274
دوشنبه، ۲۶ تیر ۱۳۹۶
7
درگذشت نابغه ایرانی ریاضی جهان همه را غافلگیر کرد

معادله حل‌نشده مریم

از هر طرف که بخوانی‌اش تلخ است؛ مرگ ناگهان می‌آید، عزیزی را می‌برد، رخت عزا به تن این و آن می‌کند و تمام. خیلی دیر فهمیدیم که اعجوبه ریاضی ایران با سرطان می‌جنگد، فقط چهار روز پیش. در حال استغاثه به درگاه باری‌تعالی بودیم که او رفت، مثل خودش آرام و بی‌حاشیه. خبر تلخ بود اما خیلی‌ها تأییدش کردند، از روابط عمومی مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد که پدر مریم میرزاخانی، ‌رئیس هیأت مدیره آن بود تا آقای فیروز نادری، پژوهشگر ایرانی ناسا که در صفحه اینستاگرامش این خبر را بارگذاری کرد . او در توئیتش نوشت‌: «نوری که امروز خاموش شد.»

برخورد با معلول، جایی که علت‌ها آزادانه جولان می‌دهند

دغدغه‌مندان، ول‌معطل‌اند

صبح نو

درگذشت نابغه ایرانی ریاضی جهان همه را غافلگیر کرد

معادله حل‌نشده مریم

از هر طرف که بخوانی‌اش تلخ است؛ مرگ ناگهان می‌آید، عزیزی را می‌برد، رخت عزا به تن این و آن می‌کند و تمام. خیلی دیر فهمیدیم که اعجوبه ریاضی ایران با سرطان می‌جنگد، فقط چهار روز پیش. در حال استغاثه به درگاه باری‌تعالی بودیم که او رفت، مثل خودش آرام و بی‌حاشیه. خبر تلخ بود اما خیلی‌ها تأییدش کردند، از روابط عمومی مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد که پدر مریم میرزاخانی، ‌رئیس هیأت مدیره آن بود تا آقای فیروز نادری، پژوهشگر ایرانی ناسا که در صفحه اینستاگرامش این خبر را بارگذاری کرد . او در توئیتش نوشت‌: «نوری که امروز خاموش شد.»

پروفسور مریم میرزاخانی به سرطان باخت؛ به خرچنگی که در سینه و مغز استخوانش لانه داشت. او سال 76 با خوش‌شانسی از چنگال مرگ گریخته بود، سالی که آخرین روزهای زمستانش با یک سرشکستگی جاده‌ای همراه بود؛ واژگونی مینی‌بوس حامل جوانان المپیادی. مریم در این حادثه زخم برداشت اما عمرش به دنیا ماند تا برای ایران و زنان جهان افتخار آفرینی کند، برای همین، کمتر کسی باور داشت که او تسلیم خرچنگی بدقواره شود.
اما 20 سال بعد از روزی که او در ته دره، زیر قراضه‌های مینی‌بوس واژگون شده به زندگی لبخند زد، ناچار باید از مرگش نوشت؛ مرگ در 40 سالگی .

توقف یک رؤیا
مریم میرزاخانی می‌توانست باز هم بتازد، می‌توانست به کلکسیون جوایز ریاضیاتش اضافه کند، می‌توانست باز هم بدرخشد و ذهنش را که همیشه درگیر معمای ابعاد گوناگون فرم‌های غیرطبیعی هندسی بود، به دیگر افق‌های تاریک علم بکشاند. او ثابت کرده بود که یک زن ایرانی می‌تواند به دانشگاه هاروارد راه پیدا کند، اثبات کرد که اگر اشکال هذلولی با آن ظاهرهای بسیار نافرم، ذهن دانشمندان را به چالش می‌کشد، او می‌تواند گره این معما را باز و فرمول محاسبه حجم آنها را طراحی کند. مریم میرزاخانی هنوز 30 ساله نشده بود که تدریس در دانشگاه پرینستون آمریکا را آغاز کرد و در فهرست 10 جوان برتر آمریکای شمالی قرار گرفت. او ثابت کرد که «نشد ندارد» وقتی یک دانش‌آموز دبیرستان فرزانگان تهران عزم می‌کند به دانشگاه صنعتی شریف برسد و بعد هم با بورسیه راهی دانشگاه هاروارد بشود و آن‌قدر بدرخشد که بر بالاترین سکوی افتخار ریاضیات جهان   کسب جایزه فیلدز   بایستد.
این چهره درخشان و بی‌ادعای علمی در عین حال یک مادر هم بود، مادر «آناهیتا» با آن چشمان آبی گیرا، زنی که وقتی مدال خوشرنگ فیلدز را قاطعانه از حریفان ربود و در تالاری در شهر سئول با ‌رئیس‌جمهور کره‌جنوبی عکس یادگاری انداخت، به واسطه مادر بودنش ذهن عده‌ای را معطوف نکته‌ای کرد. آناهیتا نمونه‌ای از فرزندان حاصل ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی بود که عده‌ای رانگران کرده بود که مثل هزاران کودک دیگر هرگز نمی‌تواند تابعیت سرزمین مادری‌اش را کسب کند، گرچه همان روزها عده‌ای دلشان قرص بود از اینکه پدر آناهیتا مرد مهمی است؛ جان وندراک، پژوهشگر آی‌بی‌ام و مردی اهل جمهوری چک. سرطان اما این مثلث عاطفی را از هم پاشید و نقطه پایان زودهنگامی شد بر زندگی پربار یک دانشمند.

سرطان این بیماری مهلک
 شاید همه امید داشتند که مریم میرزاخانی سرطان را هم مثل فرمول‌های پیچیده ریاضی مقهور قدرتش کند که نگذاشتند خبر بیماری‌اش حتی جزئیات بیشتری از نوع سرطانش و مدت ابتلای او به این بیماری درز کند، شاید هم نزدیکانش نمی‌خواستند او که یک روز تحسین جهان را برانگیخته بود با چهره‌ای که سرطان رویش خش انداخته، دیده شود .  اما سرطان بالاخره کار خودش را کرد و مریم را در زمره آن 14 میلیون نفری قرار داد که به گزارش سازمان بهداشت جهانی، هر سال در دنیا به این بیماری مبتلا می‌شوند و شوربختانه 2/8 میلیون نفرشان مغلوب آن می‌شوند. دانشمندِ جهانیِ سرزمین ما حالا لابه‌لای این آمارها رفته، جایی میان این آمار سازمان بهداشت جهانی که می‌گوید در آمریکای شمالی در هر صد هزار نفر، 650 نفر به سرطان مبتلا می‌شوند و حدود 250 نفرشان دار فانی را وداع می‌گویند.
سرطان، این شبح پنج حرفی، قربانیانش را فارغ از اینکه چه کسی هستند دستچین می‌کند، بی‌اعتنا به این که یکی از آنها مریم میرزاخانی- در دهه 90 میلادی در 2 سال پیاپی مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی را برده، جایزه «ستر» و«‌کلی» را در ویترین افتخاراتش دارد، سال 2005 به‌عنوان 10 ذهن جوان برتر انتخاب شده و در روزهای اوجش در سال 2014 با کار بر دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه‌ای، یکی از دشوارترین چالش‌های ریاضی را به زانو درآورده و مدال فیلدز را به خانه برده است.

بازتاب یک فقدان
رخت از جهان برکشیدن مریم میرزاخانی درست مثل خبر به‌دست گرفتن نوبل ریاضی‌اش، خیلی‌ها را در بهت فرو برد؛ دومی اما باشعف همراه بود و اولی با غم. از عصر دیروز پیام‌های تسلیت کوتاه و بلند چهره‌های گوناگون برخروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفتند که همه در یک چیز مشترک بودند؛ تأسف و تألم .
دکتر حسن روحانی، ‌رئیس‌جمهور از فقدان نابغه نامدار ریاضی ایران و جهان گفت و از درگذشت اندوهبار او که زندگی‌اش نقطه عطفی در معرفی همت والای زنان و جوانان ایرانی در مسیر کسب قله‌های افتخار بود .
دکتر محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه نیز پیامی با همین مضمون در صفحه اینستاگرامش منتشر کرد . آقای گری لوییس، نماینده سازمان ملل در تهران ولی در توییترش متفاوت‌تر نوشت‌: «از خبر درگذشت مریم میرزا خانی غمگین شدم؛ دختر، همسر، مادر و پروفسور هوشمند ایرانی، روحش جاودانه در آرامش باد.»
مجلسی‌ها نیز دیروز دست به کار نوشتن پیام تسلیت شدند و آقای جلیلی رحیمی جهان آبادی، عضو کمیسیون حقوقی و قضایی حرف دلش را زد که «ریاضیات هم حریف مرگ نشد.»
آقای سید فرید موسوی، نایب ‌رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس نیز در پیام تسلیتش، باریک‌بینانه آورد: «پایان غم‌انگیز نابغه‌ای از ایران زمین حین حل معادله سرطان، او که کوتاه ولی مؤثر و پرافتخار  زیست.»

captcha
شماره‌های پیشین