147
شنبه، ۰۴ دی ۱۳۹۵
10

یلدا؛ نشانه‌ای از تحولات فرهنگی ایرانِ پسا انقلابی

صادرکننده مستشار و توسعه‌دهنده فرهنگ محیط‌زیست در منطقه، به اقدامات نمایشی روی آورد

ارتقای فرهنگ زیست محیطی با جشنواره ملی موسیقی!

به گفته آقای علیرضا شایان‌مهر به‌عنوان یک جامعه‌شناس و مدرس دانشگاه، ایرانی که در دهه 40 مستشاران محیط‌زیستی را به خارج اعزام می‌کرد، این روزها با برپایی اقدامات «من درآوردی» نظیر جشنواره ملی موسیقی نمی‌تواند در زمینه فرهنگسازی محیط‌زیستی موفقیتی به‌دست آورد. دولت باید برای تقویت فرهنگ مردم و حفاظت از محیط‌زیست برنامه‌های مدونی داشته باشد اما آقای محمد درویش مدیرکل دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط‌زیست بدون انجام هیچ‌گونه مطالعه جامعه‌شناسانه‌ای در زمینه تأثیر موسیقی در فرهنگسازی محیط‌زیستی، مدعی است: نقش موسیقی در زندگی مردم ایران به حدی پررنگ است که جشنواره ملی موسیقی حتماً بر رفتارهای محیط‌زیستی جامعه تاثیرگذار بوده و ابزار جدیدی است که باید در عرصه محیط‌زیست از آن استفاده شود.

صبح نو

یلدا؛ نشانه‌ای از تحولات فرهنگی ایرانِ پسا انقلابی

گاهی درنگ در موقعیت‌ها و لحظات زندگی روزمره می‌تواند نشانه‌های تحول فرهنگی را ملموس و مشخص کند. ماجرای یلدا از این جهت نمونه خوبی است. اینکه چگونه چیزی که شاید تا 2 دهه قبل برای بسیاری از مردمان این سرزمین امری نامفهوم، لوکس و تجملی بود، به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شود، حتماً جالب توجه و شایسته تأمل است. برای من این توجه وقتی حاصل شد که دیروز در حجره درس کوچکی در مدرسه فیضیه قم درخواست استاد برای مطالعه مقاله‌ای بلند جهت آمادگی ورود به درس بعد، با یادآوری یلدا از سوی برخی از طلاب همراه شد! این توجه وقتی بیشتر شد که عصر همان روز در کانال تلگرام یکی از فضلای جوان حوزه که هر روز به ارائه نکات تفسیری یک آیه قرآن کریم می‌پردازد، دیدم که «به مناسبت یلدا» آیه آغازین سوره لیل مورد بحث قرار گرفته است. ورود یلدا به تقویم زندگی این لایه و قشر اجتماعی جامعه ما - که نگارنده این سطور نیز خود را منفک از آن نمی‌بیند- نشانگر تغییری قابل توجه است.
طبعاً نسبت به این تحول می‌توان نقطه نظرات متفاوتی داشت و از منظرهای گوناگونی به آن نگریست. من اما برخلاف رویکرد شایعی که در اغلب رخدادها و تحولات فرهنگی و اجتماعی نشانی از افول و زوال می‌جویند، بر آنم که چنین تغییری را نشانه‌ای از روندی مثبت در حوزه فرهنگ و هویت جمعی ایران پسا انقلابی قلمداد کنم. روندی که بر بازسازی مفهوم ایرانیت در چارچوب منطقی انسانی و اسلامی و در نتیجه، فراگیرسازی و جامعیت بخشی به آن در گستره تنوع فرهنگی، قومی و جغرافیایی این سرزمین استوار است.  از این منظر، انقلاب اسلامی را نه تنها احیای هویت اسلامی، که حتی می‌بایست احیای هویت ایرانی در معنای درست و مناسب آن تلقی کرد. در واقع انقلاب اسلامی ایران و ایرانیت را از چاله برساخته منورالفکران، مستشرقان و کارگزاران سیاسی و فرهنگی عصر پهلوی نجات داد و آن را به موقعیت شایسته خود بازگرداند. در این چاله سیاه، هویتی از ایران برساخته شده بود که اولاً در تقابل با اسلام تعریف شده و بدین ترتیب با معتقدات انبوه ساکنان این سرزمین در تضاد بود، ثانیاً مایه‌های عمیق نژاد پرستانه و شوونیستی داشت و از این جهت، متضمن ایجاد شکافی میان تقریباً همه اقوام غیرفارس ایرانی با مفهوم ایران بود، و نهایتاً به مثابه ایدئولوژی در خدمت دستگاه سیاسی فاسد، مستبد و وابسته‌ای بود که به هیچ رو نماینده فضایل و خصایل مردم ایران نبود.
قطعاً به همین دلیل بود که در فضای آغازین انقلاب، کم و بیش با کنش‌ها و رویکردهایی مواجه بودیم که گویی ایران و ایرانیت را ارج نمی‌نهند یا آن را به چشم دوستی و مودت نمی‌بینند. در واقع، آنچه موضوع این کدورت و بدبینی بود نه خود ایران و ایرانیت که همان سیاه‌چاله سرد و نمور فوق‌الذکر بود. اما این موضع واکنشی تداوم چندانی نداشت. با هدایت رهبران انقلاب و رجوع به تاریخ فرهنگ و تمدن این سرزمین که درآمیختگی آن با اسلام و خصوصاً حب و ولای خاندان عصمت و طهارت خالی از شائبه است، نوعی ایرانیت اصیل و معتدل و فراگیر بازآفریده شد. هر چند بقایای انحطاط ملی‌گرایی شوونیستی و نژادپرستانه از فرهنگ و زندگی ما به طور کامل رخت بر نبسته و تلاش‌هایی نیز برای بازگرداندن آن صورت می‌گیرد، ولی روند تحول فرهنگی در سال‌های پس از انقلاب به سوی محو و کمرنگ شدن آن حرکت کرده است.

  یادداشت
دکتر سجاد صفارهرندی

captcha
شماره‌های پیشین