283
شنبه، ۰۷ مرداد ۱۳۹۶
4
درنگاه متفاوت فعالان سیاسی به نامه قالیباف مطرح شد

نو اصول گرایی؛ صدای جدید و فضای جدید

چندی است که موضوع نو اصول گرایی به بحثی داغ در فضای سیاسی کشور و همچنین در میان صاحب نظران اصول‌گرا و اصلاح طلب تبدیل شده است و هر شخصی با توجه به برداشت خود از این موضوع، که توسط آقای محمد باقر قالیباف کاندیدای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بیان شده، واکنشی نشان داده و نظر خود را در خصوص این موضوع بیان می‌کند.

راه درست اصول گرایی، اصلاح طلبانه است

صبح نو

درنگاه متفاوت فعالان سیاسی به نامه قالیباف مطرح شد

نو اصول گرایی؛ صدای جدید و فضای جدید

چندی است که موضوع نو اصول گرایی به بحثی داغ در فضای سیاسی کشور و همچنین در میان صاحب نظران اصول‌گرا و اصلاح طلب تبدیل شده است و هر شخصی با توجه به برداشت خود از این موضوع، که توسط آقای محمد باقر قالیباف کاندیدای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بیان شده، واکنشی نشان داده و نظر خود را در خصوص این موضوع بیان می‌کند.

حبیبی: با نو اصول گرایی مخالفم
آقای محمد نبی حبیبی، دبیر حزب مؤتلفه اسلامی با تاکید بر رویکرد اصول گرایان در انتخابات اخیر گفت: اصول‌گرایان در چند انتخابات اخیر نتوانستند پیروز انتخابات باشند. حالا چهره‌ها و شخصیت‌های مختلف این جریان سیاسی تلاش می‌کنند تا بازسازی این جناح را در دستور کار قرار دهند. چه اینکه جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی به عنوان تشکلی که وحدت و سازمان‌یافتگی این جناح را به عهده گرفت، تلاش می‌کند به آسیب‌شناسی شکست در انتخابات ٩٦ بپردازد. از طرفی چهره‌ای چون محمدباقر قالیباف نیز بر لزوم تغییرات در جریان راست و نو اصول‌گرایی تأکید می‌کند. اگر مقصود آقای قالیباف از نواصول‌گرایی تغییر در اصول باشد، مطلقاً آن را قبول ندارم اما اگر منظورشان تحول در سلیقه‌ها و روش‌ها باشد، این یک نیاز دائمی است که هر جریان سیاسی به آن محتاج است. وی همچنین در خصوص بیان کلمه نو اصول گرایی افزود: من کلمه نواصول گرایی را نه به کار برده‌ام نه قبول دارم. این اصطلاحی است که آقای قالیباف به کار برده است. البته لابد تعریفی از این موضوع دارد اما من تحول در اصول گرایی را در اصل یک موضوع غیراصول گرایانه می‌دانم اما تحول در روش‌ها را لازم تلقی می‌کنم.» این اظهارات حبیبی در حالی است که اصول گرایان دو دهه‌ای است که از اصول‌گرایان سنتی چون مؤتلفه عبور کرده‌اند و این طیف را تأثیر گذار در جریان سازی و تصمیم گیری در این جریان نمی‌دانند. همچنان‌که نامزد این حزب بعد از سال‌ها فعالیت سیاسی پیش و بعد از انقلاب، تنها دو درصد از آرای انتخابات ریاست جمهوری را به خود اختصاص داد.

تاجیک: اصول گرایان اجازه دهند كه گفتمانشان تنفس كند
آقای تاجیک، فعال اصلاح طلب در واکنش به نامه قالیباف گفت: « اصول گرایان حاضر نیستند از پیله‌ای که دور خود ایجاد کرده‌اند، نجات یابند.»
وی افزود: « اصول گرایان اگر می‌خواهند به صورت یک آلترناتیو جدی حضور داشته باشند و احیاناً از شانس پیروزی در رقابت‌های بزرگ آینده برخوردار باشند، نخست باید از این پوسته و پیله گفتمانی که دور خود پیچیده‌اند خارج شوند؛ باید نوعی پیله شکنی کنند.»
او این را هم اضافه کرد: «مشكل اصول گرایان خودشان‌اند.   آن‌ها باید تلاش كنند تا از این شكل اصول گرایی كه نور قدسی پیرامون آن كشیده‌اند، خارج شوند. تلاش كنند كه گفتمان خود را عصری كنند؛ باید اجازه دهند كه گفتمانشان تنفس كند و هوای تازه وارد فضای گفتمانی‌شان شود؛ باید اجازه دهند كه گفتمانشان تكمله بخورد و نو بشود؛ با جامعه رابطه برقرار كند؛ یک نوع نگاه و خوانش زیباشناختی از گفتمانشان داشته باشند؛ تلاش كنند كه این گفتمان را به صورت یك پراكسیس دربیاورند تا بتوانند با نسل جدید جامعه رابطه بر قرار كند؛ بتوانند راه را برای آینده بهتری در جامعه هموار كنند. این‌ها بستگی دارد كه چقدر این گروه آمادگی دارد كه از پوسته‌اش خارج شود.»

صادقی: بازخوانی در روش‌ها در طیف اصول گرا ضرورت است
آقای محمود صادقی، نماینده مجلس شورای اسلامی در خصوص نامه قالیباف گفت: «صرف نظر از انگیزه‌های شخصی که قالیباف در این نامه می‌تواند داشته باشد باید به متن نامه نگاه کنیم. البته ما تأکید داریم که بازخوانی در روش‌ها و مبانی تئوریک در طیف اصول گرا ضرورت است. جدا از نگاهی که قالیباف دارد، جریان اصول گرایی مقداری از جنبه‌های تئوریک دچار خلاء شده و نتوانسته خودش را به موازات تحولات جامعه به روز کند. در بسیاری از حوزه‌ها در حقیقت دچار ضعف و عدم پاسخگویی به چالش‌های فکری و نظری هستند.»
عضو فراکسیون امید در مجلس شورای اسلامی گفت:«‌اصول گرایان وابستگی بیشتری به حاکمیت به خصوص بخش‌هایی از حاکمیت دارند که خارج از حیطه نقد و انتقاد قرار گرفته. این طیف که دچار جمود شده، همیشه در مقام حافظ وضع موجود است و از این نظر از پویایی به دور مانده است. اگر چه بخش‌هایی از جناح اصول گرایان ریشه در انقلاب دارد و به عنوان طیف مؤثر بوده است اما از جهتی دچار نوعی ایستایی شده است و نیاز به بازاندیشی در روش‌های خود دارد.»
در این میان بودند کسانی که با این موضوع همراه بودند و این کار را راهی برای خروج از این انفعال و رهایی از این شکست‌های پی در پی و همچنین کمتر شدن فاصله بین اصول گرایان و مردم می‌دانستند.

احدیان: قالیباف قصد رهبری جریان نو اصول گرایی را ندارد
آقای محمد سعید احدیان، در خصوص موضوع نواصول‌گرایی گفت: اصول گرایی نیاز به تغییر اساسی دارد. این مطالبه اکثر بدنه این جریان است و نامه قالیباف به جوانان، فارغ از «من قال» آن، حرف دل امروز بسیاری از نیروهای انقلابی است که تا دیروز توسط آن‌ها مطرح می‌شد اما شنیده نمی‌شد.  تجربه گذشته و عملکردهای  بعد از انتخابات  نشان می‌دهد این تغییر به‌طور عادی از بالا صورت نخواهد گرفت، لذا تغییر باید از بدنه جوان مؤمن و انقلابی به رأس منتقل شود اما بی تردید بخش مهمی از این تغییر باید در بالا صورت گیرد؛ لذا جوانان اصول گرا «صدا» و «نماینده» هایی  لازم دارند که اولاً «صدا»ی شان باشند تا مطالبه «تغییر»، شنیده و در نتیجه  فراگیر شود و ثانیاً به «نمایندگی» از آن‌ها تغییر را در بالا پیگیری کنند. وی همچنین در خصوص نقش قالیباف در نو اصول‌گرایی افزود: «اکنون قالیباف به عنوان نفر اول از چهره‌های صاحب‌نفوذ این پرچم را برداشته است، باید بقیه معتقدان به تغییر به اصل تغییرکمک کنند. چه، چهره‌های مشهور اصول گرا که می‌توانند تغییر را نمایندگی کنند باید خود را در کنار قالیباف تعریف و به جریان تغییر کمک کنند و چه، بدنه اجتماعی نیروهای اصول گرا که باید تغییر با محوریت آنها رقم بخورد، باید این مطالبه را با حمایت خود تقویت کنند. قالیباف نشان داد با اینکه همیشه منتقد جدی جریان اصول گرایی بوده و از تصمیمات این جریان بیشترین لطمه را خورده، بازهم در نگاهی جریانی، حاضر به ایثارگری است. قالیباف بنا نیست رهبر تغییر باشد، اما می‌تواند صدای جوانان اصول گرا و نماینده آن‌ها باشد. اگر بقیه هم به او کمک کنند می‌توانند باهم تبدیل به محوریتی برای تحول در اصول گرایی و ایجاد نواصول گرایی شوند.»

زارعی: با نو اصول گرایی می‌توان به نیازهای روز جامعه پاسخ داد
آقای سعدالله زارعی، در خصوص الزام وجود موضوع نو اصولگرایی گفت: «هر جریان سیاسی در گذر زمان نیاز به نوسازی دارد تا بتواند بر اساس شرایط جدید و موقعیت‌هایی که پیش می‌آید، از اصول خود و چارچوب رفتاری خود تعریف تازه‌ای کند و بر اساس آن ظرفیت‌های خود را برای مدیریت آینده به‌کار گیرد. جریان اصول گرایی نیز از این جریان مستثنی نیست و باید ابتدا نسبت به مشخص کردن اصول و فروع در جریان اصول گرایی تفحص و بررسی صورت بگیرد. اصول شامل مواردی است که کمتر تغییر می‌پذیرند و بایستی در چارچوب زمان با حفظ اصول، روش‌های جدید را اتخاذ کرد. در عین حال فروعی هم وجود دارند که در گذر زمان دستخوش تغییر می‌شوند. اگر اصول ثابت و فروع مشخص نشوند، یک جریان سیاسی ممکن است در فروعات دچار تحجر شود.»
وی همچنین در خصوص حرکت از اصول گرایی به سمت نو اصول گرایی گفت: «اصول گرایی یک جریان موفق در عرصه حفظ ارزش‌ها و اصول و چارچوب‌های انقلاب اسلامی بوده است. اساساً این‌ها باید پاس داشته شوند و در جهت حفظ آن‌ها تلاش شود؛ بنابراین در نگاه کلی، اصول گرایی یک جریان ناکام در عرصه ارزش‌ها به حساب نمی‌آید؛ اما در عین حال از آن‌جایی که ما در سطح نظام و جامعه اسلامی بایستی بتوانیم اصول گرایی را به مرحله ظهور و بروز برسانیم، بنابراین صرف حفظ کلیات کفایت نمی‌کند بلکه بایستی ما به نوعی حرکت کنیم که عملاً اصول گرایی در سطح جامعه به حاشیه نرود و در هیچ موضوعی فراموش نشود. به همین دلیل هم نواصول گرایی می‌تواند پاسخی باشد به نیازهای تازه برای حرکت در مسیری که تأمین کننده نظام و جامعه باشد.»
اگر معنای نواصول گرایی را ترکیب «اصول گرایی در مبانی» و «نوگرایی در روش‌ها» بدانیم و بپذیریم، می‌توان امیدوار بود که همه فعالان سیاسی جریان اصول گرا از برخی تعصبات بیجا در روش‌های قدیمی دست برداشته و اجازه دهند روش‌های جدید و به روز شده امکان ظهور و بروز یابند و جامعه هم احساس قرابت بیشتری کند.

 

captcha
شماره‌های پیشین