایی و آزادی تبلیغ یا همان جهاد ابتدایی نام دارد رفتید، درصورتی که حاکم اجازه نداد تبلیغ کنید و مردمش را مستضعف نگه‌ داشت، من می‌روم و حاکم را از بین می‌برم و سپس به تبلیغ می‌پردازم، تازه اینجا هست که لا اکراه فی‌ الدین! اما من باید تبلیغم را بکنم. اگر حاکم اجازه این کار را نداد و نگذاشت باید بروم و حاکم را از بین ببرم زیرا توحید حق بشر است و حق خداوند. آقای صفائی می‌گوید وقتی صلح می‌کنید، چون خیر و شر هیچ وقت از بین نمی‌روند، فقط فرصتی به شر و کفر می‌دهید که ایمان بیاورند. ابتدا زدید و حاکم را از بین بردید، حال با یکدیگر صلح کنید، ای مردم، این قرآن است، این دین است و لا اکراه فی‌ الدین. حالا ایمان بیاورید.
بعد می‌گوید دلیل دوم صلح این است، ممکن است زمانی باشد که نیرو کم داشته‌ باشید یا تجدید قوا لازم دارید، فرصتی برای تسویه‌ حساب و تقویت نیرو لازم است و در این‌جا صلح می‌کنید. علت سوم صلح این است، ضرورتی که به‌ خاطر نارسایی
و بی وفایی نیروها ایجاد می‌شود. صلح امام حسن (ع) مصداق آن است. به قول مرحوم استاد صفایی: آنجا كه تو به صلح دعوت مى‏كنى و مى‏خواهى فرصتى بدهى یا فرصتى بدست بیاورى یا ضرورتى را تأمین نمایى، حق ندارى سستى كنى و كوتاهى نمایى : فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعوا الَى السَّلمِ وَ انْتُم الْأَعلون و اللَّه معكُم وَلَن‏یَتَرِكُم اعْمالَكُم . طبق تعریف شهید مطهری صلح یعنی هم‌زیستی مسالمت آمیز. آیا به‌ نظر شما امام حسن (ع) با معاویه هم‌زیستی مسالمت‌آمیز کرد؟! آیا آن صلح، هم‌زیستی مسالمت ‌آمیز بود؟! دوستی با معاویه؟! با معاویه بنشینیم با صلح و صفا کنار یکدیگر و شب‌ها هندوانه بخوریم؟! نه، اصلاً. معنی صلح در اسلام آن مواردی است که گفتم. آن‌جایی که صلح کاملاً معنی خود را نشان می‌دهد فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْكُمْ است. این تصویر یکی از آیاتی است که گفتم، آیات سلمی که باید ابعاد آن تفسیر بشود : { انْ جَنَحُوا لِلسلم فَاجْنَح لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّه ... وَ انْ یُریدُوا انْ یَخْدَعُوكَ فَانَّ حَسْبَكَ اللَّه هُو الذى ایَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالمؤمنِینَ ... انْ یَكُنْ مِنْكُم عِشرُونَ صابِرُون یَغْلِبُوا مِأتَیْنِ». ( انفال 61 تا 65 )} . این تصویر حرف امام است. قبول قطعنامه! من دیگر درباره جام زهر صحبت نمی‌کنم. این حرف امام است: « فرزندان انقلابی‌ام. ای کسانی که لحظه‌ای حاضر نیستید از غرور مقدس‌تان دست بردارید. شما بدانید که لحظه ‌لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما می‌گذرد. می‌دانم که به شما سخت می‌گذرد. مگر به پدر پیر شما سخت نمی‌گذرد؟ می‌دانم که شهادت شیرین‌تر از عسل است. با تمام این‌ها بغض و کینه‌  انقلابی‌تان را در سینه‌ها نگه دارید. با غضب و خشم به دشمنان‌تان بنگرید.»  آیا درباره‌ بغض و کینه انقلابی فیلم ساخته‌ایم؟ تا حالا چنین حسی را در یک اثر هنری ارائه داده‌ایم؟ آیا اصلاً می‌دانیم بغض و کینه  انقلابی چیست؟ سؤال من این است، آیا در این شرایطی که ما از عالم ترسیم کردیم، در اولویت فکر و دل و قلب من، بغض و کینه‌ انقلابی باید باشد یا حالا با هم دوست باشیم؟! صلح هم بد نیست. ها!

  خودنویس
  محمدباقر مفیدی کیا

captcha
شماره‌های پیشین