305
دوشنبه، ۰۶ شهریور ۱۳۹۶
2

خبر

شاخصه‌های حوزه علمیه در تراز انقلاب اسلامی از منظر رهبر معظم انقلاب

میراث شیعی در تکاپوی تحول

حوزه‌های علمیه در سنت شیعی مراکزی برای یادگیری، گفت وگو و پیشبرد اهداف اسلام است. حوزه‌های علمیه یک ذخیره تمام نشدنی برای مسلمانان محسوب می‌شوند که باید مبتنی بر نیازها، در آن نوسازی صورت بگیرد.

صبح نو

شاخصه‌های حوزه علمیه در تراز انقلاب اسلامی از منظر رهبر معظم انقلاب

میراث شیعی در تکاپوی تحول

حوزه‌های علمیه در سنت شیعی مراکزی برای یادگیری، گفت وگو و پیشبرد اهداف اسلام است. حوزه‌های علمیه یک ذخیره تمام نشدنی برای مسلمانان محسوب می‌شوند که باید مبتنی بر نیازها، در آن نوسازی صورت بگیرد.

بالندگی حوزه علمیه برای پیشبرد اسلام ناب محمدی ؟ص؟ نیازمند درک صحیح از فضای حاکم در کشور و جهان است تا متناسب با آن تحول و تغییراتی صورت بگیرد؛ زیرا ما در سطح جهانی شاهد رونمایی از اسلام ستیزی و اسلام هراسی از سوی دشمنان، حمایت از طیف‌های حامی «اسلام منهای سیاست»، «اسلام منهای روحانیت» و «تشیع انگلیسی» در میان جهان اسلام هستیم. رهبر معظم انقلاب اسلامی متناسب با شناخت دقیق اهداف و ابعاد برنامه دشمن برای مغز متفکر جهان اسلام، خواهان تحول در حوزه علمیه
هستند.

حوزه علمیه در متن تحولات
حوزه‌های علمیه متناسب با تکاپو برای دستیابی به اسلام سیاسی، نرم افزار مورد نیاز آن را از منابع دینی استخراج می‌کند. مناسبات حوزه علمیه و روحانیت با نظام اسلامی « حمایت در کنار نصیحت، دفاع در کنار اصلاح» بنابراین دشمنان نظام اسلامی درصددند به بهانه استقلال حوزه علمیه شیعه - که مهم‌ترین تفاوت آن با حوزه علمیه اهل سنت است- مناسبات حاکم را برهم بزنند در حالی که «وابستگی غیر از حمایت است، غیر از همکاری است. نظام به حوزه مدیون است؛ باید به حوزه‌ها کمک کند.» از سوی دیگر برخی از طیف‌ها در تلاش هستند متناسب با بهانه‌های مانند تفاوت جایگاه روحانیت نسبت به رخدادهای جامعه آن را به سمت حاشیه‌نشین کردن حوزه علمیه سوق بدهند در حالی که«روحانیت شیعه با کلیت خود، با قطع نظر از استثناهای فردی و مقطعی، همیشه در متن حوادث حضور داشته است. برای همین است که روحانیت شیعه از یک نفوذ و عمقی در جامعه برخوردار است که هیچ مجموعه روحانی دیگری در عالم - چه اسلامی و چه غیر اسلامی- از این عمق و از این نفوذ برخوردار نیست.» بنابراین «حرکت حوزه‌های علمیه، بی‌طرف نماندن حوزه‌های علمیه در قبال حوادث جهانی، در قبال مسائل چالشی ملی و بین‌المللی یک ضرورتی است که نمی‌شود از آن
غافل شد.»

انتظار برای تحول بنیادین
با توجه به مقتضیات زمان تغییر و تحول در بدنه، محتوا و اهداف حوزه علمیه باید صورت بگیرد زیرا «حوزه به مثابه یک کل که دارای ابعاد و اجزائی است، یک موجود زنده است. یعنی رشد دارد، نُکس دارد، تحرک و نشاط دارد، جمود و رکود دارد، حیات دارد، ممات دارد؛ یک موجود
زنده است.
دلیلش هم تاریخ حوزه‌های علمیه است.» پس بنا بر سنت پیشین در حوزه علمیه و آینده‌پژوهی «چشم‌انداز روشنی برای آینده حوزه علمیه باید ترسیم شود. همانطور که در مسائل کشور چشم‌انداز بیست ساله تدوین شد، بیایید یک چشم انداز بیست ساله، 10 ساله برای حوزه تشکیل بدهید. این کارِ شورای عالی حوزه علمیه است.»
تحول در حوزه علمیه «یعنی به‌روز بودن، بهنگام جلو رفتن، از حوادث عقب نماندن.» و از سوی دیگر در فضای اندیشگانی حاکم در کشور و جهان «تحول حتمی است، منتها تحول دو طرف دارد: تحول در جهت صحیح و درست، تحول در جهت باطل و غلط. ما باید مدیریت کنیم که این تحول در جهت درست انجام بگیرد.» دامنه این تحول به گونه‌ای است که ما «در شیوه آموزش، در شیوه پژوهش، در شیوه پذیرش، در کتاب درسی؛ همه اینها تحول» نیاز داریم.
یکی از اصلی‌ترین محورهای تحول از منظر رهبر معظم انقلاب اسلامی «تخصص شدن» حوزه علمیه است به نحوی که می‌فرمایند:« تخصصی شدن و رشته رشته کردن و امتحان کردن و کارهای گوناگون دیگر هم از همین قبیل است. نیایند بگویند که بزرگان ما همان‌طور درس خواندند و به آن‌جاها هم رسیدند. در حقیقت، بزرگان ما ابزار و وسیله‌ای نداشتند.» به همین خاطر باید مقدمات جدی آن که تغییرات در کتاب‌های درسی است، رخ بدهد به نحوی که «بایستی کاری کرد که همّ طلبه، فهمیدن مطلب باشد، نه فهمیدن عبارت. هیچ هنری نیست در اینکه ما عبارت را جوری مغلق بگیریم، یا اگر تعمداً هم مغلق نگیریم، بی مبالاتی کنیم که عبارت بشود مغلق، تا طلبه مبالغی از وقتش صرف این کار بشود. این چه هنری است؟ این چه لطفی دارد؟ چه خیری در این نهفته است. نخیر، عبارت را آنچنان واضح بیان کنیم که آن کسی که استعداد فهمیدن مطلب را دارد، راحت از عبارت، مطلب را بفهمد. استاد هم برای تفهیم عبارت دچار مشکل نشود و فقط مطلب را
بیان کند.»

خطوط قرمز تحول
در سطح کلان مخالفان تحول این تکاپو را به منزله برهم ریختن مناسبات چندین ساله حاکم در حوزه علمیه تلقی می‌کنند که این نوسازی و تحول اصلاً چنین چیزی نیست.
 باید از موجودی ارزشمند حوزه علمیه قم استفاده بشود و سازماندهی و جهت‌دهی بشود و از دوباره‌کاری‌ها پرهیز شود. از سوی دیگر در فرایند تحول باید مراقب «خطوط اصلی حوزه» مانند متد اجتهاد بود زیرا «اگر تحول را به معنای تغییر خطوط اصلی حوزه‌ها بدانیم - مثل تغییر متد اجتهاد - قطعاً این یک انحراف است. تحول است، اما تحول به سمت سقوط. شیوه اجتهادی که امروز در حوزه‌های علمیه رایج است و علمای دین به آن متکی هستند، یکی از قویترین و منطقی‌ترین شیوه‌های اجتهاد است؛ اجتهاد متکی به یقین و علم، با اتکای به وحی؛ یعنی از ظن به دور است و استنباط ما استنباط علمی و یقینی است.»

captcha
شماره‌های پیشین