294
یکشنبه، ۲۲ مرداد ۱۳۹۶
7

مرگ مجازی

دو سال پیش در یک گروه محدود تلگرامی، با پسری جوان به‌نام علی از اهالی استان سیستان آشنا شدم. بعد از دو سه ماه، یک‌بار که او متنی با مضمون مرگ‌اندیشی در گروه گذاشت، گفتم چنین تأمل‌هایی شاید برای سن او زود باشد. جواب داد: «زود که نیست، حتی دیر شده است.» همان‌جا یکی از اهالی گروه در پیامی خصوصی برایم توضیح داد که او مبتلا به یک بیماری کُشنده است. دو سه ماه بعد، علی فوت کرد. بچه‌های گروه، که به گمانم هیچ یک علی را از نزدیک ندیده بودند، پول روی هم گذاشتند و دسته‌گلی برای مراسم ختمش فرستادند.

دوهزار زائر ایرانی ریش سفید

دلنوشته‌‌‌ای از سوز سینه برای الهه

صبح نو

دلنوشته‌‌‌ای از سوز سینه برای الهه

قبلاً گفته‌ام و همینجا نوشته‌ام، ما حاضریم مستعمره تهران شویم. عیبی ندارد حتی اگر 80 درصد نفت و بخش اعظم آب و برق و عمده محصولات کشاورزی کشور در خوزستان تولید می‌شود اما بازهم حاضریم مستعمره تهران شویم! کاش می‌شد شادگان، اندیکا، کوت عبدالله، منبع آب و بقیه شهرها و محله‌های محروم خوزستان را از نقشه می‌کندیم و می‌کوبیدیم وسط تهران! قبلاً گفته‌ام، بازهم می‌نویسم. اگر مستعمره تهران بودیم لااقل حرفمان به گوش ناشنوای برخی‌ها بهتر می‌رسید...
الهه، دختر دوساله خوزستانی ساکن منطقه بسیار محروم «دارخوین» از توابع شهر شادگان، در حین بازی کردن به درون چاه فاضلاب روباز سقوط می‌کند، غرق می‌شود و هیچ‌کس خبردار نمی‌شود... تا اینجای داستان اگر انسانیت داشته باشیم کفایت می‌کند برای فریاد زدن! و دو روز بعد جنازه این دختر معصوم در چاه فاضلابی پیدا می‌شود و صدحیف که این دردنامه یک «داستان» نیست و صد آه از اینکه الهه نه اولین دختربچه خوزستانی بوده و نه آخرینش که به کام مرگ و آن هم مرگ دلخراش می‌رود!
الهه با دردناک‌ترین شکل ممکن به کام مرگ رفت ولی هیچ بازیگر و خواننده‌ای برایش پیام منتشر نکرد، عموپورنگ به منزلش نرفت، رییس‌جمهور پیامی نداد، از وزیر بهداشت و وزیر نیرو و دیگران هیچ خبری نشد، مردم در شبکه‌های اجتماعی حرکتی نکردند، آب از آب هم تکان نخورد، چرا؟! چون اینجا #خوزستان است و مردمانش عادت کرده‌اند به سختی و بلا ، به بیکاری به بی‌آبی و بی‌برقی! مرزبانی‌اش با ما و قاچاق کالای لوکس از مرز با فلان ابن فلان! اینجا سرزمین نخل‌های بدون سر و مدیران پردردسر است! زیاده هم حرف بزنی رییس‌جمهور مملکت می‌آید راست راست در چشمانت نگاه می‌کند و پیرامون عذاب الهی برای تو وعظ می‌خواند! چه اینکه عذاب الهی در واقع مدیران ناکارآمدی هستند که به‌واسطه ندانم‌کاری‌ها و بی‌تدبیری‌هایشان هنوز بسیاری از مناطق و شهرهای خوزستان سیستم فاضلاب شهری ندارند و تو چه می‌دانی در مجاورت لوله‌های نفت باشی و با تانکر برایت آب شرب بیاورند و هیچ‌کس هم دم برنیاورد یعنی چه؟  در همین کلانشهر اهواز محله‌هایی داریم که فاضلابشان از طریق کانال‌های آب سطحی دفع می‌شود، بگذار شفاف‌تر بگویم، جوی آب زلال و خنک کنار خیابان ولی عصر؟عج؟ تهران را در نظر بگیر! حالا فرض کن در برخی محله‌های ما در همین جوی به‌جای آب فاضلاب است و به‌جای درخت.... باورتان می‌شود که آقای «همایون یوسفی» نماینده همین مردم است و برای عکس سلفی با خانم موگرینی تا کمر خم می‌شود؟!
آقای یوسفی برای پیگیری کدام یک از مشکلات مردم اهواز جلوی کسی تا کمر خم شده؟! آقای شریعتی استاندار خوزستان که در روزهای منتهی به انتخابات بار سفر بسته بود و به هر کوی و برزنی سر می‌زد حالا برای پدر و مادر الهه دوساله و مردم شادگان چه پاسخی دارد؟
دردها بسیار است... چرا مردم خوزستان با وجود رودخانه‌های مختلف از امکانات ورزش‌های آبی تا این حد کم بهره‌اند؟! چه کسی پاسخگوی جان چندین گردشگری است که روزهای قبل در چالکندی دزفول غرق شدند؟! چرا در گرمای بالای 50درجه هیچ مدیری عرضه برپا کردن چند ایستگاه توزیع نوشیدنی را هم نداشت؟!
چه کسی باید پاسخگوی مشکل آب شرب مردم ایذه باشد؟ مگر نه اینکه آقای نوبخت قول رفع مشکل را داده بود؟  چرا می‌خواهند آب شیرین رودخانه علا در شهر صیدون باغملک را به استان دیگری برای درختکاری منتقل کنند در‌حالی‌که مردم روستاهای پایین‌دست همان رودخانه مشکل آب شرب دارند؟
 چرا «دز» که بستر وحدت رزمندگان ما بوده حالا مایه تفرقه می‌شود؟! و هزار و یک چرای دیگر که پاسخش ساده است اما عزمی برای برطرف کردن آن نیست.
من مرگ الهه را یک اتمام حجت می‌دانم برای هر مدیری که ذره‌ای تقوا و غیرت و حتی انسانیت در وجودش باشد و تاکنون توانش را به‌جای رسیدگی به مشکلات مردم، صرف بازی‌های سیاسی و رقابت‌های رایج تصاحب قدرت کرده است.
با این همه، کور باد آنکه گمان می‌کند بچه‌های خوزستان به‌خاطر بی‌تدبیری‌های عده‌ای دنیاطلب دست از ارزش‌هایشان می‌کشند... تقوی فر، دریساوری، قربانی، کجباف، خلیلی و ده‌ها شهید مدافع حرم خوزستانی نشان از عهدی دارند که با خمینی کبیر  و خلف شایسته‌اش بسته‌ایم...

  یادداشت
   اسماعیل معنوی

captcha
شماره‌های پیشین