290
دوشنبه، ۱۶ مرداد ۱۳۹۶
7
تیراندازی‌های سریالی سربازان ادامه دارد

خون‌بازی سرباز کهریزکی

سال‌ها بود که با خبر تیراندازی و کشتار مردم در کشور غریبه بودیم. آخرین خبر از این دست برمی‌گشت به دو سال پیش که یک سرباز در استان فارس به روی دیگران آتش گشوده بود. در آن ماجرا یکی از سربازان یگان حفاظت زندان آباده در استان فارس با شلیک به عوامل یگان، پنج نفر را کشت و یک نفر را مجروح کرد. در‌حالی‌که عوامل یگان حفاظت زندان در حال ورزش صبحگاهی بوده‌اند، سربازی که در یکی از برج‌های مراقبت مشغول نگهبانی بود، شروع به تیراندازی کرد و افسر نگهبان و چهار سرباز وظیفه را کشت و یک سرباز دیگر را نیز مجروح کرد. اما حالا هر چند هفته یکبار یک خبر با این تیتر به گوش می‌رسد «سربازی با اسلحه چند نفر را به کام مرگ کشاند» در آخرین مورد از این ماجرا، دیروز یک سرباز در میدان تیر کهریزک از خجالت دیگران درآمد و چند کشته و زخمی روی دست پادگان گذاشت!

به شوق زیارت

صبح نو

به شوق زیارت

آقای «حسن شمشادی» را پیش‌تر با روایت هایی از سوریه و مدافعان حرم می‌شناختیم . خبرنگار   صدا و سیما  اما این بار ازحرم به سرزمین وحی رفته است  تا روایت های جذاب و خواندنی از حج 96 را برایمان بنویسد. این ستون  حاصل یادداشت های روزانه او از سرزمین وحی است .
سال‌ها بود كه منتظرش بودم، چون  میلیون‌ها ايراني ديگر. سفر به سرزمبن وحي را مي گويم . شش سال پيش توفيق حضور در عمره مفرده را با خانواده و با هزينه شخصي، پيدا كرده بودم، درست در بحبوبه آغاز بحران در سوريه.
سفري كه با جمعي از معلمان ايراني مقيم در شام از دمشق شروع شده بود و به اردن و سپس مدينه و بعد مكه ختم شد.
آن سال، بار اولم بود كه به اين ديار می‌آمدم اما، همراه كاروان نبودن و دلشوره هاي آنچه در سوريه می‌گذشت و مسووليتم در قبال پوشش خبري تحولات آنجا، اساساً نگذاشت تا درست و حسابي بدانم كجا آمده‌ام و چه بايد بكنم ؟
حال عازمم اين بار به حج تمتع به عنوان خبرنگار صدا و سيما، در بيست و چهارمين سال خدمتم در رسانه ملي ، آن‌هم با بعثه مقام معظم رهبري.
با گروهي عازم مدينه می‌شدیم كه همه از كارگزاران حج بودند، از خدمه كاروان تا پزشك و مدير ثابت هتل، تا روحاني و آشپز و حتي ذابح. بسیاری‌شان حج اولي هستند، درست مثل خودم و برخي‌هاشان كه براي چندمين بار اعزام می‌شدند، نمی‌توانستند كه محرم شوند، چون می‌خواستند تمام وقت و همتشان را براي خدمت به زوار بگذارند.
ورودي سالن حجاج، در فرودگاه بين المللي امام خميني؟ره؟ طوري طراحي شده تا با حال و هواي زائران، همخواني داشته باشد.
خوش شانس بوديم چون پروازمان تنها يك ساعت و نيم تأخیر داشت، روزهاي قبل تا ده ساعت تأخیر را، کاروان‌های پيشرو ديده بودند. شنیده‌ام، سعودی‌ها كه سال‌های قبل براساس توافقات، تا پنجاه درصد حجاج ايراني را با هواپيمايي خودشان جابه‌جا می‌کردند، امسال سهمشان را به بيست و پنج درصد كاهش داده‌اند، كه البته آن را هم انجام نداده‌اند و به همين خاطر تمام فشار بر دوش شرکت‌های هواپيمايي ايراني افتاده است. انتقال هشتاد و شش هزار و پانصد زائر از بيست فرودگاه بين المللي كشور به عربستان، آن هم در مدتي كوتاه، در شرايطي كه همه چيز در حج امسال دست كم با چهار ماه تأخیر آغاز و برنامه ريزي شد، انصافاً كار ساده‌ای نيست . به فرودگاه مدينه كه رسيديم، مرحله ديگري از معطلي آغاز شد، طبيعي هم بود، ده‌ها پرواز حجاج از كشورهاي مختلف، هزاران زائر بيت الله الحرام را به مدينه منتقل می‌کردند و اقدامات لازم براي خروج آنها از فرودگاه، زمان بر بود . با همسفرانمان، در نوبت ايستاديم تا به مأمور سعودي برسيم؛ تأیید ويزاي الكترونيك اولين كار بود. به‌خاطر قطع روابط ديپلماتيك ميان دو كشور، با تمهيدات دو طرف، ويزاي الكترونيك براي حجاج ايراني صادر شده و اينك زمان بررسي آن است . پس از آن، نوبت به انگشت نگاري و سپس گرفتن عكس رسيد و مهري كه در گذرنامه‌مان خورد و كار ورود قانوني به عربستان تمام شد . كمي جلوتر، با دقت تمام همه وسايل همراه و خودمان را بازرسي كردند تا بتوانيم اجازه خروج از فرودگاه را بگيريم . پس از مشخص شدن هتل محل اقامت، اتوبوسي را كه به آنجا می‌رفت سوار شديم . حالا اين چراغ‌های مسجد النبي است كه ديده می‌شوند و اشک‌هایی كه جاري است و سلام و صلواتي بر محمد و آل محمد كه زير لب زمزمه می‌کنیم.
شوق زيارت داريم ، به همين شوق آمده‌ایم...

  یادداشت
   حسن شمشادی

captcha
شماره‌های پیشین