sobhe-no.ir
994
چهارشنبه، ۲۲ مرداد ۱۳۹۹
1
«صبح‌نو» از تولید و عرضه نخستین واکسن برای بیماری کووید19 در جهان گزارش می‌دهد

روسیه چراغ اول را روشن کرد

گزارش عارف چراغی / بیشتر از هفت‌ ماه از پیدایش رنج‌آورترین بحران قرن می‌گذرد و مسابقه برای رسیدن به جام‌ دنیای پزشکی یا همان واکسن کووید19 ادامه دارد. ویروس کرونا از زمان شیوع در چین حدود 750 هزار نفر را در سراسر جهان کشته و بیش از 20 میلیون نفر را در سراسر جهان آلوده کرده است. اما سرانجام روز گذشته ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهور روسیه رسما دستیابی این کشور را به واکسن کرونا اعلام کرد، آن هم درست زمانی که کشورهای غربی برای رسیدن به این اکسیر حیات در حال آزمون و خطا هستند.

مرکز ملی سینمای فرانسه، بخشی برای «کمک به سینمای جهان» دارد که روی پروژه آخر کارگردان ایرانی سرمایه‌گذاری کرده است

«قهرمان» فرانسوی فرهادی

آخرین پروژه در حال ساخت اصغر فرهادی که در رسانه‌ها با اسم «قهرمان» از آن نام برده می‌شود، با حمایت مرکز ملی سینمای فرانسه تولید خواهد شد. خبری که دیروز در رسانه‌ها منتشر شد نشان می‌دهد فرهادی پس از پروژه «گذشته» که با سرمایه‌گذاری فرانسوی‌ها، تولید و توزیع شد، حالا روابط نزدیک‌تری با سینمای فرانسه برقرار کرده است.

سبحانی نیا: زیرساخت های شورا نیازمند تغییر و تحول است

اصلاحات قالیباف بر طرح نفتی دولت

پیش فروش نفت که از آن به‌عنوان یکی از طرح‌های گشایش اقتصادی یاد می‌شود، باعث شد تا بار دیگر، کارکرد شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا، به بوته نقد درآید. نقدهایی که عمدتاً معطوف به نقش پُر رنگ دولت است و اکنون با تشکیل مجلس جدید زمزمه های اصلاح ساختار این شورا شنیده می‌شود.

خروج شورا از زیر سایه دولت

سرمقاله

سهراب‌ها را دریابیم

شبکه اجتماعی عکس‌محور لنزور اعلام کرد تا پایان مرداد به فعالیت‌هایش خاتمه می‌دهد

تعطیل به نفع اینستاگرام

شبکه‌ای که خیلی‌ها امید داشتند و حتی از سوی دولت به آن کمک مالی هم شد تا با رشد و افزایش کاربر بتواند جایگزین مناسبی برای شبکه خارجی اینستاگرام باشد اعلام کرده است تا پایان مرداد فعالیت‌هایش را تعطیل خواهد کرد. این یعنی اینکه دیگر هیچ رقیبی در حد کوچک هم در ایران برای اینستاگرام وجود ندارد و شاید این مطلوب سیاستگذارانی باشد که در حال حاضر تمام رقبای داخلی شبکه‌های خارجی را از دور خارج می‌کنند.

روز گذشته یکی از رسانه‌های اصلاح‌طلب مدعی لغو تحریم‌های ایران شد؛ ادعایی که به سرعت از سوی وزارت خارجه ، مُهر تکذیب خورد

جعل مذاکره

ادعاهای جدید ترامپ مبنی بر حل مناقشه ایران در صورت پیروزی مجدد در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ماه نوامبر، تجدیدنظرطلبان داخلی را بار دیگر به ذوق و شوق مذاکره با آمریکا انداخته‌است. این ذوق به حدی بوده که رسانه‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان را به «جعل خبر» نیز سوق داده است؛ اقدامی که روز گذشته با واکنش صریح وزارت خارجه مواجه شد.

توافق آمریکا، فرانسه و عربستان

دولتی بی‌طرف با نخست‌وزیری نواف سلام

«اتاقی که در آن اتفاق افتاد» به فاصله کمی از انتشار در آمریکا توسط انتشارات امیرکبیر در ایران منتشر شد

نسخه واقعی «خانه پوشالی»

گفت‌وگو مصطفی وثوق‌کیا / «اتاقی که در آن اتفاق افتاد» خاطرات جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی دولت ترامپ است که در چند ماه گذشته خبرهای انتشارش جنجال‌های زیادی به پا کرده است. ترامپ واکنش‌‌‌های زیادی به این کتاب داشته است و حتی در مقطعی دادگاه جلوی انتشار کتاب را گرفت؛ با این حال انتشار آن در روزهای نخست با فروش فوق‌العاده همراه شد. در ماه اخیر هم ناشرانی در ایران خبر از ترجمه این کتاب دادند که روز گذشته انتشارات امیرکبیر اولین ترجمه این اثر در ایران را منتشر و روانه بازار نشر کرد. به بهانه حضور این اثر در بازار کتاب، گفت‌وگویی با محمد معماریان، مترجم و سرپرست گروه مترجمان این کتاب داشتیم که از نظر می‌‌گذرد.

فصل آشتی چندجانبه میان صداوسیما، مردم و حتی رسانه‌های اصلاح‌طلب با رامبد جوان فرا رسیده است

خیر‌مقدم دوباره به خندوانه

گزارش فاطمه ترکاشوند / خندوانه، پاییز به تلویزیون بازمی‌گردد. این خبری بود که رامبد جوان چند روز پیش در اینستاگرامش اعلام کرد تا نقطه پایانی بر چالش‌های مزمن چندجانبه میان خودش با مردم، مردم با صداوسیما و صداوسیما با خودش بگذارد. حالا در روزهایی که کرونا تعطیلی‌ها و خانه‌نشینی‌های اجباری را به مردم تحمیل کرده، همه طرفین ماجرا دوست دارند دلخوری‌ها و حواشی را پشت سر بگذارند و دست آشتی بدهند تا موفق‌ترین برنامه سرگرمی و طنز به تلویزیون بازگردد و عجب آنکه این اتفاق حتی شامل رسانه‌های منتقدی که مدت‌ها حمله به جوان را در افکار عمومی، مدیریت می‌کردند هم شده است.

صبح نو

چرا «فاطمه عبادی» و «محمد زارع» در عصرجدید با اقبال فراوان مخاطب مواجه شدند

بهترین قصه‌گو برنده است

این شاید نکته مغفول و البته بسیار مهم موج تحلیل‌های اینستاگرامی برگزیدگان «عصرجدید» باشد: کاری که «فاطمه عبادی» با آن توانست بیش از ۶/۵میلیون رأی کسب کند و رکوردی ماندگار در تاریخ تلویزیون به‌نام خود ثبت کند، «محتواگرا»ترین و همچنین «قصه‌گو»ترین اجرای کل عصرجدید بود.

بهترین قصه‌گو برنده است
این تیتر البته عنوان کتابی است از آنت سیمونز که بیشتر بر اهمیت قصه‌گویی در کسب‌و‌کار اشاره دارد؛ اما استفاده و اشاره به عنوان آن در تحلیل چرایی رأی‌آوری نفرات اول و دوم «عصرجدید» می‌تواند راهگشا باشد. به این دقت کنید که در تمام دویست‌وچند اجرای فصل اول عصرجدید، خانم فاطمه عبادی، تنها کسی بود که مستقیما «روایت» و «قصه‌گویی»، آن‌هم به‌شیوه کاملا کلاسیک را این‌بار نه با ابزارهایی مانند بیان یا تصویر، بلکه با شن دستمایه قرار داد و نه‌تنها در فینال، بلکه در مرحله قبل نیز با چهارمیلیون و ۶۰۰هزار رأی رکورددار بود. این بدان معناست که همچنان روایت «قصه» می‌تواند واجد جذابیتی بالا برای جذب مخاطب عام حتی در رقابت با هنرهایی باشد که شاید خطوط قرمز تلویزیون را نیز جابه‌جا کرده‌اند. دررقابت با بیت‌باکس، دنس، خوانندگی، شعبده، حرکات رزمی دختران و... این «قصه‌گویی» است که رکوردار آرای مردمی است در اجرایی که در‌مقایسه‌با باقی گروه‌های حاضر در کل مسابقه، ایستاترین، بی‌تحرک‌ترین و شاید با نگاه به الزامات فرضی لازم برای شوی روی استیج، غیرجذاب‌ترین اجرا باشد؛ با کمترین بیان، کمترین ابزار و آکسسوار و کمترین اَکت روی سن. شاید تنها این معجزه «روایت» است که می‌تواند تمام این خلأها را پر کند و «قصه‌گو» را به صدر بنشاند.

هنر ساخت قصه شخصی
«به‌قول بری شواتز، هر‌چه کمتر، بهتر. در این اقیانوس انتخاب، یک قصه پرمعنی می‌تواند مثل یک منجی حیات‌بخش باشد که ما را با چیزی مطمئن و مهم مهار کند؛ چیزی که لااقل باثبات‌تر از صداهایی است که معلوم نیست از کجا می‌آیند؛ ولی مدام می‌گویند به من گوش کن» (بهترین قصه‌گو برنده است).

جز فاطمه عبادی، آقای «محمد زارع» برگزیده دوم عصرجدید را نیز می‌توان ازمنظر دیگری در اهمیت قصه‌گویی تحلیل کرد. در ادبیات کسب‌و‌کار تأکید بر این است که «برند»ی (شخصی یا تجاری) می‌تواند بیشترین اقبال مخاطب/خریدار را متوجه خود که واجد قصه‌ای جذاب باشد؛ قصه‌ای همدلی‌برانگیز. بنابراین، شما برای دستیابی به برند شخصی خود در فضای هنری، رسانه‌ای یا تجاری باید قصه‌ای برای روایت برای مردم داشته باشید که مخاطب شما را با آن به‌یاد بیاورد.
با این نگاه محمد زارع، نفر دوم عصرجدید، تنها شرکت‌کننده‌ای بود که توانست در فرامتن اجراهای خود، با ماجرای زندگی و رفتار شخصی‌اش قصه‌ای برای برند شخصی‌اش بسازد و همین قصه شخصی نیز موفق شد ورای تواناهایی فنی‌اش در اجرا، مخاطب عام را جذب خود کند. درواقع، محمد زارع و در مرحله‌ای بسیار ضعیف‌تر سعید فتحی‌روشن، تبدیل به تنها شرکت‌کننده عصرجدید شد که توانست از «تیپ»بودن گذر کند و «کاراکتر» خاص خود را در ذهن مخاطب میلیونی پربیننده‌ترین برنامه تلویزیون بسازد و حتما «کاراکتر»بودن در جهان «فیک»ها، «کپی»ها و «بدل»ها بزرگ‌ترین دستاورد جوان ۲۰ساله است، نه استعداد و توانایی در ساخت ابزار و مهارت اجرا روی صحنه. از این منظر شاید حتی بتوان گفت محمد زارع دستاورد و پیروزی بزرگ‌تری را از فاطمه عبادی نیز به‌دست آورده است. او از فرصت عصرجدید بهترین بهره را برای محبوبیت کاراکتر شخصی خود برد، نه‌فقط جلب توجه مهارت فنی‌اش. «وقتی چیزی شخصی درباره خودتان را برملا می‌کنید، مردم حس می‌کنند شما را می‌شناسند. مردم تلاش برای حرفه‌ای رفتار کردن یا حفظ ظاهر را به‌معنای سردی یا زرنگی بیش‌از‌حد برداشت می‌کنند. آن‌ها از شما می‌خواهند خودتان باشید».

هنرِ برانگیختن حس
در روزهای اخیر، بسیاری فاطمه عبادی و در مرحله بعدی محمد زارع را نکوهش کرده‌اند که با استفاده از احساسات مردم، اولی در روایت‌های خود و دیگری با بیان مشکلات زندگی شخصی، دست به تحریک مخاطب برای جمع‌آوری رأی زده‌اند. این‌ها حتما نمی‌دانند بزرگ‌ترین دستاورد هنر از قضا همین ایجاد «تأثیر حسی» در مخاطب است و نه کار روی منطق تماشاگر. بزرگ‌ترین هنر خانم عبادی، نه در کار با شن، بلکه دقیقا در همین است که با چند قاب محدود و چند تصویر می‌تواند مخاطب را درگیر داستان شخصیت‌های خود کند و آن‌ها را وادار کند برای سرنوشت آن‌ها اشک بریزند یا خوشحال شوند و کسی نتواند بی‌تفاوت از کنار آن‌ها عبور کند. برای شخصیت‌هایی که تنها چند ثانیه در یک قاب شنی حضور دارند و سپس از بین می‌روند، در همین قاب شنی انگار جان می‌گیرند و مخاطب را نگران سرنوشت خود می‌کنند. پس اینکه نفر برگزیده عصرجدید توانسته با تحریک احساسات مردم نظر آن‌ها را به خود جلب کند، نه‌تنها سوءاستفاده نیست؛ بلکه اساسا وظیفه و غایت هنر است. نکته در همین‌جاست که چطور با روایتی چنددقیقه‌ای با قاب‌هایی که در لحظه در حال شکل‌گیری‌اند، می‌توان این میزان احساسات مخاطب را درگیر کرد؛ درحالی‌که بسیاری از فیلم‌سازان ایرانی در روایت‌های پرادعا، پرزحمت و پرخرج خود در سینما و تلویزیون از آن عاجزند و آرزوی دستیابی به آن را دارند.

هنر انتقال پیام
«قصه‌های برنده آن‌هایی هستند که پیام شما را به‌خوبی منتقل می‌کنند، از گفتن‌شان لذت می‌برید و راجع‌به موقعیت‌های واقعی زندگی هستند». دقت به این نکته بسیار مهم است که اجراهای فاطمه عبادی محتواگراترین اجراهای تمام عصرجدید بودند. شاید تنها اجراهایی که هدفشان انتقال پیامی مشخص درباره مسأله‌ای اجتماعی بود؛ پیام‌هایی که درظاهر شاید کمی گل‌درشت و شعاری هم به‌نظر می‌رسیدند؛ اما این میزان از توجه مخاطب نشان می‌دهد ازقضا «انتقال پیام» در اثر هنری نه‌تنها باعث فاصله‌گرفتن مخاطب عام نیست؛ بلکه حتی می‌تواند باعث جذب بیشتر او نیز باشد. نکته این است که در اینجا تسلط بر «مدیوم»، «ابزار» و «فن» پیش‌زمینه و لازمه انتقال پیام است. مشکلی که بسیاری از هنرمندان، به‌ویژه فیلم‌سازان قدیمی و جدید هر دو طیف روشن‌فکر و ارزشی، به آن دچارند، این است که «محتوا» را در مرحله‌ای بالاتر از «ساختار»، «تکنیک» و «فرم» می‌دانند؛ بنابراین، همواره به ستایش و خرج بودجه فراوان برای کسانی می‌پردازند که هنرمندانی «دغدغه‌مند» به‌حساب می‌آیند که هدفشان انتقال محتوای ایدئولوژیک به مخاطب گمراه و عامی از نگاه آنان است.
از این منظر، فاطمه عبادی نمونه‌ای از هنرمند مطلوب نیز به‌شمار می‌آید؛ کسی که با تسلط کامل بر مدیوم هنری خود و تکنیکی مثال‌زدنی، سعی در انتقال پیام دارد و طبعا اگر این میزان تسلط بر تکنیک نبود، همان محتوا نیز به عکس خود تبدیل و باعث می‌شد موضوعی ارزشمند به مضحکه تبدیل شود؛ پس «هنرمند»بودن اولویت دارد بر «دغدغه‌مند»بودن. به‌جز این و در مرحله‌ای پس از تسلط تکنیکی، «محتوا» در اثر هنری وقتی تأثیرگذار خواهد بود که در مخاطب تبدیل به «حس» شود و این رخ نخواهد داد جز زمانی‌که آن محتوا مسأله واقعی و زیسته هنرمند باشد؛ زیرا اگر این‌طور نبود، مانند بسیار از آثار اجتماعی سینمای ایران مسأله اجتماعی مطرح‌شده تبدیل به شوافی مضحک می‌شد و بس.
«فقط وقتی می‌توانید انتظار داشته باشید دل و ذهن افراد مشتاقانه مجذوب شود که قصه‌هایی پیدا کنید و بگویید برای خودتان معنی‌دار باشد».

شماره‌های پیشین