305
دوشنبه، ۰۶ شهریور ۱۳۹۶
8

وقتی «مرد کار» باشی...

سانحه تلخی که جوانان جهادی را از کشور گرفت

اردوی جهادی تا بهشت

بچه‌ها حال و روز خوشی ندارند. سراغ هرکس را که می‌گیری نایی برای جوابگویی ندارد. اردویی که از دوم شهریورماه آغاز شده بود، حالا زودتر از موعد پایان یافته. کابوس تلخ واژگونی وانت نیسان، عصر شنبه بروبچه های گروه جهادی «طلوع حق» را خراب کرد تا آنها دو نفر از بهترین دوستان‌شان را از دست بدهند و دو نفر دیگر را هم در اتاق مراقبت‌های ویژه بیمارستان ببینند. اتفاقی که اگرچه تلخ بود، اما شاید بهترین دستمایه باشد برای سخن گفتن دوباره از جوانان گمنامی که در محروم‌ترین مناطق ایران، شناخته شده تر از دانشگاه‌ها و محله‌هایشان هستند.

ما حزب‌اللهی‌های «حرفه‌ای» و چشم‌هایش...

خبر

صبح نو

سانحه تلخی که جوانان جهادی را از کشور گرفت

اردوی جهادی تا بهشت

بچه‌ها حال و روز خوشی ندارند. سراغ هرکس را که می‌گیری نایی برای جوابگویی ندارد. اردویی که از دوم شهریورماه آغاز شده بود، حالا زودتر از موعد پایان یافته. کابوس تلخ واژگونی وانت نیسان، عصر شنبه بروبچه های گروه جهادی «طلوع حق» را خراب کرد تا آنها دو نفر از بهترین دوستان‌شان را از دست بدهند و دو نفر دیگر را هم در اتاق مراقبت‌های ویژه بیمارستان ببینند. اتفاقی که اگرچه تلخ بود، اما شاید بهترین دستمایه باشد برای سخن گفتن دوباره از جوانان گمنامی که در محروم‌ترین مناطق ایران، شناخته شده تر از دانشگاه‌ها و محله‌هایشان هستند.

بچه‌ها، شاید ساعت شش و نیم بعدازظهر روز چهارم شهریورماه را هیچ وقت فراموش نکنند. روزی که «امین» و «امیر» برای همیشه از بین‌شان رفتند. جوانانی که حالا نام گروه جهادی موسسه «طلوع حق» را بیشتر از همیشه سر زبان‌ها انداخته‌اند. حالا گروه 40 نفره جوانان جهادی این موسسه، بعد از اتفاقی که عصر شنبه در حوالی گیلانغرب برایشان افتاد، باید بدون دو نفر از بهترین دوستان‌شان به تهران برگردند و البته چشم و گوش‌شان هم به اتاق مراقبت‌های ویژه بیمارستان باشد و پیش دو نفر دیگر از بچه‌های گروه، که در اغما هستند.

جهادی‌های بی ادعا
 آقای «حسین میدان میری» مسوول محور استان کرمانشاه قرارگاه جهادی امام‌رضا؟ع؟است. قرارگاهی که کار هماهنگی و اعزام و البته حمایت از گروه‌های جهادی دانشجویی اعزامی به مناطق محروم را به عهده دارد.
او در گفت و گو با «صبح نو» درباره گروه جهادی «طلوع حق» و سانحه تلخی که برایشان رخ داد، می‌گوید:« بروبچه های موسسه طلوع حق در قالب گروهی 40 نفره به دهستان ویژنان گیلانغرب اعزام شده بودند. آنان قرار بود طی حضور 6 روزه‌شان از دوم تا هفتم شهریور امسال، چهار پروژه را برای اهالی محروم‌ترین روستاهای این بخش به نتیجه برسانند. سه پروژه احداث حمام و دستشویی و البته پروژه کف سازی حسینیه روستا.»
آقای میدان میری می‌گوید:«پروژه‌هایی که بچه‌ها مسوول انجامش بودند، با محل اسکان فاصله داشت. معمولاً  در اردوهای جهادی، روال این است که روستایی به عنوان محل اسکان دائمی درنظرگرفته شده و فعالیت‌های عمرانی گروه‌های اعزامی، در چند روستای نزدیک، به صورت موازی پیش می‌رود. بنابراین بچه‌ها هرروز پس از اتمام کار به محل اسکان برمی‌گردند. برای همین، طبق معمول تلاش کردیم که طی هماهنگی با نهادها و دستگاه‌های مختلف، وسیله نقلیه‌ای برای انتقال بچه‌ها در اختیار بگذارند؛ اما مینی بوس در اختیار نبود و بچه‌ها طبق معمول مجبور بودند با کرایه خودروهای شخصی و محلی، کار حمل و نقل را انجام دهند. شنبه عصر هم 14 نفر از بچه‌ها بعد از اتمام کارشان، سوار وانت نیسانی شدند که کرایه کرده بودند؛ اما متاسفانه وانت در یکی از پیچ‌های خطرناک جاده واژگون شده و به دره سقوط کرد که در این حادثه دو نفر از بچه‌های جهادی گروه را از دست دادیم و 9 نفر هم مجروح شدند.»
این مقام مسوول در قرارگاه جهادی امام رضا می‌گوید:«بعد از وقوع این حادثه، با اورژانس تماس گرفتیم که بعد از حدود یک ساعت و نیم توانستند خودشان را به محل برسانند؛ اما مردم محلی با خودروهای شخصی که در حال عبور بودند، به کمک گروه آمدند و یکی یکی  بچه‌ها را به مراکز درمانی منتقل کردند؛ اما چون امکانات درمانی در آن منطقه فراهم نبود، گروهی 6 نفره از بچه‌ها راکه احتیاج به درمان و مراقبت بیشتر داشتند، با اتوبوس آمبولانس به بیمارستان بقیه الله تهران منتقل کردیم.»
از چهارراه ولیعصر(عج) تهران تا روستاهای ویژنان
حالا دیگر بچه‌ها که حال و روز خوشی هم ندارند، باید بدون آقایان «امین شیرازی» و «سید امیر فارِس حسینی» به تهران برگردند. بچه‌هایی که چهره‌شان شاید برای رهگذران سه شنبه‌های چهارراه ولیعصر(عج) آشناتر از بقیه باشد.
امین و سید امیر فارِس از بچه‌های گروهی بودند که چند هفته‌ای می‌شد سه شنبه‌ها، حال‌و‌هوای چهارراه ولیعصر را متفاوت‌تر از همیشه کرده بودند. گروهی که در قالب پویش «سه شنبه‌های مهدوی» به مردم گل و شیرینی و شربت هدیه می‌دادند تا نذرشان را برای شادی دل مردم و لبخند رضایت امام زمان ؟عج؟ ادا کنند. حالا اما سه شنبه این هفته جای خالی این دو جهادگر، خیلی خالی خواهد بود.

شهدای جهادی مظلومند
اما دبیر ستاد حرکت‌های جهادی قرارگاه امام‌رضا ؟ع؟در گفت و گو با «صبح نو» از تلاش برای پیگیری وضعیت شهدای اردوهای جهادی می‌گوید. آقای «علی حاجوی» به صبح نو  می‌گوید:« این، اولین بار نیست که چند تا از بهترین و بی ادعاترین جوانان این آب و خاک مظلومانه در غربت و در راه جهاد و سازندگی، جانشان را از دست می‌دهند. مرگی که شاید شهادت بهترین و کامل‌ترین تعبیر برایش باشد. ما وظیفه داریم نگذاریم چشمان معصوم دخترک سه ساله امین شیرازی عزیز، خون گریه کند. دوست نداریم خانواده سید امیر فارس حسینی که جوان 21 ساله‌شان را در راه جهاد و آبادانی مناطق محروم از دست داده‌اند، احساس تنهایی کنند. پیگیری ثبت شهادت برای این بچه‌های مظلوم، کمترین کاری است که انتظارش را از مسوولان داریم و آستین‌هایمان را هم برایش بالا زده‌ایم.» حاجوی می‌گوید:«قرارگاه جهادی امام رضا و بچه‌های بی ادعای گروه‌های جهادی که با حمایت این قرارگاه به محروم‌ترین مناطق کشور اعزام می‌شوند،هیچ ادعایی ندارند. ما سال‌هاست یاد گرفته‌ایم بدون منت و هیاهو، سراغ محروم‌ترین نقاط کشور برویم و تمرین جهاد کنیم. یعنی همان چیزی که رهبر انقلاب و مردم مناطق محروم که ولی نعمت ما هستند از ما انتظار دارند.»
او با کنایه، از حاشیه‌هایی که در هفته‌های اخیر برای قرارگاه جهادی امام رضا ساخته شده هم سخن می‌گوید:« افتخار ما این است که تهمت‌ها را به جان می‌خریم و اعتراضی نمی‌کنیم؛ اما بدون شک هیچ افتخاری برایمان بالاتر از این نیست که در راه جهاد و سازندگی، از دوست داشتنی‌ترین جوانان ایران شهید هم تقدیم کنیم. ما از کمبود امکانات و نبود حمایت‌های نهادها و سازمان‌های دولتی و مسوول گله مندیم؛ اما این سبب نخواهد شد که حتی لحظه‌ای از کار و وظیفه‌ای که داریم، نا‌امید شویم.» او ادامه می‌دهد:« در همین حادثه‌ای که برای بروبچه های گروه طلوع حق هم اتفاق افتاد، چند تا از پروژه‌های  چهارگانه تکمیل شده بود و فقط کف سازی حسینیه مانده بود؛ اما به دلیل اتفاق تلخی که افتاد، بلافاصله با هماهنگی یکی دیگر از گروه‌های جهادی، گروهی تازه نفس را به این منطقه اعزام کردیم تا کار عمران و آبادانی در این روستاهای محروم نیمه تمام نماند.»

مسیر سبز
گروه، حال و روز خوشی ندارد. بیشتر از درد زخم‌ها، حال دل بچه‌ها خوش نیست.یکی بغض می‌کند و می‌گوید:«خوش به حال امین و امیر که خدا گلچینشون کرد.» یکی دیگر که سرش را بانداژ کرده‌اند، آهی می‌کشد و می‌گوید:« خدا به داد دختر 3 ساله امین برسه. با چه رویی برگردیم تهران بدون امین و امیر؟ با چه حالی سه شنبه این هفته بریم چهارراه ولی عصر؟»
یکی دیگر اما که سن و سالش بیشتر از بقیه است، می‌گوید:«جهاد سختی دارد. باید تحمل‌مان را بالا ببریم. اگر دل‌مان می‌خواهد مثل امین و امیر باشیم، باید سختی‌ها را به جان بخریم تا خدا بیندازدمان توی مسیر سبز عاقبت‌بخیری. همان که امین و امیر  با یک لبخند بچه‌های معصوم روستا و آباد کردن خانه یک یتیم، توانستند مجوزش را بگیرند.»

 

captcha
شماره‌های پیشین