sobhe-no.ir
1062
دوشنبه، ۰۳ آذر ۱۳۹۹
13
حجت‌الاسلام «محمدحسن راستگو» درگذشت

پرواز «راستگو »به‌‌آسمان

حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ «محمدحسن راستگو» روحانی با فضیلت و قصه‌گوی خاطره‌انگیز کودکان ،صبح یکشنبه دوم آذر‌‌1399 بر اثر سکته دار فانی را وداع گفت. مرحوم راستگو از فعالان شناخته‌شده حوزه کودک بود.

گزارش

رسالت اخلاقی شیعه در دوران کرونا؛ انفعال معنا ندارد

صبح نو

حجت‌الاسلام «محمدحسن راستگو» درگذشت

پرواز «راستگو »به‌‌آسمان

حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ «محمدحسن راستگو» روحانی با فضیلت و قصه‌گوی خاطره‌انگیز کودکان ،صبح یکشنبه دوم آذر‌‌1399 بر اثر سکته دار فانی را وداع گفت. مرحوم راستگو از فعالان شناخته‌شده حوزه کودک بود.

وی سال‌ها مدیریت مرکز مربی کودکان در حوزه علمیه و همچنین به مدت ۳۵‌سال اجرای برنامه‌های متعدد تلویزیونی برای کودکان را برعهده داشت. او پس از تحصیل علوم حوزوی تا خارج فقه و اصول به فعالیت در زمینه کلاس‌های ویژه کودکان و برپایی اردو پرداخت.  راستگو در ده‌ها کشور آسیایی، آفریقایی و اروپایی به اجرای برنامه پرداخته‌است.

فعالیت‌ها
مدیریت تربیت مربی تدریس برنامه‌ریزی و غیره در مرکز تبلیغات اسلامی مرکز مدیریت؛ عضو، کارشناس، محقق در سازمان پژوهشی و برنامه‌ریزی کتاب‌های درسی؛ مدیریت مبارزه با منکرات کل کشور و مشاور فرهنگی فرماندهی کل درکمیته انقلاب اسلامی؛ محقق، کارشناس، برنامه‌ریز، مجری و… در صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران؛ عضو بررسی کتاب کودک‌‌ونوجوانان در اداره کل ارشاد اسلامی قم؛ همکاری با مجله تخصصی کودک یاری «شهرزاد».

ریشه علاقه به این حوزه
در ادامه برای آشنایی بیشتر با فعالیت‌ها و نظرات مرحوم راستگو، بخش‌هایی از گفت‌وگوی ایشان با مباحثات را مرور می‌کنیم؛ «من فعالیت قصه‌گویی برای بچه‌ها را تقریبا از سال‌۱۳۴۳ یا شاید زودتر از این تاریخ شروع کردم. چون در این سال من به دبیرستان می‌رفتم و در زنگ‌های تفریح برای بچه‌ها قصه می‌گفتم و در جای حساس قصه، آن را قطع می‌کردم و می‌گفتم بقیه‌اش باشد زنگ تفریح بعدی. پدرم امام جماعت مسجد محل بود، بچه‌ها را جمع می‌کردم و برای آن‌ها اصول دین و فروع دین می‌گفتم.
آن زمان چند مدرسه در مشهد بود که مدرسه  ملی بودند، البته امروز به آن‌ها غیرانتفاعی می‌گویند، مانند مدرسه‌ رضوی، مدرسه‌ صابری و چند مدرسه دیگر. همین‌طور پرورشگاه محبان‌الرضا؟ع؟ و پرورشگاه مرتضوی و غیره که من در اینجاها هم فعالیت داشتم، در واقع این‌ها فعالیت‌های قبل از انقلاب من هستند. گاهی هم به تناسب در بعضی شهرستان‌ها برای بچه‌ها برنامه داشتیم، وقتی انقلاب شد و وارد تلویزیون شدیم، تقریبا مجموعه‌ای از تجربیات گذشته را با خودمان همراه داشتیم». مرحوم راستگو درباره نحوه آغاز فعالیت‌هایش در تلویزیون گفت: «ما قبل از انقلاب به فکر تلویزیون بودیم، به یاد دارم که در تحصن‌های قبل از انقلاب، مثلا در شهر کرمان، معلم‌ها، مدیر کل آموزش‌‌و‌پرورش شاه را بیرون کرده و در خود اداره‌ی آموزش‌و‌پرورش تحصن کرده بودند. هر روز هم قشری از اقشار مردم به فرهنگیان کرمان می‌پیوستند و حمایت‌شان می‌کردند. در آنجا من یک دوره روش کلاس‌داری بچه‌ها را برای معلمان خواهر و برادر برگزار کردم. بعد از اتمام صحبت‌هایم در کلاس، گفتم که بقیه  برنامه باشد برای صدا‌و‌سیمای جمهوری اسلامی ایران آن زمان رادیو و تلویزیون ملی ایران می‌گفتند؛ این تعبیرصداوسیمای جمهوری اسلامی ایران را من ناخودآگاه به زبان آوردم، و بعدا دیدم اسمش همین شد. روزهای اول که به تلویزیون رفتم، گفتم سلام به آن معلم‌هایی که تحصن کردند و درود بر آن دانش‌آموزانی که در راهپیمایی‌ها شرکت داشتند و این‌ها گره‌هایی  برای دوستانی بود که آنجا بودند تا بدانند که خلاصه ما یادمان نرفته است».

واکنش حوزه به فعالیت‌ها
عمو راستگوی بچه‌های ایران درباره واکنش حوزه به حضور او در تلویزیون بیان کرد: همین برادران بزرگوار و اساتید عظام، البته همه‌ این اسامی که آوردم نه، بعضی از اساتید، آن ایرادات را می‌گرفتند، همین‌ها بعدا که چند برنامه ما را دیدند، آقا «أیدکم‌  وفقکم‌ …!، امروز در جامعه باید به همین روش با بچه‌ها برخورد کرد، پیامبر؟ص؟ و ائمه؟عهم؟ هم به بچه‌ها محبت می‌کردند، باید با زبان بچه‌ها با آن‌ها صحبت کنید و برنامه‌ شما بهترین برنامه است و…» این‌گونه بود که مورد تأیید تقریبی همه‌ این بزرگواران قرار گرفت. حتی یادم است که در ایام نوروز ما برنامه‌ ویژه‌ای داشتیم و خدمت یکی از مراجع عظام مشرف شدیم، ایشان فرمودند، در این ایام که دروس حوزه تعطیل بود، دستم را به زیر چانه می‌زدم و همه‌ برنامه‌های شما را با دقت می‌دیدیم و شما را تأیید می‌کردم، ان‌شاءا  موفق باشید و خدا خیرتان بدهد. الحمدلله اشکالات و ایرادات به تعریف و تحسین تبدیل شد.

نقد برنامه‌های کودک سیما
ما در اینجا متأسفانه تعصب‌های جاهلی زیادی داریم، مانند زمان پیامبر؟ص؟ اما به یک شکل مدرن. مثلا امروزه و در این شبکه‌های اجتماعی فرد بدون اینکه مطلبی را تا انتها بخواند، بلافاصله کپی‌پیست می‌کند و برای هزاران نفر می‌فرستد، و همین‌طور این مطلب در جاهای دیگر نیز به این شکل منتشر می‌شود، یا مثلا آدم مغرضی، بخش‌هایی از یک سخنرانی را از اول و آخر جدا می‌کند و به هم می‌چسباند و متنی درست برخلاف خواسته‌ سخنران منتشر می‌شود. در یک مورد فیلم آقایی را دیدم که می‌گفت «زن‌ها مثل حیوان‌ هستند و خداوند همانطور که موجوداتی مانند حیوانات و جمادات را خلق کرده، زن‌ها را هم خلق کرده است» هر کسی این سخن را بشنود، می‌گوید که این فرد عجب آدم دور از انسانیتی است. پیامبر؟ص؟ و ائمه؟عهم؟ این همه به زن توجه داشته‌اند، به‌گونه‌ای که پیامبر؟ص؟ فرمود: من از دنیای شما سه چیز را انتخاب می‌کنم، عطر، زن و نور چشم من که در نماز است. از این طرف، فردی می‌گوید که  زنان حیوان هستند! در این مورد، ما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که این متن سخنرانی یک وهابی بوده است که آن فرد نقل می‌کرده که فلان وهابی در سخنانش چنین گفته است. اما بعدا این قسمت اول را از سخنرانی او حذف کرده‌ و روی تصویر این آقا گذاشته بودند. مخاطب فکر می‌کند که این سخنان نظرات این آقاست و کلی کامنت و حرف ناسزا و فحش برای این سخنرانی توسط مخاطب گذاشته می‌شود.
خود من چند سال قبل نقدی به برنامه‌ فتیله‌ها کردم. من با فتیله‌ها دوستم، آقای مسلمی از دوستان من است، چون به منزل ایشان رفته‌ام، بیش‌تر با ایشان آشنا هستم، همین‌طور آقای گلی و فروتن. من نقدی به این برنامه زدم، در دنیا رسم است که اگر به اثری نقدی نشود، صاحب اثر اصلا دق می‌کند و می‌گوید اثر من این‌قدر ارزش نداشت که چهار نفر آن را نقد، اصلاح و تکمیل کنند، ایراد بگیرند. برای این نقدی که ما زدیم در شبکه‌های اینترنتی حدود دویست سایت فحش ناموسی به من دادند. به‌ جای این‌که فحش خواهر و مادر بدهند، فحش ناموسی دادند، مادر من سال‌ها پیش فوت کرده و بدنش هم شاید خاک شده باشد، اما متاسفانه حرفای ناموسیِ وحشتناکی به ما گفتند. 

captcha
شماره‌های پیشین