274
دوشنبه، ۲۶ تیر ۱۳۹۶
14
کوتاه درباره «نظریه ادراکات اعتباری» علامه طباطبایی

ادراکات اعتباری در جهان تصرف می‌کند

گفتارهای فلسفه اخلاق (2)

«وجود انضمامی انسان» مبنای فلسفه اخلاق است

بحث ما درباره چیستی فلسفه اخلاق با پاسخ به چند پرسش می‌تواند طرح شود. اگر بخواهیم تعریفی منطقی و دقیق از فلسفه اخلاق داشته باشیم، باید سه واژه را دقیقاً معنا کنیم؛ فلسفه، اخلاق و فلسفه اخلاق. در تعریف فلسفه، فلاسفه گذشته گفته‌اند: عوارض و احکام موجود بماهو موجود. این تعریف شامل فقط یک موجود خاص نمی‌شود. مثلاً احکام وجود انرژی در فیزیک مورد بحث قرار می‌گیرد؛ اما احکام وجود مطلق و اصل وجود در فلسفه بحث می‌شود. تقسیم‌بندی‌هایی مانند حادث و قدیم، علت و معلول و... در چارچوب فلسفه قرار می‌گیرند.

صبح نو

کوتاه درباره «نظریه ادراکات اعتباری» علامه طباطبایی

ادراکات اعتباری در جهان تصرف می‌کند

انسان دارای دو گونه از ادراکات است؛ ادراکات حقیقی و ادراکات اعتباری. ادراکات حقیقی از واقع خارجی خبر می‌دهند. ادراکات اعتباری از واقع خارجی خبر نمی‌دهند، بلکه در واقع خارجی تصرف و آن را تفسیر می‌کنند یا تغییر می‌دهند. از نظر علامه طباطبایی، تعریف اعتبار اين است كه حدّ یا تعریف چيزى را با عوامل احساسى به چيز ديگرى بدهيم؛ به‌منظور ترتيب آثارى كه با عوامل احساسى خود ارتباط دارند. ضابطه كلى در اعتبارى بودن يك مفهوم هم اين است كه به وجهى متعلق قواى فعاله باشد و بتوان نسبت «بايد» را در وى فرض كرد. تعریف اعتبار و ضابطه آن با توضیحاتی که درباره چگونگی پیدایش اعتباریات می‌آید، روشن خواهد شد.

نظریه ادراکات اعتباری
مقصود از نظریه ادراکات اعتباری، تحلیل علامه طباطبایی از ادراکات اعتباری است که به‌عنوان «نظریه ادراکات اعتباری» شناخته می‌شود. این تحلیل، تفسیری فلسفی از ادراکات اعتباری یا اعتباریات است. علامه طباطبایی این نظریه را در رساله اعتباریات اظهار داشته و آن را در آثاری چون رسالة الترکیب،
رسالة الانسان في الدنیا، رسالة الولایه، مقاله «ادراکات اعتباری» و تفسیر المیزان بسط داده است. تفسیرهای دیگری نیز از ادراکات اعتباری یا اعتباریات در دانش‌های گوناگون، از جمله در دانش اصول فقه وجود دارد. ازاین‌میان می‌توان به نظریات امام خمینی؟ره؟  و آیت‌الله سیستانی درباره اعتباریات در علم اصول اشاره کرد.
علامه طباطبایی این نظریه را نظریه‌ای انسان‌شناسانه یا علم‌النفسی معرفی می‌کند و آن را درباره حرکت ارادی می‌داند. همچنین این نظریه را نظریه‌ای درباره چگونگی هستی موجودات یا هستی‌شناسانه و نیز نظریه‌ای درباره دانش و معرفت برمی‌شمارد. علامه طباطبایی این نظریه را در حوزه‌هایی چون انسان‌شناسی، هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی، حرکت ارادی، تفسیر، عرفان، کلام (نبوت، حُسن و قبح و...)، دانش سیاسی و حقوق به کار گرفته است. پس از علامه طباطبایی این نظریه‌ در حوزه‌هایی چون اخلاق، معرفت‌شناسی اجتماعی و علوم اجتماعی مطرح شده است.
شهید مطهری حدس زده که ریشه این نظریه در علم اصول و نظریات عالم بزرگوار، شیخ محمدحسین اصفهانی باشد. اندیشمندان و نویسندگان دیگر نیز همین حدس شهید مطهری را پی گرفته و تکرار کرده‌اند، ولی قراین و شواهد نشان می‌دهد گرچه نظریات دانشمند بزرگ، شیخ محمدحسین اصفهانی با برخی اجزای این نظریه شباهت دارد، تفاوت‌هایی نیز با آن دارد و به‌صورت یک نظریه اظهار نشده است. افزون بر این، علامه طباطبایی نظریه خود را نظریه‌ای ابتکاری و بدون سابقه معرفی می‌کند. به نظر می‌رسد ریشه‌های این نظریه را می‌توان در آثار فیلسوفان اسلامی چون فارابی، بوعلی، سهروردی و ملاصدرا یافت.

طرح کلی نظریه ادراکات اعتباری در تفسیر المیزان
علامه طباطبایی ذیل آیه 213 سوره بقره برای تفسیر آیه و توضیح اختلاف میان انسان‌ها در مراحل آغازین تاریخ انسانی و چگونگی پدید آمدن اختلاف یادشده، تحلیلی از ابتدای خلقت انسان و ترکیب انسان از روح و بدن و سپس شعور و آگاهی حقیقی انسان و چگونگی ارتباط انسان با اشیا ارائه می‌کند. این تحلیل مقدمه ورود به بحث اعتباریات است. براساس این تحلیل، خداوند انسان را آفرید و در او شعور و آگاهی قرار داد و او را از حواس ظاهری و باطنی بهره‌مند ساخت. انسان قوه ادراک و فکر دارد و حوادث گذشته و حال و آینده را با آن درمی‌یابد. همچنین خدای تعالی برای انسان سنخی از وجود قرار داده که قدرت و قابلیت ارتباط با هر چیز و تسخیر بدون واسطه یا با واسطه آن را دارد.
علامه طباطبایی از مقدمه یادشده استفاده می‌کند که قوه فکر و ادراک از یک‌سو و رابطه تسخیری از سوی دیگر، ویژگی سومی را در انسان نتیجه می‌دهد. این ویژگی عبارت است از علوم و ادراکات اعتباری برای ورود انسان به مرحله تصرف در اشیا و اثرگذاری در موجودات خارجی برای بهره‌گیری از آن‌ها. توضیح اینکه، علوم و ادراکات حقیقی، علوم و ادراکاتی‌اند که حاصل فعل‌وانفعال میان ماده خارجی و حواس و ادوات ادراکی انسان‌اند و شامل علوم حضوری و حصولی می‌شوند. علوم و ادراکات حقیقی به تحقق اراده و صدور فعل نمی‌انجامند، بلکه تنها حکایتی از خارج دارند. از سوی دیگر، گرچه علوم و ادراکات اعتباری برخلاف علوم و ادراکات حقیقی از امور خارجی حکایت نمی‌کنند، این علوم و ادراکات به‌گونه‌ای اند که هیچ فعل ارادی بدون توسل به آن‌ها به انجام نمی‌رسد. انسان علوم و ادراکات اعتباری را پدید می‌آورد و برای پدید آوردن آن از احساسات باطنی الهام می‌گیرد. احساسات باطنی، اقتضای قوا و دستگاه‌های فعل و عمل هستند. برای نمونه، قوای تغذیه و تولیدمثل به عمل مناسب خود کشش و از امور ناسازگار با خود نفرت دارند و صورت‌های احساسی مانند حب و بغض و شوق و میل و رغبت را در انسان می‌آورند. این صورت‌های احساسی، انسان را به اعتبار علوم و ادراکات اعتباری، مانند حُسن و قبح و شایست و ناشایست و واجب و جایز برمی‌انگیزند و با واسطه شدن میان انسان و ماده خارجی و فعل انسان ـ که متعلق به ماده خارجی است ـ وظیفه خود را انجام می‌دهند. بنابراین، علوم و ادراکات اعتباری ارزش عملی دارند و علوم عملی خوانده می‌شوند.
به نقل از کانال تلگرام نویسنده

 یادداشت   حجت‌الاسلام دکتر احمد رضا یزدانی مقدم
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

captcha
شماره‌های پیشین