289
یکشنبه، ۱۵ مرداد ۱۳۹۶
8
سکوت برابر گاف‌های بزرگ فدراسیون فوتبال

کلاهت را بالاتر بگذار آقای وزیر ورزش

از قدیم گفته‌اند: «اگر برای هر اشتباه، هزار دلیل بیاورید، می‌شود، هزار و یک اشتباه»؛ این تعبیر واقعی این روزها نه، بلکه ماه‌ها و چند سال اخیر فدراسیون فوتبال است. فدراسیونی که با آن همه ضعف در برنامه‌های اجرایی و ساختاری، ریاست آن در مجمع عمومی عجیب و قریب، از آقای علی کفاشیان به آقای مهدی تاج رسید تا امیدها برای بهتر شدن وضعیت فوتبال، بر باد رود. حالا از فدراسیونی با چنین مدیریتی، چه انتظاری می‌توان داشت، جز سکوت یا توجیه برابر ناکامی‌ها و اتفاقات تلخی که آبروی فوتبال، مردم و حتی کشور را هم زیر سؤال می‌برد.

خبر

صبح نو

سکوت برابر گاف‌های بزرگ فدراسیون فوتبال

کلاهت را بالاتر بگذار آقای وزیر ورزش

از قدیم گفته‌اند: «اگر برای هر اشتباه، هزار دلیل بیاورید، می‌شود، هزار و یک اشتباه»؛ این تعبیر واقعی این روزها نه، بلکه ماه‌ها و چند سال اخیر فدراسیون فوتبال است. فدراسیونی که با آن همه ضعف در برنامه‌های اجرایی و ساختاری، ریاست آن در مجمع عمومی عجیب و قریب، از آقای علی کفاشیان به آقای مهدی تاج رسید تا امیدها برای بهتر شدن وضعیت فوتبال، بر باد رود. حالا از فدراسیونی با چنین مدیریتی، چه انتظاری می‌توان داشت، جز سکوت یا توجیه برابر ناکامی‌ها و اتفاقات تلخی که آبروی فوتبال، مردم و حتی کشور را هم زیر سؤال می‌برد.

متأسفانه هر چه زمان می‌گذرد، شاهکارهای مدیران فعلی فدراسیون فوتبال، از جمله «گرفتن پول از بازیکن توسط یک مربی لیگ برتری، برای عقد قرارداد»، «حذف تیم امید به خاطر عدم همکاری برخی باشگاه‌ها با این تیم»، «صدور مجوز موقت برای تیم‌های متخلف، برای حضور در لیگ»، «عوض شدن جای رییس فدراسیون با سرمربی تیم ملی» و در نهایت «بازی کردن دو ملی‌پوش مقابل تیمی از رژیم اشغالگر قدس» بیشتر شده که کمتر نمی‌شود، قصه‌ای که سر دراز دارد...

آقای وزیر، دقیقاً کجایی...
هرچند فدراسیون فوتبال یک سازمان مردم نهاد (NGO) است که زیر نظر فیفا قرار دارد و مدیران دولت و سایر نهادها نمی‌توانند با دخالت مستقیم، تغییراتی در بخش‌های مدیریتی آن ایجاد کنند اما سکوت مدیران وزارت ورزش و جوانان، خصوصاً وزیر ورزش برابر اتفاقات اخیر فدراسیون فوتبال، نکته‌ای قابل تأمل است.
اینکه دست روی دست بگذاریم تا فدراسیون‌نشینان هر روز یک افتضاح و یک بی‌آبرویی داخلی و بین‌المللی را رقم بزنند؛ یعنی یک ضعف بزرگتر زیرا برخی اتفاقات این فدراسیون از سوی نهادهای بازرسی، قضایی و حتی مجمع عمومی آن، قابل پیگیری و رسیدگی است.
مطمئناً اگر وزیر ورزش و جوانان به قوانین بین‌المللی اشراف بیشتری پیدا کند، برای ایجاد تغییرات بهتر در فدراسیون می‌تواند روی برگزاری مجمع عمومی فوق‌العاده حساب کند یا سیستم‌های بازرسی و قضایی، طبق قوانین موجود در اساسنامه فیفا، با مدیران مقصر در فدراسیون فوتبال برخورد کنند.
البته عمر وزارت آقای مسعود سلطانی‌فر، وزیر ورزش و جوانان به سررسیده، وزیری که مانند آقای محمود گودرزی، وزیر قبلی ورزش و جوانان، نتوانست در ورزش کارنامه قبولی بگیرد و حالا باید منتظر معرفی شدن از سوی حجت الاسلام حسن روحانی به مجلس برای اخذ رأی اعتماد دوباره برای وزیر شدن باشد.
مطمئناً اتفاقات اخیر در فدراسیون فوتبال خصوصاً بازی کردن دو ملی‌پوش مقابل تیمی از رژیم اشغالگر قدس، می‌تواند بهترین موضوع برای ناکارآمد جلوه دادن این وزیر باشد، مردی که با لقب «کامپیوتر ورزش» وارد وزارتخانه شد اما نشان داد برنامه‌هایش ویروس‌های زیادی دارد.
حداقل انتظار از آقای وزیر فعلی و گزینه اصلی پست وزارت ورزش و جوانان در دولت آینده، این بود که موضوع گیری مناسبی برابر اقدام دو ملی‌پوش فوتبال نشان دهد اما به نظر می‌رسد او و تیمش این روزها مشغول برنامه‌های دیگری هستند...

خونی که رنگین‌تر نبود...
حرکت مسعود شجاعی و احسان حاج صفی دو ملی‌پوش ایرانی تیم پانیونیوس یونان برای همراهی این تیم در دیدار برگشت رقابت‌های مقدماتی لیگ اروپا مقابل نماینده رژیم اشغالگر قدس اصلاً قابل توجیه نیست؛ حتی با معیار قراردادن قوانین حرفه‌ای در فوتبال.
مگر این قوانین در رشته‌های دیگر وجود ندارند؟ مگر در مسابقات جهانی و المپیک، کشورهایی را که تیم‌ها و یا ورزشکاران‌شان برابر رقبای صهیونیستی قرار نمی‌گیرند، محروم یا جریمه نمی‌کنند؟ مگر ورزش ایران و حتی برخی کشورهای دیگر تاوان رسمیت نشناختن رژیم اشغالگر قدس را ندادند...
آیا خون این دو ملی‌پوش از امیررضا خادم‌ها، آرش میراسماعیلی‌ها، اشکان دژاگه‌ها و چند صد ورزشکار و تیم ورزشی ایران که مدال‌های پرافتخار المپیک و جهانی و جایگاه‌های معتبر بین‌المللی را فدای دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران و مردم مظلوم فلسطین اشغالی کردند، رنگین‌تر بود.
خوب درست که آنها ورزشکار حرفه‌ای هستند و باید به این قوانین احترام بگذارند اما سایر ورزشکاران و تیم‌های ورزشی که در این سال‌ها مدال‌ها و جوایز بزرگی را از دست دادند، حرفه‌ای نبودند؟
شاید اگر آنها عضو تیم‌های بزرگ و مطرح اروپایی بودند، می‌توانستند بهانه محرومیت یا جریمه نقدی را برای حضور در چنین مسابقه بی‌اهمیتی، ملاک اقدام خود قرار دهند اما تیم «پانیونیوس» یونان، ارزش چنین اقدام شرم‌آوری را نداشت.
شجاعی و حاج‌صفی به خاطر چند صددلار کمتر یا بیشتر یا محرومیت از تیم «پانیونیوس» که شاید کمتر ایرانی قبل از پیوستن این دو بازیکن به این تیم نامش را شنیده باشد یا چند بازی داخلی و بین‌المللی، ننگ رویارویی با نماینده رژیم اشغالگر قدس را به جان خریدند.
اقدام آن‌ها اصلاً جای دفاع ندارد و سایر ملی‌پوشانی هم که در پست‌های اینستاگرامی از این دو بازیکن دفاع می‌کنند، تنها ننگ این اتفاق را افزایش می‌دهند؛ اتفاقاتی که همگی به ضعف حاکم بر فدراسیون فوتبال باز می‌گردد زیرا حداقل بعد از این گاف بزرگ، می‌توانست جلوی بیانه دادن دیگر ملی‌پوشان را بگیرد.

فوتبالی با مدیران کارنابلد!
اگر مدیران فوتبال، به جای مسائل پشت پرده، روی مسائل اصلی فوتبال که به خاطر آن در پست‌های فعلی قرار گرفته‌اند، تمرکز کرده و حساس‌تر می‌شدند، با یک نامه نگاری یا اقدامی ورزشی و فوتبالی، مانع از حضور این دو بازیکن، در چنین مسابقه‌ای می‌شدند.
مگر همین بازیکنان در دوران فوتبالی، بازی‌هایی مهمتر از این مسابقه را به خاطر سرماخوردگی، مصدومیت ورزشی و مسائلی اینچنینی از دست ندادند؟ آیا نمی‌توانستند با چنین بهانه‌ها در این بازی شوم به میدان نروند؟ آری می‌توانستند اما...
یک سوی این «اما» به نظر شخصی این دو بازیکن برای حفظ موقعیت فعلی است که واقعاً حفظ جایگاه در تیم نه چندان مطرح و معتبر «پانیونیوس» ارزش رقم زدن چنین اتفاق تلخی را نداشت.
بخش دیگر این «اما» به مدیران کارنابلد فدراسیون فوتبال باز می‌گردد که ابتدا اجازه می‌دهد بازیکنان بدون درنظر گرفتن قوانین حاکم بر کشور ایران، قراردادهایی را با تیم‌های خارجی امضا کنند.
فدراسیون فوتبال باید به همه این قراردادها اشراف داشته و بازیکنان را وادار کند در قراردادهای بین‌المللی «عدم سفر به سرزمین اشغالی» و از آن مهمتر «بازی نکردن برابر تیم‌های رژیم اشغالگر قدس» را لحاظ کنند.
حتی فدراسیون باید چون اهرمی حمایتی، پشت بازیکنان ایرانی که به خاطر رعایت چنین قانون و بندی، جرایمی مالی و محرومیت‌های بین‌المللی را به جان خریده، قرار گیرد و زیان‌های مادی و معنوی آنها را جبران کند تا این نفرات با بهانه‌های واهی محرومیت و جریمه نقدی، تن به چنین اقدامی نزنند.
همچنین با درنظر گرفتن قوانین بازدارنده، از جمله محرومیت از حضور در تیم ملی و مسابقات بین‌المللی، اجازه ندهند بازیکنان حتی فکر چنین اقدام‌هایی را در سر بپرورانند و چندین و چند موضوع دیگر که متأسفانه مدیران فعلی فدراسیون فوتبال، توان و دانش اخذ چنین تصمیماتی را ندارند.
البته با این تفاسیر نمی‌توان به برخورد منطقی فدراسیون فوتبال و حتی مسوولان وزارت ورزش و جوانان با حرکت شرم‌آور مسعود شجاعی و احسان حاج‌صفی امیدوار بود ولی نمایندگان مجلس و خصوصاً اعضای فراکسیون ورزش و یا کمیسیون فرهنگی می‌توانند این موضوع را به شکلی جدی پیگیری کرده و با متخلفان، برخوردی شایسته انجام دهند.

واقعیتی که بیان شد
علی کریمی، بازیکن سابق تیم ملی فوتبال ایران، اگرچه در برابر رفتار این دو بازیکن تیم ملی موضع قابل قبولی نگرفته، اما او چندی پیش و بعد از جدایی از تیم نفت تهران، یک پست جالب در اینستاگرام گذاشت که بخشی از واقعیت‌های حاکم بر فدراسیون فوتبال را
بیان کرد.
در متن این پست با عکسی که روی آن نوشته بود: «یک مربی لیگ برتری از بازیکنان پول گرفت و قرارداد بست»، آمده بود:« آقایون تاج، ساکت و کفاشیان، کلاتون بندازین بالا، وقتی این تیترها را می‌بینید چه حسی بهتون دست می‌ده!!! افتخار! البته شما بعد از 9 سال اگر می‌خواستین و می‌تونستین که این فوتبال درست شده بود، لابد رییس بعدی هم آقای ساکته!! کاش یه زلزله بیاد توی این فدراسیون، یه تیکه از این دایره بسته خراب شه، شاید یک نفر خیرخواه فوتبال وارد بشه، بازیکنان من متأسفانه پول نداشتن، بازیکن من با موتور می‌اومد سر تمرین، همون بازیکنی که باشگاه قرارداد 100 میلیون تومانیش رو کرد 100 هزار تومن برای یک فصل!»
علی کریمی در این متن بسیاری از واقعیت‌های حاکم بر فوتبال ایران را بیان کرد. سوء مدیریت مدیران اصلی فوتبال بعد از 9 سال، نبود مدیر کاربلد در دایره بسته فوتبال، فساد و دلالی آشکار در قراردادها و مسائل دیگر که یکی از آنها برای برکناری یک مدیر کافی است.
در فوتبال‌مان اما همیشه «قورباغه، ابوعطا می‌خواند» و کمتر اتفاق می‌افتد، مدیری به خاطر اشتباه و گاف بزرگش برکنار شود زیرا از پستی به پست دیگر نقل مکان می‌کند.
تیم امید حذف می‌شود، به راحتی آنهم به خاطر عدم حمایت یکی دو باشگاه اما آب از آب تکان نمی‌خورد. آقای ساکت که در زمان مدیریت خودش در سپاهان، بازیکنان تیمش را به تیم ملی نمی‌دهد، علیه علیرضا منصوریان که در زمان هدایت تیم امید، علیه باشگاه‌ها به خاطر ندادن بازیکن به تیم ملی مصاحبه کرده، موضع گیری می‌کند که چرا بازیکنش را به تیم امید نداده است.
چند روز این موضوع گیری‌ها ادامه پیدا می‌کند و در نهایت پرونده حذف تیم امید به بایگانی می‌رود؛ یک نسل به راحتی می‌سوزد و مقصران این پرونده در پست‌های جدید در فدراسیون و فوتبال به کارشان ادامه می‌دهند.
مراسم تجلیل از برترین‌های لیگ شانزدهم برگزار می‌شود، به علیرضا بیرانوند به عنوان بهترین دروازه‌بان، به جای دستکش طلا، کفش طلا داده می‌شود، اتفاقی که سوژه خنده کانال‌های مختلف می‌شود اما برخوردی با مقصر صورت نمی‌گیرد.
تیم‌های پرسپولیس، استقلال و خصوصاً نفت تهران، به خاطر بدهی‌ها و مشکلات ساختاری، بارها به کنار گذاشته شدن از لیگ تهدید می‌شوند اما با مجوز کوتاه مدت برای حضور در هفته نخست لیگ برتر، در هفته دوم هم به میدان می‌روند زیرا آش همان است و کاسه همان...

جلوی آبروریزی‌های دیگر گرفته شود
درکنار اقدام غیر قابل اغماض شجاعی و حاج‌صفی، این روزها فوتبال ایران را خطر بزرگی تهدید می‌کند؛ آنهم تهدید FIFA و AFC که باعث محروم شدن نمایندگان ایران از لیگ قهرمانان آسیا می‌شود؛ آنهم به‌خاطر بدهی‌های میلیاردی.
نمایندگان ایران در لیگ قهرمانان آسیا تا روز نهم شهریورماه فرصت دارند تا عدم بدهکاری خود را ثابت کنند که در این بین پرسپولیس به خاطر حضور در مرحله یک‌چهارم نهایی که به مراتب دشوارتری دارد.
این تهدید FIFA و AFC تا آن اندازه جدی است که روزنامه «الیوم عربستان» در خصوص مشکل یکی از نمایندگان این کشور نوشت: «فرصت کسب مجوز النصر برای حضور در مسابقات لیگ قهرمانان آسیا 2018 بسیار کم است زیرا بدهی‌های زیاد این باشگاه به نظر نمی‌رسد تا موعد اعلام شده از سوی AFC تسویه شود.»
آقای عزیزالله محمدی، رییس پیشین سازمان لیگ هم در این خصوص اعلام کرد اگر چهار باشگاه ایرانی تا زمان مقرر نتوانند بدهی‌هایشان را پرداخت کنند، قطعاً از لیگ قهرمانان کنار گذاشته خواهند شد.
وی در این خصوص گفت: «در آیین‌نامه اصلاحی فیفا، به صراحت اعلام شده که اگر باشگاه‌ها بدهی داشته باشند از پنجره نقل و انتقالات محروم می‌شوند؛ دقیقاً همان اتفاقی که برای تراکتورسازی و در یک مقطع برای استقلال افتاد. اگر تا نهم شهریورماه همچنان این بدهی‌ها وجود داشته باشند، رونوشت این ماجرا به کمیته انضباطی AFC می‌رود. آن‌ها هم دیگر به صدور پروانه حرفه‌ای اقدام نمی‌کنند که اگر باشگاهی، چنین پروانه‌ای نداشته باشد، نمی‌توانند در لیگ قهرمانان آسیا شرکت کنند.»
کمتر از یک‌ماه به آخرین مهلت FIFA و AFC باقی مانده و نه تنها، بدهی‌های نمایندگان ایران در آسیا کاهش نیافته، بلکه روز به روز در حال افزایش است و این یعنی نزدیک شدن به یک آبروریزی بزرگ بین‌المللی دیگر.
در چنین شرایطی تنها می‌توان چنین توصیه‌ای داشت: «مدیران فدراسیون! لطفاً اگر توان انجام کاری را ندارید، استعفا دهید زیرا فوتبال ایران بعد از اتفاقات تلخ ماه‌های اخیر در خطر یک آبروریزی بزرگ دیگر قرار دارد و نوشدارو بعد از مرگ سهراب دیگر فایده نخواهد داشت. شما هر روز برای هر اشتباه‌تان هزار دلیل می‌آورید و این یعنی افزایش اشتباهاتی که دود آن تنها به چشم فوتبال
می‌رود.»

 

captcha
شماره‌های پیشین