153
شنبه، ۱۱ دی ۱۳۹۵
15

صبح نو

ما با رقص مخالف نیستیم با فحشا مخالفیم

من قصد داشتم یادداشت مفصلی بنویسم درباره پدیده‌ای که «جواد نوروزبیگی» صرفاً مثال و مصداقی از آن است. به دلایلی صرف نظر کردم و به چند سطر در توئیتر اکتفا کردم. بازتاب وسیع این چند سطر نشان داد این مسأله دغدغه خیلی‌ها بوده است. طیف تهیه‌کنندگان و خبرنگارانی که بابت این چند سطر از من تشکر کردند جالب بود. برخی می‌گفتند چه شجاعت و شهامتی داشتید. ظاهراً «جواد نوروزبیگی» چنان موقعیتی دارد که هیچ کس جرأت نداشته چنین مطالبی را بگوید. برخی هم هشدار دادند که آماده باش که او با ایادی رسانه‌ای‌اش تلافی خواهد کرد. درست بود. هیاهو و پروپاگاندا همراه با تبلیغات فیلم، این طرف و آن طرف شروع شد و به روال معمول ارباب قدرت و ثروت، به‌جای پاسخگویی با مظلوم نمایی! چنان که مرغان آسمان به گریه در می‌آمدند. من متهم شدم که «حریم خصوصی» ایشان را نقض کرده‌ام. گویی که عکس محارم ایشان را در ملأ عام منتشر کرده‌ام! و گفته‌اند «من ضرر کرده‌ام» در سینما! واقعاً آدم دلش کباب می‌شود. چطور است یک گلریزان برگزار کنیم و پول جمع کنیم برای جبران ضرر ایشان؟! بهتر نیست بگویند از بانک پاسارگاد چقدر پول گرفته و چقدر خرج کرده‌اند تا مردم خودشان ضرر ایشان را محاسبه کنند؟ در زمانی که شهروندان عادی گاه به دلیل تابعیت دوگانه دچار مشکل می‌شوند، گرین کارت داشتن یک سپاهی سابق که میلیارد میلیارد بودجه دولتی و عمومی در اختیار او بوده «امر خصوصی» نیست.
اما مسأله اصلی من اصلاً گرین کارت ایشان نبود. رقص و آواز «سلام بمبئی» هم نبود. البته پروانه نمایش «سلام بمبئی» در شورای قبلی صادر شده بود و ربطی به من نداشت. تهیه کننده محترم آن‌قدر پروژه دارد که ظاهراً یادش نیست چه تاریخی برای کدام فیلم پروانه گرفته است. کلی انرژی صرف کرده که به من بگوید اگر فیلم بد است چرا جلوی آن را نگرفتی!
نمی‌دانم ایشان حرف من را نفهمیده یا خودش را به آن راه می زند. سلام بمبئی فیلم بدی نیست. ما قبل بد است. (بماند که نگاهی تحقیرآمیز، شرم‌آور و سکسیست به زنان هندی دارد) اما مسأله من این نیست که چرا این فیلم ساخته شده. مسأله من این است که چرا «جواد نوروزبیگی» این فیلم را ساخته.
واقعاً خون نباید گریست وقتی کسی که به‌خاطر سوابق انقلابی و ایثارگری به سینما راه یافته، چنین آثاری تهیه و تولید می‌کند؟ واقعاً اگر قرار بود چنین آثاری تولید شود چه نیازی به حضور ایشان با امتیازهای ویژه در سینما بود؟ دیگرانی بودند که از این جنس آثار تولید کنند. مشاهده تمسخر نماز و دعا و چادر و شفا و ... در فیلم دیگری که ایشان تهیه کرده و ترسیم مظلومیت و بدبختی یک دختر مسیحی پس از ازدواج با یک پسر مسلمان را چگونه باید درک کرد؟ این که این فیلم را می‌برند در مقر کاتولیک‌های جهان تا به ریش مسلمانان و ایرانیان بخندند دردآور نیست؟
نظام جمهوری اسلامی از امثال «جواد نوروزبیگی» حمایت کرده که چنین آثاری تهیه کند؟ یا فیلم‌هایی که به اذعان صریح کارگردانش، فیلمی ضد انقلاب اسلامی است؟
من، اگر تهیه کننده دیگری چنین آثاری تهیه می‌کرد، شاید چنین واکنش نشان نمی‌دادم؛ اما خیلی درد دارد کسی از نردبان نظام و انقلاب بالا بیاید و از مواهب نهادها و سازمان‌ها و بانک‌های آن به صورت ویژه بهره‌مند شود و بعد بشود یک نفر مثل بقیه و حتی آثاری تهیه کند بدتر از بقیه. این یعنی سوءاستفاده از آن جایگاه و اعتبار؛ یعنی غش در معامله؛ یعنی خیانت در امانت. ما با رقص مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم.
 اگر هم کسی تمایل دارد این گونه باشد، پس دلیلی ندارد دیگر از آن مواهب ویژه برخوردار باشد.

  یادداشت
  دکتر شهاب اسفندیاری
استادیار دانشگاه هنر

captcha
شماره‌های پیشین