158
شنبه، ۱۸ دی ۱۳۹۵
16
سمت خدا حجت‌الاسلام محمد مهدی ماندگاری

اگر قرار است عمل نکنیم‌، پس نشنویم

چیستی علوم انسانی اسلامی- فصل آخر

متافیزیک و نسبت آن با علوم

توئیت گاه

عینستاغرام امید مهدی‌نژاد

صبح نو

چیستی علوم انسانی اسلامی- فصل آخر

متافیزیک و نسبت آن با علوم

کلمه «فوق» در فوق‌طبیعت و کلمه «متا» در متافیزیک به معنای امری در عرض موجودات طبیعی و فیزیکی نیست زیرا هر چه در عرض یک موجود طبیعی و فیزیکی باشد، از خصوصیات طبیعی و فیزیکی برخوردار بوده و مقید به زمان، مکانی خاص است، فوق و متا در دو ترکیب فوق طبیعت و متافیزیک نظر به نفی قید طبیعی و فیزیکی دارد، یعنی از موجوداتی سخن می‌گوید که مقید، به طبیعت و فیزیک نیستند و چنین موجوداتی در طول طبیعت و فیزیک بود و محیط بر آنها هستند و به همین دلیل، احکام آنها نیز مسلط بر موجودات طبیعی بوده و ساری و جاری در آنها است و همین امر موجب می‌شود، تا علم به آنها، نیز به لحاظ منطقی مقدم بر علم به طبیعت و فیزیک باشد هر چند به لحاظ زمانی، مواجهه حسی انسان با طبیعت و فیزیک مقدم است.
نسبت متافیزیک با فیزیک و نسبت علم متافیزیک با علم فیزیک، نظیر نسبت، مکانیک با گیاه‌شناسی و زیست‌شناسی است. موضوع مکانیک احکام مربوط به جسم از جهت حرکت و تغییر آن است. یعنی هر جسمی از آن جهت که تغییر می‌کند، موضوع این علم است و موضوع گیاه‌شناسی و یا زیست، اجسام آلی و ارگانیک است، هر موجود آلی و ارگانیک جسم هست ولکن هر جسمی آلی و ارگانیک نیست. به همین دلیل، هر موجود آلی، به‌رغم احکام ویژه خود محکوم به احکام جسم نیز هست، یعنی احکام مکانیک درباره موجودات زنده نیز جاری است و حال آن که موجودات زنده، نظیر گیاه، حیوان و انسان احکامی دارند که در مکانیک قابل طرح نیست.
هر موجود جسمانی، از آن جهت که جسم است احکامی دارد که در علومی نظیر مکانیک مطرح می‌شود. ولکن برای هر موجودی جسمانی احکام دیگری است که مربوط به جسم بودن آن نیست بلکه مربوط به اصل وجود آن است. این بخش از احکام، تنها شامل موجودات جسمانی نمی‌شود موجودات غیرجسمانی را نیز فرا می‌گیرد، به این احکام احکام متافیزیکی می‌گویند. بنابراین متافیزیک گسسته از فیزیک و خارج از آن نیست، محیط بر فیزیک و حاکم برآن است و بر همین قیاس علم متافیزیک و فوق طبیعت، علمی در عرض علم طبیعت نیست، بلکه علمی است که حاکم بر علم طبیعی است.

مراتب سه‌گانه هستی و اقسام سه‌گانه علوم نظری
در دیدگاه حکمای مسلمان، حقایقی که مستقل از اراده انسان وجود دارند، تنها به دو بخش طبیعت و فوق طبیعت، تقسیم نمی‌شوند و بلکه ساحت سومی نیز وجود دارد که برزخ بین طبیعت فوق و فوق طبیعت است. موجودات این بخش از جهتی احکام طبیعت و از جهت دیگر احکام فوق طبیعت را دارند و آنها موجوداتی هستند که اندازه و مقدار دارند، ولکن تغییر و حرکت در آنها راه ندارد. این دسته از موجودات‌، موضوع برای علم دیگری هستند که نظیر علم متافیزیک، احکام این علم مرحله‌ای از احاطه را نسبت به موجودات طبیعی دارد و آن علم ریاضی است.
بدین ترتیب موجودات به سه بخش کلی تقسیم می‌شوند. یک بخش موجودات طبیعی و فیزیکی هستند، بخش دیگر موجوداتی هستند که به طور کامل مجرد از قیود طبیعی و فیزیکی‌اند. و قسم سوم موجوداتی هستند که تجرد تام از قیدهای طبیعی را دارند. قسم اخیر را مجردات‌تام، قسم دوم را مجردات ناقص و قسم اول را مادیات و طبیعیات می‌دانند. این سه بخش، سه نوع علوم را به دنبال می‌آورند. علوم تجریدی، علوم نیمه تجریدی و نیمه تجربی و علوم تجربی محض. علوم بخش نخست را، متافیزیک، فلسفه به معنای خاص، علم کلی، فلسفه اولی و مانند آن می‌نامند و قسم دوّم را ریاضیات یا علوم ریاضی، فلسفه وسطی یا فلسفه ریاضی نیز می‌نامند، و قسم سوّم را، علم طبیعی، طبیعیات و فلسفه طبیعی با فلسفه ادنی می‌نامند.
مجموعه علوم سه‌گانه فوق، علوم نظری، فلسفه نظری یا حکمت نظری خوانده می‌شود.

ادامه دارد...

  خودنویس    استاد حمید پارسانیا

captcha
شماره‌های پیشین