sobhe-no.ir
1088
سه شنبه، ۰۹ دی ۱۳۹۹
4
رسول منتجب‌نیا در گفت‌وگو با «صبح‌نو»:

باید پاسخگوی عملکرد روحانی باشیم

حسام رضایی / «اصلاح‌‌‌طلب‌ها سراغ تیمم نروند»؛ این را حجت‌الاسلام رسول منتجب‌نیا درباره لزوم احتراز جریان اصلاحات از حمایت از نامزدی غیراصلاح‌‌‌طلب یا به‌اصطلاح «ائتلافی» در انتخابات آینده می‌گوید. با اینکه به‌زعم خودش، به خانواده لاریجانی‌ها ارادت دارد اما حمایت اصلاح‌طلبان از «علی‌آقا» را به صلاح نمی‌داند. با این حال وقتی از احتمال حمایت چپ‌ها از رییس پیشین مجلس در صورت برخوردن دوباره به شرایط اضطرار مثل آنچه در سال 92 سرشان آمد، پرسیدم، لختی سکوت کرد و پاسخ داد: «باید دید از بین اضطرارها، کدام‌شان می‌تواند مقدم باشد.» پاسخش به سوالم درباره نسبت حزب اعتدال و توسعه و اصلاح‌طلبان در خرداد1400 در نوع خود جالب و طعنه‌آمیز بود؛ آنجا که گفت: «دوستان آقای روحانی با ما پیوند خورده‌اند. این پیوند را قیچی نکنند. این پیوند هم برای خودشان و هم برای ما مفید است.» در ادامه، مشروح گفت‌وگوی «صبح‌نو» با این روحانیِ متعلق به طیف سنت‌گرای اصلاحات را از نظر خواهید گذراند؛ فردی که سال 84 همراه کروبی و به نماد اعتراض، جمع مجمع روحانیون مبارز را ترک گفت و علم و کتل حزب «اعتماد ملی» را برافراشت و شد قائم‌مقام «شیخ اصلاحات». او پس از برخوردن اختلافات گسترده، سال 97 جمع اعتماد ملی‌ها را بدرود گفت و جداگانه اقدام به تاسیس حزب جمهوریت ایران اسلامی کرد. او هم‌اکنون دبیرکل این حزب است.

صبح نو

رسول منتجب‌نیا در گفت‌وگو با «صبح‌نو»:

باید پاسخگوی عملکرد روحانی باشیم

حسام رضایی / «اصلاح‌‌‌طلب‌ها سراغ تیمم نروند»؛ این را حجت‌الاسلام رسول منتجب‌نیا درباره لزوم احتراز جریان اصلاحات از حمایت از نامزدی غیراصلاح‌‌‌طلب یا به‌اصطلاح «ائتلافی» در انتخابات آینده می‌گوید. با اینکه به‌زعم خودش، به خانواده لاریجانی‌ها ارادت دارد اما حمایت اصلاح‌طلبان از «علی‌آقا» را به صلاح نمی‌داند. با این حال وقتی از احتمال حمایت چپ‌ها از رییس پیشین مجلس در صورت برخوردن دوباره به شرایط اضطرار مثل آنچه در سال 92 سرشان آمد، پرسیدم، لختی سکوت کرد و پاسخ داد: «باید دید از بین اضطرارها، کدام‌شان می‌تواند مقدم باشد.» پاسخش به سوالم درباره نسبت حزب اعتدال و توسعه و اصلاح‌طلبان در خرداد1400 در نوع خود جالب و طعنه‌آمیز بود؛ آنجا که گفت: «دوستان آقای روحانی با ما پیوند خورده‌اند. این پیوند را قیچی نکنند. این پیوند هم برای خودشان و هم برای ما مفید است.» در ادامه، مشروح گفت‌وگوی «صبح‌نو» با این روحانیِ متعلق به طیف سنت‌گرای اصلاحات را از نظر خواهید گذراند؛ فردی که سال 84 همراه کروبی و به نماد اعتراض، جمع مجمع روحانیون مبارز را ترک گفت و علم و کتل حزب «اعتماد ملی» را برافراشت و شد قائم‌مقام «شیخ اصلاحات». او پس از برخوردن اختلافات گسترده، سال 97 جمع اعتماد ملی‌ها را بدرود گفت و جداگانه اقدام به تاسیس حزب جمهوریت ایران اسلامی کرد. او هم‌اکنون دبیرکل این حزب است.

شما در یکی از آخرین اظهارنظرهای خود، اصلاح‌طلبان را نسبت به پیروی دوباره از رویکرد ائتلافی در انتخابات آینده ریاست جمهوری پرهیز داده‌اید چراکه به زعم شما اصلاحات خاطره خوبی از حمایت از آقای روحانی نداشته است. این درحالی است که بسیاری معتقدند اصلاح‌طلبان از سال‌92 و با حمایت از آقای روحانی توانستند بار دیگر به صحنه مدیریت کشور بازگردند. من در این باره به اظهارات چندی پیش آقای محمود واعظی، رییس دفتر رییس‌جمهوری اشاره می‌کنم که گفت: «اگر اصلاح‌طلبان انتقادی به دولت دارند، مراعات دوستان خود در دولت را بکنند.» این اظهار نظر نشان می‌دهد که اصلاح‌طلبان سهم کمی در مدیریت دولت ندارند. نظر شما در این باره چیست؟
در معادلات سیاسی و جناحی، اصل بر آن است که هر جناحی از کاندیداهای همفکر خود حمایت کند. وقتی جناحی، جریان اصلاح‌طلبی را انتخاب می‌کند و جریان اصول‌گرایی را رد می‌کند و رقیب خود می‌داند، یعنی تفکر اصلاح‌طلبی را پذیرفته است؛ با وجود این،  اصل اول بر آن است کاندیدایی که شناسایی و به مردم معرفی می‌کنند، کسی باشد که همفکر خودشان باشد و تفکر اصلاح‌طلبی را نمایندگی کند. در این صورت رقابت شکل می‌گیرد و مردم در صحنه رقابت بر‌اساس شعارها و برنامه‌ها، دست به انتخاب می‌زنند.
مردم از اصلاح‌طلبان انتظار ندارند که کاندیدای اصول‌گرا یا حتی از آن طرف، از اصول‌گرایان انتظار ندارند که کاندیدای اصلاح‌طلب معرفی کنند. با این حال زمانی هم ممکن است که ضرورت و اضطرار ایجاب کند که یک جناح برای ماندن و پیروزشدن و خدمت به مردم، از اصل اول، کوتاه بیاید و به سراغ گزینه یا گزینه‌های دیگر برود. در انتخابات سال‌های‌92، 94 و 96 اصلاح‌طلبان این‌طور عمل کردند.
وقتی گزینه‌های اولی اصلاح‌طلب‌ها به هر دلیلی ردصلاحیت و از صحنه خارج شدند، در این صورت، اصلاح‌طلبان از بین نامزدهای تند و افراطی و نامزدهای معتدلی که به اصلاحات نزدیک‌تر بودند، با تنزل از ایده‌های خود و برای ماندن در صحنه، از گزینه‌های معتدل حمایت کردند.
به نظر شما این اضطرار برای انتخابات سال آینده در اصلاح‌طلبان به‌وجود خواهد آمد؟
هنوز نه به بار است و نه به دار. هنوز کاندیداها و رأی هیات‌های اجرایی نظارت و شورای نگهبان مشخص نشده است. چه بسا کاندیدای اصلاح‌طلب قوی و مقبولی که احتمال رد صلاحیتش هم کم باشد، از سوی اصلاح‌طلبان انتخاب شود. در این صورت دیگر به سمت اضطرار نباید رفت. در مسائل شرعی هم می‌گویم که تیمم، بعد از عجز از وضو است.
شما به سخن یکی از عزیزا‌ن‌مان در حلقه اولیه آقای روحانی اشاره کردید. من با اینکه به همه این عزیزان ارادت دارم اما بعضی از این آقایان در جلساتی بعد از انتخابات سال‌92 و حتی بعد از انتخابات سال‌96، با اینکه زمین و زمان می‌دانستند رمز پیروزی آقای روحانی حمایت اصلاح‌طلبان بود، ادعا می‌کردند که اصلاح‌طلب‌ها رأی چندانی ندارند و آقای روحانی با رأی شخصی خودش پیروز شد. من خواهش می‌کنم دیگر این صحبت‌ها را مطرح نکنند که کسی از آن‌ها نمی‌پذیرد. این نوع صحبت‌ها، تقویت آقای روحانی نیست بلکه موجب تضعیف ایشان و رنجش خاطر کسانی است که بیش‌از هفت سال است دارند هزینه حمایت از ایشان را می‌پردازند.
به جای دست مریزاد می‌گویند که اصلاح‌طلبان در پیروزی آقای روحانی نقشی نداشتند یا اینکه می‌گویند اصلاح‌طلبان در دولت حضور دارند. اصلاح‌طلبان در کجای دولت حضور دارند؟  چند تا از وزرا و استاندارها از اصلاح‌طلبان هستند؟ چقدر با اصلاح‌طلب‌ها مشورت شد؟ چقدر به دیدگاه‌های اصلاح‌طلب‌ها عمل شد؟ چند‌درصد آن قول‌ها و شعارهای اصلاح‌طلبانه در سال‌های‌92 و 96 ، اجرایی شد؟ دولت آقای روحانی، دولت اصلاح‌طلب نیست و اصلاح‌طلبان نقش کمی در دولت دارند و آن‌هایی هم که حضور دارند، اصلا‌ مجاز به اظهارنظر یا به‌کارگیری کادر اصلاح‌طلبی نیستند.

ادامه از صفحه 4
با توجه به نقش انکارناپذیر اصلاح‌طلبان در پیروزی‌های آقای روحانی و نقش پر رنگ ایشان در مدیریت دولت اعتدال، تصور نمی‌کنید که این اظهارات شما که می‌فرمایید: «حضور اصلاح‌طلبان در دولت کمرنگ است»، در نگاه مردم یک جور رفع مسوولیت از جریان اصلاحات باشد؟
اصلا و ابدا‌. من با رفع مسوولیت مخالفم. بنده بارها به صراحت و با صدای رسا گفته‌ام که اصلاح‌طلبان نمی‌توانند از خودشان رفع مسوولیت کنند و بگویند که دولت، دولت اصلاح‌طلبان نیست و ما مسوولیتش را نمی‌پذیریم. بالاخره ما در آن شرایط اضطراری و با علم به اینکه آقای روحانی اصلاح‌طلب نیست، از ایشان حمایت کردیم. بنده که در انتخابات سال‌92 سه تا استان همراه آقای روحانی بودم و در انتخابات سال‌96 هم بیشترین سفر تبلیغی در حمایت از آقای روحانی را داشتم، چطور می‌توانم از خودم سلب مسوولیت کنم؟
نباید بگوییم که ما اصلاح‌طلبان از آقای روحانی حمایت نکردیم و دولت هم دولت اصلاح‌طلب نیست و ما مسوولیت آن را نمی‌پذیریم؛ بلکه ما باید پاسخگو باشیم. ما باید با شجاعت و صراحت به مردم بگوییم که دلیل حمایت‌مان از آقای روحانی، شعارهای اصلاح‌طلبانه ایشان بود اما ایشان به وعده‌های خود عمل نکرد.
اگر ما در سال‌92 از آقای روحانی حمایت نمی‌کردیم، تفکری بسیار رادیکال بر کشور حاکم می‌شد و کشور از نظر بین‌المللی و داخلی دچار بحرانی به مراتب بدتر از بحران فعلی، می‌شد. ما برای پیشگیری از آن خطر بزرگ، رفتیم از آقای روحانی که در هر دو دوره(92 و 96) تمام شعارها و برنامه‌هایش اصلاح‌طلبانه بود، حمایت کردیم.

آقای منتجب‌نیا! همین الان مگر کشور در بحران مدیریتی قرار ندارد؟ اصلاح‌طلبان در انتخابات سال‌96 این هراس را در مردم ایجاد کردند که در صورت پیروزی آقای رئیسی، نرخ دلار در اسفند همان سال به پنج هزار تومان خواهد رسید. این درحالی‌ است که در زمان دولت مورد حمایت اصلاح‌طلبان، تا پیش از پیروزی جوبایدن، نرخ دلار رقم 43‌هزار تومان را به خود دید. چطور می‌فرمایید که اگر رقیب آقای روحانی پیروز می‌شد، کشور وارد بحران می‌گشت؟
من که نمی‌خواهم از دولت دفاع کنم. صحبت من این است که ما باید هزینه حمایت را بپردازیم. من می‌گویم که ما اصلاح‌طلبان نمی‌توانیم مسوولیت دولت را از خود سلب کنیم و بگوییم که مقصر نیستیم؛ البته ما مقصر به آن معنا نبودیم بلکه قاصر بودیم چون بر کشور اضطرار حاکم بود. اما برویم سراغ عملکرد دولت.
به قول شما، این بحران وضعیت امروز را آیا باید معلول حمایت اصلاح‌طلب‌ها بدانیم یا معلول عملکرد دولتی که شعارهای اصلاح‌طلبانه داد و برای رفع مشکلات اقتصادی، کلید نشان داد اما به آن شعارها عمل نکرد؟ پس ما عملکرد دولت را نمی‌پذیریم و به عملکرد دولت، انتقاد شدید داریم. عملکرد دولت نه به اصلاح‌طلب‌ها بلکه به دولتی برمی‌گردد که اصلاح‌طلب‌ها از آن به شرطی که بتواند مشکلات مملکت را حل کند، حمایت کردند. این دولت، دولتی است که در مجموعه‌ای خلاصه می‌شود که نه اصلاح‌طلب‌ها را و نه نخبگان و صاحب‌نظران کشور را چندان به بازی نمی‌گیرد. دولت متاسفانه گوش شنوایی برای حل مسائل ندارد. این را هم بگویم که دولت کاملا‌ عاجز و ناتوان نبوده است. بنده معتقدم که آقای روحانی جلوی آن خطر و بحران عظیمی که ما برای کشور احساس کرده بودیم را گرفت و اعتدال و فرهنگ را بر کشور حاکم و بسیاری از مسائل را حل کرد.

شما فرمودید که اصلاح‌طلب‌ها برای انتخابات‌1400 باید سراغ فرد اصلاح‌طلبی بروند که احتمال رد صلاحیتش کم باشد. صراحتا‌ به من بگویید که به نظر شما، آن اصلاح‌طلب چه کسی یا چه کسانی هستند؟
الان زود است که سراغ مصادیق برویم. البته جای اینکه فقط معیارهای حزبی و جناحی خود را در نظر بگیریم، باید معیارهای صلاحیت را در نظر بگیریم و ببینیم که چه کسی برنامه بهتری برای اداره کشور دارد. از میان کسانی که برنامه بهتری دارند، باید آن فردی که نظام او را بهتر می‌پذیرد و دستگاه‌های نظارتی روی او حساسیت کمتری دارند و احتمال تاییدش بالاست، انتخاب شود. البته این تنها ملاک نیست و ملاک‌های دیگری نیز باید مدنظر قرار بگیرد.

نامزدی آقای جهانگیری یا آقای عارف را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
من اصلا‌ اسم کسی را نمی‌برم. همه این افراد عزیز ما هستند. در میان اصلاح‌طلب‌ها، ده‌ها نفر را مثل این دو بزرگوار داریم که واجد شرایط‌اند اما هیچ‌کدام‌شان فعلا‌ نباید در رسانه‌ها مطرح شوند.

من می‌خواهم نظر شخص آقای منتجب‌نیا نه به‌عنوان دبیرکل حزب جمهوریت را درباره نامزدی علی لاریجانی از طرف اصلاح طلبان بدانم. این اقدام را به صلاح اصلاح‌طلبان می‌دانید؟
نه به صلاح نمی‌دانم. آقای لاریجانی اصلاح‌طلب نیست؛ ایشان اصول‌گراست. ایشان شخص بسیار شخیصی است که بنده سال ها شاگرد درس اصول پدر لاریجانی‌ها شیخ میرزاهاشم آملی بودم. با وجود همه ایراداتی که به لاریجانی‌ها وارد است اما من به این خاندان ارادت دارم.
اصل اولی آن است که‌اصلاح‌طلب‌ها کاندیدای اصلح را از بین اصلاح‌طلب‌ها انتخاب کنند و سراغ تیمم نروند.

اگر کار اصلاح‌طلبان دوباره به اضطرار کشید، چطور؟ آقای لاریجانی می‌تواند گزینه اضطراری اصلاحات باشد؟
همان موقع باید ببینیم که از بین اضطرارها، کدا‌م‌شان می‌تواند مقدم باشد. اگر آن کاندیدای ایده‌آل پیدا نشد یا تأیید نشد، آن وقت باید فرد نه 100‌درصد بلکه 80‌درصد یا 70‌درصد را انتخاب کنند. وقتی اصلاح‌طلب‌ها اصل را بر حضور بگذارند، بالاخره باید به یک جایی برسند. اگر اصلاح‌طلب‌ها به جایی رسیدند که هیچ فردی را انتخاب نکردند، آن وقت اعلام خواهند کرد که با وجود حضور در انتخابات، کاندیدایی را معرفی نمی‌کنند؛ البته من معتقدم که به این نقطه نخواهیم رسید چون بحمدالله کاندیداهای زیادی در سطح کشور می‌توانیم 
پیدا کنیم.

چقدر احتمال می‌دهید که اصلاح‌طلبان همزمان با دو نامزد در انتخابات شرکت کنند؟ علی لاریجانی به نمایندگی از طیف راست مدرن و میانه و اسحاق جهانگیری به نمایندگی از طیف رادیکال‌ها.
رمز پیروزی یک جناح سیاسی که ترکیبی از احزاب و شخصیت‌هاست، وحدت در معرفی کاندیدا است. اگر اصلاح‌طلبان از وحدت خارج شوند و کاندیداهای متعدد داشته باشند، احتمال موفقیت آن‌ها نزدیک به صفر می‌شود. اگر در سال‌84 وحدت حاصل می‌شد، اصلاح‌طلبان پیروز می‌شدند و کشور به مدت هشت سال، گرفتار آن مشکلات نمی‌شد. من از گروه‌هایی که خودشان را جدا کرده‌اند، می‌خواهم که قدری تأمل کنند.

منظورتان حزب کارگزاران سازندگی است؟
فرقی نمی‌کند؛ هر حزب و گروهی. ما به جای اینکه به حزب خودمان فکر کنیم، اول باید به خدمت به مردم و اصلاح امور جامعه و سپس به پیروزی کل جناح، فکر کنیم. ما باید برای اقتدار نظام و اقتدار و بزرگواری کشورمان، تلاش کنیم تا مردم پای صندوق‌های رأی بیایند، چون هر زمان مردم حضور پیدا کرده‌اند، تجربه نشان داده که نیروهای اصلاح‌طلب پیروز بوده‌اند.
چقدر این احتمال را می‌دهید که آقایان خاتمی و روحانی در انتخابات آینده، به یک حرکت سیاسی مشترک دست بزنند؟
همه چیز محتمل است. آقای خاتمی شخصیت محترمی است که نظر می‌دهند و اکثرمردم هم به ایشان علاقه‌مندند و مورد قبول اصلاح‌طلبان نیز هستند. آقای روحانی اما به لحاظ اینکه تا پایان دوره رییس‌جمهوری هستند، نمی‌توانند به‌طور مستقیم وارد صحنه شوند اما اگر دوستان و نزدیکان ایشان وارد شدند، بحثی نیست. از پتانسیل دولت و از شخص رییس‌جمهوری استفاده نخواهد شد اما دوستان آقای روحانی قطعا‌ نظر می‌دهند و همکاری دارند.

اینکه می‌فرمایید نظر می‌دهند، یعنی احتمال ورودشان به مکانیسم ائتلاف اصلاح‌طلبان وجود دارد؟
بله. قبلا‌ و در انتخابات سال‌های‌94 و 96 هم ائتلاف کردند. دوستانی که تحت عنوان اعتدال‌گرا حضور داشته و احزابی دارند، بالاخره هشت سال با اصلاح‌طلب‌ها -ولو اینکه حضور اصلاح‌طلب‌ها کمرنگ بود- رفاقت و همکاری داشتند. پیشنهاد من به این عزیزان(نیروهای اعتدال‌گرا) این است که با اصلاح‌طلب‌ها باشند و ساز جدایی نزنند تا خدای ناکرده موجب اختلاف نشود و پیروزی آن‌ها را خیلی ضعیف نکند.

این مغایر با سیاست پرهیز از ائتلاف نیست؟
منظور از ائتلاف، ائتلاف با نیروهای اصول گراست. نیروهای اعتدال‌گرا، اصول‌گرا نیستند. خیلی از نیروهای اعتدال‌گرا از دوستان ما بوده و هستند اما ما همیشه گفته‌ایم که اعتدال گرایی، گفتمان نیست بلکه صرفا‌ یک روش است. اصلاح‌طلب‌ها خودشان پیشتاز اعتدال‌گرایی هستند و معتقدم که حضرت امام در رأس اعتدال‌گرایان بودند و اصلا‌ اسلام دین اعتدال است.
جریان اعتدال‌گرا هیچگاه جریان فکری خاصی نبوده است. یک مجموعه‌ای با آقای دکتر روحانی قبلا‌ در جاهای مختلف همراهی داشتند و بعد به ستاد انتخاباتی آقای روحانی آمدند. این نیروها با اصلاح‌طلبان پیوند خورده‌اند و این پیوند را نباید قیچی کنند؛ چون این پیوند در آینده برای ماندگاری خودشان و هم برای تقویت اصلاحات، مفید خواهد بود.     

در جایی فرموده بودید که اصلاح‌طلبان از ظرفیت مجمع روحانیون مبارز آنطور که باید و شاید استفاده نکرده‌اند. چرا چنین صحبتی را مطرح کردید؟ آیا معتقدید که برای‌1400 هم مجمع باید کانون فعالیت‌های اصلاح‌طلبان باشد؟
در سال‌84 پس از آنکه در مجمع روحانیون مبارز درباره کاندیداهای انتخابات اختلافاتی به وجود آمد و آقای کروبی استعفا کرد، دوستان ما در مجمع تصمیم گرفتند که دفاتر و شاخصه‌های استانی و شهرستانی مجمع را لغو کنند و تنها تشکیلات تهران باقی بماند. وقتی شاخ و برگ‌های مجمع زده شد، مجمع از آن اقتدار قبلی پایین آمد و به مجموعه‌ای تبدیل شد که صرفا‌ دور یکدیگر هستند و می‌نشینند و صحبت و هماهنگی می‌کنند. قبلا‌، ارتباط مجمع با بقیه اصلاح‌طلب‌ها مؤثر و تنگاتنگ بود و بیشتر جلسات نیروهای اصلاح‌طلب و خط امامی، در دفتر مجمع برگزار می‌شد. پس از استعفای آقای کروبی اما ارتباط مجمع با بقیه تشکیلات اصلاح‌طلب محدود شد.
مجمع در سال‌88 هم آسیب‌هایی دید و پس از آن تا سال‌92، مدتی در عرصه سیاسی حضور نداشت. امروز معتقدم که نه صد در صد اما بخشی از ظرفیت مجمع هنوز باقی است و اعضای آن، همچنان مورد احترام جامعه اصلاح‌طلبی هستند. معتقدم که مجمع باید برای اصلاح‌طلب‌ها پدری کند و محور وحدت و راهنمایی و هدایت آن‌ها شود نه اینکه بخواهد دستور و فرمان بدهد؛ چون اگر بخواهد چنین کند، اصلاح‌طلب‌ها مانند آنچه در شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان رخ داد، دوباره دچار انشقاق می‌شوند. از ظرفیت مجمع باید برای محوریت استفاده شود نه برای فرماندهی و فرمانبری.
یکی از دلایلی که برای کمرنگ شدن نقش مجمع ذکر می‌شود، انتقاداتی است که بخش روشنفکر و دانشگاهی جبهه اصلاحات نسبت به گذشته سیاسی اعضای مجمع دارد. برای مثال بسیاری از جریان‌های روشنفکری، آقای موسوی‌خوئینی‌ها،‌ دبیرکل مجمع را به رادیکالیسم در گذشته در دهه شصت متهم می‌کنند. این تضادهای اندیشه‌ای را چقدر مؤثر میدانید؟
من قبول دارم که چنین اختلاف‌نظرها یا به تعبیر شما چنین تضادهایی وجود دارد. حتی میان خود روشنفکرها هم چنین تضادهایی هست. منتهی در رأس مجمع، آقای خاتمی حضور دارد که ایشان مقبولیت فوق‌العاده‌ای میان اصلاح‌طلبان دارد و خیلی کم اتفاق می افتد که فرد اصلاح‌طلبی، ایشان را قبول نداشته باشد. از طرف دیگر جمع زیادی از روشنفکران، سمپات آقای موسوی‌خوئینی‌ها هستند و هنوز ایشان را قبول دارند.

پس جنابعالی سابقه تندروی که به آقای موسوی‌خوئینی‌ها نسبت داده می‌شود را رد می‌کنید؟
من رد نمی‌کنم؛ من دارم درباره واقعیتِ الان مجمع و اعضای آن صحبت می‌کنم. مجمع ترکیبی از افراد است که بعضی از آن‌ها متهم به تندروی هستند و برخی دیگری چنین سابقه‌ای ندارند و اتفاقا‌ محبوبیت زیادی هم دارند؛ برخی دیگر هم نه سابقه تندروی دارند و نه محوبیت زیاد بلکه افراد محترم و ارزشمندی هستند. بنابراین در مجموع، تفاوت سطح و نظر در میان اعضای مجمع وجود دارد که امری طبیعی است.

چندی است که بحث‌ها درباره سازوکار جدید ائتلافی اصلاح‌طلبان آغاز شده است. آیا حزب جمهوریت در این سازوکار حضور خواهد یافت؟
حزب جمهوریت به لحاظ نوپایی، هنوز به صورت رسمی عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات نیست و جدیدا‌ درخواست عضویت داده‌ایم. اگر دوستان، درخواست عضویت ما را پذیرفتند، در کنار آن‌ها قرار خواهیم گرفت و نظر خود را در این رابطه می‌دهیم.  

یکی از انتقادات وارده به مکانیسم جدید ائتلافی اصلاح‌طلبان(شامل 30‌حزب اصلاح‌طلب به اضافه 10 تا 15‌نفر شخصیت حقیقی) دادن حق و وزن ویژه به افراد حقیقی نزدیک به آقای خاتمی برای اظهارنظر و اثرگذاری است. این دقیقا‌ همان موضوعی است که امثال جنابعالی پیشتر درباره شورای عالی سیاستگذاری، معترضش بودید.
چون من هنوز صحبتی با هیچ‌کدام از دوستان درباره مکانیسم این ائتلاف نداشته‌ام، تمام قضاوتم مربوط به مصاحبه آقای حسین کمالی می‌شود. ایشان اعلام کرده که احزاب اصلاح‌طلب یا اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، کار را پیش خواهند برد و از 10‌نفر چهره حقیقی به‌عنوان مشاور دعوت خواهد شد. اگر این صحبت صحیح باشد و جا بیفتد که آن 10نفر صرفا‌ به‌عنوان مشاور باشند و در نهایت احزاب، تصمیم‌گیرنده اصلی باشند، طرح خوبی است چون مشاور، حق رأی ندارد و صرفا‌ نظر می‌دهد. اگر چهره‌های حقیقی دوباره بخواهند، اکثریت و صاحب رأی شوند، به نظر من همان آش و همان کاسه قبلی خواهد شد.
فلسفه تشکیل شورای‌عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان، ایجاد وحدت بود که متاسفانه ایجاد و بر اختلافات دامن زده شد. من همان موقع استدلال می‌کردم که چهره‌های حقیقی‌ای که قصد دارند عضو شورای عالی شوند، باید در اقلیت باشند اما در عمل دیدیم که نشد و اکثریت شورا به یک جریان سیاسی یا یکی، دو حزب خاص تعلق گرفت و بقیه، طفیلی و سیاهی لشکر شدند.

جریان اعتدال‌گرا هیچگاه جریان فکری خاصی نبوده است. یک مجموعه‌ای با آقای دکتر روحانی قبلا‌ در جاهای مختلف همراهی داشتند و بعد به ستاد انتخاباتی آقای روحانی آمدند. این نیروها با اصلاح‌طلبان پیوند خورده‌اند و این پیوند را نباید قیچی کنند چون این پیوند در آینده برای ماندگاری خودشان و هم برای تقویت اصلاحات، مفید خواهد بود

من با رفع مسوولیت مخالفم. بنده بارها به صراحت و با صدای رسا گفته‌ام که اصلاح‌طلبان نمی‌توانند از خودشان رفع مسوولیت کنند و بگویند که دولت، دولت اصلاح‌طلبان نیست و ما مسوولیتش را نمی‌پذیریم. بالاخره ما در آن شرایط اضطراری و با علم به اینکه آقای روحانی اصلاح‌طلب نیست، از ایشان حمایت کردیم 

captcha
شماره‌های پیشین