sobhe-no.ir
1004
چهارشنبه، ۰۵ شهریور ۱۳۹۹
16
هشتگ‌های روز

اطعام حسینی

عینســـــــتاغـــــــــرام

امید مهدی‌نژاد

بازتاب

بازنمای نقدها و نگاه‌ها درباره صبــــــــــــــح نو

صبح نو

عینســـــــتاغـــــــــرام

امید مهدی‌نژاد

  روایت روز حسین 
طف
جماعتی از اعیان و اشیاخ کوفه، بر تلی ایستاده بودند و نظاره می‌کردند و می‌گریستند و می‌گفتند: 
- بارخدایا، نصرتی نازل کن. 
یکی گفت: 
- ای دشمنان خدا، چرا خویش به زیر نمی‌آیید و نصرتی نمی‌کنید؟ 
پس سخت‌تر گریستند. 
  
یکی از یاران حسین گفت: 
-  ببینید حسین را، که باکش از مرگ نیست. 
حسین گفت: 
-  شکیب ورزید ای بزرگ‌زادگان، مرگ شما را پلی است که از سختی و شدت‌تان می‌گذراند و به بهشت گسترده و نعمت جاویدتان می‌رساند. کدام از شما خوش نمی‌دارد که از محبسی به کوشکی کوچ کند؟ و برای خصم‌تان کوچ است از کوشکی به محبسی. 
پدرم از رسول خدا حدیث کرد مرا، که گفت: «دنیا زندان است از برای مؤمن و بهشت است از برای کافر، و مرگ پلی است مؤمنان را به سوی بهشت‌شان و پلی است کافر را به سوی دوزخ‌شان.» نه دروغ گفتم و نه دروغ شنیدم.    
  
و مردان حسین، نزدیک حسین می‌شدند و می‌گفتند: 
-  سلام بر تو، ای زاده رسول، الوداع. 
و حسین پاسخ‌شان می‌گفت: 
-  و بر تو سلام، رو که در پی‌ات روانم. 
پس این آیه می‌خواند: 
-  و برخی از آنان عهد به سر بردند و برخی چشم در راهند. 
پس حمله می‌بردند و جنگ می‌کردند تا کشته می‌شدند. 
  
و یاران حسین یکان‌یکان کشته می‌آمدند و پیدا بود، که بسیار اندک بودند. 
و دشمنان ده‌تن ده‌تن کشته می‌شدند و پیدا نبود، که سخت بسیار بودند. 
تا آنگاه که جز خاندان حسین کس از برای حسین نماند.   
و آخرین کس از یاران حسین که کشته آمد، سُوَید بن عمرو بن ابی‌مطاع بود، 
و نخست‌ کس از خاندان حسین، که جنگ آورد و کشته شد، علی اکبر بود بزرگ‌فرزند حسین.

captcha
شماره‌های پیشین