280
دوشنبه، ۰۲ مرداد ۱۳۹۶
2

15شاخص فراکسیون ولایی برای رأی اعتماد به کابینه

معاون سیاسی شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه از لزوم میدان‌داری جوان‌ترها می‌گوید

جوانگرایی در انتخاب ائمه جمعه

«ائمه جمعه مسوولان انقلاب در سرتاسر کشور هستند.» این سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با ائمه جمعه سراسر کشور در خردادماه 68 است؛ دیداری که هرساله تکرار می‌شود. ائمه جمعه نقش بسزایی در جلب مشارکت حداکثری مردم و تبیین شاخص‌ها و معیارها برای انتخاب فرد اصلح در انتخابات دارند.

ساز ناکوک یک عضو مؤتلفه

چرخش‌های میرسلیم

قدیم‌ترها، آنهایی که دهه هفتاد را خوب به یاد دارند، آقای مصطفی میرسلیم را هم خوب می‌شناسند. مرحوم آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی در دولت دوم سازندگی در سال 72 برای سکانداری وزارتخانه فرهنگ و ارشاد، دست روی میرسلیم مؤتلفه‌ای گذاشت. این اما همه گذشته میرسلیم نیست؛ میرسلیم در دهه 60 هم برای خود اسم و رسمی داشت.

صبح نو

ساز ناکوک یک عضو مؤتلفه

چرخش‌های میرسلیم

قدیم‌ترها، آنهایی که دهه هفتاد را خوب به یاد دارند، آقای مصطفی میرسلیم را هم خوب می‌شناسند. مرحوم آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی در دولت دوم سازندگی در سال 72 برای سکانداری وزارتخانه فرهنگ و ارشاد، دست روی میرسلیم مؤتلفه‌ای گذاشت. این اما همه گذشته میرسلیم نیست؛ میرسلیم در دهه 60 هم برای خود اسم و رسمی داشت.

حزب موتلفه‌ای که تا پیش از این در دهه‌های 60 و 70 تنها به عنوان شریک مساعی دیگر احزاب و تشکل‌های جناح راست سنتی شناخته می‌شد و از ابراز وجود مستقل در سپهر سیاسی کشور، دوری می‌جست، این بار و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم، شکل و قالب فعالیت‌های خود را تغییر داد و مصطفی میرسلیم را به عنوان گزینه متبوع خویش معرفی کرد.
در سوی دیگر جبهه اصول گرایی خبرهایی شنیده شدند؛ تعدادی از فعالان این جبهه دست به تشکیل مجموعه‌ای زدند با عنوان جبهه مردمی نیروهای انقلاب (به اختصار جمنا). تقریباً تمام عده و عده جریان انقلابی مسلک، اجماع، ائتلاف و نهایتاً وحدت زیر چتر جمنا را پذیرفتند؛ از سنتی‌ها مانند جامعه اسلامی مهندسین و جامعه روحانیت مبارز گرفته تا گروه‌های به اصطلاح تحول خواه مانند جمعیت ایثارگران و جمعیت رهپویان. حتی پایداری‌ها که تا پیش از این خارج زدنشان از ریل اصول گرایی در ایام انتخابات، به نقل محافل رقیب بدل شده بود، حاضر شدند هم قطار با دیگران حرکت کنند.
با وجود همه این یک صدایی‌ها، موتلفه و میرسلیم، تک صدا، ساز خودشان را کوک کردند. هر چند آقای نبی حبیبی به عنوان دبیرکل حزب موتلفه در نشست‌های جمنا شرکت می‌کرد اما مجموعه موتلفه تصمیمش روی یک پاشنه می‌چرخید؛ حرکت سوای از جمنا و حمایت از کاندیدای حزبی.  
مناظره‌های انتخاباتی که فرارسید، میرسلیم در راند اول مبارزات، چهره‌ای بی طرف از خود بروز داد. آرام بود و سعی می‌کرد به نیکی عاملِ مثال «یکی به نعل و یکی به میخ» باشد. این مشی منفعلانه، میرسلیم را از چشم‌ها انداخت؛ همگان دیگر مطمئن شدند که بازی اصلی میان چهار نفر در جریان خواهد بود؛ آقایان قالیباف و رئیسی در یک سوی زمین و آقایان روحانی و جهانگیری در سوی دیگر آن.  
راند دوم که آغاز شد، چهره میرسلیم هم تغییر کرد؛ آن مرد مبادی آدابِ کم طنین، بدل به شیر ژیان بی عنان شد. میرسلیم در دومین مناظره انتخاباتی، صورت متفاوتی نسبت به مناظره نخست از خود نشان داد؛ در جر و بحث‌ها به موقع ورود می‌کرد، خوب تک و پاتک می‌زد و در زمان‌های مقتضی، به خوبی هوای خاکریز دو نامزد جمنایی (قالیباف و رئیسی) را داشت. این روند در مناظره سوم تا حدودی اما کم فروغ تر ادامه یافت.
انتخابات ریاست جمهوری با همه کش و قوس‌ها و کشمکش‌هایش نهایتاً با پیروزی مجدد حسن روحانی به پایان رسید. میرسلیم با این وجود بیکار ننشست؛ وی در دوران  پسا انتخابات تا همین امروز به طور مرتب با انتشار مطالبی در صفحه توئیترش، به سیاست‌های دولت نقد وارد می‌آورد. با این وجود، گفت وگوی روز یک‌شنبه یکم مرداد وی با روزنامه ایران همگان را غافلگیر کرد. میرسلیم در این گفت وگو اظهار کرده: «اگر من و قالیباف به دور دوم می‌رفتیم، تخلفات او را رو می‌کردم. اگر قالیباف رأی می‌آورد، خودم را سرزنش می‌کردم. تصمیم گیری جمع این شد که وقتی در یک جبهه کار می‌کنیم، نباید تفرق ایجاد کنیم؛ شما الان رقیب اصلی دارید که باید به آن بپردازید و اذهان عمومی را متوجه او کنید.»
میرسلیم در این گفت وگو در چرخشی آشکار نسبت به مواضع قبلی‌اش، به عیان محمدباقر قالیباف و ابراهیم رئیسی را به پیش گرفتن سیاست ماکیاولی و توسل به هر وسیله‌ای برای نائل شدن به قدرت متهم کرده است. میرسلیم البته با این اظهارات، خود را بیش از دیگران منحط کرد و نشان داد که سیاستمرد ثابت نظری در عمل نیست و هر آن ممکن است در مواضع سیاسی‌اش فراز و فرودهای پیش بینی ناپذیری ایجاد شود.  
حزب موتلفه اسلامی و نامزد مورد حمایتی آن در انتخابات اخیر، نشان دادند که شاید بهترین شکل کنشگری سیاسی برایشان، بازی پشت پرده و حرکت تحت لوای احزاب و کنشگران دیگر باشد. همان حالتی که سابقاً در دهه‌های پیش و پس از پیروزی انقلاب با نام هیات های موتلفه و جمعیت موتلفه به آن مشغول بودند.   
شاید یکی از مهمترین دلایل عبور از «اصول گرایی سنتی» مشخص نبودن شاخص‌های اصلی فعالیت در لوای آن بوده است؛ اما هرچه هست، این  نوع سیاستمداران و سیاست بازی‌ها بیش از بیش ضرورت نواصول گرایی را آشکار می‌کنند.

captcha
شماره‌های پیشین