258
دوشنبه، ۲۹ خرداد ۱۳۹۶
4

عمارت دموکراسی بر زخم شیعه

به بهانه‌ تحریم‌های سیاسی جدید علیه ایران بررسی می‌شود

براندازی غیرخشونت‌آمیز سیاست آمریکا در قبال ایران

الگوی کنش راهبردی آمریکا در برخورد با ایران بر اساس نشانه‌های منازعه کم‌شدت شکل گرفته است. اقدامات کم‌شدت طیف گسترده‌ای از عملیات و فرایندهایی را تشکیل می‌دهد که دارای ریشه‌های اجتماعی و نتایج راهبردی است. در این ارتباط رویکرد برخی از مقامات اجرایی ایالات متحده، بیانگر الگوی کنش سیاسی و امنیتی آمریکا نسبت به ایران است. ریک تیلرسون در 20 ژوئن 2017 به این موضوع اشاره داشت که آمریکا از تغییر حکومت ایران از طریق اقدامات صلح‌آمیز حمایت به عمل می‌آورد.

صبح نو

به بهانه‌ تحریم‌های سیاسی جدید علیه ایران بررسی می‌شود

براندازی غیرخشونت‌آمیز سیاست آمریکا در قبال ایران

الگوی کنش راهبردی آمریکا در برخورد با ایران بر اساس نشانه‌های منازعه کم‌شدت شکل گرفته است. اقدامات کم‌شدت طیف گسترده‌ای از عملیات و فرایندهایی را تشکیل می‌دهد که دارای ریشه‌های اجتماعی و نتایج راهبردی است. در این ارتباط رویکرد برخی از مقامات اجرایی ایالات متحده، بیانگر الگوی کنش سیاسی و امنیتی آمریکا نسبت به ایران است. ریک تیلرسون در 20 ژوئن 2017 به این موضوع اشاره داشت که آمریکا از تغییر حکومت ایران از طریق اقدامات صلح‌آمیز حمایت به عمل می‌آورد.

1- نشانه‌های کنش غیرخشونت‌آمیز در سیاست امنیتی آمریکا نسبت به ایران
یکی از شاخص‌های اصلی اقدامات صلح‌آمیز و کنش غیرخشونت‌آمیز در سیاست امنیتی آمریکا را می‌توان بر اساس گسترش جنگ نیابتی و منازعات کم شدت دانست. جنگ نیابتی هزینه محدودی برای ساختار سیاسی آمریکا دارد. آنچه را که در فضای حکمرانی بین‌المللی به عنوان مسوولیت مداخله معروف شده را می‌توان به عنوان بخشی از ساز و کارهای مربوط به اقدامات بی‌ثبات‌کننده آمریکا در حوزه‌های جغرافیایی دانست که دارای نظام‌های سیاسی انقلابی و رادیکال هستند.
سیاست کنش غیرخشونت‌آمیز و براندازی سیاسی در ایران را می‌توان به عنوان بخشی از اهداف راهبردی دونالد ترامپ و ریک تیلرسون دانست که در دوران باراک اوباما نیز به گونه گسترده‌ای به کار گرفته شده است. تحقق چنین اهدافی نیازمند تولید اطلاعات و سازماندهی شبکه‌هایی است که از آن به‌عنوان «دیده بان ایران» نام برده می‌شود. دیده‌بان ایران اکنون طیف گسترده‌ای از فعالیت‌هایی را در دستور کار قرار می‌دهد.
نشانه‌های حوزه دیده‌بان ایران در عرصه دیپلماسی، کنش امنیتی، فعالیت‌های رسانه‌ای و ساز وکارهای مربوط به مسیر دوم در دیپلماسی غیررسمی مورد استفاده قرار می‌گیرد. هریک از اقدامات یاد شده را می‌توان بخشی از سیاست امنیتی آمریکا برای محدودسازی قدرت تحرک جمهوری اسلامی در محیط منطقه‌ای و سیاست بین‌الملل دانست. به موازات رویکرد تیلرسون شاهد طرح موضوعات دیگری از سوی برخی از اعضای مجلس نمایندگان آمریکاست.

2- جنگ نیابتی و تداوم سیاست تحریم در روند محدودسازی قدرت ایران
در این فرایند، می‌توان به رویکرد روزا باکر عضو جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان آمریکا در ارتباط با اقدامات تروریستی داعش در تهران اشاره داشت. خانم باکر نه تنها از اقدامات تروریستی انجام شده در تهران توسط داعش حمایت به عمل آورد، بلکه الگوی مقابله با ایران را در چارچوب موازنه هویتی و رویارویی کنش تروریستی مورد ستایش قرار داد. حمایت از داعش توسط اعضای مجلس نمایندگان آمریکا، شکلی از الگوی کنش نیابتی برای مقابله با قابلیت‌های ساختاری و کارکردی ایران در ساختار داخلی و محیط پیرامونی تلقی می‌شود.
بهره‌گیری از ساز کارهای مربوط به کنش غیرخشونت‌آمیز نمادی از تلاش برای تجزیه ساختار اجتماعی و سیاسی ایران محسوب می‌شود. حمایت از تروریسم و اقدامات تهاجمی علیه ساخت‌های سیاسی ایران توسط داعش و سایر گروه‌های مسلح جنگ نیابتی آمریکا علیه ایران را باید مسیر دوم سیاست امنیتی ایالات متحده و اسرائیل برای محدودسازی قدرت راهبردی ایران دانست. رویکرد خانم باکر بخش دیگری از سیاست امنیتی آمریکا برای ایجاد فرسایش در ساختار سیاسی ایران محسوب می‌شود.
مقامات اجرایی و راهبردی آمریکا در دوران‌های تاریخی مختلف به این موضوع اشاره داشته‌اند که رویارویی با ایران اگر از طریق اقدامات کم شدت حاصل شود، نتایج مطلوب‌تری برای اهداف، منافع و مطلوبیت‌های راهبردی آمریکا ایجاد خواهد کرد. رویکرد ریک تیلرسون و انگاره مطرح شده از سوی خانم روزا باکر، واقعیت‌های جنگ نیابتی و کنش غیرخشونت‌آمیز امریکا برای محدودسازی قدرت ایران را منعکس می‌سازد.  رویکرد تیلرسون به موازات اقدامات نمایندگان مجلس سنا مفهوم پیدا می‌کند. اعضای مجلس سنا لایحه تحریم اقتصادی و راهبردی سپاه پاسداران را تنظیم کردند. چنین لایحه‌ای را می‌توان به‌عنوان یکی دیگر از نشانه‌های جنگ کم‌شدت و اقدامات غیرخشونت‌آمیز آمریکا در برخورد با ایران دانست. لایحه تحریم سپاه پاسداران، می‌تواند بحران‌های امنیتی جدیدی را در روابط آینده ایران و آمریکا در محیط منطقه‌ای ایجاد کند.

3- نقش کنگره در تصاعد بحران و تضادهای امنیتی آمریکا در برابر ایران
سیاست غیرخشونت‌آمیز و تحریم نهادهای راهبردی ایران توسط کنگره آمریکا را می‌توان بخشی از سیاست امنیتی آمریکا دانست که توسط برخی از اعضای مجلس نمایندگان آمریکا نیز تکرار شده است. الگوی کنش و رفتار سیاسی اعضای نمایندگان مجلس آمریکا از این جهت اهمیت دارد که آنان نقش موثری در روند سیاستگذاری و تخصیص بودجه برای نهادهای اجرایی و امنیتی آمریکا دارا هستند. به همین دلیل است که خانم روزا باکر به این موضوع اشاره دارد که گسترش اقدامات نظامی علیه ایران می‌تواند در ایجاد تعادل و موازنه منطقه‌ای تأثیر گذار باشد.
نگرش باکر معطوف به سیاست موازنه راهبردی آمریکا در مقابله با ایران در حوزه‌های امنیتی، هویتی، راهبردی و دیپلماتیک است. راهبرد کلان آمریکا در برخورد با ایران را می‌توان موازنه‌گرایی از درون دانست. ریک تیلرسون وزیر امور خارجه آمریکا به این موضوع اشاره داشته است که سیاست محوری آمریکا حمایت از گروه‌های اپوزیسیون درون‌ساختاری برای تغییر تدریجی است. باراک اوباما نیز در سال 2015 به این موضوع اشاره داشت که آمریکا برای انجام تغییرات ساختاری در ایران از الگوی پرشتاب بهره نمی‌گیرد. نگرش اوباما و تیلرسون معطوف به سازو کارهای کنش تدریجی برای تغییر بنیادین در ساختار سیاسی و الگوی کنش رفتاری ایران تلقی می‌شود.

نتیجه‌گیری
کنش غیرخشونت‌آمیز سیاست خارجی و راهبردی آمریکا در برخورد با ایران، نشانه‌های متفاوتی را منعکس می‌سازد. فرسایش از درون، حمایت از تروریسم تهاجمی علیه ایران و تحریم‌های اقتصادی جدید را باید در زمره نشانه‌هاو سازوکارهایی دانست که اقدامات غیرخشونت‌آمیز با اهداف راهبردی معطوف به براندازی را امکان‌پذیر می‌سازد. واقعیت‌های موجود بیانگر آن است که ساز کارها و الگوی جنگ نیابتی آمریکا علیه ایران، زیرساخت‌های بحران امنیتی و افزایش تضادهای درون ساختاری را می‌توان نمادی از فرسایش ساخت قدرت در ایران دانست.
شکل جدیدی از سیاست آمریکا در ارتباط با ایران بر اساس نشانه‌های تحریم اقتصادی سپاه پاسداران، گسترش جنگ نیابتی علیه ساختار امنیتی ایران و حمایت غیرمستقیم از اپوزیسیون درون ساختاری سازماندهی شده است. هریک از اقدامات یاد شده بر اساس هدایت سرویس‌های بین‌المللی و حمایت از گروه‌هایی انجام می‌گیرد که آمریکا از آنان به‌عنوان اپوزیسیون درون ساختاری یاد می‌کند. هریک از الگوهای یاد شده نشانه‌ای از گسترش شکاف علیه جهان اسلام، کشورهای منطقه‌ای و ساختار سیاسی ایران را منعکس می‌سازد.

  یادداشت  دکتر ابراهیم متقی
استاد دانشگاه تهران

 

captcha
شماره‌های پیشین