sobhe-no.ir
125
دوشنبه، ۲۴ آبان ۱۳۹۵
11

حجاب حکومت یا حجاب من؟

هالیوود «پساترامپ»

یا به کانادا مهاجرت کنید یا دروغگو شوید

در زمان جنگ سرد، به طور دقیق‌تر اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه، با روی کار آمدن سناتور جوزف مک‌کارتی جمهوری‌خواه از ایالت ویسکانسین، هجمه‌ای از ترس و نفرت در هالیوود به پا خاست. او وقتی وارد مجلس سنای آمریکا شد، ادعا کرد تعداد قابل توجهی از نیروهای کمونیست و سمپات های این حزب توانسته‌اند در دولت فدرال و سایر مراکز کشور رسوخ کنند. همین طور معتقد بود برخی از هنرمندان هالیوود هم به این جریان پیوسته‌اند و در حال وارد کردن عقاید کمونیستی خودشان در فیلم‌های آمریکایی اند. به همین جهت موجی از دادگاه‌های تفتیش عقاید را به راه انداخت که در آن افراد گوناگون از جمله کارگردانان، بازیگران، فیلمنامه نویسان و سایر هنرمندان هالیوود باید در آن شرکت می‌کردند و به اتهامات علیه خودشان پاسخ می‌دادند و اگر عضو حزب کمونیسم نبودند باید نام همکاران خودشان را که فکر می‌کردند کمونیست هستند، به دادگاه اعلام می‌کردند.

همه دولت‌ها اعم از فعلی و سابق علیه رسانه‌ها شکایت داشته‌اند

صبح نو

حجاب حکومت یا حجاب من؟

انتخاب هوشمندانه رجز قمر بنی هاشم در روز عاشورا به عنوان شعار محوری اربعین امسال بار دیگر ضرورت توجه عمیق و بنیادین به باورهای شخصی را برجسته ساخت.
باورهای دینی و اعتقادات مذهبی پیش از هرگونه اثرگذاری اجتماعی باید در ساحت فردی ریشه داشته باشند تا بتوانند در عرصه عمومی شاخ و برگ بدهند و اثربخش شوند. متأسفانه گاه به دلایلی از جمله توجه بیش از حد به آثار اجتماعی دینداری و حساسیت فراوان به تعهدات دینی در رفتارهای بیرونی از توجه به ابعاد درونی دینداری غفلت می‌شود.
در نتیجه می‌بینیم بسیاری افراد نسبت به باورهای دینی و اعتقادات مذهبی خود احساس تعلق و مالکیت نمی‌کنند و دین را - چنان که خانه و ثروت یا فرزند و بدنشان را مال خود می‌دانند - بخشی از دارایی خود تلقی نمی‌کنند.
شعار "إنی أحامی أبدا عن دینی" با تأکید بر حمایت ابدی من از "دینم " یعنی دین ، قبله ، قرآن ، نماز ، روزه ، حجاب و سایر مفاهیم و ارزش ها و باورهای دینی و احکام شرعی بخشی از هویت و دارایی من است.
این‌ها مال من است و همان طور که از خانه و خانواده‌ام محافظت می‌کنم و برای دفاع از آنها جان خود را می‌دهم به همین ترتیب برای حفاظت از دین خود حاضرم فداکاری کنم.
باید اعتراف کنیم که در نظام رسمی تربیت دینی و فضای تبلیغی رسانه‌های عمومی احساس تعلق مفاهیم و ارزش های دینی ایجاد نشده و به دلایلی که می دانیم افراد احساس نمی‌کنند که دین مال خودشان است.
تبلیغ رسمی و مستقیم توسط نهادهای فرادستی و الزام تعهد به ظواهر شرعی برای عموم شهروندان باعث شده که برخی افراد احساس کنند که مثلاً به خاطر روحانیت یا حوزه‌های علمیه دیندارند ، در حالی که مثلاً پول، خانه یا فرزند را از آن خود می‌دانند و می‌توانند بگویند خانه من ، پول من، جوانی من و آینده من .
اگر مردی دین را دین خود بداند نه دین حاکمیت ، در سخت‌ترین شرایط هم زیر بار رشوه و ربا نمی‌رود.
اگر زنی حجاب را حجاب خود بداند در دشوارترین موقعیت‌ها نیز از آن پاسداری می‌کند.
اگر باور کردم که این دینداری برای من است و به نفع من و این دین مال من است ، اگر یقین داشتم که سعادت و نیکبختی ابدی من به حفظ این دین است و اگر دین خودم را حفظ کنم این دین من را حفظ خواهد کرد آن وقت حاضرم با کمال رغبت همه وجود خود را فدای دینم سازم و به شور و شوق فریاد بزنم : " إنی أحامی أبدا عن دینی "!

  یادداشت
  حجت‌الاسلام محمدرضا زائری

 

captcha
شماره‌های پیشین