sobhe-no.ir
1121
چهارشنبه، ۲۹ بهمن ۱۳۹۹
15
«صبح‌نو» فیلم سینمایی «سرزمین سایه‌ها» را بررسی می‌کند

روایت عاشقانه‌ای از تجربه مستقیم رنج

مجتبی عابدی / فیلم سینمایی سرزمین سایه‌ها به‌کارگردانی ریچارد اتنبرا در 26 سال پیش، یعنی سال 1372 در گونه زندگینامه‌ای، درام و عاشقانه تولید شده است. داستان فیلم درباره C.S. Lewis نویسنده و پروفسور مشهور و دیدار او با Joy Gresham است.

اخبار کوتاه

صبح نو

«صبح‌نو» فیلم سینمایی «سرزمین سایه‌ها» را بررسی می‌کند

روایت عاشقانه‌ای از تجربه مستقیم رنج

مجتبی عابدی / فیلم سینمایی سرزمین سایه‌ها به‌کارگردانی ریچارد اتنبرا در 26 سال پیش، یعنی سال 1372 در گونه زندگینامه‌ای، درام و عاشقانه تولید شده است. داستان فیلم درباره C.S. Lewis نویسنده و پروفسور مشهور و دیدار او با Joy Gresham است.

درباره فیلم
بازیگران فیلم سرزمین سایه‌ها چه کسانی هستند؟ در سرزمین سایه‌ها بازیگرانی چون آنتونی هاپکینز، Debra Winger، Julian Fellowes، Roddy Maude-Roxby، Michael Denison، Andrew Seear و Tim McMullan به ایفای نقش و بازیگری پرداخته‌اند. به گزارش منظوم، در فیلم سرزمین سایه‌ها حدود 15 بازیگر جلوی دوربین رفته‌اند که از نظر تعداد بازیگران می‌توان سرزمین سایه‌ها را یک اثر پربازیگر عنوان کرد. از این‌لحاظ کارگردانی فیلم سرزمین سایه‌ها باتوجه به بازی‌گرفتن از این تعداد بازیگر و مدیریت آنها کار بسیار دشواری بوده است؛ باید بررسی کرد آیا ریچارد اتنبرا به‌عنوان کارگردان و به‌عنوان بازیگردان و همچنین تیم بازیگری سرزمین سایه‌ها توانسته‌اند در این زمینه موفق باشند و بازی‌های درخشانی را نمایش دهند؟ از دیگر بازیگران فیلم سرزمین سایه‌ها می‌توان به John Wood، Andrew Hawkins، Peter Howell، Edward Hardwicke، Robert Flemyng، جیمز فرین، Toby Whithouse و Scott Handy اشاره کرد.
از نظر تاریخچه فعالیت کارگردان و بازیگران فیلم سرزمین سایه‌ها نیز آمارها و نکات جذابی را می‌توان بیان کرد. براساس آمارها فیلم سرزمین سایه‌ها به طور متوسط فعالیت ششم بازیگران این اثر است. براساس امتیاز مردم فیلم سرزمین سایه‌ها یکی از چهار اثر شاخص Julian Fellowes و Tim McMullan در حرفه بازیگری محسوب می‌شود.
6 تن از بازیگران سرزمین سایه‌ها، اولین فعالیت جدی بازیگری خود را در این اثر تجربه کرده‌اند، در واقع در سرزمین سایه‌ها 6 فیلم‌اولی بوده‌اند: Andrew Seear، Tim McMullan، Andrew Hawkins، جیمز فرین، Toby Whithouse و Scott Handy. همچنین ریچارد اتنبرا، کارگردان سرزمین سایه‌ها اولین همکاری خود با بازیگرانی چون Debra Winger، Julian Fellowes، Roddy Maude-Roxby، Michael Denison، John Wood، Peter Howell، Edward Hardwicke و Robert Flemyng را در این اثر تجربه کرده است. در میان بازیگران سرزمین سایه‌ها نیز 104 همکاریِ اول رخ داده، به‌عبارت دیگر در این فیلم میان هر یک از 15 بازیگر با یکدیگر یک رابطه همکاری شکل گرفته که 104 همکاری برای اولین‌مرتبه در سرزمین سایه‌ها رخ داده است.
 
نقد انسانی از یک داستان
سرزمین سایه‌ها روایت تطور فلسفی-الهیاتی سی.اس.لوئیس الهیدان مسیحی معاصر است. تجربه مستقیم و بی‌واسطه، معرفت بسیار متفاوتی از مطالعه و تامل را ایجاد می‌کند، تا آنجا که نظام اندیشه‌ای متفکری چون لوئیس را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این فیلم سه لایه دارد؛ در سطح نخست درامی عاشقانه است که راوی دل‌باختگی لوئیس به معشوقه‌اش «جوی» و تحمل اندوه بیماری اوست که با مرگ جوی و گریه‌های سوزناک لوئیس در آغوش داگلاس ختم می‌شود.
لایه دوم از سطح هنری عمیق‌تر شده و به مساله فلسفی شر و رنج می‌پردازد. به‌راستی چرا آدمیان باید رنج بکشند؟ و دلیل وجود شرور در عالم چیست؟ شر و رنج مساله‌ای است که سال‌هاست ذهن فلاسفه را به خود مشغول کرده و کمتر فیلسوفی را می‌توان یافت که در این خصوص اظهار نظری نکرده باشد؛ لوئیس هم در مقام یک الهی‌دان در دو نوبت نظرات خود را درباره مساله شر ابراز می‌کند؛ قبل از تجربه عشق و پس از مرگ معشوق مبتلا به سرطان. او در ابتدا رنج کشیدن را موهبتی الهی و صدای بلند خداوند می‌داند که باعث می‌شود جهان ناشنوا بیدار شود و به تکامل برسد، مانند ضربه‌های تیشه پیکرتراشی بر یک سنگ که موجب تکامل آن می‌شود، و معتقد است که رنج عامل گذار بشر از کودکی به بلوغ است. لوئیس بر این عقیده استوار است تا اینکه دل‌باخته یکی از مخاطبان خود می‌شود، با او ازدواج می‌کند و پس از مدتی متوجه می‌شود که همسرش جوی به سرطان مبتلا شده است، لوئیس شب‌ها را بر بالین جوی به صبح می‌رساند و شاهد رنج کشیدن محبوب خود است و بی‌واسطه، تالمات کسی را که از جان دوست‌تر می‌دارد را تجربه می‌کند. این تجربه مستقیم باعث دگرگونی آرای وی می‌شود، تا جایی که در کتاب «حکایت یک غم» می‌نویسد: در این میان خدا کجاست چرا حضور وی در وقت خوشبختی ما آنقدر زیاد حس می‌شود که گویی حاکم خوشبختی ماست اما در وقت گرفتاری ما اینقدر برای کمک ‌کردن غایب است.
به تعبیر سی.اس.لوئیس اساسا  این درد، در قلب است، نه در ذهن و مرهمی نیاز دارد که قلب را آرام كند، نه نظریه‌ای که به پرسش ذهن پاسخ دهد.
لایه سوم، پرداختن به مساله تجربه مستقیم است. به‌راستی معرفت از چه طریقی حاصل می‌شود؟ چه کسی می‌تواند به کنه مساله‌ای پی ببرد؟ معرفت از طریق برهان و استدلال حاصل می‌شود یا داستان و روایت یا از طریق تجربه مستقیم؟ به زعم نگارنده ادعای فلسفی این فیلم این است که معرفتِ حاصل از تجربه مستقیم، نه درکی عمیق‌تر بلکه متفاوت و دیگرگون از انواع طرق کسب معرفت را به دست می‌دهد. لوئیس در دقایق پایانی فیلم می‌گوید: «حرفی برای گفتن نیست، حالا این را می‌دانم كه من فقط در مقابل مقدار کمی تجربه 
قرار گرفته‌ام. تجربه آموزگاری بی‌رحم است... اما می‌آموزی... به خدا قسم می‌آموزی.»

به‌راستی چرا  آدمیان باید رنج بکشند؟ و دلیل وجود شرور در عالم چیست؟ شر و رنج مساله‌ای است که سال‌هاست ذهن فلاسفه را به خود مشغول کرده و کمتر فیلسوفی را می‌توان یافت که در این خصوص اظهار نظری نکرده باشد

captcha
شماره‌های پیشین