157
چهارشنبه، ۱۵ دی ۱۳۹۵
5

انتقال تل‌آویو به قدس در سایه سکوت اعراب

طنز تلخی است که می‌بینیم دلایل دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا در برگشتن از وعده خود مبنی بر انتقال سفارت کشورش به بیت‌المقدس برگشته، به نحوی که نگرانی از واکنش‌های احتمالی در جهان عرب در بین آنها نمی‌گنجد.

رسانه‌های کره جنوبی متهم به سیاه‌نمایی شدند

استیضاح در غیاب رییس‌جمهور

صبح نو

انتقال تل‌آویو به قدس در سایه سکوت اعراب

طنز تلخی است که می‌بینیم دلایل دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا در برگشتن از وعده خود مبنی بر انتقال سفارت کشورش به بیت‌المقدس برگشته، به نحوی که نگرانی از واکنش‌های احتمالی در جهان عرب در بین آنها نمی‌گنجد.

البته می‌دانیم که وعده‌های زمان تبلیغات انتخاباتی با تصمیم‌های پس از رسیدن به قدرت متفاوت است؛ کاندیداهای ریاست جمهوری در آمریکا عادتاً وعده انتقال سفارت این کشور به بیت‌المقدس را می‌دهند تا آراء یهودیان را جلب کنند؛ اما هیچ یک از روسای جمهور آمریکا به 2 دلیل اساسی تاکنون نتوانسته است این وعده را عملی سازد.
اول اینکه شورای امنیت در سال 1980 قطعنامه‌ای را تصویب کرده که انتقال سفارت به بیت‌المقدس را نقض قانون بین‌المللی به‌حساب می‌آورد و همین شورا از 13 کشوری که سفارت‌خانه‌های خود را در این شهر برپا کرده بودند خواست که این اماکن را به تل‌آویو انتقال دهند. همچنین پس از پیروزی لابی یهودی در صدور قانونی مبنی بر به رسمیت شناختن بیت‌المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل، رییس‌جمهور آمریکا با صلاحیتی که همین قانون به او داده بود، هر 6 ماه آن را به تعویق می‌انداخت تا اینکه بیش از 20 سال است که از صدور آن می‌گذرد.
دلیل دومی که این انتقال را با چالش روبه‌رو می‌ساخت، این بود که در آن سال‌ها، جهان عرب وزن دیگری داشت و با وجود امضای توافق صلح توسط مصر و اردن با اسرائیل، شاهد بودیم که روسای جمهور آمریکا تلاش داشتند که هیچ‌گاه الگویی برای نقض قطعنامه‌های شورای امنیت نبوده و منافع خود را در جهان عرب و اسلام به خطر نیندازند.

بعید نیست ترامپ به وعده‌اش عمل کند
اکنون می‌بینیم که اوضاع در آمریکا و جهان عرب به کلی دگرگون شده و بنابراین بعید نیست که ترامپ تصمیم غافلگیر کننده بگیرد که در ادامه به شواهد آن می‌پردازیم.
پیش از همه‌چیز باید دانست که ترامپ از جهانی غیر سیاسی به کاخ سفید راه خواهد یافت و عملاً با محاسبات دیپلماتیک بیگانه به نظر می‌رسد و بنابراین ممکن است که تمامی این ملاحظات را کنار گذارد. علاوه‌بر آن وی تفکری لیکودی دارد، بدین معنا که متمایل به جریان راست افراطی در اسرائیل است. اخیراً نیز دیدیم که رییس‌جمهور جدید آمریکا در پی صدور قطعنامه ضد اسرائیلی در شورای امنیت، خواستار کاهش سهم واشنگتن در بودجه سازمان ملل متحد شد.
برخی رسانه‌ها گزارش می‌دهند که ترامپ به‌دنبال وفای به وعده بوده و یک هیات اسرائیلی با سفر به واشنگتن دیدارهایی با همتایان آمریکایی خود داشته‌اند و گفته می‌شود که کنسولگری آمریکا در بیت‌المقدس، مقر موقت سفارت این کشور خواهد بود تا در آینده جایی مناسب‌تر در نظر گرفته شود.
دیگر اینکه اغلب حکومت‌های عرب به دنبال جلب رضایت رییس‌جمهور جدید آمریکا هستند، به‌ویژه اینکه ترامپ اهمیتی به دموکراسی، آزادی و حقوق‌بشر در این کشورها نمی‌دهد؛ مخالفت ترامپ با توافق هسته‌ای با ایران نیز دلیلی دیگر بر خوش‌آمد سران عرب از اوست. علاوه‌بر این، می‌بینیم که اسرائیلی‌ها به‌شدت در کشورهای عربی نفوذ کرده و خود را بخشی از بلوک اعتدال عربی در مقابله با خطر تشیع ایرانی معرفی کرده‌اند.

دوران طلایی جهان عرب سپری شده است
در سال 1969 که یک صهیونیست مسجد الاقصی را به آتش کشید، جهان اسلام به خروش آمد و در پایتخت مغرب سران کشورها جمع شده و سازمان کنفرانس اسلامی را تأسیس کردند که هم‌اکنون سازمان همکاری اسلامی نام دارد تا از شرافت و کرامت مسلمانان که قدس و قبه الصخره نماد آنهاست دفاع کنند. اما متاسفانه جهان آن دوره با اوضاع کنونی کاملاً متفاوت شده است.
با کمال تأسف باید گفت که ضعف حاصل شده در جهان عرب، با استکبار بیش از پیش اسرائیلی‌ها پاسخ داده شده تا جایی که در روز صدور قطعنامه در شورای امنیت مبنی بر محکومیت شهرک‌سازی در اراضی اشغالی، تل آویو از مجازات کشورهای ارائه دهنده این قطعنامه سخن می‌گوید و سهم خود از کمک به سازمان ملل را کاهش می‌دهد.
هرقدر که سخن ترامپ مبنی بر انتقال سفارت به بیت‌المقدس مبالغه‌آمیز باشد، ما نمی‌توانیم این مساله را به شوخی بگیریم، چرا که در صورت اجرایی شدن، مقدمه‌ای خواهد بود که دیگر کشورها نیز جا پای آمریکا گذاشته و سفارتخانه‌های خود را به این شهر انتقال دهند.
میان ترامپ و ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهور روسیه نیز دوستی عیانی وجود دارد و بعید نیست که این دو میان خود مساله فلسطین را نیز فیصله دهند، به ویژه اینکه می‌بینیم بازیگران بین‌المللی تک‌روانه هرگونه که می‌خواهند با سرنوشت منطقه در غیاب رهبران عربی قدرتمند، بازی می‌کنند و شاهد مثال آن توقف جنگ در سوریه بر اساس توافقی میان روسیه، ترکیه و ایران است.
در صورتی که سفارت آمریکا به قدس برود، هیچ واکنشی چون چند بیانیه محکومیت از سوی کشورهای عربی را شاهد نخواهیم بود، چرا که سران عرب تنها به‌دنبال کسب رضایت ترامپ و خشمگین نساختن اسرائیل هستند. بسیار جالب است که در مساله قطعنامه علیه شهرک سازی، مصر به عنوان یک کشور عربی پیش نویس قطعنامه را پس گرفت و چهار کشور غیر عربی مجدداً آن را در شورای امنیت ارائه کردند.
به هر حال من نمی‌توانم نسبت به واکنش جدی از سوی نظام‌های عربی امیدوار باشم، اما گروه‌های مقاومت فلسطینی و ملت‌های عرب صبرشان در نهایت سرریز خواهد شد و البته سرکوب شدید نظام‌های عربی را نیز در این زمینه نباید از ذهن دور نگه داشت و در پایان باید بگویم که تنها راه آزادسازی فلسطین، آزادساختن جهان عرب است.
  یادداشت    فهمی هویدی
روزنامه‌نگار سرشناس مصری

ترجمه و تلخیص: سید احمد کریمی
منبع: روزنامه الشروق مصر

 

captcha
شماره‌های پیشین