sobhe-no.ir
1002
دوشنبه، ۰۳ شهریور ۱۳۹۹
11
نکته

نام برخی چهره‌های سرشناس فرهنگی و هنری در کنار هشتگ «تجاوز» در شبکه‌های اجتماعی به میان آمده است

افتادن همزمان از دو سر بام

چند روزی است که برخی کاربران تويیتر ضمن به کار بردن هشتگ «تجاوز»، برخی تجربه‌ها درباره تجاوز را در این زمینه منتشر می‌کنند؛ بعضی‌هایشان کاربرانی مستعار و ناشناخته هستند و البته برخی هم افرادی شناخته‌شده در زمینه‌های کاری مشخص که تجربه‌هایی عجیب و تلخ و هراس‌‌انگیز را به اشتراک گذاشته‌اند. حالا از یک‌سو نام برخی چهره‌های خاص جریان روشنفکری در زمینه‌های هنری و دانشگاهی در تجربه‌های مشابه افراد مختلف به میان آمده که از نگاه برخی، پرداختن به این محمل مستعد فکری برای بروز چنین وقایع تلخی را ضروری کرده است و هم از سوی دیگر، حساسیت‌ها نسبت به چگونگی ابراز این دست تجربه‌ها و ضرورت حفظ آبروی خود و دیگری و هزینه‌های آن را بالا برده و به بحثی داغ در این حوزه دامن زده است.

صبح نو

نام برخی چهره‌های سرشناس فرهنگی و هنری در کنار هشتگ «تجاوز» در شبکه‌های اجتماعی به میان آمده است

افتادن همزمان از دو سر بام

چند روزی است که برخی کاربران تويیتر ضمن به کار بردن هشتگ «تجاوز»، برخی تجربه‌ها درباره تجاوز را در این زمینه منتشر می‌کنند؛ بعضی‌هایشان کاربرانی مستعار و ناشناخته هستند و البته برخی هم افرادی شناخته‌شده در زمینه‌های کاری مشخص که تجربه‌هایی عجیب و تلخ و هراس‌‌انگیز را به اشتراک گذاشته‌اند. حالا از یک‌سو نام برخی چهره‌های خاص جریان روشنفکری در زمینه‌های هنری و دانشگاهی در تجربه‌های مشابه افراد مختلف به میان آمده که از نگاه برخی، پرداختن به این محمل مستعد فکری برای بروز چنین وقایع تلخی را ضروری کرده است و هم از سوی دیگر، حساسیت‌ها نسبت به چگونگی ابراز این دست تجربه‌ها و ضرورت حفظ آبروی خود و دیگری و هزینه‌های آن را بالا برده و به بحثی داغ در این حوزه دامن زده است.

سه نام اصلی که طی روزهای گذشته کنار هشتگ «تجاوز» در تويیتر، پربسامد بوده‌اند، توجه‌ها را به سمت یک بستر مستعد فکری و فرهنگی جلب کرده است؛ اولی از فعالان هنرهای نمایشی و استاد دانشگاه، دیگری از چهره‌‌‌های سرشناس تجسمی و استاد دانشگاه و نفر سوم هم فعال حوزه گردشگری و کتاب‌فروش. در بسیاری از تويیت‌هایی که ادعای تجاوز از سوی کاربر صورت گرفته، به نوعی به محمل فرهنگی آماده اشاره شده است. یکی از کاربران به «اداهای هنری» و دیگری به «ژست روشنفکری» اشاره کرده است.
 
«اداهای هنری» و «ژست روشنفکری»
 بستر مستعد تجاوز
اگرچه بدون تردید نمی‌توان به خاطر چند نمونه خاص، تمامی یک صنف را زیر سوال برد و همه را با یک چوب راند، اما این هم منطقی نیست که از تاثیر نوعی سبک زندگی و رفتارهای خاص در مستعد ‌کردن شرایط برای بروز چنین اتفاقات هراس‌‌انگیزی چشم بپوشیم. آیا می‌توان از داعیه آزادی‌های لیبرال داشتن و شکستن مقاومت اخلاقی درونی افراد با اهرم فشار بر بنیه مذهبی آن‌ها، آن هم در جامعه‌ای که فرهنگش با سنت و مذهب و خانواده‌محوری و اخلاق گره خورده است، صرف‌نظر کرد و شرایطی را که به خاطر این تغییر نگاه فرهنگی استعداد بیشتری برای رشد تجاوز پیدا می‌کند، در نظر نگرفت؟ هرچند اذعان به تاثیر این نگاه‌ها در سوق دادن قربانی به سمت قرار ‌گرفتن در شرایط نامطلوب، نباید به عنوان سرپوش یا توجیهی برای مرتکب عمل تجاوز در نظر گرفته شود، اما ظاهرا این بعد ماجرا هم آنقدر قانع‌کننده و جدی است که در تويیتر و اینستاگرام، منشأ بحث‌های فراوانی شده است. یکی از کاربران نوشته است: «بازی با کلمات، نمایش سیگار و شراب و کتاب، دخترهای ورودی جدید و کم‌سن، دانشگاه هنر، اداهای هنری و الکی، آموزش ندیدن، عزت نفس نداشتن، نه نگفتن، توهم اعتماد، قوانین غلط و خانواده‌ای که جای حامی بودن، سرزنش می‌کنند و قضاوت؛ ترکیبی هستند که این متجاوزها از آن خوب بهره می‌برند.»
 
لطمه به حیثیت یک جریان فرهنگی و هنری
از تجربه‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی درباره این افراد گزارش شده، روشن است که بعضی موقعیت‌ها و رفتارها، احتمال خطر را برای قربانی افزایش داده. در یکی از موارد، صمیمی شدن با نامحرم و پذیرفتن دعوت به خانه، ممکن است به لحاظ حقوقی مصداق اغفال فرد باشد اما دست‌کم در شبکه‌های اجتماعی روی سهم خود قربانی در آغاز این رابطه و صورت ‌گرفتن تجاوز بحث است. اگر قربانی از ابتدا به لحاظ شرایط فکری و فرهنگی در وضعی قرار داشت که پاسخ لفاظی‌ها را جدی و محکم می‌داد، آیا باز هم این دست اتفاقات فرصت وقوع می‌یافت؟ با این حال نمونه‌هایی هم گزارش شده که قربانی به لحاظ اقتضائات شغلی مانند خبرنگاری، مجبور به حضور در موقعیت شده و مورد تجاوز قرار گرفته است.
مواردی از اين دست بحث را از موضوعی اجتماعی به عمق فرهنگی‌تری برده‌اند. کاربری پرسیده است که «تاثیر این دست رفتارها که به نظر می‌رسد در میان نخبگان هنری اتفاق افتاده بر اعتماد به این حوزه، آدم‌هایش و محصولاتش چیست؟» پرسشی که به طور طبیعی در اولین قدم، آثار هنری این افراد را که بعضا در سطح جهانی هم شهرت دارند، در مظان شک و شکسته شدن اعتبار قرار می‌دهد، آن هم هنرمندی که با 
بیش از 50 سال اعتبار هنری در سطح جهانی، وجهه‌ای روشنفکری و مستقل برای خود تراشیده و البته پرچم‌دار جریان اپوزیسیون سیاسی هم به حساب می‌آید.
 
تحریک خبرنگاران خارجی و قرار‌گرفتن قربانی
 در شرایط روانی سخت‌تر
با تمام این‌ها بحث‌های دیگری هم در حاشیه این موج اتفاق افتاده است. از یک‌سو برخی افراد که اتفاقا به همان سبک زندگی و نگاه فرهنگ تعلق خاطر دارند، با ترویج شعار «سکوت نکنیم» به افشاگری در این دست موضوعات شخصی دامن می‌زنند و از سوی دیگر، تعداد و محتوای روایت‌ها از این تجاوزها دارد به شکل مشکوک و غیرقابل قبولی بالا می‌رود و حساب‌های ناشناخته‌ای به ادعای اینکه نمی‌خواهند به خاطر آبرو از خودشان نامی باشد، روایت‌های عجیبی را با ذکر نام برخی افراد منتشر کرده‌اند.
 
دادگاه صلاحیت دارد ولی اثبات وقوع جرم 
سخت است
بخشی از کاربران، این شکل از افشاگری را محکوم کرده‌اند؛ تعدادی به این مساله اشاره دارند که این روایت‌ها قابلیت ارزیابی و صحت‌سنجی ندارند و می‌توانند ابزاری برای فشار و لجن‌پراکنی علیه افراد بدون تقبل هزینه قانونی و حقوقی باشند. تعدادی هم از زاویه اخلاقی و دینی بر این باورند که حفظ آبروی افراد و خود شخص ضروری است و در صورت وقوع جرم، تنها دادگاه است که صلاحیت رسیدگی دارد؛ ضمن اینکه افشاگری در فضای مجازی نمی‌تواند برای قربانی جبران مافات کند اما دست‌کم در دادگاه این احتمال هست که فرد بتواند متجاوز را محکوم کرده و حقوق ازدست‌رفته‌اش را بازستاند. با این حال برخی هم به پیچیدگی‌های روند دادستانی در این دست جرايم اشاره کرده و بر این باورند که دشواری اثبات جرم تا حدی است که باعث می‌شود مجرم عملا در مصونیت قضایی قرار گیرد.
با تمام این‌ها روشن است که با ادامه روند افشاگری در این دست موضوعات شخصی و اخلاقی، نه‌تنها سایرین بلکه خود فرد هم دچار آسیب‌های روانی و فشارهای اجتماعی می‌شود. برخلاف آنچه توسط برخی خبرنگاران شبکه‌های معاند تبلیغ می‌شود و به سرعت پای تويیت قربانیان (فارغ از صحت ادعاهایشان) حاضر شده و آن‌ها را تشویق به افشاگری بیشتر و گذشتن از آبروی خود را شجاعت آن‌ها توصیف می‌کنند، همین تويیت‌ها نشان می‌دهد که شخص افشاگر تا چه اندازه پس از ارائه توضیحات زیر فشار مضاعف قرار گرفته است. به نظر می‌‌رسد در این ماجرا ورود نهاد قضایی و دادسرای فرهنگ و هنر رسانه به این ماجرا می‌‌تواند به آشکار شدن ابعاد ماجرا از هر جهت کمک کند
 
سکوت‌نکردن قربانی و مورد قضاوت قرار‌گرفتن مضاعف
خبرنگاری که در تويیترش علیه یکی از افراد پیش‌گفته ادعای تجاوز کرده، از سوی برخی کاربران متهم شده که چرا باوجود متاهل بودن، به همسرش از این موضوع چیزی نگفته است. برخی دیگر رفتار پس از وقوع جرم او را نقد کرده‌اند که چرا مجددا منتظر شده است تا سوژه خبری‌اش را با او پیگیری کند. تقریبا در تمام موارد، حواشی به‌وجودآمده از افشاگری، فشارهای اخلاقی و قضاوت‌ها را بر قربانی (حتی بر فرض صحت ادعا) افزایش داده است.
 
هشتگ‌ها به اخلاق و فرهنگ و روان‌مان
 آسیب زده‌اند
به نظر می‌رسد از لحاظ رسانه‌ای، فرهنگ شبکه‌های اجتماعی، روز به روز کاربران را بیشتر برای ابراز دردها و تجربه‌های تلخ‌شان متهورتر کرده و این در حالی است که همزمان برای این اقدام پرفشار و اعصاب‌خردکن، توجیه‌های بیشتری هم جور کرده است. از یک‌سو ریختن آبروی خود و دیگران، ابزاری موثر برای جلب مشارکت افراد و فالوئر‌گرفتن اکانت‌ها در شبکه‌های اجتماعی شده و از سوی دیگر این حرکت باوجود آسیب‌ها و خطراتی که برای افشاگر ایجاد می‌کند، نوعی شأن اجتماعی برساخته پیدا کرده و مدام افراد بیشتری را به مشارکت در زدن این هشتگ تحریک و تهییج می‌کند. به نظر می‌رسد که هم از جهت حقوقی، هم از جهت اخلاقی و هم از جهت روانی، این جریان تبدیل به نقطه عطفی مبهم در رفتار رسانه‌ای ما ایرانی‌ها شده و کنشگری بیشتری را از سوی فعالان و کارشناسان مذهبی، حقوقی و جامعه‌شناسی می‌طلبد.
 

captcha
شماره‌های پیشین