316
چهارشنبه، ۲۲ شهریور ۱۳۹۶
16

صبح نو

حجت الاسلام دکتر حسین سوزنچی

هرچه بیشتر بهتر

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثیراً» قرآن کریم بارها انسان‌هایی را که اهل ذکر کثیرند ستوده است و از مومنان خواسته شده که به «ذکر کثیر» روی آورند اما هیچ جا میزان آن را معلوم نکرده است. ائمه اطهار توضیح داده‌اند که علتش این است، «ذکر خدا» هیچ حد و اندازه‌ای ندارد و با هیچ اقدامی - کلماتی معین، رفتارهایی خاص یا ...  - به پایان نمی‌رسد.
«این بدان معناست که قرآن کریم می‌خواهد ما را متوجه این حقیقت کند که ذکر خدا هرچه بیشتر بهتر! چرا که تمام عالم آیات خداست و هر لحظه، لحظه او و هر اراده و عملی در این عالم، اراده اوست (یَسْئَلُهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، كُلَّ یَوْمٍ هُوَ فی‏ شَأْن‏: هرکه در آسمان‌ها و زمین است او را می‌طلبد و او هر روز در کاری است؛ الرحمن/29) پس در هر لحظه از لحظات و هر وضعیتی از وضعیت‌ها جا دارد که انسان خودش را با خدا پیوند زند؛ یعنی هرقدر می‌توانید خدا را بیشتر ذکر کرده و این حضور و پیوند را در درون خود فزونی بخشید چرا که هیچ جایی و هیچ لحظه‌ای نیست که خدا در آن حاضر نباشد.» (ایستاده در باد، ص356)
به تعبیر دیگر، اگر واقعیت این است که همه عالم آیه خداست، ذکر کثیر داشتن، یعنی انسان به سمت واقع‌بینیِ هرچه دقیق‌تری حرکت کند و هر اندازه که می‌تواند، این واقعیت را در زندگی‌اش جدی‌تر بگیرد و بر اساس این واقعیت زندگی‌اش را تنظیم کند.
در مکاتب غربی همواره آرمانگرایی (ایدئالیسم) در مقابل واقع‌بینی و واقع‌گرایی (رئالیسم) قرار گرفته است.
اما کسی که خدا را جدی بگیرد به واقعیتی رسیده است که آرمان نهایی هر انسانی است و می‌فهمد که چگونه در محضر حقیقت، واقع‌بینی و آرمانگرایی، نه در مقابل هم، بلکه دو روی یک سکه‌اند.
این است تفاوت مهم بین معنویت ناشی از اسلام، با معنویت‌های کاذب مدرن، که اولی انسان را به‌شدت با واقعیت مرتبط می‌سازد و دینداری را در دل زندگی دنیا طلب می‌کند و دومی، به بهانه معنویت، انسان را از زندگی واقعی دور می‌کند و به رهبانیت می‌کشاند و در دل دلخوشی‌های توهمی
غوطه‌ور می‌سازد.

 

captcha
شماره‌های پیشین