148
شنبه، ۰۴ دی ۱۳۹۵
16
سمت خدا حجت‌الاسلام حبیب‌الله فرحزاد

غبار ره بنشان

توئیت‌گاه

جهیزیه سیاسی - فصل دوم

وام، ساختمان و زمین

عینستاغرام امید مهدی‌نژاد

صبح نو

جهیزیه سیاسی - فصل دوم

وام، ساختمان و زمین

دریافت وام‌های دولتی یا بودجه‌های دولتی
بسیاری از سازمان‌های دولتی تلاش می‌کنند به طرق مختلف خزانه مالی خود را پرتر کنند تا قدرت مانور مدیریتی بیشتری داشته باشند. مدیران سازمان‌های دولتی از طریق افزایش اعتبارات و بودجه خود پرستیژ و بزرگی مدیریت خود را به نمایش می‌گذارند زیرا یکی از شاخص‌های موفقیت مدیران دولتی میزان کسب منافع مالی و بودجه دولتی بیشتر است. هر مدیری که در بخش دولتی بتواند به شیوه‌های مختلف وجوه مالی بیشتری جذب کند اثر بخش‌تر به نظر می‌آید. برای تحقق چنین امری مدیر دولتی یا باید در هنگام دلالی‌های بودجه‌ای درون‌وزارتی و برون‌وزارتی توانمند باشد یا بتواند بعضاً از طریق خیران، بخشی از فعالیت‌های خود را در عمل تأمین مالی کند. یکی از راه‌های متداول در بخش دولتی و بعضاً خصوصی آن است که با متولیان بودجه‌ای و مراکز مالی ارتباط برقرار کنند. یافتن نماینده‌ای در کمیسیون‌ها یا برقراری ارتباط با بانک‌ها می‌تواند از جمله این ساز کارها باشد. اما یکی از راه‌هایی که در برخی سازمان‌های دولتی متداول است، جذب افراد سیاسی و بعضاً حرفه‌ای و تخصصی‌ای است که به‌علت وابستگی به مراکز قدرت مالی و بودجه‌ای می‌توانند نقش مهمی در جذب بودجه‌ها و منابع مالی داشته باشند. جهیزیه این افراد ممکن است تزریق بودجه‌ها و منابع مالی داشته باشند؛ جهیزیه این افراد ممکن است تزریق بودجه‌ای کلان یا بعضاً متوسط به درون چنین سازمان‌های باشد ولی تزریق چنین جهیزیه‌ای به سبک قانونی صورت می‌گیرد؛ برای مثال ممکن است چنین فردی بتواند با نفوذ خود در دولت به‌صورت غیر مستقیم یا حتی مستقیم (‌به‌عنوان عضوی از دولت) بودجه‌ای کلان ولی با مصوبه دولت و مقامان مسوول به سازمان تزریق کند یا با مصوبه دولت یا سایر مجامع مسوول وام کلانی به سازمان وارد کند. میزان بودجه و وام دریافتی چنین سازمان‌هایی به جایگاه فردی بستگی دارد که به عضویت سازمان جدید درمی‌آید، بنابراین هرچه مقامات بالاتری وارد چنین سازمانی شوند حجم و اهمیت جهیزیه سیاسی بیشتر است ولی لزوماً چنین جهیزیه‌ای مختص مقامات مافوق نیست بلکه جهیزیه‌های سیاسی کوچک نیز متداول است. سازمان‌ها قبل از دریافت این جهیزیه‌ها براساس سیاق هزینه-منفعت درباره آن تصمیم‌گیری می‌کند ولی گفتنی است که میزان جهیزیه مالی از قبل مشخص نمی‌شود و توافق جدی و مکتوبی بین سازمان و فرد وارد به سازمان صورت نمی‌گیرد.
تملیک ساختمان‌های دولتی
در عصر تحولات شتابان و گسترش فعالیت‌های سازمان‌های دولتی یکی از مسائل مهم فرا روی آنها ساختار فیزیکی چنین سازمان‌هایی است. بی‌تردید گسترش فعالیت‌ها در برخی سازمان‌ها نیاز به مکان‌های فیزیکی‌ را می‌طلبد که می‌تواند دامنه آن استفاده‌های مختلفی از آموزش کارکنان و مدیران آن سازمان گرفته تا شرکت فرزندان مدیران و کارکنان سازمان مقصد در کلاس‌های ورزشی و فرهنگی و همین‌طور بهره‌برداری از مجتمع‌های تفریحی باشد. بر این اساس، فردی که وارد سازمان مقصد می‌شود ممکن است به واسطه نزدیکی به مراکز قدرت ساختمان‌هایی از بخش‌های دیگر دولتی را به تملک سازمان دیگر درآورد مجتمع تفریحی را به سازمان مقصد واگذار کند؛ مراکز تحقیقاتی خاصی را به سازمان مقصد ضمیمه کند یا مراکز ورزشی را به سازمان‌های دولتی مد نظر هدیه کند. در عصر خصوصی‌سازی و مصادره دولت به نفع اغنیا (‌به‌زعم منتقدان کوچک‌سازی دولت) آنان که به مراکز قدرت دسترس دارند می‌توانند ساختمانی را به تملک سازمان مقصد خود درآورند و بدین ترتیب جهیزیه سیاسی خود را تقدیم سازمان مقصد کنند.
زمین و امکانات دولتی
یکی از معضلات فرا روی سازمان‌های دولتی فقدان فضای فیزیکی و نیز ضعف در عرضه خدمات رفاهی به کارکنان و مدیران است. بسیاری از سازمان‌ها تلاش می‌کنند با در اختیار گرفتن زمین لازم دست به ساخت مراکز اداری تفریحی و ورزشی برای سازمان خود بزنند. برای تملک چنین زمین‌هایی و نیز افزایش مراکز رفاهی کارکنان راه‌های مختلفی وجود دارد اما بعضاً زمین و امکانات دولتی شرط اصلی جهیزیه سیاسی فردی می‌شود که قرار است از یک سازمان یا یک جایگاه سیاسی به سازمان مقصد منتقل شود. در این حالت فرد انتقال شونده به سازمان مقصد به واسطه ارتباط با مراکز قدرت تلاش می‌کند به‌صورت ظاهراً قانونی بخشی از زمین‌های دولتی را به سازمان مقصد خود انتقال دهد یا واسطه‌ای برای بهره‌گیری کارکنان و مدیران آن سازمان مقصد خود انتقال دهد یا واسطه‌ای برای بهره‌گیری کارکنان و مدیران آن سازمان از مراکز ورزشی فرهنگی و تفریحی خاصی در داخل و خارج کشور شود. این پدیده در نقل و انتقال مدیران سیاسی و صاحب نفوذ به مراکز و سازمان‌های دیگر بسیار متداول است.

 ادامه دارد...

خودنویس    دکتر حسن دانایی‌فرد

 

captcha
شماره‌های پیشین