292
چهارشنبه، ۱۸ مرداد ۱۳۹۶
6
محمدباقر قالیباف در برنامه ویژه خبری:

تهران به یک شهر جدید تبدیل‌شده است

بیلبوردهای شهر را تعقیب کنید

تهران؛ چند قدم نزدیک‌تر به پایتخت

تهرانمان قشنگ نبود، سبزی نداشت، خاکستری بود، خیابان‌هایی تنگ داشت، اتوبان‌هایش زیاد نبود، کتابخانه کجا بود، فرهنگسراها چه دور بود، ساختمان‌های مدرن نداشت‌؛ تهرانمان زیاد دلچسب نبود. تهرانمان را از نو نوشتند، غلط املایی‌اش را گرفتند و تهران شد تهران، شد شهری بهتر برای زندگی، شد پایتختی نه فقط برای ساختمان‌ها و ماشین‌ها که برای آدم‌ها.

صبح نو

بیلبوردهای شهر را تعقیب کنید

تهران؛ چند قدم نزدیک‌تر به پایتخت

تهرانمان قشنگ نبود، سبزی نداشت، خاکستری بود، خیابان‌هایی تنگ داشت، اتوبان‌هایش زیاد نبود، کتابخانه کجا بود، فرهنگسراها چه دور بود، ساختمان‌های مدرن نداشت‌؛ تهرانمان زیاد دلچسب نبود. تهرانمان را از نو نوشتند، غلط املایی‌اش را گرفتند و تهران شد تهران، شد شهری بهتر برای زندگی، شد پایتختی نه فقط برای ساختمان‌ها و ماشین‌ها که برای آدم‌ها.

کلیددار شهر تهران فردا انتخاب می‌شود و شهردارِ 12‌ساله جایش را به خلفش می‌دهد، این خوب بهانه‌ای است برای راه افتادن کمپین «تهران جدید»،  تهرانی که حالا برای مسافران داخلی و خارجی‌اش چیزی برای عرضه دارد. بیلبوردهای پایتخت چند روزی است این پوست‌اندازی‌ها را به نمایش گذاشته‌اند و شده‌اند تلنگری به حافظه‌ها که به‌یاد بیاورند تهران چه بود و چه شد.
تهران حالا شهر نقاشی‌های دیواری است، شهر خانه‌های محله، فرهنگسراها، اتوبوس‌های بی‌آرتی و مترو که خطوطش رنگین‌کمانی شده است؛ تهران بیش از یک دهه برای خلاصی از غلاف عقب‌ماندگی‌ها تلاش کرده است.

عددهایی قابل دفاع
 تهران را می‌شود با چند عینک خواند، می‌شود آن را با چشم‌های شسته و نشُسته دید، می‌توان حتی نیمه‌خالی لیوان تهران را سرکشید و اظهار عطش کرد. تهران با عینک بدبینی که دیده شود، با چشم‌های نشُسته سهراب که مرور شود، لیوان خالی آن که نوشیده شود شهری است همچنان محتاج تغییر، پهنه‌ای بزرگ و ولنگار که ‌ترمیم می‌خواهد هنوز. اما چشم‌ها که شسته شود تهران شهری است پیرایش‌شده که زندگی در آن آسان‌تر از یک دهه قبل است.
آمارها را اگر بخوانیم، حوصله اگر کنیم و کارنامه عملکرد شهرداری درسه دوره چهارساله را که ورق بزنیم این نو شدن‌ها را خواهیم دید. تهران سال 84، 22 هزار هکتار جنگل‌کاری داشت ولی حالا در دامنه‌های جنوبی البرز و پیرامون شهر بیش از 37 هزار و 600 هکتار جنگل دست‌کاشت قابل رویت است. این یعنی تهران شهرسبزی شده در ارتفاعات سعید‎آباد، ترقیون، خجیر، غزال، شهدای گمنام، پادگان انصارالحسین، تلو، دانشگاه امام حسین ؟ع؟، سوهانک ، قوچک، سایت البرز و پیر داوود و ...
این رگه‌های سبز دلپذیر تا حاشیه اتوبان‌های پایتخت نیز کش آمده و حالا باید از 300 کیلومتر فضای سبزی نوشت که در حاشیه بزرگراه‌های شهری، نسیمی خنک به صورت رهگذران می‌پاشند.
پارک‌ها که دیگر میان مردم به بوستان جاافتاده‌اند از 12‌سال پیش تا به‌حال در تهران رشدی قارچی داشته‌اند: هرسال 93 بوستان و درمجموع 2130 بوستان برای شهری که سال‌هاست باغ‌های کهنسالش را از دست داده است.
تهرانی که رنگ سبز به رخساره آورده دیگر شهر چاله چوله‌ها نیست؛ در سال‌هایی که بر این شهر گذشت 10‌میلیون تن آسفالت روی 61میلیون مترمربع از تونل‌ها، پل‌ها، تقاطع‌های غیرهمسطح  و بزرگراه‌ها کشیده شد.
تعداد پل‌ها و تونل‌های ساخته‌شده در این سال‌ها کم نبود، تهرانِ 12‌سال قبل فقط 157 پل و تقاطع غیرهمسطح داشت که در 10 سال، 178 پل و تقاطع به آن اضافه شد و به عدد امروزی رسید؛ یعنی 335. تهران قبل از سال 84 تونل شهری هم نداشت و مردم نگاهشان به فیلم‌های خارجی بود که مردمانش از درون تونل‌ها می‌گذرند و به سلامت عبور می‌کنند. پایتخت اما این روزها 20 کیلومتر تونل شهری دارد که مربوط است به چهارتونل که تابه‌حال بیشتر مردم تهران حداقل یک‌بار از درونش گذشته‌اند.
تهران از بالا شهری است در محاصره بزرگراه‌ها، این خطوط مشکی نازک که از آسمان دیدنی است به‌ویژه شب‌ها با نوار نورانی چراغ خودروها که رشته‌هایی متصل به‌هم می‌سازند. 12 سال پیش این راه‌ها 231 کیلومتر طول داشت که امروز 303 کیلومتر به این عدد اضافه شده است. این شریان‌های ارتباطی، رفت و آمدها را آسان‌تر کرده و حتی شمال را به جنوب و شرق را به غرب وصل کرده است.  ازهرچه بگوییم اما مترو داستان خودش را دارد، مترویی که عصای دست تهرانی‌هاست. سال 84 که بود پایتخت فقط70 کیلومترخط مترو داشت که فقط دست عده‌ای از جمعیت میلیونی شهر به آن می‌رسید ولی امروز که هجدهم مرداد 96 است طول این ریل‌های زیرزمینی به 300 کیلومتر رسیده، با ایستگاه‌هایی تقریباً نزدیک به همه مردم شهر و هزینه‌های مقرون به صرفه.

جهش فرهنگی ورزشی    
یک شهر فقط داشته‌های سیمانی و بتونی و آهنی‌اش نیست، شهر جایی است برای زندگی، برای لذت بردن از حیات و رسیدن به آرامش. گرچه آرامش گمشده بشر قرن بیست و یکمی است اما آرامش به‌دست می‌آید اگر امکانات شهری طوری چیده شود که مردم را به‌وجد بیاورد، امکاناتی مثل سینما، فرهنگسرا، موزه‌، باشگاه ورزشی و حتی خانه‌های محله و سلامت.
این آمارها را بخوانید که از زیر پوست شهر تهران گزارش می‌دهد: پایتخت بیش از 60 مجموعه ورزشی ویژه بانوان دارد، تعداد سالن‌های ورزشی متعلق به شهرداری‌اش بیش از 313 مورد است، سالن‌های ورزش‌های آبی‌اش 58 تا و میزهای شطرنج تعبیه شده دربوستان‌ها 2812 عدد. کودکان ساکن تهران این روزها بیش از 1700 زمین بازی مخصوص به خود دارند و نوجوان‌ها و جوان‌ها می‌توانند در 386 مسیر دوچرخه، سه پیست دوچرخه‌سواری، دو هزار جاده تندرستی و 47 پیست اسکیت به نفع سلامتی‌شان گام بردارند.
بزرگ‌ترها هم از هشت سال پیش تاکنون مجال یافته‌اند تا در 354 خانه سلامت پراکنده در تهران، دانش پزشکی و دانسته‌های خودمراقبتی خویش را ارتقا دهند و وضعیت سلامتشان را رصد کنند.
این‌ها همه برای جسم تهرانی‌ها اما برای آنهایی که به روح و روان نیز بها می‌دهند در تهران امروز فرصت فراهم شده است با 35 فرهنگسرا و دوره‌های آموزشی متعددش، 400کتابخانه، باغ موزه هنرایرانی، موزه دکترعلی شریعتی، موزه استادشهید مطهری، موزه دکترچمران، خانه موزه بازار، باغ موزه قصر، مرکزتئاترصبا، باغ کتاب، گنبد مینا و ده‌ها مرکز فرهنگی بنام که مردم بهتر آنها را می‌شناسند. تهران چندسالی است پرو پیمان شده و درکالبد محتاج امکاناتش، روحی دمیده شده، تهران حالا شهر بهتری برای آدم‌ها شده.

captcha
شماره‌های پیشین