sobhe-no.ir
1002
دوشنبه، ۰۳ شهریور ۱۳۹۹
14
برنامه «فریدا» با موضوع عاشورا در فضای مجازی به دلیل نمایش اسپرسو خوردن شخصیت حُر، دچار حواشی شد

تنها و پرسر وصدا

گفت‌وگو فاطمه ترکاشوند / «فریدا» نخستین برنامه‌ای است که با موضوع واقعه کربلا در بستر فضای مجازی منتشر می‌شود، اما منحصربه‌فردبودنش فقط به این بخش ماجرا بازنمی‌گردد. برنامه‌ای با قالب ترکیبی نو که هم آنقدر پس‌زمینه تئاتری دارد که آن را قالبی نمایشی بدانیم و هم آنقدر واقع‌گرایانه است که باید آن را از حیث پژوهشی در حوزه کربلا جدی بگیریم. گفت‌وگو با شخصیت‌هایی که در حادثه عاشورا نقش ایفا کرده‌اند، اتفاق شاخصی است که این روزها در شبکه‌های اجتماعی هم مورد توجه کاربران قرار گرفته و هر کدام با موضع خود به رد و تایید این تجربه نو پرداخته‌اند؛ با این حال پخش صحنه اسپرسو خوردن شخصیت حر در همان قسمت اول این برنامه را سر زبان‌ها انداخت و حاشیه‌دار کرد. برای صحبت درباره ابعاد مختلف این برنامه که به تهیه‌کنندگی فیلیمو و کارگردانی حامد جوادزاده ساخته شده است، با زهیر توکلی، سردبیر آن به گفت‌وگو نشستیم.

صبح نو

برنامه «فریدا» با موضوع عاشورا در فضای مجازی به دلیل نمایش اسپرسو خوردن شخصیت حُر، دچار حواشی شد

تنها و پرسر وصدا

گفت‌وگو فاطمه ترکاشوند / «فریدا» نخستین برنامه‌ای است که با موضوع واقعه کربلا در بستر فضای مجازی منتشر می‌شود، اما منحصربه‌فردبودنش فقط به این بخش ماجرا بازنمی‌گردد. برنامه‌ای با قالب ترکیبی نو که هم آنقدر پس‌زمینه تئاتری دارد که آن را قالبی نمایشی بدانیم و هم آنقدر واقع‌گرایانه است که باید آن را از حیث پژوهشی در حوزه کربلا جدی بگیریم. گفت‌وگو با شخصیت‌هایی که در حادثه عاشورا نقش ایفا کرده‌اند، اتفاق شاخصی است که این روزها در شبکه‌های اجتماعی هم مورد توجه کاربران قرار گرفته و هر کدام با موضع خود به رد و تایید این تجربه نو پرداخته‌اند؛ با این حال پخش صحنه اسپرسو خوردن شخصیت حر در همان قسمت اول این برنامه را سر زبان‌ها انداخت و حاشیه‌دار کرد. برای صحبت درباره ابعاد مختلف این برنامه که به تهیه‌کنندگی فیلیمو و کارگردانی حامد جوادزاده ساخته شده است، با زهیر توکلی، سردبیر آن به گفت‌وگو نشستیم.

طی همین چند روزی که بخش‌هایی از برنامه در فضای مجازی منتشر شده، در شبکه‌های اجتماعی ایده اصلی کار یعنی گفت‌وگو با شخصیت‌های تاریخی واقعه کربلا، بعضا واکنش‌های منفی داشته و برخی به طنز ضمنی که القا می‌کند نقدهایی داشته‌اند. از این طنز ضمنی آگاهی داشتید و واکنش‌های منفی احتمالی‌اش را پیش‌بینی می‌کردید؟
بالاخره بخشی از کار این بی‌احترامی که در شبکه‌های اجتماعی ناگهان می‌پیچد، به نظر من قابل اعتنا نیست چون طرف اصلا کل گفت‌وگو را ندیده و صرفا چون بقیه می‌گویند، آن را تکرار می‌کند؛ البته نقدهای ارزشمندی هم وجود دارد، مثلا اگر کسی مثل آقای کوروش علیانی خودش بگوید که ایده اسپرسو خوردن، ایده خوبی نیست، من به آن فکر می‌کنم و نظرم جلب می‌شود و خودم هم شاید انتقاداتی داشته باشم؛ البته آن بخش دو دقیقه از بیش از 700دقیقه برنامه است. ولی بی‌احترامی و تمسخرها نقد نیست. همان‌ها که به صُخره می‌گیرند اگر یک بار گفت‌وگو را کامل می‌دیدند، نظرشان حتما تغییر می‌کرد، کمااینکه من بازخوردهایی از افراد مختلف و حتی صاحب‌نظران و تاریخ‌شناسان داشته‌ام كه گفت‌وگو را خیلی پربار و جدی ارزیابی ‌می‌کردند. من نمی‌گویم که به کار ما هیچ اشکال و ایرادی وارد نیست. اساسا کار هنری باید بتواند مخاطب را با فرض خود همراه کند و موفقیتش در این است. ما می‌گوییم بیا فرض کنیم که می‌توانستیم با عبید‌الله زیاد یا عمر سعد به گفت‌وگو بنشینیم. طبیعتا کارهایی لازم است تا این فرض قابل قبول جلوه کند اما اصل چنین فرضی چه اشکالی می‌تواند داشته باشد؟ بعضی‌ها صرفا چون ایده‌ای تجربه نشده است، در برابر آن مقاومت می‌کنند، درحالی که واقعا دلیل روشن و قابل قبولی هم برای این مقاومت و مخالفت ندارند. آن آیتم پرسروصدا هم قصدش این بود که برای مخاطب، مقدمات رو‌به‌رو شدن با این اتفاق جدید را مهیا کند.

قالب برنامه به نوعی ترکیبی تئاتری است و 
در عین حال که هم از جهت ظاهری و هم از جهت اشاره مسائل اندیشه‌ای روز جامعه، واقع‌گراست، از جهت فرمی، کمی هم تئاتری و تخیلی به نظر می‌رسد. این قالب قبلا هم تجربه شده بود یا خودتان به آن رسیدید؟
بله، تجربیات دیگری هم بوده که گویا «پروانه‌ها می‌نویسند». محمد نوری‌زاد یکی از آن‌هاست. اخیرا در برنامه‌ای هم از حافظ و سعدی در تلویزیون دعوت شده بود اما به طور خاص در رابطه با موضوع عاشورا و امام‌حسین؟ع؟ قبلا کاری با این سروشکل که از شخصیت‌های واقعه در یک گفت‌وگو دعوت شود، انجام نشده بود. در این برنامه به جای گفت‌وگو درباره تاریخ، با تاریخ گفت‌وگو می‌کنیم. ما هم می‌دانستیم که ایده متهورانه‌ای است و ممکن است مخالفت‌هایی با آن شود که مخالفت‌هایی هم عملا اتفاق افتاد؛ اما این یک برنامه تاریخی نیست بلکه یک قالب نمایشی است و فقط کافی است که مثل هر اثر هنری دیگری سازنده بتواند مخاطب را با فرض و فضا و زاویه‌دید خود همراه کند. ما هم تلاش کردیم که این اتفاق بیفتد و البته نهایتا این را که چقدر موفق بوده‌ایم باید منتقدان و مخاطبان بگویند اما به هرحال اصل اینکه تلاش کنیم تا زاویه‌دید و فرض، مخاطب را همدل کند، پایه تولید اثر نمایشی به عنوان یک اثر هنری است. عکاسی که از یک درخت عکس می‌گیرد، در واقع به مخاطبش می‌گوید بیا این درخت را از این زاویه که من دیده‌ام نگاه کن! به این مقدار ماجرا که نمی‌شود ایراد گرفت چون اساس کار هنری است ولی باید دید که عکاس چقدر در ارائه زاویه‌دید خودش و همراه ‌کردن بیننده با آن موفق بوده است.

قاعدتا میان شخصیت‌هایی که در رقم‌خوردن واقعه کربلا نقش داشتند، تفاوت‌های شخصیتی وجود دارد و این باید در نوع مواجهه آن‌ها با گفت‌وگو و سوالات تاثیر بگذارد؛ مثلا یکی می‌تواند یک کاراکتر تکنوکرات باشد که صرفا مجری اوامر است یا دیگری دشمنی شخصی داشته باشد؛ آیا این دست مسائل را در شکل مباحثه و مجادله این کاراکترها در نظر گرفتید و پژوهشی داشتید؟
تلاش اول ما این بود که به تاریخ، پایبند بمانیم و به همین خاطر مثلا به منابعی که از قرن ششم به بعد وارد شده‌اند، تکیه نکردیم ولی تمام مستندات تاریخی درباره اشخاص را که در وقوع آن‌ها تردیدی نیست، 
در نظر گرفتیم و در تحلیل شخصیت وارد کردیم. همه هم و غم‌مان این بود که به مخاطب دروغ نگوییم و اجازه دهیم که شخصیت‌ها از خودشان با حرف خودشان دفاع کنند؛ مثلا بخش مهمی از رفتار عبیدالله زیاد به عقده حقارت خودش و پدرش باز می‌گردد که در گفت‌وگوی ما هم مطرح شد و جزو مستندات تاریخ است. باید بپرسیم واقعا در مغز چنین آدمی چه می‌گذرد که تحمل خفتی مثل اذعان به زنازاده بودن، برایش تبدیل به افتخار می‌شود؟ این بعد روانشناسی شخصیت اوست که با اینکه زیاد، پدر عبید توسط حضرت علی ؟ع؟ و طبق سنت رسول‌الله ؟ص؟ فرزند پدرش عبید (نام پدر زیاد هم عبید بوده) خوانده می‌شود و امیرالمومنین ؟ع؟ او را به عنوان والی فارس انتخاب و باوجود حرف‌وحدیث‌های پشت سر مادرش، با او اینطور برخورد می‌کند، اما باز چه اتفاقی می‌افتد که برای اثبات اینکه برادر معاویه است، شاهدی می‌آورند که شهادت دهد مادرش با ابوسفیان بوده است؟! چه اتفاقی برای این شخص و برای جامعه آن زمان می‌افتد که چنین حقارت و خفتی را فخر و مباهات می‌داند و حاضر  است برایش چنین آبروریزی بزرگی را بپذیرد؟! این‌ها ابعاد مهمی است. از آن طرف هم وقتی عبیدالله از خودش دفاع می‌کند که ما حکومت مقتدری داشتیم باز هم راست می‌گوید. حکومت بر جغرافیای وسیعی از خراسان تا شاخ آفریقا شوخی نیست. او درباره خلافت راست می‌گوید اما این موضوع هم در بحث مطرح می‌شود که آن‌ها در برقرار ‌کردن نظم موفق بودند اما نظمی که برقرار ‌کردند با نظمی که 
مد نظر رسول‌الله ؟ص؟ بود، فرق داشت. آن‌ها مردم را مانند گوسفند به بردگی کشیدند، در حالی که نظم مدنظر حضرت رسول ؟ص؟ نظم یک جامعه تکامل‌یافته بود که در آن انسان‌ها شأن و ارج و منزلت داشتند. ما باید بتوانیم بدمن‌های قصه را از زبان خودشان بشناسیم.

گفت‌وگوها در عین حال که خیلی تخیلی هستند اما خیلی هم بداهه به نظر می‌آیند. انگار که واقعا دو نفر دارند با هم بحث می‌کنند و البته بازیگر هم به ابعاد شخصیت و زندگی و دفاعیاتش از خودش مسلط است. چطور آن شکل پژوهشی و تمرینی را با این حالت بداهه ترکیب کردید؟
بخشی از این به همان تلاش برای نزدیک شدن به شخصیت‌ها برمی‌گردد. در دنیایی که همه چیز سیاه و سفید است، خلق اثر نمایشی خیلی دشوار است. به همین خاطر است که ما بیشتر شعر و کمتر رمان در موضوع عاشورا داریم اما برای اینکه بتوانیم در اثر نمایشی مخاطب را با شخصیت‌ها همراه کنیم باید اجازه دهیم که مخاطب حتی با شخصیت منفی همپا شود و اصلا اثر هولناک آن هم از همین‌جا درمی‌آید. او باید بداند که یزید هم آدم است. یزید و عبید و عمر سعد هم معصوم به دنیا آمده‌اند اما چه اتفاقی می‌افتد که این موجود معصوم تبدیل به آن هیولا می‌شود؟ تا زمانی که اجازه ندهیم مخاطب به استدلال‌ها و دفاعیات آن شخصیت از خودش نزدیک شود، این فرصت را نخواهیم داشت که به آدم‌ها و جامعه نسبت به خطر تبدیل شدن به این هیولاها هشدار دهیم.

در این قالب گفت‌وگو نمی‌ترسیدید که شخصیت از خودش طوری دفاع کند که واقعا قابل قبول و توجیه‌پذیر جلوه کند؟
برای اینکه کسی مثل عبید‌الله زیاد است؛ یعنی كسی كه مثل او فکر می‌کند، زیاد است، درنتیجه جای این را گذاشتیم که بگوید خب این دارد راست می‌گوید دیگر! طبیعتا کسی که استدلال‌های عبیدالله را می‌پذیرد، مثلا جامعه و حکومتی را تحقیر می‌کند که مدافع حقوق یتیمان و مستمندان است، با برخی دفاعیات عبید از خودش همراه می‌شود. این ترس ندارد، یعنی ترسش به ما برنمی‌گردد. مخاطبی که ممکن است دفاعیات چنین اشخاصی را از خودشان بپذیرد، در برابر عاقبت هولناک آن‌ها هم قرار می‌گیرد و خود این اتفاق، به نوعی نتیجه قالب برنامه ماست. این گفت‌وگوی دوطرفه به آدم‌بدهای ماجرا فرصت می‌دهد که خودشان را طرح کنند تا مخاطب فاصله‌اش را با آن‌ها بسنجد و تشخیص دهد. ما به‌هیچ‌وجه اشقیا را تطهیر نمی‌کنیم و حتی مشخصات آیتمی برای محاکمه آنان در نظر گرفتیم.

آیتم محاکمه گفت‌وگو با قاتلان سیدالشهدا ؟ع؟ یک بخش عاطفی و روانی هم دارد که ممکن است بپرسیم آیا اساسا با چنین افرادی، 
گفت‌وگو ‌کردن رواست؟
بالاخره که چه؟ خود اباعبدالله ؟ع؟ هم روز عاشورا در کربلا با این‌ها گفت‌وگو می‌کند! اگر گفت‌وگو نکنیم چه کنیم؟ باید حرف بزنیم و اتفاقا آن‌ها باید فرصت 
عرضه ‌کردن خودشان را آنطور که واقعا بوده‌اند، داشته باشند تا جامعه خطر قریب‌الوقوع‌شان را بفهمد. تازه در این قسمت عبیدالله، من مقداری هم عصبانی شدم یا عصبانی شدن را بازی کردم و با او تند حرف زدم اما در قسمت عمر سعد که خواهد آمد و خواهید دید، گفت‌وگو اتفاقا خیلی آرام‌تر و منطقی‌تر هم هست.

این برنامه را چرا در تلویزیون نساختید؟
اولا تقاضایی از سمت سازمان نبود و ثانیا فیلیمو درخواست ویژه برنامه‌ای با موضوع محرم در قالبی جدید داده بود که تا اینجای کار حمایت‌هایی هم داشتند و «حامد جوادزاده» که از برنامه‌سازان قدیمی و خلاق سازمان بوده این کار را برای این فضا طراحی و تولید کرد.

captcha
شماره‌های پیشین