711
شنبه، ۰۴ خرداد ۱۳۹۸
1
مروری بر عملیات آزادسازی خرمشهر

خون دادیم، زمین را پس گرفتیم

نخستین روزهای خرداد هم در میان روزهای فراموش‌ناشدنی ما ایرانیان است كه با هر اعتقاد و سلیقه‌ای، نمی‌توانیم طعم خوش بازپس‌گیری خرمشهر از رژیم بعثی را فراموش كنیم. 37 سال پیش در چنین روزهایی، مسیر جنگ تحمیلی تغییر یافت و سرفصلی برای پیروزی‌های ملت ایران شد. عملیات بیت‌المقدس كه به آزادسازی خرمشهر و بسیاری از مناطق اشغال‌شده منجر شد، در این نوشته مرور شده است.

روایتی از دو عکس در دوران آزادسازی خرمشهر

یادداشت حبیب احمدزاده نویسنده

سریال‌رمضانی«‌شبکه‌دو»چه‌حال‌وهوایی‌دارد

«دل‌دار»ورودبه‌مصایب‌جوانان

سریال «دل‌دار» مجموعه رمضانی شبکه دو سیماست که در فضایی جدی و بعضا تلخ، به‌سمت بررسی معضلات جوانان پیش رفته است.

بعد از 3 بار رد شدن توافق «برگزیت» در پارلمان انگلیس، نخست‌وزیر این کشور مجبور به استعفا شد

استیصال انگلیس

پس از سه‌بار ردشدن توافق برگزیت در پارلمان انگلیس، تهدید اتحادیه اروپا به خروج اجباری انگلیس بدون توافق و همچنین استعفای معاون پارلمانی دولت، نخست‌وزیر انگلیس با درخواست اعضای حزب محافظه‌کار درمعرض استعفای اجباری قرار گرفت و دیروز استعفای خود را اعلام کرد تا ناتوانی دولتش درباره حل مشکلات کشورش را اثبات کند.

سرمقاله

ضوابط جوان‌گرایی

عمان، عراق و کویت به عربستان پاسخ منفی دادند

شکست آل‌سعود در تشکیل جبهه «ضدایرانی»

در ‌آستانه روز جهانی قدس، برخی کشورهای عربی مرتجع منطقه (عربستان و امارات) که عادی‌سازی روابط خود با رژیم صهیونیستی را به‌صورت علنی عنوان می‌کنند و برای نجات و دوام حکومت‌های غیرمردمی خود به اسرائیل غاصب و آمریکا متکی شده‌اند، از توطئه‌ای موسوم به «معامله قرن» حمایت می‌کنند. این کشورها تلاش می‌کنند علاوه‌بر چنین موضع‌گیری‌های منفعت‌طلبانه‌ای درباره فلسطین، بر طبل جنگ ایران و آمریکا نیز بکوبند تا به‌جای اسرائیل‌ستیزی در منطقه، ایران‌هراسی را در بوق و کرنا کنند.

گلایه‌ها و پیگیری شهروندان نتیجه داد؛ جلسه فوق‌العاده برگزار می‌شود

مهار سرکشی کرایه تاکسی

گلایه‌های مردمی از افزایش غیرقابل قبول کرایه‌های تاکسی در تهران که از حدود یک‌ماه قبل اعمال شده است بالاخره با واکنش مدیران تهران روبه‌رو شد. در هفته‌های گذشته تماس‌های بسیاری با دفتر روزنامه «صبح‌نو»گرفته شد که در آن‌ها مردم از دریافت کرایه، آن هم بیشتر از نرخ قانونی گلایه می‌کردند. این در حالی است که حتی در برخی مسیرها برچسب نصب‌شده نیز بیشتر از 20 درصد قانونی است که برای افزایش کرایه‌ها در نظر گرفته شده است.

«صبح‌نو» چرایی حضور کانتینرهای شرکت صهیونیستی در ایستگاه راه‌آهن اسلامشهر را بررسی می‌کند

تردد آزاد «زیم» روی خطوط ریلی ایران

در روزهای اخیر تصویری از یک کانتینر در ایستگاه راه‌آهن اسلامشهر در استان تهران در فضای مجازی دست‌ به‌دست شد که منجر به واکنش‌های متفاوتی از سوی کاربران شده است. این کانتینر مطابق آرمی که روی آن است، مربوط به شرکت حمل‌و‌نقل دریایی و ریلی «Zim»، یکی از شرکت‌های بزرگ حمل‌و‌نقل بین‌المللی رژیم اشغالگر قدس است؛ موضوعی که خیلی زود واکنش راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران را به‌دنبال داشت. بنا بر اطلاعیه‌ راه‌آهن کشورمان، شرکت یادشده در سال‌های اخیر تعداد بسیاری از کانتینر‌های خود را به فروش رسانده و این کانتینر‌ها در فضای حمل‌ونقل بین‌المللی جابه‌جا شده و مورد استفاده قرار می‌گیرد.

«صبح‌نو» حواشی استعفاهای دفتر موسیقی و قانون 10درصد را بررسی می‌کند

آزادی‌خواه :پیشنهاد ارشاد قابل دفاع بود

عصر روز چهارشنبه جابه‌جایی پرحاشیه مدیر کل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شد و به‌دنبال استعفای علی ترابی پس از 14 ماه مدیریت، محمد اللهیاری‌فومنی، سکان هدایت جریان موسیقی کشور را در وضعیتی متلاطم تحویل گرفت. این جلسه تودیع و معارفه درحالی انجام شد که برخی رسانه‌ها، پذیرش بی‌مقدمه استعفای مدیر سابق دفتر موسیقی را ازسوی وزیر ارشاد در واکنش به «قانون 10درصد بهای بلیت کنسرت» دانستند.

صبح نو

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با بازیگر نقش عبدالمالک در فیلم «شبی که ماه کامل شد»

تکفیر عشق

با نخستین حضور در سینما نقشی را بازی کرده است که شاید دیگر تا سال‌ها به سراغش نیاید. آرمین رحیمیان که چندین سال در عرصه تئاتر فعال بود، با فیلم «شبی که ماه کامل شد» وارد سینما شد و نقش «عبدالمالک ریگی» را بازی کرد؛ شخصی که سال‌ها در شرق ایران به شرارت پرداخت و در‌نهایت با وجود پشتیبانی‌های امنیتی آمریکا، توسط سربازان گمنام امام‌زمان؟عج؟ دستگیر شد. بازیگر جوان سینمای ایران به قدری خوب نقش این جنایتکار را بازی کرده که هم‌اکنون اهالی سینما او را یکی از امیدهای اصلی سیمرغ می‌دانند. او در نخستین گفت‌وگوی مطبوعاتی خود با روزنامه «صبح‌نو» از سختی‌های کار در فیلم نرگس آبیار می‌گوید.

 

شما نخستین تجربه سینمایی خود را داشته‌اید و بیشتر در تئاتر فعال بودید. چند سال در تئاتر مشغول بوده‌ و چه کارهایی را انجام داده‌اید؟
در سال‌90 از مشهد به تهران آمدم. فارغ‌التحصیل مؤسسه کارنامه هستم و کار در تئاتر را از همان زمان شروع کردم. با اصغر خلیلی و سعید بهنام فعالیت تئاتر را شروع کردم. در ادامه جشنواره تئاتر فجر را تجربه کردم.
 
چطور با گروه خانم آبیار آشنا شدید؟
ابتدا از طریق یکی از دوستان مطلع شدم. چون قرار نبود فراخوانی داده شود و گروه فیلم افراد مختلف را از طریق دیدن تئاترها رصد می‌کردند. یکی از دوستان به من گفت که یک فیلمی قرار است در این فضا رقم بخورد و ما خیلی بی‌سر‌و‌صدا این کار را می‌خواهیم انجام دهیم و جالب اینجاست که بعد از وارد شدن به گروه، دوست من خیلی اصرار داشت که به کاراکتر نمی‌خورم، اما تست دادم و قبول شدم .
 
از ابتدا می‌دانستید که قرار است این نقش خاص را بازی کنید؟
نه، نمی‌دانستم، اما طی چند روز متوجه شدم. به من گفتند که نمی‌توانند بگویند کار چیست، فقط در جریان باش که کار خانم آبیار است. بعد از چند روز به این نتیجه رسیدند که برای این نقش مناسب هستم. پیش از آن یک مرحله حذفی داشتیم، ولی در‌نهایت انتخاب نهایی برای ایفای نقش عبدالمالک شدم.
  
مواجهه اولیه خودتان به انتخاب برای این نقش چه بود؟
من واقعاً متوجه نمی‌شدم عبدالمالک چه می‌گوید، اما تلاش کردم که جهان را از زاویه دید او ببینم، به‌دلیل اینکه حرف‌هایش شعاری است و کلی حرف می‌زند و خیلی همه چیز را محکم می‌گوید. من خیلی برایم سؤال شده بود که چطور وارد فضای او شوم که هم از فیلم بیرون نزند و هم موفق باشد، چون نمی‌توانستم کاراکتر را عوض کنم، باید مثل او می‌شدم.
 فیلم‌های خانم آبیار هم ظرافت زیادی دارد و باید سعی می‌کردم از فیلم بیرون نزنم. من در آن بین پدیده‌ای بودم که خود یک پدیده بزرگ‌نمایانه بود و نمی‌دانستم با آن چه کار کنم. تلاش کردم جهان را از زاویه آن ببینم. تصمیم گرفتم هیولا نسازم، وقتی که فیلم‌های آرشیوی ریگی را دیدم، متوجه شدم این هیولا در ظاهر بسیار آرام و در برخورد با اطرافیانش مهربان است و به همین دلیل است که اطرافیانش آنقدر دوستش دارند و لقب مالک را به او داده اند. در یک لحظه‌هایی دیدم با انصارش مهربان است و فکر کردم این وجه درستی است که باید تلاش کنم این آرام بودن در شخصیت‌پردازی تنیده شود و آن لحظه‌هایی که نیاز است آن هیولا بیرون بیاید، مثل جایی که در گوش عبدالحمید و دایی نورالدین زد. من سعی کردم کار به این شکل باشد، مگر اینکه خلافش باشد.
 
اتفاقاً این آرام بودن در بازی شما نشسته است و وقتی که خشم شخصیت نشان داده می‌شود و سر می‌برد مخاطب به شوک می‌رود!
احساس کردم که این نقطه جذب است، چون همه چیز فیلم به‌شدت ظریف بود و جایی برای کوچکترین اشتباهی وجود نداشت که زحمات دوستان را از بین می‌برد؛ البته همیشه هم به این شکل نبود، ولی یک میانگین آرامی داشت.
 
برای اینکه به این شخصیت نزدیک شوید و روحیاتش را بدانید، به غیر از فیلم‌های آرشیوی، از فیلم‌های بازجویی‌های این آدم هم چیزی دیدید؟ آیا تحقیقات میدانی هم داشتید؟ 
فقط مستندی را که شبکه «پرس‌تی‌وی» به زبان انگلیسی درباره ریگی داشت، دیدم و بیشترین اطلاعات را از آنجا داشتم. به صورت مستقیم و غیر مستقیم که برخورد با مردم سیستان داشتم، متوجه شدم که چقدر مردم از او ناراحت‌اند که این شخص از آن‌هاست، چرا که خیلی از آن‌ها از افراد طایفه بزرگ ریگی بودند و می‌گفتند رفتار این شخص به پای ما نوشته می‌شود. من به این نتیجه رسیدم که چقدر خانم آبیار درست سراغ این موضوع رفته که طایفه این فرد باید از او جدا می‌شد. من این را شخصاً تجربه کردم که چقدر ناراحت بودند.
 
به‌عنوان یک مخاطب نظرت درباره کلیت فیلم چیست؟
فیلم بسیار سرزنده و منصفی است؛ من دریچه‌ای را که خانم آبیار از آن نگاه کرد، خیلی دوست دارم و همان روز اول که فیلم را دیدم، همین حس را داشتم. وقتی خانم آبیار نگاه یک زن را به کسی که به او عشق می‌ورزد، بین خودش، همسرش و نگاه مادرانه می‌گذارد تازه آن وقت قصی‌القلب بودن دیده می‌شود و من این را دوست داشتم. ما اگر عشق را حذف کنیم و بخواهیم بین دو راهی ایدئولوژی افراطی و عشق انتخابی داشته باشیم، می‌بینیم که حتی اگر خودمان هم به این رضایت نداشته باشیم، این کار را انجام می‌دهیم و قاطی این ماجرا می‌شویم و تنها چیزی که نابود می‌شود عشق است.
 
کار کردن با خانم نرگس آبیار چطور بود؟ چطور خودت را با نگاه زنانه کارگردان هماهنگ کردی؟
 نگاه زنانه چیز عجیبی نیست. برای من خیلی عجیب است که چطور حتی خبرنگاران خانم به‌صورت تعریف و تمجید می‌گویند چقدر خوب که یک کارگردان زن این کار را انجام داده است. به نظر من این دیالوگ حتی از نظر تأیید و تحسین درست نیست؛ یعنی کلاً خانم‌ها نمی‌توانند، مگر اینکه خلافش ثابت شود! مثلاً ساخت این فیلم‌ها مردی خیلی قوی می‌خواهد. خانم آبیار در درجه اول فیلم سختی را ساخته است، در هیچ جای دنیا نمی‌بینیم که با کارگردان‌های زن مثل کاترین بیگلو اینطور برخورد کنند. اتفاقاً نگاه خانم آبیار خیلی اوقات سختی‌های کار را تسهیل می‌کرد، به‌عنوان مثال اگر کلافه می‌شدیم فقط کافی بود که به ایشان مراجعه کنیم تا آرامش و صبرشان را ببینیم و آرام شویم. سخت گذشت ولی اصلاً بد نگذشت.
 
فضای کار در خارج از کشور چه بود؟
 در آنجا خیلی سخت بود چون عادت نداشتیم. بعد از اینکه از بنگلادش برگشتیم من، هوتن شکیبا، فرشته صدرعرفایی و بانیپال شومون سه هفته درگیر دکتر بودیم. بسیار شرایط سختی بود و در همان دالان‌هایی که خانم عرفایی و شاکردوست می‌روند، دولت بنگلادش گفت امنیت شما را تضمین نمی‌کنم و این چیزهایی بود که به گوش من می‌رسید. ما با توجه به این شرایط سخت پناه می‌بردیم به آقای قاسمی و خانم آبیار، ولی تحت هر شرایطی خیلی به ما خوش گذشت و ذره‌ای سختی‌ها تبدیل به بداخلاقی نمی‌شد. به دلیل دینی که به خانم آبیار داشتیم اجازه این کار را هم نمی‌دادیم.
 
بازی خوب شما در این فیلم همه را به این نتیجه رسانده که شما یکی از شانس‌های اصلی دریافت سیمرغ هستید. خودت به سیمرغ فکر می‌کنی؟
برای اینکه دروغ نگویم می‌گویم من هم به سیمرغ فکر می‌کردم؛ البته تا قبل از نخستین اکران عمومی. چون برای نخستین‌بار که وارد سالن شدم تا فیلم را با تماشاچی ببینم، با توجه به نقش مهمی که داشتم، به قدری استرس داشتم که نمی‌دانستم بازخورد تماشاچی چیست. در آن لحظه به این نتیجه رسیدم که به سیمرغ نمی‌توانم فکر کنم و مهم‌تر نگاه مردم است، چون اگر مردم من را دوست نداشته باشند سیمرغ به درد نمی‌خورد. هرچه جلو رفت استرس من بیشتر شد و بیشتر هم می‌شود. وقتی 20 کامنت مثبت دریافت می‌کنم، اگر یکی‌اش خوب نباشد، با خودم می‌گویم آن چیزی نیست که من فکر می‌کنم. برای همین تلاشم این است مردم را راضی کنم. دروغ نمی‌گویم به سیمرغ هم فکر می‌کنم، چه کسی است دوست نداشته باشد، چون یکی از بخش‌های اصلی جشنواره سودای سیمرغ است و همه سودای سیمرغ در سر داریم. اگر این اتفاق بیفتد خیلی خوشحال می‌شوم، اما الآن دوست دارم در بدو ورودم مردم قبولم کنند تا به خانواده سینما وارد شوم.
 
شما با فیلم مهمی وارد سینما شدید و به‌زودی بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرید. نگاه شما برای ادامه حضور در سینما چیست. آیا دنبال نقش‌های خاص هستید؟
 اقتضای سینمای ماست که چه باشد و چه نباشد. بخشی هم شانس است. ما بازیگرها کمی رؤیا‌پردازیم. احساس می‌کنم نقش‌ها ما را انتخاب می‌کنند، برای همین فکر می‌کنم زمان باید بگذرد و ببینم چه مسیری مناسب‌تر است. در طول جشنواره چند پیشنهاد داشتم، ولی نمی‌خواهم تا سال‌ها دیگر نقشی شبیه به عبدالمالک بازی کنم. بزرگ‌ترین آرزوی من این است که با کارگردان‌هایی در اندازه خانم آبیار و بهرام توکلی و اصغر فرهادی کار کنم چون آن‌ها را دوست دارم. می‌خواهم نقشی را بازی کنم که فاصله زیادی با نقش‌های موجود داشته باشد، چون دلم می‌خواهد همیشه خودم را وارد چالش کنم و هر لحظه که هر یک از کارگردان‌های خوب ما به من آن نقش خاص را پیشنهاد دهد، امکان ندارد بازی نکنم.

شماره‌های پیشین