sobhe-no.ir
1088
سه شنبه، ۰۹ دی ۱۳۹۹
11
تهیه‌کننده مستند «نجات آمرلی» با «صبح‌نو» به گفت‌وگو نشست

نجات از محاصره 360درجه

مستند «نجات آمرلی» تصویری از نجات شهر آمرلی توسط فرماندهان مقاومت است. شهر «آمرلی» در استان صلاح‌الدین عراق به مدت ۸۹ روز تحت محاصره گروه تروریستی تکفیری داعش قرار داشت که در شهریور ۹۳ با حملات ارتش و حشد الشعبی عراق محاصره شکسته شد. مستند «نجات آمرلی» به تهیه‌کنندگی مهدی مطهر به نقش و تاثیر فرماندهان مقاومت در آزاد‌‌سازی این شهر مهم و استراتژیک می‌پردازد. «نجات آمرلی» محصول سازمان هنری‌-رسانه‌ای اوج و تولیدشده در خانه مستند است که قرار بود یکشنبه‌شب از شبکه سه سیما پخش شود؛ اما درآخرین لحظات از کنداکتور خارج شد. برای اطلاع از علت پخش‌نشدن این مستند و همینطور جزئیات تولید آن، با مهدی مطهر، تهیه‌کننده «نجات آمرلی» که خودش مدیر خانه مستند نیز هست، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم.

صبح نو

تهیه‌کننده مستند «نجات آمرلی» با «صبح‌نو» به گفت‌وگو نشست

نجات از محاصره 360درجه

مستند «نجات آمرلی» تصویری از نجات شهر آمرلی توسط فرماندهان مقاومت است. شهر «آمرلی» در استان صلاح‌الدین عراق به مدت ۸۹ روز تحت محاصره گروه تروریستی تکفیری داعش قرار داشت که در شهریور ۹۳ با حملات ارتش و حشد الشعبی عراق محاصره شکسته شد. مستند «نجات آمرلی» به تهیه‌کنندگی مهدی مطهر به نقش و تاثیر فرماندهان مقاومت در آزاد‌‌سازی این شهر مهم و استراتژیک می‌پردازد. «نجات آمرلی» محصول سازمان هنری‌-رسانه‌ای اوج و تولیدشده در خانه مستند است که قرار بود یکشنبه‌شب از شبکه سه سیما پخش شود؛ اما درآخرین لحظات از کنداکتور خارج شد. برای اطلاع از علت پخش‌نشدن این مستند و همینطور جزئیات تولید آن، با مهدی مطهر، تهیه‌کننده «نجات آمرلی» که خودش مدیر خانه مستند نیز هست، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم.

شاید وقتی پرجمعیت‌ترین شهر عراق بعد بغداد یعنی موصل سقوط کرد، داعشی‌ها این‌گونه طراحی کرده بودند که آخر هفته برای پیک‌نیک و شکار سری به آمرلی بزنند تا به کلکسیون کشته‌ها و اسرای عرب و کردشان، ترکمانان را هم اضافه کنند؛ اما نمی‌دانستند که این پیک‌نیک تبدیل به نبرد سرنوشت‌ساز آن‌ها خواهد شد. زمزمه‌‌هایی از کمک‌رسانی شنیده شده است؛ 16روز از محاصره ۳۶۰درجه‌ای آمرلی گذشته و آمدن نیروهای کمکی بیشتر شبیه یک شوخی است. هنگامی‌که صحبت از کمک‌رسانی بود، نگاه‌شان به آسمان بود و مومن‌ترین‌شان هم برای یک لحظه فکر نمی‌کرد که حتی فرشته‌ها هم حاضر باشند پایشان را در این جهنم بگذارند؛ اما وقتی بیش از 
دو ساعت ده‌ها جوان با جابه‌جایی سنگ‌ها جنوب‌شرقی شهر را پد هلیکوپتر ‌کردند، دیگر هیچ صدایی شنیدنی‌تر از هلیکوپتری نبود که به سمت آمرلی می‌آمد. تروریست‌ها ورود هر محموله خوراکی و غیرخوراکی را از طریق زمینی به آمرلی مسدود کرده بودند. رودخانه‌های منتهی به شهر هم راهی به شهر نداشتند؛ برای همین زن‌های عرب که به رسم شادی و سرور بر سر مدافعان شهر برنج می‌پاشیدند، در پیروزی آمرلی دست‌شان خالی است؛ اما چه باک! روزهای فراوانی و سرسبزی با این مردان و زنان نزدیک است.
آمرلی، شهرکی از شهر طورخورماتو در استان صلاح‌الدین کمتر از صد کیلومتر با مرزهای ایران فاصله دارد. این شهر متشکل از اهل تسنن، تشیع، کرد و ترکمان است و بعضی از آن‌ها از تبار ترکان آناتولی و بعضی مهاجران ایرانی و آذربایجانی؛ اما گمانه‌ها به کنار، سرزمین شهرهای اساطیری بابل و بغداد و مدائن این روزها به آمرلی افتخار می‌کند. ساده‌انگاری است اگر فکر کنید که فرمانده با دوربینش خاکریزهای مقابل را نگاه می‌کند؛ او به عمق استراتژیک شما چشم دوخته است. اصلا او تهدید را نه در مرزهای سوریه و عراق که در هزاران کیلومتر آن‌طرف‌‌تر جست‌وجو می‌کرد. نوبت شما هم خواهد رسید؛ حال با حضورش یا با یادش این امر میسر خواهد شد. شبه‌نظامیان یاهمان میلیشیا همیشه عادت داشتند با دولت‌‌‌های مرکزی خود بجنگند اما شاید جدی‌ترین متد حاج قاسم، سوق‌دادن این نیروها به همکاری و تعامل با دولت‌‌‌های مرکزی علیه تهدیدهای تروریست‌هاست؛ روشی که جمهوری اسلامی را از کشوری که در دهه 60 درگیر حملات رژیم بعث در خاک خودش بود، تبدیل به نیرویی کرده که در آغاز دهه جدیدش فرمانده ارشد نظامی‌اش با ماشین شخصی از تهران تا مرزهای لبنان و فلسطین اشغالی بدون هیچ‌گونه توقفی می‌رود. آمرلی محاصره است؛ حصر۳۶۰درجه، یعنی هر کسی می‌تواند اسلحه به دست بگیرد و بشود هزاران هزار مدافع شهری‌ که شبانه‌روز با چشمانی باز شهر را رصد می‌کنند تا مبادا مهاجمان و انتحاری‌هایشان از جایی رخنه کنند.

آمرلی به اندازه یک شهرک است و با اینکه این شهر در محاصره 360درجه بود، با مقاومتی که با محوریت شهیدان سلیمانی و ابومهدی شکل گرفت، نه‌تنها آمرلی سقوط نکرد، بلکه آغازگر دومینوی شکست‌های داعش در عراق شد 


 حسرت یعنی یک دل سیر خوابیدن! حصر یعنی اگر همه مدافعان شهر شهید شدند، دختران شهر دست‌كم نارنجکی در شال کمر داشته باشند. بعضی از اهالی شهر دلخوش به خارج از شهر و حتی نهادهای بین‌المللی‌اند. اخبار را از شبکه‌‌‌های جهانی رصد می‌کنند؛ اما نه در صدر خبرها و نه در ذیل آن، خبری از آمرلی نیست.
محاصره که از یک ماه گذشت، هیچ تضمینی نیست که یک‌سال هم طول نکشد. محاصره که طولانی شد، مهم‌تر از مردان نامی و رزمندگان سلحشور، مادران هستند؛ مادرانی که مردان‌شان را با تکه قرص نان سیر به معرکه می‌رسانند و فرزندان‌شان را به بهانه غذای بهتر به رختخواب می‌برند. خرداد۹۳(ژوئن ۲۰۱۴) ماه عسل داعش بود. نفت دیرالزور موتور محرک آن‌ها و پیشروی‌شان به شمال عراق، دسترسی‌شان به آب فراوان را مهیا کرده بود. تکفیری‌ها تا قبل از سقوط موصل بیشتر شبیه شبه‌نظامیان بودند و حالا با ورودشان به موصل، دسترسی به تجهیزات یک ارتش کلاسیک را داشتند. مصادره۵۰۰میلیون دلار بانک مرکزی موصل توسط داعش، آن‌ها را بیش از پیش به خلافت خودخوانده اسلامی عراق و شام نزدیک‌تر کرده بود. هرچقدر داعش در استفاده نمادین از سلاح‌‌‌های سنتی و سربریدن اصرار داشت اما قصه داعش و مدرنیته قصه عجیبی است. ارتش داعش توسط توییتر و فیس‌بوک از سراسر دنیا خصوصا اروپا و شمال آفریقا یارگیری می‌کند و یوتیوب با انتشار تریلرهای قتل و غارت داعش بذر وحشت و ترس را می‌‌پاشاند. انتشار تصاویر دومینووار سقوط موصل و تکریت و فلوجه در کنار اسراف داعش در قتل عام بیش از ۱۵۰۰سرباز پایگاه هوایی اسپایکر، پای هر مدافع شهری را سست می‌کرد. شهرها هرچه بزرگ‌تر، مقاومت‌شان کمتر و کوتاه‌تر؛ اما شهرک‌ها لقمه‌های گلوگیری شدند؛ هرچه کوچک‌تر، مقاوم‌تر؛ مانند فوعه و کفریا، نبل و الزهرا و آمرلی. دفعه اولی نبود که هلیکوپتری به سمت آمرلی می‌آمد و سالمند بدحال و زن آماده زاییدنی را به نزدیک‌ترین شهر امن می‌رساند. شاید مسلح‌ها می‌دانستند مسافران این پرواز با مسافران همیشگی‌اش فرق دارند. اصلا فرض کنید تک‌تیرانداز داعشی می‌توانست یک یا دو نفر را هدف قرار دهد؛ اما کدام‌یک را می‌زد؟ نه درجه‌‌ای و نه نشان زیتونی و نه عقاب سیاه و طلایی؛ مردان مصمم، پا به سن گذاشته و جوان اما همگی آفتاب سوخته؛ مسافرانی که حتی اهالی رنجور و غمدیده آمرلی هم نمی‌دانستند کدام‌یک را باید تکریم و تعزیز بیشتری بکنند. ابومهدی پیش از این به آمرلی آمده بود؛ حاج قاسم هم کم نقاط محاصره‌شده ندیده بود اما با هم آمدن‌شان همه‌چیز را عوض کرد؛ دیگر همه می‌دانستند که ترکیب آن دو یعنی دلگرمی و رشادت.
 
مستندی برای نمایش
 اتحاد ایران و عراق
 
    چرا «نجات آمرلی» از تلویزیون پخش نشد؟
این مستند از خیلی وقت پیش، تولید و آماده پخش شده بود. این فیلم مختص حاج قاسم نبود. تاکنون چند فیلم درباره آمرلی ساخته شده ولی ما سعی کردیم چیزی بسازیم که نگاهی متفاوت به موضوع داشته باشد. درواقع حضور مشترک شهید سلیمانی و شهید ابومهدی برای ما موضوعیت داشت و قصد مصادره هیچ‌کدام از این عزیزان را نداشتیم. یکی از دوستان دو هفته پس از شهادت حاج قاسم به منطقه آمرلی رفت.
 
    آقای حامد هادیان که در فیلم هم حضور دارند؟
بله، ایشان چند مصاحبه گرفت و زمانی‌که به کشور بازگشت برخی دوستان یکی از مجموعه‌های فرهنگی اصرار ‌کردند باید راش‌ها را ببینند و بدون هماهنگی با آن‌ها کاری انجام نشود. قرار شد به آن‌ها مراجعه کند و نتیجه را به من بگوید. سپس تدوینگر را به آقای هادیان معرفی کردیم و خواستیم متن را بنویسد. آرشیو را هم تهیه کردیم. هادیان قبول کرد ولی به مرور کار را عقب انداخت و دیگر پاسخ درستی به ما نداد. بیش از هشت‌ماه گذشت و او جواب درستی به ما نمی‌داد؛ البته هیچ‌گاه هم نگفت که با آن مجموعه که اشاره کردم کار را برای تولید بسته است.

    یعنی دلیل پخش‌نشدن مستند از تلویزیون همین بود؟
شخصا حدود دو هفته است که از این ماجرا باخبر شده‌ام. من حامد هادیان را به آن مجموعه فرستادم تا مسائل حل شود ولی او بدون اطلاع ما با آن‌ها کار را بست. واقعا نمی‌دانم چرا از همان اوایل به ما نگفت ماجرا چیست که دیگر پیگیر نشویم. ما از طریق سه نفر پیگیر این مساله بودیم. جالب است بدانید همین چند هفته پیش اسامی مصاحبه‌شونده‌های داخل مستند را از او خواستیم و گفت اسامی را اطلاع خواهد داد؛ یعنی باز هم ماجرا را نگفت. جالب است بدانید تدوینگر مستند ما کاری به نام «چرا سوریه؟» ساخته که در همین مصاحبه شب قبل سیدحسن نصرالله از آن اسم برده شد. شاید متریال «نجات آمرلی» محدود باشد اما واقعا سعی کردیم کاری غنی بسازیم؛ حتی شبکه المیادین هم مستند ما را تایید و در کنداکتور پخش قرار داده بود.
 
    پس نهایتا همین محدودیت باعث خروج مستند از کنداکتور شبکه‌های سه سیما و المیادین شد؟
بله، متاسفانه این رویه ممکن است باعث ایجاد محدودیت برای فعالیت بچه‌های مستندساز شود. ظاهرا گفته‌اند مستندی که خودمان ساخته‌ایم، پخش بشود؛ سپس «نجات آمرلی» روی آنتن برود.
 
    نقطه اشتراک این دو فیلم فقط همان مصاحبه‌های آقای هادیان است؟
بله، همینطور است. ما به او چندصد دلار پول به عنوان هزینه سفر و همینطور تجهیزات دادیم. به‌جز این، برای آرشیو، تدوین، نریتور و دیگر مسائل هزینه کرده‌ایم. خب دوستان فکر این هزینه‌ها را نمی‌کنند؟ ما خیال‌مان از مستند راحت بوده که این هزینه‌ها را کرده‌ایم. واقعا چنین برخورد عجیبی را تاکنون ندیده بودم. حضرت آقا روی استفاده از تمام ظرفیت‌های عمومی تاکید دارند ولی گویا نظر برخی این‌طور نیست. الان به‌جز مساله مصاحبه‌ها، می‌گویند هر موضوعی که درباره حاج قاسم باشد باید از فیلتر ما رد شود.
 
    نهایتا تکلیف پخش چگونه می‌شود؟
گفته‌اند ابتدا کار خودشان پخش شود و بعد «نجات آمرلی». زمان پخش مستند آن‌ها مشخص نیست. اگر کار ما کم‌کیفیت بود، شبکه المیادین با آن سختگیری‌هایی که دارد آن را در کنداکتورش قرار نمی‌داد. به‌طور همزمان مستندی به نام «بوسه‌ای از ابومهدی» درباره شهید ابومهدی داریم که مشکلی برای پخش ندارد.
     کمی درباره متن صحبت کنیم؛ چه شد که سراغ «نجات آمرلی» رفتید؟
دو یا سه جلسه در خدمت حاج قاسم بودم. یکی از جلسات درباره عراق بود و درباره مسائلی مثل کردها، نبرد بغداد و... صحبت شد؛ اما یکی از سوژه‌های مهم، قصه آمرلی بود. اهمیت این قصه چه بود؟ شهرهای بزرگ عراق سقوط کرده بودند و هیمنه‌ای پوشالی از داعش در رسانه‌ها ایجاد شد. گمان می‌‌کردند آمرلی را به‌راحتی تصرف خواهند کرد. آمرلی به اندازه یک شهرک است و با اینکه این شهر در محاصره 360درجه بود، با مقاومتی که با محوریت شهیدان سلیمانی و ابومهدی شکل گرفت، نه‌تنها آمرلی سقوط نکرد، بلکه آغازگر دومینوی شکست‌های داعش در عراق شد. با مقاومت آمرلی همه فهمیدند داعش آنقدرها هم که گمان می‌رفت، شکست‌ناپذیر نیست. بعد از این بود که دیگر عملیات‌های شروع و شکست‌های داعش رقم خورد.

    در یکی از بخش‌های مستند از قول حاج قاسم گفته می‌شود که ایشان می‌گویند: «اینجا آمرلی نیست؛ من کربلا را می‌بینم»؛ این نگاه بسیار دلنشین است؛ چرا کمتر به این زوایا پرداخته می‌شود؟
دقیقا همین‌طور است. موارد عجیبی درباره ایشان وجود دارد؛ مثلا پیش می‌آمد که ایشان صبح دمشق، بعدازظهر بیروت و شب بغداد بود. همه این‌ها باعث ترس‌شان از شهید سلیمانی بود. او بدون هیچ محدودیتی شجاعانه در وسط میدان بود؛ سامرا، عتبات، شهرهای اهل سنت و موارد متعدد دیگر. حاج قاسم نفر اول در میدان بود. با هوش و ذکاوت و استفاده از نیروهای بومی منطقه مانند ابومهدی توانسته بودند بحران‌ها را حل کنند. کار به جایی رسیده بود که می‌شد از تهران با خودروی شخصی به مرز سرزمین‌های اشغالی رفت.
 
    این یک اتفاق کوتاه‌مدت نبوده؛ درست است؟
دقیقا؛ این یک تلاش چندساله توسط جمهوری اسلامی و نیروی قدس است اما این امر با کمک بسیج مردمی نیروهای داخل لبنان، سوریه و عراق رخ داده است. آمرلی هدف نمایش این موضوع را دارد. «نجات آمرلی» فیلم سبکی است و به سادگی همین مساله را بیان می‌کند. طراحی عجیب و غریبی در کار نیست. حاج‌قاسم و ابومهدی با هم بودند که توانستند این کار را انجام دهند. در پایان مستند هم گفته می‌شود این دو با هم بودند، با هم شهید شدند و امروز هم با هم هستند.

شاید متریال «نجات آمرلی» محدود باشد اما واقعا سعی کردیم کاری غنی بسازیم؛ حتی شبکه المیادین هم مستند ما را تایید و در کنداکتور پخش قرار داده بود

captcha
شماره‌های پیشین