291
سه شنبه، ۱۷ مرداد ۱۳۹۶
3
حساب‌ بانکی ایرانی‌ها در ترکیه و چین هم مسدود شد

چشم‌غره چشم بادامی

«حساب‌های ایرانی‌ها در خارج از کشور مسدود می‌شود»، این خبر تازه‌ای نیست؛ بسیاری از کشورهای غربی چه در دوران تحریم‌ها و چه در زمانی که ایران به اصطلاح دوران پسابرجامی خود را سپری می‌کند، دست به این کار می‌زدند و بانک‌های بزرگ دنیا حتی حاضر نبودند با ایران کار کنند، چه رسد به اینکه پول‌های ایرانی‌ها را بلوکه کنند و حساب‌هایشان را ببندند. اما داستان از زمانی رنگ و بوی جدی‌تری به خود می‌گیرد که چین و ترکیه هم به این دسته از کشورهای دنیا برای مسدود کردن حساب‌های ایرانی‌ها وارد می‌شوند و سعی دارند که دل ایرانی‌ها را در تجارت با خود بلرزانند و لبخند رضایت بر چهره آمریکا و متحدانش بنشانند.

بازخوانی گام‌های رهبری در یک نقشه راه

از برجامِ چینی تا چین پسابرجام

صبح نو

بازخوانی گام‌های رهبری در یک نقشه راه

29 اردیبهشت 1396 پس از رقابتی جدی میان نیروهای سیاسی کشور و نامزدهایی که هر یک، جریانی عمده یا جناحی سیاسی را نمایندگی می‌کردند، آقای حسن روحانی با بیش از 23 میلیون رأی از سوی مردم ایران به‌عنوان رییس‌جمهور برگزیده شد. با اینکه این رقابت‌ها درون چارچوب‌های نظام جمهوری اسلامی تعریف شده بود، کمپین انتخاباتی آقای روحانی در کلیت خود و برخی سخنان وی به‌طور خاص، نشان از رد کردن برخی خطوط قرمز نظام داشت. برای نمونه وی در حالی به برخی نهادهای حافظ امنیت کشور چون سپاه پاسداران تاخت یا از برخورد سال‌های گذشته قوای قضایی با منافقین شکوه کرد که خود در تمامی سال‌های پس از انقلاب در سطح ارشد مقامات امنیتی کشور بوده و با حساسیت‌های این حوزه به‌خوبی آشناست.
جایگاه رهبری، به‌عنوان پاسدار خطوط قرمز نظام در چارچوب مردمسالاری دینی اقتضا می‌کرد که ضمن حمایت از رقابت‌های سالم و شفاف و ترغیب مردم به حضور حداکثری در انتخابات، در برابر نقض جدی ـ ولو غافلانه ـ چارچوب رقابت‌ها بی‌تفاوت نباشند. در فاصله پایان یافتن دوره رقابت تا آغاز به‌کار دولت جدید، این فرصت فراهم شد تا ایشان به برخی کژی‌های گفتمان و رفتارهای انتخاباتی رییس‌جمهور منتخب بپردازند. در این دوره، زمانی که بخش عمده آن در ماه مبارک رمضان واقع شد، ایشان با ادبیاتی صریح‌تر از آنچه مورد انتظار حامیان و هواداران دولت بود، نسبت به برخی مسائل چون پذیرش سند آموزشی 2030 یونسکو یا عوض شدن جای شهید و جلاد در بازخوانی تاریخ دهه 1360 ایران یا تقویت بنیادهای دفاعی کشور واکنش نشان دادند. در مورد 2030 پافشاری رهبری بر مواضع استقلال‌طلبانه نظام که با استقبال کارشناسان دلسوز و گفتمان‌سازی اقناعی در افکار عمومی صورت گرفت، نهایتاً موجب لغو آن در شورای عالی انقلاب فرهنگی شد. در مورد حوادث دهه 60 نیز ایشان در سخنرانی سالگرد رحلت امام(رحمه الله علیه) تذکر دادند؛ اما حوادث تروریستی رخ‌داده در مجلس شورای اسلامی و مرقد امام(رحمه الله علیه) در روزهای بعد، ضرورت برخورد با عوامل تروریستی را آشکارا به شهروندان جامعه امن ایرانی گوشزد کرد تا تداعی‌گر صحت منطق نظام در برخورد با حوادث مشابه در سال‌های گذشته نیز باشد. سرانجام اتصال این موضوع به حملات موشکی نیروی هوافضای سپاه از داخل خاک ایران به مواضع داعیش در صدها کیلومتر آن‌سوتر، همدلی اغلب ایرانیان را برانگیخت و اهمیت حیاتی تقویت نیروها و ابزارهای دفاعی کشور را به تصویر کشید.
گره خوردن مجموعه تحولات این دوره با بیانات و مواضع رهبری در همین مدت، به‌گونه‌ای بود که اگر برخی از گفتمان و کردار انتخاباتی آقای روحانی در دوران رقابت‌ها موقت و از سر غفلت بوده است، ناگزیر به اصلاح مواضع خود و در پیش گرفتن خط دیگری شود. تصویب لغو اجرای سند 2030 در جلسه‌ای با ریاست خود آقای روحانی، موضع قاطع وی در برخورد با تروریست‌ها آن‌هم با یادآوری تجربه موفق نظام در دهه 60 و سرانجام همراهی رییس‌جمهور با اقدام مقتدرانه نظامی در پاسخ به حملات داعش در کنار دیدار وی با فرماندهان ارشد سپاه پاسداران را می‌توان در این چارچوب تحلیل کرد.
در واقع کنش ـ واکنش رهبری در این دوره به‌شکلی رقم خورد که بار دیگر «امنیت ملی» را به جایگاه شایسته آن به‌مثابه مبنا و محیط رقابت سیاسی و نه موضوع رقابت‌های انتخاباتی برگرداند و گام‌به‌گام همراهی شخص رییس‌جمهور را نیز برانگیخت. در همین مدت، آیت‌الله خامنه‌ای یک چارچوب کلان برای آغاز دورانی جدید از مدیریت اجرایی کشور ترسیم کردند. آغاز این حرکت اظهار «خوشبختی» نسبت به تأیید صحت نتایج انتخابات از سوی شورای نگهبان با وجود درخواست رسیدگی به تخلفات رخ داده و در کنار آن، فراخواندن همگان به «اغماض» از بداخلاقی‌های دوره انتخابات و تلاش برای تکرار نشدن آنها بود که در سخنرانی راهبردی سالگرد رحلت امام(رحمه الله علیه) اظهار شد. محورهای مشترک سخنرانی رهبر انقلاب و رئیس‌جمهور در مراسم تنفیذ که در مواضع آنها پیرامون اهمیت مردمسالاری دینی، اولویت اشتغال و تولید، تأکید بر عدالت‌گستری و فقرزدایی، حفظ وحدت جامعه رنگارنگ ایران، تعامل در فضای بین‌المللی و تسلیم انزوا نشدن و مانند آنها نمود داشت ـ این موارد در برخی بازنمایی‌های رسانه‌ای داخل و خارج کشور نیز مورد توجه قرار گرفت ـ نویدبخش شروع عملی همین فضای جدید است. این عنصری ضروری برای موفقیت دولت در پرداختن به مسائل واقعی کشور است. می‌توان حدس زد که از این پس در کنار مراقبت مستمر رهبری از حفظ هویت انقلابی و پرداختن به اولویت‌ها، حمایت پررنگ‌تری از سوی ایشان نسبت به دولت برای پیشبرد امور کلان و گشایش در امور مردم صورت گیرد.

  یادداشت    مصطفی غفاری
دانشجوی دکترای جامعه شناسی سیاسی

captcha
شماره‌های پیشین