sobhe-no.ir
1014
یکشنبه، ۲۳ شهریور ۱۳۹۹
15
ارتباط زندگی نابسامان سینمایی‌ها با داستان‌های فیلم‌هایشان چیست؟

پرداختن به واقعیت اجتماعی یا اقتباس از زندگی شخصی

گزارشی از وضعیت نظام‌های مختلف مرتبط با تولید فیلم در کشور به مناسبت روز ملی سینما

تبریک تولد یک ناقص‌الخلقه

برای بخش اعظم جامعه طبیعتا سینما، چیزی جز فیلم و فیلم دیدن نیست و البته هدف نهایی «سازمان سینما» و سازوکار فیلمسازی هم چیزی جز رسیدن به خروجی مشخص یعنی کالایی به نام فیلم یا از زاویه دیگر اثری هنری به نام فیلم نیست. اما واقعیت آن است که فیلم بیشتر از هر کالا و هر هنر مدرن دیگر، فرایندی طولانی و پروسه‌ای پیچیده را تا تولید نهایی طی می‌کند و خصوصا در کشور ما که این سازمان از ابتدا ناقص شکل گرفته و به مرور زمان درهم‌پیچیده و معلول بزرگ شده، طی کردن این فرایند سخت‌تر هم می‌نماید. به مناسبت «روز ملی سینما» نگاهی انداختیم به سازمان‌دهی سینما در کشور و مسیری را که یک فیلم از ابتدا تا انتها طی می‌کند و از نهادهای مختلف می‌گذرد، دنبال کردیم.

صبح نو

گزارشی از وضعیت نظام‌های مختلف مرتبط با تولید فیلم در کشور به مناسبت روز ملی سینما

تبریک تولد یک ناقص‌الخلقه

برای بخش اعظم جامعه طبیعتا سینما، چیزی جز فیلم و فیلم دیدن نیست و البته هدف نهایی «سازمان سینما» و سازوکار فیلمسازی هم چیزی جز رسیدن به خروجی مشخص یعنی کالایی به نام فیلم یا از زاویه دیگر اثری هنری به نام فیلم نیست. اما واقعیت آن است که فیلم بیشتر از هر کالا و هر هنر مدرن دیگر، فرایندی طولانی و پروسه‌ای پیچیده را تا تولید نهایی طی می‌کند و خصوصا در کشور ما که این سازمان از ابتدا ناقص شکل گرفته و به مرور زمان درهم‌پیچیده و معلول بزرگ شده، طی کردن این فرایند سخت‌تر هم می‌نماید. به مناسبت «روز ملی سینما» نگاهی انداختیم به سازمان‌دهی سینما در کشور و مسیری را که یک فیلم از ابتدا تا انتها طی می‌کند و از نهادهای مختلف می‌گذرد، دنبال کردیم.

سینما در همه جای جهان به برخی نهادها به‌طور مستقیم وابسته است و برخی دیگر از آن‌ها حاشیه‌نشین مرکزیتی به نام «فیلم سینمایی» محسوب می‌شوند. اما روشن است که همگی آن‌ها با ضرایب و درجات مختلف که می‌تواند منطقه 
به منطقه و کشور به کشور متفاوت باشد، بر آن مرکزیت تاثیرگذارند. حالا بیایید فیلم سینمایی را به‌عنوان خروجی نهایی در مرکز تمام نهادها و سازوکارهای مرتبط با آن قرار دهیم و ببینیم کدام نظام‌ها در کشور ما با تولید این خروجی در ارتباط هستند.

نظام آموزش

برای آنکه دقت کرده باشیم آموزش سینمایی در کشور ما به هیچ عنوان موضوعی متمرکز یا حتی منظم و نظام‌یافته نیست بهتر از این همین ابتدا روی کلیدواژه‌های «نظام» که کلیت ساختارهای مرتبط را در بر می‌گیرد با «نهاد» که حاکی از ساختاری سازمان‌دهی‌شده احتمالاً توسط دولت است تفاوت بگذاریم. حالا این نظام آموزشی را ملغمه‌ای از نهادهای دولتی و خصوصی خواهیم یافت که هم شامل آموزش سینمایی در هنرستان و دانشگاه می‌شود و هم شامل آموزشگاه‌های خصوصی در رشته‌های مختلف مرتبط با سینما و هم شامل دوره‌هایی که برخی نهادهای دولتی مانند حوزه هنری یا سازمان سینمایی و امثالهم برای تربیت نیروی انسانی لازم در سینما برگزار کرده و می‌کنند. اما پرسش تعیین‌کننده و بسیار مهم این است که غالب فعالان در اصناف مختلف سینمایی از نویسنده و کارگردان گرفته تا منشی صحنه و تکنسین برق و طراح لباس و غیره، محصول و خروجی این نهادهای رسمی هستند یا بیشتر آن‌ها از رشته‌های دیگر دانشگاهی یا حتی بدون آموزش تخصصی وارد سینما شده‌اند؟

نظام تولید

اگر نظام آموزش سینمایی، نظام پشتیبان در آماده‌سازی نیروی انسانی لازم برای سینما باشد، نظام تولید علی‌القاعده چندان درگیر آموزش نیروی تخصصی نخواهد شد. البته در اینجا منظور از نظام تولید، نظام تولید حرفه‌ای است چراکه در نظام تولید غیر یا نیمه‌حرفه‌ای همواره فرصت برای آموزش وجود دارد. نظام تولید در کشور ما بیش از هر چیز نیازمند مسأله‌شناسی است چرا که خصوصاً در دهه اخیر نظام تولید سینمایی در جهان و البته  ایران متحول شده و خصوصاً با ورود ابزارهای دیجیتال شکل دیگری پیدا کرده که لزوماً راحت‌تر از قبل نیست و اساساً باید دید این نظام با کدام مسائل درگیر است. مثلاً ابزارهای تولید از کجا می‌آیند؟ آیا کشور در تولید آن‌ها موفق یا واردکننده صرف است؟

نظام تولیدات وابسته

یکی از موضوعات مهم در سینمای صنعتی و تجاری در جهان، نظام تولیدات وابسته به سینماست که اگرچه حاشیه‌نشین صنعت سینما محسوب می‌شود اما اهمیت آن به هیچ‌وجه کمتر از خود فیلم نیست. صنایع وابسته‌ای نظیر بازی‌های رایانه‌ای، اسباب‌بازی‌ها، کتاب‌های داستان و کمیک، حتی پوشاک و کالای خواب کودک از جمله این صنایع وابسته هستند که بخش عظیمی از گردش مالی مرتبط با فیلم‌ها را شکل می‌دهند، هم از تولید سینمایی تغذیه می‌کنند و هم به آن غذا می‌دهند. نیازی به مثال آوردن نیست اما انیمیشن «داستان اسباب بازی» علاوه بر فروش خود فیلم از سال‌1995 که اولین قسمت آن روانه بازار شد تا پارسال که قسمت چهارم آن روی پرده رفت، همواره تولیدات و گردش مالی بزرگی را در صنعت اسباب‌بازی هدایت کرده است.

نظام اکران

خود نظام اکران را باید مجموعه‌ای گسترده از سازمان‌های به هم‌پیوسته دانست که بر هم اثر می‌گذارند. ساخت سالن سینما اولین مرحله آن است که در کشور ما می‌تواند توسط نهادهای دولتی، حاکمیتی، خصوصی و اشخاص حقیقی انجام شود. اما نظام اکران بزرگ‌تر از ساخت سالن نمایش فیلم است هرچند که صاحبان سالن‌های مهم روی آن بسیار اثر می‌گذارند. فعلاً به غیر از نهاد دولتی «شورای پروانه نمایش» که مجوز اکران فیلم‌ها را صادر می‌کند، نهاد صنفی «شورای اکران» که برنامه‌ریزی اکران فیلم‌ها در طول سال را انجام می‌دهد، خود سالن‌داران که تصمیم می‌گیرند چه فیلمی را روی پرده ببرند، چیزهای دیگری هم در این نظام اکران اثر می‌گذارند. موضوعاتی که اغلب از چشم‌ها پنهانند اما به اکران جهت می‌دهند مانند جوایز جشنواره‌های داخلی و خارجی، و جریان‌های قدرتمند در تولید که همزمان صاحب سینما نیز هستند.

نظام تبلیغات

مردم معمولاً با ذکر عنوان «تبلیغات سینمایی» چیزی بیش از پوستر و تیزر را به یاد نمی‌آورند. هرچند که این دو، مهم‌ترین محصولات مرتبط با تبلیغات فیلم‌ها هستند اما نظام تبلیغات به‌طور طبیعی پدیده‌ای به مراتب بزرگ‌تر از این‌هاست. عکاسی فیلم، برگزاری نمایشگاه‌های عکس وابسته، نحوه فعالیت روابط عمومی فیلم‌ها و ارتباط آن‌ها با رسانه‌ها و خصوصاً میزان همکاری که می‌توانند برای تبلیغات از صداوسیما جلب کنند، مسائل مهم مرتبط با این نظام است. شاید چند سال پیش که تبلیغات برخی فیلم‌های روی پرده از شبکه‌های ماهواره‌ای نظیر جم، سربرآورد و سروصدا به پا کرد، توجه بیشتری به این نظام جلب شد. حالا این نظام آنقدر جدی است که جلب نظر جشنواره‌ها و رسانه‌های خارجی برای برخی از سازندگان چه به‌طور از پیش طراحی شده در متن فیلم و چه به‌طور پسینی در تبلیغات، به دقت مورد توجه تولیدکنندگان قرار دارد.

نظام مدیریت

قابل کتمان نیست که در ساختار دولتی سینمای ایران، نظام مدیریتی به لحاظ شکلی فربه شده اما به لحاظ کارکردی، روز‌به‌روز ضعیف‌تر از قبل 
شده است تا جایی که مدیرانی در بخش‌های مهمی نظیر بخش نظارت، سال‌ها فعالیت کرده‌اند که حالا اعتراف می‌کنند اساساً اعتقادی به لزوم نظارت نداشته‌اند. این «فربگی در عین ناکارآمدی» باعث شده است که سروصدای مدیران و نام آن‌ها بیشتر از عملکردشان مورد توجه قرار گیرد و ارتباط میان خروجی‌های دوره مدیریتی هر‌یک با سیاست‌ها و تدابیرشان، چندان روشن و مشخص نباشد. نظام مدیریتی البته گسترده‌تر از یک یا چند مدیر است. ساختارهای جا افتاده‌ای نظیر شوراهای پروانه، نقش اصناف سینمایی و موضوعاتی از این دست در کنار مسائل پنهان‌تری چون روابط سیاسی و حرفه‌ای، شناخت فرهنگی و... بر سرنوشت نظام مدیریتی سینمایی کشور اثرات مهمی
 داشته‌اند.

نظام تحقیقات و پژوهش

متاسفانه این تنها بخشی است که از آن با نام «نظام» یاد می‌کنیم در حالی که واقعاً هیچ چیزی وجود ندارد. هیچ پژوهشکده یا اندیشکده تخصصی سینمایی در کشور به ثبت نرسیده یا دست‌کم از تحقیقات آن چیزی در دسترس نیست. پژوهش در حوزه سینما عملاً به پایان‌نامه‌ها و مقالات دانشجویی خلاصه می‌شود که غالباً مطالعاتی کلیشه‌ای و قالبی و 
غیر ناظر به مسائل روز سینمای کشور هستند.
 یکی، دو نهاد مسوول مانند سازمان سینمایی و بنیاد فارابی هم پژوهش را به یک دفتر با یک کارمند محدود کرده‌اند که مسوولیتش چیزی بیش از نوشتن مقالات شخصی و گزارش‌های جهت‌دار به مدیر بالادستی نیست. مابقی آن چه مطالعات نامیده می‌شود هم در دوره‌های کوتاه‌مدت برخی پژوهشگاه‌ها یا رونمایی کتاب‌ها و جلسات رسانه‌ها یا اهالی سینما اطلاق می‌شود.

captcha
شماره‌های پیشین