280
دوشنبه، ۰۲ مرداد ۱۳۹۶
14
روایتی از تعریف آیت‌الله رشاد از «فلسفه مضاف»

فلسفه مضاف، حکمت اسلامی را کاربردی می‌کند

«فلسفه مضاف» عنوانی است که در سال‌های اخیر از زبان برخی اصحاب فلسفه شنیده می‌شود. فلسفه مضاف از دید صاحب‌نظران تفاوت‌هایی با فلسفه به معنای محض دارد. فلسفه اخلاق، فلسفه تکنولوژی، فلسفه فرهنگ و... از جمله ترکیب‌هایی است که زیرمجموعه فلسفه مضاف قرار می‌گیرد. این بخش از دانش مخالفان و موافقان پیدا کرده است. از جمله موافقان و مروجان این دانش، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد است. در این گزارش ضمن معرفی اجمالی او و فعالیت‌هایش، به بازخوانی آثار و نظریات او درباره فلسفه مضاف می‌پردازیم.

عدالت یا آزادی؟

صبح نو

روایتی از تعریف آیت‌الله رشاد از «فلسفه مضاف»

فلسفه مضاف، حکمت اسلامی را کاربردی می‌کند

«فلسفه مضاف» عنوانی است که در سال‌های اخیر از زبان برخی اصحاب فلسفه شنیده می‌شود. فلسفه مضاف از دید صاحب‌نظران تفاوت‌هایی با فلسفه به معنای محض دارد. فلسفه اخلاق، فلسفه تکنولوژی، فلسفه فرهنگ و... از جمله ترکیب‌هایی است که زیرمجموعه فلسفه مضاف قرار می‌گیرد. این بخش از دانش مخالفان و موافقان پیدا کرده است. از جمله موافقان و مروجان این دانش، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد است. در این گزارش ضمن معرفی اجمالی او و فعالیت‌هایش، به بازخوانی آثار و نظریات او درباره فلسفه مضاف می‌پردازیم.

آیت‌الله رشاد از چهره‌هایی است که هم معارف حوزوی را فراگرفته و هم با علوم دانشگاهی و جدید آشناست. او هم‌اکنون رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، رئیس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران و همچنین عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است. حوزه‌های مطالعاتی و تحقیقاتی او شامل فلسفه، فلسفه دین، فلسفه اصول، فرهنگ و فلسفه فرهنگ، اندیشه سیاسی، فلسفه هنر و... می‌شود.
از حوزه‌های معرفتی که رشاد در چند سال گذشته، در آن به بحث و تألیف پرداخته «فلسفه مضاف» است. او از جمله کسانی است که توجه به این دانش را ضروری می‌داند و معتقد است که باید در این عرصه بحث فراوانی در مجامع علمی شکل بگیرد تا اشباع نظری حاصل شود. خود او، آثاری را در این عرصه از خود بر جای گذاشته است. به‌عنوان مثال سلسله دروسی را با عناوین «فلسفه فرهنگ» و «فلسفه اصول» برگزار کرده است و مباحث گسترده‌ای در حوزه فلسفه دین و منطق فهم دین ارائه داده که معروف‌ترین آن نظریه‌ای با عنوان «نظریه ابتناء» است.
او اختصاصاً درباره موضوع فلسفه مضاف هم به تألیف و سخنرانی پرداخته است. این دغدغه علمی او در قالب یک طرح کلی پژوهشی دنبال می‌شود که در آن طرح، به تعریف، امکان، موضوعات، مسائل و دیگر جنبه‌های فلسفه مضاف پرداخته شده است. این طرح پژوهشی که در سایت او در دسترس است، همچنان ادامه دارد. رشاد در دروس فلسفه فرهنگ خود مقدمه‌ای مفصل درباره فلسفه مضاف ایراد کرده است.او همچنین در سال 85، مقاله‌ای را با عنوان «فلسفه مضاف» در مجله «قبسات» منتشر کرد. علاوه‌بر این، سخنرانی‌ها و کارگاه‌هایی را درباره فلسفه مضاف داشته است که از آن میان می‌توان به سخنرانی او در «همایش ملی فلسفه مضاف» به‌همراه حجت‌الاسلام دکتر پارسانیا اشاره کرد.
او در مقاله «فلسفه مضاف» ذیل سرفصل‌هایی مانند «تعریف فلسفه مضاف»، «موضوع فلسفه مضاف»، «قلمرو فلسفه مضاف»، «ساختار و مسائل فلسفه‌های مضاف»، «اهداف، فوائد و عوائد فلسفه‌های مضاف»، «روش فلسفه‌های مضاف»، «رویکرد فلسفه‌های مضاف»، «انواع فلسفه‌های مضاف»، «منابع فلسفه‌های مضاف اسلامی»، «منطق تأسیس فلسفه‌های مضاف اسلامی» و... به بحث پیرامون این موضوع می‌پردازد و مقاله خود را گامی آغازین در راه تحقق و بسط فلسفه مضاف می‌شمارد. او کار خود را در این مقاله دیباچه‌ای بر «فلسفه فلسفه مضاف» می‌داند.
رشاد تعریفی متفاوت از فلسفه مضاف نسبت به سایر اندیشمندان ارائه می‌دهد و معتقد است که این تعریف جامع و مانع است. او در تعریف فلسفه مضاف می‌گوید: «معرفت دستگاه‌وار حاصل از مطالعه‌ فرانگر - عقلانیِ یك علم یا رشته‌ علمی
(گروه دانش هموند)، یك «امر کلان» یا «امورِ هموند دستگاه‌وارانگاشته‌ «حقیقی یا اعتباری»، «معرفتی یا غیرمعرفتی»، براي دستیابی به احكام كلیِ فرابخشی(پیراعلم) و بخشی(پیرامسائلی) راجع به آن مضاف‌الیه مربوط».
 او این تعریف را در کارگاه دانش‌افزایی اعضای هیات‌علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ارائه داده است، اما تعریف خلاصه‌تری را در دروس فلسفه فرهنگ خود بیان می‌کند: «دانش عهده‌دار مطالعه‌ فرانگر ـ عقلاني احكام كلي يك علم يا امر دستگاه‌وار انگاشته».
او بعضی تعاریف و تلقی‌های دیگر را از فلسفه مضاف دچار خطا می‌داند و این خطاها را در مقاله فلسفه مضاف این‌گونه برمی‌شمرد: «گاه این دانش‌ها، صورت بسط یافته رؤوس ثمانیه علوم قلمداد شده! (مصباح، آموزش فلسفه،ج1، ص68) و گاه مسائل فلسفه مضاف به «علوم» با فلسفه مضاف به «امور» (غیرعلم ها) خلط گشته؛ گه‌گاه از پایگاه این دانش‌ها به رغم آن که شاخه و لایه‌ای از فلسفه‌اند به صدور باید و نباید، و بیان روایی‌ها و ناروایی‌ها پرداخته می‌شود! و گاه نیز مطالب و مباحث غیرفلسفی، جزو مباحث فلسفه‌های مضاف انگاشته می‌شود، و دیگر بار غافل از مشترک لفظی بودن کاربرد واژه فلسفه در «فلسفه مضاف» با کاربرد آن در ترکیب‌های غیرمعرفتی که کلمۀ فلسفه به معانی‌ای همچون «علت»، «دلیل»، «غایت» و... به‌کار رفته است پاره‌ای از این ترکیب‌ها در زمره فلسفه‌های مضاف پنداشته می‌شود.»
رشاد ویژگی‌های تعریف خود از فلسفه مضاف را،
 1. هویت تماشاگرانه و برون نگر و نه بازی گرانه و
درون نگر، 2. نقش قضایی و نه فتوایی، 3. کل‌انگاری و نظام‌واره‌نگری نه جزءبینی و مسأله محوری می‌داند و در نقد تعریف فلسفه مضاف به «رؤوس ثمانیه علوم» می‌گوید که نسبت فلسفه مضاف به رؤوس ثمانیه علوم، نسبت عموم و خصوص من وجه است. مطالبی همچون بررسی پیشینه تاریخی یک علم و سخن از مؤسس و مدوّن آن، نام‌گذاری، انحای تعلیم که در رؤوس ثمانیه مطرح و مندرج‌اند، همه‌شان در فلسفه مضاف جای نمی‌گیرد، چرا که مباحث تاریخی در فلسفه مضاف جای ندارد. از طرفی مباحثی مانند سرشت گزاره‌های علم مضاف‌الیه و پیش‌انگاره‌های معرفتی و غیرمعرفتی مؤثر بر مضاف الیه که در فلسفه مضاف از آن بحث می‌شود، در رووس ثمانیه قرار ندارد.
آیت‌الله رشاد با این مقدمه و مباحثی دقیق پیرامون مبادی فلسفه مضاف نتیجه می‌گیرد که این رشته از دانش به‌صورت منسجم باید بسط و گسترش پیدا کند و ضرورت‌هایی نظیر «لزوم برون برد فلسفه اسلامی از انزوا و انعطال کنونی و کاربردی کردن آن»، «ضرورت مضاعف بسط، باروری و بالندگی حکمت اسلامی، در شرایط کنونی اسلام و جهان»، «جلوگیری از حمله به مبانی دینی در قالب فلسفه‌های مضاف مانند فلسفه دین» و... برای این کار ذکر می‌کند.

captcha
شماره‌های پیشین