677
دوشنبه، ۲۷ اسفند ۱۳۹۷
1
9 فعال سیاسی در گفت‌وگو با «صبح‌نو» مهمترین چهره سیاسی سال را انتخاب کردند

فرمانده سلیمانی؛ ستاره 97

با همه تلخی‌ها و شیرینی‌ها، سال97 بالاخره به نفس‌های آخرش رسیده است. در روزهایی هستیم که با عقبگرد و بازنگری به آنچه در طول سال انجام داده‌ایم، می‌توانیم توشه تجربه خود برای ادامه زندگانی را سنگین‌تر و پربارتر سازیم. در آخرین شماره از روزنامه «صبح‌نو» در سال1397، در گفت‌وگو با تعدادی از چهره‌های سیاسی، مهم‌ترین رویداد و مهم‌ترین چهره در سال سپری‌شده را بررسی کرده‌ایم.

گزارش«صبح نو» از وضعیت سیاسی_ اقتصادی سال آینده

98؛سال‌بیدار باش

می‌گویند سال‌98، سال سختی برای ایران خواهد بود؛ آن‌قدر سخت که خلق تاکنون به خود ندیده! قدرت تبلیغاتی خوبی هم برای خالی‌کردن دل‌ها دارند. چند روز پیش هم یک مقام آمریکایی از افزایش فشارها علیه جمهوری اسلامی در سال جدید سخن گفت. همه این‌ها را می‌دانیم؛ کمی بیشتر یا کمی کمتر! اما چه کسی است که نداند، مردم ایران، سخت‌تر از این‌ها را تحمل کرده‌اند؛ آن‌ها مردم روزهای سخت‌اند. این خواستن برای ایستادن، نباید امر را بر مسوولین مشتبه سازد که بدون درایت و تدبیر هم می‌توانند صرفاً بر اراده‌های مردم تکیه کنند. در گزارش پیش رو قصد داریم با ارائه فکت‌های عینی، بگوییم که اگر خوب کار کنیم، می‌توانیم دشواری‌ها را پشت سر بگذاریم. ادامه گزارش را از دست ندهید.

هزینه‌هایی که برای استقلال طلای سیاه از استعمارگر پیر پرداخته شد

قصه پرغصه نفت

تا پیش از آغاز نهضت ملی شدن صنعت نفت، کمتر کسی گمان می‌کرد چپاول آشکار طلای سیاه از سوی قدرت‌های استعمارگر به‌ویژه پیر استعمار، روزی به پایان برسد؛ اما این افسانه زوال‌ناپذیر با حضور مبارزان صنعت نفت و به‌خصوص روحانیت دیری نپایید و چندی بعد این مبارزات به ملی کردن صنعت نفت و کوتاه‌کردن دست بیگانگان انجامید و ایران، انگلیس را از نفت سرشار خود محروم ساخت؛ هر چند این استقلال دیری نپایید و کودتای 28مرداد32 و متعاقب آن قرارداد کنسرسیوم، خط پایانی بر حق تملک ملت ایران بر منابع خدادادی خود بود. در ادامه این گزارش، به فرآیند ملی‌شدن صنعت نفت خواهیم پرداخت.

بازیگر«تختی» درگفت‌وگوبا«صبح‌نو» از نقشی که بازی کرد گفت

قصه ‌ آتش‌نشانی ‌که تختی شد

اکران ویژه نوروز آغاز شده و یکی از فیلم‌های مهم این‌روزها، «تختی» به کارگردانی بهرام توکلی و تهیه‌کنندگی سعید ملکان است.

در این گزارش به مهم‌ترین و هیجان‌انگیزترین کتاب‌هایی که در سال جاری منتشر شده‌اند می‌پردازیم 

یک بغل کتاب برای تعطیلات نوروزی

ابتدا باید بگویم این گزارشی که می‌خوانید حاصل تصمیم و همفکری تحریریه فرهنگی روزنامه «صبح‌نو» است، ضمن اینکه از نظرات چند نفر از اهالی کتاب نیز بهره‌گیری کرده‌ایم و تنها نگارش آن برعهده صاحب قلم بوده است. این گزارش قرار است کتاب‌هایی را معرفی کند که ما را به هیجان آورده‌اند؛ اعم از هیجان شخصی و هیجان رسانه‌ای. همچنین اهمیت انتشار یک کتاب برای‌مان مهم بوده است. مثلا انتشار کتاب غزل‌های یوسفعلی میرشکاک حتماً برای ما مهم بوده و در این لیست آمده است. می‌توانستیم در این لیست آثار دیگری را هم بیاوریم؛ اما بالاخره ظرفیت صفحه است و مسائل دیگر. این کتاب‌ها را همچنین می‌توانید به‌عنوان یک بسته معرفی کتاب نوروزی هم در نظر بگیرید؛ چراکه هم در آن خاطره‌نگاری هست و هم داستان و هم روایت. حتی چند کتاب ترجمه هم در این بسته هست. ان‌شاءالله بخوانید و لذت ببرید.

گزارش «صبح‌نو» از پرسروصداترین آلبوم‌های موسیقی97

سال شکست دامبول و دمبول‌ها

هر سال ده‌ها آلبوم موسیقی روانه بازار می‌شود. این آلبوم‌ها کم و بیش بازتابی از شرایط زمانه خود هستند. بعد از سیل آلبوم‌های سرخوشانه96 و هجوم موسیقی‌های به اصطلاح «شاد» به بازار موسیقی ایرانی، 97 سالی برای برائت از آن نوع موسیقی بی‌تعهد و مبتذل بود. پاگرفتن دوباره موسیقی اعتراضی، توجه به موسیقی عاشقانه فاخر و تولید موسیقی‌های ملی از برجسته‌ترین زمینه‌های موسیقایی در سال97 بود. البته نباید گمان کرد آنچه رخ داده صرفاً وابسته به تعهد هنرمندان است. به هر حال بازار در هر فصلی چیزی طلب می‌کند و آنچه در سال 97 رخ داد هم فارغ از خواست بازار نبود. دلزدگی مخاطبان از موسیقی‌های «بزن و بکوب»، کنسرت گیت حمید هیراد و شرایط خاص اقتصادی همه موجب شد دستور کار موسیقی در سال گذشته تغییر کند. در این گزارش پرسروصداترین آلبوم‌های سال97 را مرور می‌کنیم.

سر مقاله

پیچ تاریخی

پایتخت پر از دود و ترافیک در ایام نوروز چهره دیگری دارد

از طهران تا تهران

در سال‌های دور تهران شهری بود که در ایام نوروز خلوت می‌شد. بسیاری از ساکنان پایتخت راهی شهرهای آبا و اجدادی خود می‌شدند تا هم سری به اقوام و آشنایان بزنند و هم هوایی تازه کنند. اما در یک دهه گذشته مدیریت جهادی شهر تهران تلاش کرد تا تهران را تبدیل به شهری گردشگر پذیر کند و البته در این راه نیز موفق بود. بسیاری از مسافرانی که به تهران می‌آمدند تنها از چند بوستان و موزه می‌توانستند دیدن کنند و سپس راهی دیگر مقاصد سفر می‌شدند؛ اما حالا تهران تبدیل به شهری شده که غیر از کاخ گلستان و بازار جاذبه‌های دیگری هم دارد. حتی کاخ گلستان و بازار هم دیگر وضعیت دهه قبل را ندارند. پیاده‌راه‌سازی شهرداری تهران در دوره مدیریت آقای محمدباقر قالیباف در اطراف کاخ گلستان و بازار تهران موجب شد تا کاخ قدیمی شهر به عنوان یک اثر جهانی ثبت شود. در ادامه برخی از اماکن گردشگری و جذاب تهران را برای‌تان معرفی می‌کنیم.

خودروی زیر پای‌تان را معاینه کنید

«صبح‌نو» از مقاصد گردشگری کمتر شناخته‌شده گزارش می‌دهد

چمدان‌ها را ببندید

هرساله با نزدیک شدن به ایام نوروز حجم سفرهای داخلی افزایش چندبرابری می‌یابد. ترافیک جاده‌ها بیشتر می‌شود و گردشگران راهی شهرهای توریست‌محور کشور می‌شوند. مشهد، اصفهان، شیراز و مازندران انتخاب اول بسیاری از خانواده‌های ایرانی در نوروز است. هر یک از این شهرها هرساله بالغ بر 10میلیون گردشگر را به خود می‌بینند که البته در این بین شهر مشهد با بیش از 30میلیون زائر در سال رتبه اول را در جذب گردشگر مذهبی دارد. با این وجود اگر از هر ایرانی بپرسید در این شهرها کدام جاذبه‌ها را دیده‌اید یا از آن‌ها لذت برده‌اید کمتر پیش می‌آید که جواب درست‌و‌درمانی بشنوید. بسیاری از ما ایرانی‌ها از اصفهان فقط سی‌و‌سه‌پل و نقش جهان را می‌شناسیم و از شیراز فقط حافظ و سعدی را. از مشهد فقط راه حرم امام رضا ؟ع؟را بلدیم و از خطه سرسبز شمال فقط جاده چالوس را. جاذبه‌های بسیار زیادی در کشورمان ایران وجود دارد که به دلایل متعددی مانند قرار گرفتن در شهرهای کوچک و توسعه کم همواره از چشم گردشگران مغفول مانده و کمتر کسی به آنجا سر می‌زند. البته در سال‌های اخیر با پیشرفت‌های شهری و جاده و همچنین به مدد شبکه‌های اجتماعی هر شهر یا روستا سعی کرده در حد بضاعتش خود را به گردشگران معرفی کند. ما در ادامه این گزارش چند نمونه از جاذبه‌های گردشگری را که کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند به شما معرفی می‌کنیم.

صبح نو

«صبح‌نو» در گفت‌و‌گو با مردم تأثیر آیین یلدا برای کنار هم بودن خانواده را بررسی كرده است

یلدا را خانواده باشیم

مادرها مثل نخ تسبیح‌اند، خوب می‌دانند همه را چطور کنار یکدیگر جمع کنند، به هر بهانه‌ای و با هر ترفندی. شب چله ایرانی یکی از همین بهانه‌هاست که مادرها منتظرش هستند برای چند ساعت کنار هم قرار دادن خانواده؛ خانواده‌ای که کارشناسان معتقدند در این سال‌ها دچار بحران شده است. تمسک به آیین و آداب برای آن‌ها که نمی‌دانند چطور ساعتی را با هم بگذرانند، دلیل خوبی است و برای آن‌ها که همچنان استوار و محکم، بنیان خانواده را از بحران اجتماعی رخ‌داده محفوظ نگه داشته‌اند، فرصتی مغتنم برای محکم کردن پایه‌های اصلی‌ترین نهاد اجتماعی. «صبح‌نو» نقش آداب و آیین‌هایی چون یلدا را در دور هم جمع کردن اعضای خانواده با مردم در میان گذاشته است.

 شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به‌سر می‌برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی و روشنایی بود، درحالی که روزهای کوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبه تاریکی. برای در امان بودن از خطر اهریمن، در شب یلدا همه دور هم جمع می‌شدند و با برافروختن آتش، از خورشید طلب برکت می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله با صرف تنقلاتی نیز همیشه همراه بوده که همگی نوعی نماد است و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی. 
امروز شاید کسی یلدا را برای در امان ماندن از خطر اهریمن و کمک گرفتن از آتش برگزار نکند، اما آنچه به‌عنوان کارکرد مهم و تأثیرگذاری که این آیین را ماندگار و پابرجا کرده، قلمداد می‌شود، صله رحم و دور هم نشینی خانوادگی به بهانه آن است. یلدا در کنار بزرگداشت آیینی ایرانی و کهن، به مراسمی ‌برای پاسداشت خانواده و تلاش برای همبستگی آن تبدیل شده است. حتی اگر در این سال‌ها خبری از کرسی نباشد -که به نمادی از دورهمی چله بدل شده- و غزلیات حافظ و حماسه سرایی‌های شاهنامه به گوش نرسد، بازهم یلدا بهانه ارزشمندی برای تعامل رو‌‌در‌رو و چهره‌به‌چهره اعضای خانواده با یکدیگر است و شاید آنچه که تاکنون به ماندگاری این رسم و دیگر رسوم کمک کرده،‌ خانواده و همین کارکرد صله رحم باشد.
«ترجیح می‌دهیم این شب را کنار خانواده باشیم تا در کنار دوستان»؛ عبارت مشترکی است که تقریباً بیشتر گفت‌و‌گو‌کنندگان بر آن تأکید داشتند و معتقدند یلدا مراسمی خانوادگی است. خانم جوانی می‌گوید: ‌«قدیم‌ها این مراسم با حضور تعداد بیشتری از اعضای خانواده برگزار می‌شد، دایی و خاله و عمه و مادربزرگ همه در کنار هم بودیم؛ اما حالا وسعت این دایره کوچک‌تر شده و تنها به خواهرها و برادرها بسنده می‌کنیم. این حضور و دیدار لذت‌بخش است؛ اما حال ‌و هوای گذشته‌ها را ندارد.»
خانم جوان دیگری، دلیل کوچک شدن دورهمی‌های خانوادگی در چنین مراسمی ‌را،‌ تغییر در خانواده‌ها دانسته و معتقد است: «خانواده دیگر مانند گذشته نیست و اعضای آن تمایل کم‌تری برای قرار گرفتن در کنار یکدیگر دارند و این دورهم نشستن‌ها را با عدم رغبت روبه‌رو کرده است.» مرضیه می‌افزاید: ‌«اگر اصرار مادرم نباشد ترجیح می‌دهم چنین مراسمی ‌را با دوستانم بگذارنم.»
 
تشریفات، خانواده‌ها را دور کرده است 
بعضی دیگر، هرچند به نقش اصلی و مهم برگزاری این مراسم در تقویت نهاد خانواده و نزدیک شدن اعضاء آن اعتقاد دارند؛ اما مسائل اقتصادی یا درگیر شدن در تجملات و تشریفات را از دلایل کمرنگ شدن برپایی این رسوم می‌دانند و معتقدند این اشتباهات، بر موضوع صله رحم و دید و بازدیدهای خانوادگی هم تأثیر منفی گذاشته است. خانم میانسالی در این خصوص می‌گوید: ‌«معتقدم با سنت‌ها بدرفتاری شده است. با برخی اشتباهات و ولخرجی‌ها و تجملات، آن‌ها را به مسائل دست‌و‌پا‌‌گیری تبدیل کرده‌ایم و از ثمرات مهم و ارزشمند آن هم دور افتاده‌ایم. شاید برای همین است که بعضی مواقع جوان‌ها تمایل دارند چنین زمان‌هایی را در کنار دوستان‌شان بگذارنند تا بتوانند راحت‌تر آن را برگزار کنند.»
شبنم، بانوی نسبتاً جوانی که دو دختر نوجوان هم دارد، می‌گوید: «همه درگیر کار و زندگی پر‌مشغله و سختی‌های زندگی‌اند؛ اما باید هرقدر کوچک و جمع‌و‌جور هم که شده این آداب و آیین را در کنار خانواده برگزار کرد.» او بر حضور کودکان و نوجوانان در این مراسم خانوادگی تأکید بسیار کرده و می‌گوید: «باید بچه‌ها را به حضور در کنار خانواده در چنین مراسمی ‌تشویق کرد و به سؤالات آن‌ها پاسخ داد و فلسفه این دورهمی‌ها را برای آن‌ها بیان کرد تا از بودن در کنار خانواده بیشترین لذت را ببرند.» شبنم معتقد است «همان رسوم قدیمی‌ حافظ‌خوانی، شاهنامه‌خوانی و حتی کرسی گذاشتن که چند سالی است دوباره باب شده، می‌تواند بچه‌ها و جوان‌ترها را برای برگزاری و حضور در این مراسم بیشتر ترغیب کرده و آن‌ها را ایرانی بار آورد.»
یلدا، فقط خانوادگی است
در کنار تمام آداب و رسوم ایرانی که همچنان برگزار می‌شود، فارغ از نوآوری‌هایی که بعضاً اصل ماجرا را به انحراف کشانده، چند سالی است بعضی خانواده‌ها آداب و رسوم غیر ایرانی را هم برگزار کرده و آن را به بهانه‌ای برای باهم بودن تبدیل کرده‌اند. بودن در کنار اعضای خانواده ارزشمند است؛ 
اما نمی‌توان دلیل و بهانه آن را نادیده گرفت. 
آقای میانسالی که خود را استاد دانشگاه معرفی می‌کند به همین مسأله اشاره کرده و می‌گوید: «مراسمی مانند شب یلدا، کاملاً خانوادگی است و باید در کنار خانواده برگزار شود؛ اما برگزاری مراسمی مانند جشن کریسمس یا هالووین که چند سالی است مُد شده و قرابتی با فرهنگ ایرانی ندارد، فلسفه صله رحم و دورهمی خانوادگی را هم تحت‌تأثیر قرار داده است.» او به مسأله دیگری نیز اشاره کرده و می‌افزاید: «برگزاری مراسم و آیین‌های ایرانی همگی مبتنی بر خانواده هستند؛ اما در این سال‌ها صله رحم، خاصه به‌صورت رو‌در‌رو و چهره‌به‌چهره کم‌رنگ شده و وسایل جدید ارتباطی به‌ویژه پیام‌رسان‌ها، جایگزین این ارتباط‌ها و تعاملات رو‌در‌رو شده‌اند.» آقای بهروزی معتقد است مسائل اقتصادی نقش کم‌رنگی در کاهش دورهمی‌های خانوادگی بازی می‌کنند و حضور بیش از اندازه در شبکه‌های اجتماعی منجر‌به تغییر سبک زندگی و انزوای اجتماعی شده است. او تأکید می‌کند: «شب یلدا و چنین مراسمی را به هیچ عنوان در کنار دوستان نمی‌پسندم و تلاش می‌کنم فرزندانم نیز این را بیاموزند.»

 
شماره‌های پیشین