307
چهارشنبه، ۰۸ شهریور ۱۳۹۶
10
اتفاق‌های حاشیه‌ای پیرامون وزارت ورزش و جوانان دور می زند

#ژن_خوب از جنس ورزشی

شنیدن برخی اتفاقات در ورزش ایران، چندان عجیب نیست؛ ورزشی که روابط در آن جای ضوابط را گرفته، بازیکنان پولی فضای ستاره‌های بااستعداد را تنگ کرده، دلال‌ها و واسطه‌ها به جای مربیان در انتخاب‌ها و تصمیم‌های فنی نقش مهمی را ایفا کرده، لیدرها قدرتی بیش از مربیان و حتی مدیران به دست آورده و سکوهای ورزشگاه‌ها نیز دیگر بوی اخلاق‌مداری نمی‌دهد.

درخشش آینده‌سازان؛ شادی یا اضطراب

صبح نو

اتفاق‌های حاشیه‌ای پیرامون وزارت ورزش و جوانان دور می زند

#ژن_خوب از جنس ورزشی

شنیدن برخی اتفاقات در ورزش ایران، چندان عجیب نیست؛ ورزشی که روابط در آن جای ضوابط را گرفته، بازیکنان پولی فضای ستاره‌های بااستعداد را تنگ کرده، دلال‌ها و واسطه‌ها به جای مربیان در انتخاب‌ها و تصمیم‌های فنی نقش مهمی را ایفا کرده، لیدرها قدرتی بیش از مربیان و حتی مدیران به دست آورده و سکوهای ورزشگاه‌ها نیز دیگر بوی اخلاق‌مداری نمی‌دهد.

از همه اینها بدتر، ورود جادو و جمبل به ورزش و خصوصاً فوتبال است و هرازگاهی شنیده می‌شود مدیر، مربی، ورزشکار یا وابستگان به آنها با جادوگران ارتباط دارند؛ اتفاقی که باعث می‌شود حرکات عجیب از سوی این افراد قبل یا بعد از هر مسابقه در رختکن تیم‌ها یا محل‌های انجام رقابت‌های ورزشی رخ دهد.
مدیران غیرمتخصص، بازنشسته و چند شغله، پست‌های کلیدی و حساس ورزش را قرق کرده و شایسته سالاری در انتخاب ورزشکاران، مربیان و مدیران دیگر محلی از اعراب در این مقوله مهم اجتماعی ندارد.
متأسفانه تمامی این مسائل دست به دست هم داده تا ورزش ایران در برخی رشته‌ها جایگاه‌های جهانی، آسیایی و حتی منطقه‌ای خود را به راحتی از دست داده و اگر چاره‌ای برای این مشکلات بزرگ اندیشیده نشود، ورزش در بحرانی بزرگ‌تر غرق خواهد شد.

رسوخ ژن‌های خوب در ورزش
یکی از اتفاقات عجیبی که در چند سال اخیر در ورزش ایران رخ داده است، قدرت گرفتن فرزندان برخی از مدیران ورزشی است؛ نفراتی که با توجه به نزدیکی خانوادگی به تصمیم‌گیر اصلی آن رشته ورزشی، اقدامات خارج از ضابطه بسیاری را انجام داده و برای خود کسب‌و‌کار جدیدی راه انداخته‌اند.
جدیدترین اتفاق در مورد این موضوع به یک باشگاه شهرستانی در لیگ برتر فوتبال برمی‌گردد. خبر این اتفاق تلخ خیلی زود فضای نه چندان سالم فوتبال را تحت‌تأثیر قرار داد و بسیاری از نفرات مرتبط با این پرونده را به واکنش واداشت.
خبر از این قرار بود: «در روزهایی که ژن خوب داشتن و آقازادگی در رسانه‌ها و به خصوص شبکه‌های اجتماعی نقل محافل است، آقازاده یکی از مدیران لیگ برتری دست به اقداماتی عجیب و غریب زده است. وی با بهره‌مندی از این توانمندی ژنتیک، در عمل همه‌کاره باشگاه بوده و همه چیز زیر نظر این آقازاده جوان انجام می‌شود. او ارتباط نزدیکی با یک جادوگر داشته و عنان تیم را به دست وی سپرده است.»
این خبر در مورد فرزند مدیرعامل یکی از باشگاه‌های شهرستانی لیگ برتر مطرح شد و حتی بحث‌های دیگری نیز در مورد این آقازاده به میان آمد؛ اما با تکذیب پدر که پسرش چنین قدرتی در یکی از دو باشگاه همشهری ندارد، تقریباً این پرونده بسته شد.
البته این موضوع جدیدی در ورزش نیست و خیلی از وابستگان نزدیک نفرات تصمیم‌گیر در فدراسیون‌ها و باشگاه‌های ورزشی درگذشته با استفاده از ابزار قدرتمند رابطه، در بسیاری از تصمیم‌گیری‌های مهم نقش‌آفرینی کرده و می‌کنند.

از فرزند وزیر تا پسر خوش‌تیپ
در سال‌های نه چندان دور فرزند یکی از رؤسای پیشین سازمان تربیت‌بدنی، نقش مهمی را در تصمیم‌گیری‌های کلان این نهاد مهم ورزشی ایفا می‌کرد. حتی برخی معتقد بودند که قراردادهای عمرانی این سازمان با نظر آقازاده ورزش انجام می‌گرفت.
اخبار پرونده این موضوع تا چند وقت نقل رسانه‌ها و محافل ورزشی بود و در نهایت هم مشخص نشد که این آقازاده چقدر در این سازمان تأثیرگذار بود و اخبار و شایعاتی که در مورد قدرتش مطرح می‌شد، صحت داشت یا خیر؟
در همان مقطع زمانی پای رییس یکی از فدراسیون‌های پرطرفدار ورزشی نیز به روزنامه‌ها و سایت‌های ورزشی باز شد و خیلی‌ها می‌گفتند که این پسر با استفاده از رانت‌های پدرش حتی پورشه‌سوار نیز شده است. ولی پدر، همیشه این اخبار را شایعه می‌دانست و آنها را تکذیب می‌کرد.
نام پسر یکی از وزیران ورزش نیز بین آقازاده‌های تصمیم‌گیر در وزارتخانه ورزش و جوانان مطرح شد، ولی پرونده این پسر مدیر چندان باب میل رسانه‌ها نبود و داستان او خیلی زود مختومه شد.
بین این آقازاده‌ها پسر یکی از رؤسای هیأت‌های ورزشی در تهران، داستان جالبی دارد؛ آقای «ش» که طی اخبار مطرح شده، مجموعه تحت امرش را به محیطی خانوادگی تبدیل و برای بسیاری از فامیل‌ها و دوستانش اشتغالزایی کرده بود.
یکی از این نفرات، پسر آقای رییس هیأت بود که توانست در بسیاری از مناسبت‌های مهم فوتبال حضور داشته باشد و حتی از مجری معروف تلویزیون، لقب پسر خوش‌تیپ رییس را دریافت کند؛ آقازاده‌ای که در مراسم اهدای جام قهرمانی یکی از تیم‌های لیگ برتر نقش بسیار پررنگی داشت.

نسل جدید در راه است
این اتفاق‌ها شایعه باشد یا واقعیت، صحیح باشد یا غلط و درست باشد یا نادرست، بالاخره برای مدت کوتاه یا بلند فضای ورزش را مسموم و آلوده می‌کند و بر این مسأله بیش از گذشته صحه می‌گذارد که کم‌کم روابط جای ضوابط را در ورزش و فوتبال ایران گرفته و می‌گیرد.
برای نمونه پسر یکی از مدیران دوشغله ورزشی، چند ماه پیش اخبار زیادی را به خود اختصاص داد.
تأسیس یک رستوران در محوطه یکی از فدراسیون‌های ورزشی یا شراکت با کاپیتان یکی از تیم‌های ملی ورزشی ایران در پروژه‌های این چنینی، اخباری بود که در خصوص این آقازاده مطرح شد؛ هر چند پدر دو‌شغله‌اش، آن‌ها را نادرست و شایعه دانست.
متأسفانه ژن‌های خوب با تکیه بر مسیر ساده رابطه به جای ضابطه در همه جای کشور به ویژه ورزش در حال رسوخ هستند و به خاطر داشتن روابط قوی، کسی جرأت نمی‌کند به آنها بگوید بالای چشمتان ابروست.
اگر این افراد حداقل‌های لازم برای پست‌های کلیدی و تأثیرگذار را داشتند، دلمان نمی‌سوخت، مانند پسران ورزشکاری که جا پای پدرشان گذاشتند. البته بسیاری از این آقازاده‌های ورزشی شاید در مقطعی توانستند به خاطر اسم پدر، در تیم‌های ملی یا باشگاهی حضور یابند اما در نهایت به خاطر مشکلات فنی، خیلی زود کنار رفتند؛ اما در بحث مدیریتی به خاطر شرایط خاصی که دارد، کمتر شاهد آن هستیم که یک آقازاده به خاطر عدم‌توانایی‌های تخصصی‌اش کنار گذاشته شود.
این آقازاده‌ها از یک جایگاه به جایگاه دیگری می‌روند و حتی شاید فضای بهتری برایشان در نظر گرفته شود؛ اتفاقی که قطعاً یکی از مشکلات سال‌های اخیر و آینده ورزش کشور خواهد بود، مگر اینکه نهادهای ذی‌ربط برخورد جدی با چنین افرادی انجام دهند.

captcha
شماره‌های پیشین