311
سه شنبه، ۱۴ شهریور ۱۳۹۶
12

خبر

مشاور رییس‌جمهور به مقایسه بودجه فرهنگی دولت و دیگر نهادها پرداخت

مغالطات ناآشنا

حسام‌الدین آشنا مشاور رییس‌جمهور با انتشار متنی به مقایسه بودجه فرهنگی وزارت ارشاد و سایر نهادهای فرهنگیِ خارج از قوه مجریه پرداخته است. مقایسه‌ای که پیش‌فرض اصلی آن تنزل رتبه نقش دولت از یک نهاد سیاستگذار به یک کنشگر فرهنگی است.

صبح نو

مشاور رییس‌جمهور به مقایسه بودجه فرهنگی دولت و دیگر نهادها پرداخت

مغالطات ناآشنا

حسام‌الدین آشنا مشاور رییس‌جمهور با انتشار متنی به مقایسه بودجه فرهنگی وزارت ارشاد و سایر نهادهای فرهنگیِ خارج از قوه مجریه پرداخته است. مقایسه‌ای که پیش‌فرض اصلی آن تنزل رتبه نقش دولت از یک نهاد سیاستگذار به یک کنشگر فرهنگی است.

اردیبهشت‌ماه سال 1394 بود که آقای صادق زیباکلام، استاد جنجالی و اصلاح‌طلب علوم سیاسی دانشگاه تهران، در نامه سرگشاده‌ای به آقای علی مطهری که آن زمان عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی بود، با مقایسه بودجه بعضی نهادهای فرهنگی خارج از دولت به مقایسه بودجه این نهادها با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پرداخت. زیباکلام در بخش‌هایی از این نامه خطاب به مطهری نوشته بود: «سهم وزارت ارشاد از بودجه‌های فرهنگی کمتر از ۱۳ درصد می‌باشد و ۸۷ درصد مابقی در اختیار نهادها، سازمان‌ها، بنیادها و ارگان‌هایی است که نه‌تنها کاملاً مستقل از مجموعه دولت قرار دارند بلکه اساساً هیچ پاسخگویی نیز نه در قبال مجلس دارند و نه در قبال قوه مجریه.»
زیباکلام در بخش‌های دیگری از متن خود به این موضوع اعتراض کرده بود که با وجود این سهم نابرابر در توزیع بودجه، منتقدان و مخالفان دولت روحانی علی‌الدوام دولت و وزارت ارشاد را درباره وضعیت نامطلوب فرهنگی کشور مورد مواخذه قرار می‌دهند. او در ادامه متذکر شده بود که این افراد حتی یک بار هم کوچک‌ترین انتقاد و گلایه‌ای نسبت به سایر تشکیلات حوزه فرهنگ نکرده‌اند. تشکیلاتی که به زعم او، نزدیک به ۹۰ درصد بودجه فرهنگی کشور را به خود اختصاص داده‌اند. در لیستی که در نامه زیبلاکلام ذکر شده بود، مؤسسات و مراکز متعددی از حوزه علمیه تا شورای سیاستگذاری ائمه جمعه و سازمان تبلیغات اسلامی و ستاد اقامه نماز به چشم می‌خوردند.

تکرار مطالب دو سال قبل
حالا بعد از دو سال و نیم از انتشار سرگشاده آن نامه، مجدداً آقای حسام‌الدین آشنا مشاور رییس‌جمهور هم مطلبی را روی خروجی کانال تلگرامی خود فرستاده است که منطقی شبیه منطق دو سال قبل صادق زیباکلام دارد. آشنا هم با لیست کردن تعدادی از مراکز و مؤسسات و بودجه اختصاص داده شده به آنها، که البته در نامه سال 94 زیباکلام هم دیده می‌شود، نوشته است: «این مبالغ غیر از حدود 1600 میلیارد تومانی است که دولت مستقیماً به صدا و سیما پرداخت می‌کند.» مشاور رییس‌جمهور در ادامه با اشاره به فعالیت‌های فرهنگی سپاه پاسداران، مجدداً تاکید کرده است که این مبالغ، جدا از بودجه عظیمی است که بخشی از نیروهای مسلح در حوزه فرهنگ انقلابی و دفاعی و به‌خصوص از طریق خبرگزاری‌ها و حتی شبکه‌های تلویزیونی هزینه می‌کنند.

تقلیل دادن نهاد دولت به یک کنشگر محض
با دقت بیشتر در اظهارات و منطق دیدگاه آشنا و زیباکلام، چند سؤال قابل طرح است که امید است آقایان آشنا و زیباکلام برای این سؤالات پاسخ مناسبی داشته باشند. پیش‌فرض اصلی طرح این ادعا، تقلیل دادن نقش دولت در حدِ یک تصدی‌گرِ محض در حوزه فرهنگ است. با این احتساب، دیگر دولت یک نهاد بالادستیِ تنظیم‌کننده هندسه کلی حوزه فرهنگ نیست بلکه خود و نقش سیاستگذارانه‌اش را تا حد یک گروه و کنشگر پایین آورده و حالا بودجه خود را با دیگر کنشگرهای حوزه فرهنگ مقایسه می‌کند.
در مقام مقایسه، تصور کنید وزارت اقتصاد و امور دارایی با فهرست کردن انواع و اقسام سرمایه‌های نقدی و غیرنقدی بزرگ کشور، به دیگر کنشگران دولتی و غیردولتی حوزه اقتصاد متعرض شود که چرا سرمایه و بودجه‌ای کمتر از وزارت نفت یا فلان شرکت خصوصی تولید لوازم پزشکی دارد. وزارت اقتصاد و امور دارایی در چنین نگاهی، شأنیت و جایگاه خود را از یک جایگاه بالادستیِ حوزه اقتصاد که نقش اصلی را در تنظیم کنش‌های اقتصادی کلان کشور به عهده دارد در حد یک کنشگرِ جزو اقتصادی تقلیل داده است. چنین تقلیلی دیگر وزارت اقتصاد را نه یک تصمیم‌گیر و تنظیم‌کننده اصلی حوزه، بلکه یک بنگاه تولیدِ سرمایه می‌بیند.
مشابه این منطق در حوزه فرهنگ هم قابل تعمیم است. اینکه نهاد دولت به‌عنوان قوه مجریه کشور درکنار چند نهاد دیگر مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی فضای مجازی (که از قضا ریاست هر دو با ریاست قوه مجریه است) قرار بوده رگلاتور و تنظیم‌کننده بالادستیِ حوزه فرهنگ باشند یا اینکه با تنزل از نقش اصلی‌اش، به‌عنوان یک کنش‌گر جزء در کنار دیگر کنش‌گران حوزه فرهنگ تقلیل پیدا کرده و حالا دست به رقابت با آنها بزنند. شان و جایگاه اصلی نهاد دولت دست برداشتن تدریجی از تصدی‌گری محض و سیاست‌گذاری و رگلاتوری حوزه فرهنگ است. انتقادی اگر به دولت وارد است، از این ناحیه است و اتفاقاً، همشان و هم جایگاه قوه مجریه محل اصلی این مطالبه است نه سازمان تبلیغات و سپاه پاسداران.
نکته قابل ذکر دیگر در اظهارات آشنا و زیباکلام، محدود کردن هزینه‌ها و اعتبارات فرهنگی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. این عزیزان از آن سو به طور مثال بودجه هزینه شده در بخش‌های پژوهشی حوزه‌های علمیه را زیرمجموعه‌ای از هزینه‌های فرهنگی خارج از دولت تعریف می‌کنند و از این سو، اعتبارات فرهنگی تحت اختیار قوه مجریه را محدود به اعتباراتِ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌دانند! در مقام عمل و اجرا آیا اعتباراتی که ذیل فرهنگ هزینه می‌شوند محدود به وزارت ارشاد است؟ آیا وزارتخانه‌هایی مانند بهداشت، علوم، آموزش و پرورش، نیرو، نفت و امثالهم هر ساله اعتباراتی برای هزینه‌های فرهنگی خود صرف نمی‌کنند؟

قوه مجریه در حکم یک رگلاتور فرهنگی
فارغ از مغالطه‌های صورت گرفته در دیدگاه آقایان آشنا و زیباکلام، مطالبه اصلی از دولت در حوزه فرهنگ، ارتقای نقش آن به‌عنوان یک تنظیم‌کننده بالادستی است و اتفاقاً در این نگاه، متولی و مخاطب اصلی قوه مجریه است همان‌گونه که متولی اصلی اقتصاد در کشور هم قوه مجریه است. چگونه است که قوه مجریه در حوزه‌های اقتصادی قائل به واگذاری تصدی‌گری‌ها و ارتقای نقش خود به عنوان یک سیاست‌گذاری بالادستی است اما در حوزه فرهنگ با تنزل جایگاه، خود را به عنوان یک کنشگر و نه سیاست‌گذار مطرح می‌کند؟
شاید ذکر یک مثال در تشریح تفاوت این دو جایگاه و پایان بحث مناسب باشد. تفاوت سیاست‌گذار یا کنشگر دانستن دولت در حیطه فرهنگ، آنجایی است که در نگاه اول اگر سازمان تبلیغات اسلامی یا سپاه پاسداران (هر دو از نهادهای زیرمجموعه رهبری) قصد ورود به صنعت سینما و تولید فیلم سینمایی را داشته باشند، لاجرم باید از گلوگاه «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» بگذرند. در نگاه دوم اما نهاد دولت با تنزل شانیت خود می‌تواند از این گلایه کند که بودجه تولیدات سینمایی حوزه هنری (وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی) چند برابر بودجه تولیداتِ سینماییِ وزارت ارشاد است. در نگاه اول، وزارت ارشاد در مقام سیاستگذار و  رگلاتور فرهنگی ظاهر شده ولی در نگاه دوم، خود را در حد یک کنش‌گر فرهنگی تنزل رتبه داده است.

 

captcha
شماره‌های پیشین