637
شنبه، ۲۹ دی ۱۳۹۷
1
«نه» متحدان آمریکا به سیاست‌های ضد ایرانی

شکست ترامپ در اجماع علیه ایران

مقابله با نفوذ منطقه‌ای ایران همواره یکی از محورهای اصلی سیاست آمریکا در منطقه بوده و با توجه اینکه مقابله با دشمن مشترک از سوی بازیگران محلی و متحدان منطقه‌ای یکی از ارکان سیاست خارجی این کشور است؛ بنابراین مقامات آمریکایی در تلاشند ائتلاف ضد ایرانی متشکل از کشورهای عربی تشکیل دهند. در راستای این اصل، تشکیل یک ائتلاف سنی یا ناتوی عربی در منطقه خاورمیانه، راهبردی است که آمریکا برای مقابله با نفوذ منطقه‌ای ایران تدبیر کرده است.

روایتی از دیدار با احمد احمد که خواب را از چشم ساواک ربوده بود

برخیز و بجنگ

صبح در حالی از خواب بیدار شدم که انرژی مضاعفی در وجود خودم حس می‌کردم، این روز برایم خیلی متفاوت‌تر از روزهایی بود که خیلی بی‌حوصله از خواب بیدار می‌شدم تا یک روز کارمندی دیگر را سپری کنم. امروز را قراری که داشتم برایم متفاوت کرده بود. روز قبل با همکاران و آقای محسن کاظمی ( نویسنده و پژوهشگر تاریخ ) قرار گذاشته بودیم به دیدن یک مبارز انقلابی برویم؛ کسی که سال‌های زیادی را در زندان‌های شاه سپری کرده بود. آقای احمد احمد، راوی کتاب «خاطرات احمد احمد». قرار بود با کسی که نزدیک به بیست سال پیش زحمت گفت‌وگو و تدوین این کتاب را کشیده بود به دیدن راوی کتاب برویم. خیلی راحت‌تر از همیشه حاضر شدم و به محل کارم رفتم. زمان نمی‌گذشت، انگار عقربه‌ها خسته‌تر از همیشه بودند. به یک روز گذشت تا ساعت بالاخره سه شد! همانطور که با آقای کاظمی و همکاران قرار گذاشته بودیم از جلوی شرکت به سمت منزل احمد آقا راه افتادیم.

نمایندگان مجلس در گفت‌وگو با «صبح‌نو» بر دیپلماسی رسانه‌ای برای آزادی مرضیه هاشمی تأکید کردند

آپارتاید آمریکایی

بازداشت بدون تفهیم اتهام! این اتفاقی بود که هفته گذشته برای خانم مرضیه هاشمی ،مجری آمریکایی‌الاصل شبکه «پرس تی‌وی» در شهر واشنگتن رخ داد. روز چهارشنبه 26‌مهرماه بود که روابط عمومی شبکه «پرس تی‌وی» به نقل از خانواده خانم هاشمی، با انتشار اطلاعیه‌ای از بازداشت ملانی فرانکلین، مجری این شبکه که پس از گرویدن به دین اسلام نام مرضیه هاشمی را برای خود برگزیده، خبر داد.

تداوم سخنان جنجالی سرمربی تیم ملی و آتشی که دامن‌گیر فوتبال می‌شود

کی‌روش‌‌؛حاشیه‌سازی و کمی مربیگری

تیم ملی فوتبال ایران به‌عنوان تیم نخست گروه D، به جمع 16‌تیم برتر جام ملت‌های آسیا 2019 امارات صعود کرد؛ آن‌هم با تساوی بدون گل برابر عراق در یک بازی پر انتقاد؛ اما علاقه‌مندان به فوتبال و کارشناسان، به‌جای بیان مشکلات، حمایت از تیم ملی در شرایط کنونی را بهترین تصمیم درنظر گرفتند.

واردکنندگان اعتبارسنجی می‌شوند

تشکیل بیش از 4200پرونده تخلف ارزی

رییس کل بانک مرکزی اعلام کرد که حسب دستور رییس‌جمهوری و به منظور مقابله با یکی از گلوگاه‌های فساد و آسیب در فرآیند تجارت خارجی کشور و نیز براساس اقدامات چند ماه گذشته بانک مرکزی، سامانه رفع تعهد ارزی واردکنندگان عملیاتی می‌شود.

در بازدید نمایندگان برخی از کشورهای اروپایی از نمایشگاه پلیس مواد مخدر اعلام شد

ایران تنها کاشف کلان مواد مخدر در جهان

اگر زمانی جاده ابریشم در مسیر ترانزیت کالا و تجارت بین اروپا و شرق دور از داخل ایران می‌گذشت و موجب رونق تجارت می‌شد؛ اما در روزگار فعلی مسیر ترانزیت از همسایه‌های شرقی ایران به سمت اروپا کشیده شده تا هر ساله هزاران تُن مواد مخدر به سمت اروپا سرازیر شود. اما در برابر مسیر تجارت مواد‌افیونی، ایران و دستگاه انتظامی و امنیتی‌اش همچون سدی محکم قرار دارد که در تمام سال‌های گذشته اجازه این کار را نداده است؛ اما اقدامات آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها در اعمال تحریم‌ها و بر هم زدن تفاهم‌نامه‌های بین‌المللی اتفاقی است که آسیبش دامن خود آن‌ها را خواهد گرفت.

«صبح‌نو» از وضعیت حوزه دارو و مشکلات مردم گزارش می‌دهد

تقویت مافیا با بی‌‌تدبیری دارویی

وضعیت دارویی کشور در یک سال اخیر به‌شدت تحت تأثیر نوسانات ارزی قرار گرفته است. با وجود تمام تدابیری که تاکنون برای ساماندهی به این اوضاع اندیشیده شده است، باز هم خللی در این سیستم وجود دارد. آنچنان که رییس انجمن داروسازان اعلام کرده بود که مشکلات اساسی دارو به تحریم‌ها ربطی ندارد و به سوءمدیریت برمی‌گردد. طبق آخرین آمار اعلام شده از سوی سازمان غذا و دارو، شبکه‌های غیررسمی توزیع دارو حدود 15درصد بازار دارویی کشور را در دست دارند که کمبود دارو در داروخانه‌ها به قدرت این مافیا خواهد افزود. مافیای دارو به حدی قدرتمند است که آقای روحانی، رییس‌جمهوری نیز از وجود آن‌ها پرده برداشت و در سفر اخیرش به گرگان گفت: «طبق گزارشاتی که به ما رسیده، فردی که برای وارد کردن دارو ارز دولتی گرفته به جای آن که دارو با عمر سه سال را وارد کشور کند، ماده اولیه‌ای که عمرش به ماه مانده و تقریباً مجانی است وارد می‌کند که با پایان زمان مصرف، اثر مفید دارو از بین می‌رود.»

یک نماینده مجلس: بودجه جاری دولت از دولت یازدهم تاکنون سه‌برابر شده است

سفره پرخرج دولت!

فساد اداری، حقوق‌های نجومی، فیش‌های میلیاردی و ... عباراتی است که در یکی دو سال اخیر به نقل محافل و مجالس تبدیل شده است. رسوایی فیش‌های نجومی برخی مدیران دولتی، موجب شد مردم نیز بیش از گذشته خواهان رسیدگی به این پرونده باشند. افشای رقم‌های دریافتی مدیران دولتی، در حالی با مدیران بیمه مرکزی شروع شد که طبق قانون خدمات کشوری هیچ فردی در دولت نمی‌تواند بیش از هفت برابر حداقل حقوق پایه یک کارمند عادی حقوق دریافت کند! در همین ارتباط، آقای احمد توکلی، نماینده مردم تهران در مجلس نهم از پرونده حقوق‌های نجومی به‌عنوان زلزله هشت ریشتری خانه‌های اعتماد مردم در دولت تدبیر و امید تعبیر می‌کند.

سر مقاله

شاخ و شانه کشیدن

گفت‌وگوی«صبح‌نو»با«سهیل‌کریمی» درباره‌نحوه‌برخوردآمریکایی‌هاباخبرنگاران‌

انتقادازظلم‌ ممنوع‌است

آقای «سهیل کریمی» یکی از مستندسازان شناخته‌شده کشورمان است که در زمانی که درسال82 به عراق سفر کرده بود، توسط آمریکایی‌ها بازداشت و بدون هیچ دلیلی 126روز در اسارت باقی ماند.

واقعیت پوشالی ابرقدرت قرن بیستم

یادداشت مهدی فضائلی

روایتی دیگر از حقوق بشر آمریکایی در نگاهی به زندگی پزشک شهید افغانستانی

اسیر آمریکایی‌ها که توسط داعش شهید شد

دکتر سید محمدعلی شاه ‌موسوی، پزشکی افغانستانی بود که چهار سال از عمرش را بدون هیچ اتهامی در زندان‌های بگرام و سپس گوانتانامو سپری کرد. این پزشک مجاهد پس از آزادی، دوباره به وطن خود بازگشت و در حین خدمت به هموطنانش قربانی عملیات تروریستی داعش‌ شد. در این گزارش کوتاه تلاش کرده‌ایم به مناسبت دستگیری خانم مرضیه هاشمی (ملانی فرانکلین) توسط ایالات متحده، نگاهی به سرگذشت شهید دکتر موسوی بیندازیم. پزشکی که او هم مانند خانم هاشمی بدون هیچ دلیلی توسط آمریکایی‌ها بازداشت شده بود.

در زندان‌های آمریکا چه می‌گذرد

مروری بر کتاب‌های منتشرشده از زندانیان زندان مخوف گوانتانامو

خانم مرضیه هاشمی، خبرنگار شبکه انگلیسی‌زبان «پرس‌تی‌وی» نزدیک یک هفته است که در بازداشت دولت آمریکاست و خانواده وی از شرایط بد نگهداری‌اش در زندان این کشور خبر داده‌اند. به این بهانه برخی کتاب‌ها که توسط افراد آزادشده از زندان مخوف گوانتانامو -که توسط دولت این کشور اداره می‌شود- را معرفی می‌کنیم. البته قبل از آن یک کتاب داخلی معرفی می‌کنیم و بعد می‌رویم سر وقت آثار خارجی.

صبح نو

«صبح‌نو» سیر تحول تئاتر روشنفکری به تئاتر لوکس را بررسی می‌کند

امپراطوری لاکچری‌ها

سال‌ها پیش از وقتی سینما دوران طلایی خود را در دهه چهل و پنجاه میلادی سپری می‌کرد مهم‌ترین پرسش اهالی تئاتر این بود: آیا تئاتر زنده خواهند ماند؟ سینما این هنر مردمی و فراگیر، هر روز شعبده تازه‌ای رو می‌کرد و مخاطبان جدیدی را به سالن‌های تاریک نمایش فیلم می‌کشاند. فیلم‌ها ساده قصه می‌گفتند واز پیچیدگی پرهیز می‌کردند. هنرمندان سینما توفیق خود را در ارتباط نزدیک‌تر و بی پرده‌تر با مردم جست‌وجو می‌کردند. فیلم‌سازان در جای جای عالم تلاش می‌کردند روش‌های نویی برای سرگرمی مردمان فراهم کنند. در معرکه رونق سینما اهالی تئاتر گیج و سرگردان آینده خود و هنر خویش را جست‌جو می‌کردند. هر چه سالن‌های تئاتر خالی‌تر می‌شد سالن‌های سینما شلوغ و پر ازدحام‌تر می‌شد. حالا سوال این‌جاست، آیا تئاتر زنده مانده است؟

اوضاع پیش‌آمده در تقابل بین تئاتر و سینما بسیار شبیه کشاکش طبقه اشراف با بورژواها در آغاز دوران انقلاب صنعتی بود. انقلاب صنعتی سازمان تقسیم کار و در نتیجه نظام منزلت‌یابی و تولید ثروت را دگرگون کرده بود. جماعتی پدید آمده بودند که نسب اشرافی نداشتند اما به سبب مهارت و تخصص‌شان بهره‌ای از ثروت و منزلت نصیب‌شان شده بود. اشراف در بسیاری از میدان‌ها برتری خود را در برابر این طبقه نوخاسته از دست رفته می‌دیدند. برای توصیف چنین وضعی بود که واژه «اسنوبیسم» وارد ادبیات و فرهنگ غربی شد. دکتر ناصر فکوهی، استاد دانشگاه تهران در توضیح این مفهوم می‌گوید: «‌واژه «اسنوب» که با اثر طنز‌آمیز معروف ویلیام تاکری، نویسنده انگلیسی یعنی «کتاب اسنوب‌ها»(1848) وارد زبان عمومی شد، دارای ریشه‌شناسی مورد مناقشه‌ای است‌، اما یکی از ‌ریشه‌ها که بیشترین اجماع را دارد آن را از لاتین sine nobilitate  یعنی «بدون اشرافیت» می‌داند و اشاره به دورانی دارد که با آغاز انقلاب صنعتی و  جامعه مدرن، بورژواها در برابر اشراف یا nobles‌ها که در بسیاری از عرصه‌های زندگی روزمره کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند، احساس حقارت کرده و با خود‌نمایی  از طریق گروهی از مؤلفه‌های بیرونی به‌ویژه پوشش، طرز سخن گفتن و... تلاش می‌کردند احساس حقارت خود را پنهان کنند و در برابر سایر مردم نیز با این‌گونه خود‌نمایی‌ها،  شخصیتی کاذب به خویش بدهند.»
 اهالی تئاتر در مواجهه با فیلمسازان و اهالی سینما دچار نوعی اسنوبیسم شدند. آن‌ها که خود را در نزدیک کردن به توده مردم ناموفق می‌دیدند، تلاش کردند با پرهیز از سادگی و توسل به فرمالیسم اغراق شده تمایزی جعلی برای خودشان ایجاد کنند. تئاتر و اپرا که از سال‌ها پیش پیوندی عمیق با اشراف برقرار کرده بود، این‌بار نیز با اقتباس از تاکتیک‌های همان طبقه به مقابله با سینما پرداخت. تئاتری‌ها با پدیدآوردن شیوه بیانی منحصر‌به‌فرد و آداب تماشای پر تکلف تلاش می‌کردند اعتبار به هیچ‌انگاشته خود را بازیابی کنند. آن‌ها خود را هنرمند، با‌سواد و آموزش‌دیده معرفی می‌کردند و اهالی سینما را عوام‌فریب، بی‌پرستیژ و بی‌سواد خطاب می‌کردند. واقعیت آن است که اهالی تئاتر کسانی بودند که حرف نداشته خود را در کلافی از پیچیدگی پنهان می‌کردند تا مخاطبان را مسحور کنند و آن‌ها را از پرسیدن بترسانند. این حربه چندان دوامی نداشت. خیلی زود تئاتری‌ها همچون اشراف تبدیل به بهترین سوژه برای نوشته‌های طنز و فکاهی‌های مردمی شدند. این انشقاق موجب خالی شدن سالن‌های تئاتر و غیراقتصادی شدن چرخه تئاتر شد. این‌جا بود که آن سؤال تاریخی رخ‌نمایی کرد، آیا تئاتر زنده می‌ماند؟در ایران نیز تئاتر سیری کم‌و‌بیش مشابه غرب طی کرده است. اگر نخستین تماشاخانه مدرن ایران را تکیه دولت به حساب آوریم، تئاتر ایرانی پس از طی دوره‌ای با شکوه که در پیوند با هویت تاریخی ملتش با استقبال گسترده مواجه می‌شد، کم‌کم  به سبب سیاست‌های نوسازی جایگاه مردمی خود را از دست داد. جامعه کشاورزی ایرانی به سبب نوسازی نفتی و فرمایشی، صورتی تازه یافته بود. طبقه متوسط شبه‌مدرن در پیوند با اشراف درباری و نوکیسگان متصل به دربار ذائقه‌ای پدید آوردند که از بسیاری جهت‌ها شبیه ذائقه هنری پدید آمده در دوران پس از انقلاب صنعتی در غرب بود. 
دکتر فکوهی درباره وضع ایران در دوران می‌نویسد: «از ابتدای قرن بیستم و با ظاهر شدن  شهرنشینی جدید، اقشاری از نوکیسگان که اغلب موفق شده بودند  به دلایل سیاسی یعنی عمدتاً نزدیک به دربار و حاکمان ‌یا به‌دلیل سیاست‌گذاری‌های فرهنگی همین  گروه، روانه اروپا شوند، در بازگشت، نخستین گروه از «اسنوب»‌‌ها یا تازه‌به‌دوران‌رسیدگان فرهنگی را به‌وجود آوردند، که در اصطلاح  عامیانه برای آن‌ها از واژگانی چون «فرنگ‌رفته» یا «فکل-کراواتی» و از این قبیل استفاده می‌شد. 
برخی از افراد این گروه بعدها به‌صورت گسترده‌ای از واژه «روشنفکر» یا «انتلکتوئل» نیز برای خود استفاده کردند و  در حرکات و رفتارهای خود به‌شدت تمایل به‌ آن داشتند که از نوعی صوری‌گرایی تحقیر‌آمیز نسبت به دیگران استفاده کنند و خود را از آن‌ها جدا کنند. بعدها در نظام دانشگاهی و فکری ما این اسنوبیسم شکل بسیار رایج‌تری یافت و بدل به نوعی نشانه اشرافیت‌یافته برای نشان دادن «دانش و فرهنگ» خود شد که از جمله نمودهای آن  طرز لباس پوشیدن، استفاده از  واژگان  بیگانه یا بسیار تخصصی‌ در مکالمات علمی و حتی  سخن گفتن عادی، استناد دائم به کشورهای «فرنگی» یا اروپایی و آمریکایی و نویسندگان و روشنفکران و اندیشمندان «فرنگ» و... بود.»«کارو دردریان» شاعر معاصر در همان سال‌های اوج‌گیری این طبقه نوکیسه در شعری با عنوان «ژیگولو» به توصیف ویژگی‌های آن می‌پردازد. کارو می‌نویسد: «گردن دراز لاغر و باریک، دوسه من «اِپل» کراوات شیک، عینک سفید ثلث آن تاریک، ناخن‌ها دراز موها کتابی، «پوشت» بنفش کت عنابی، کفش پسته‌ای شلوار آبی، خنده‌های جلف غمزه و اطوار، کلی بی‌حیا کلی بدهکار، بدپوز و پررو بیکار و بی‌عار، نوک‌پا تا سر دروغ و کلک، اسم چند آرتیست یک مشت متلک، مرده زنان چه پیر چه جوان، فیلسوف زمان در پنج شش زبان، گود نایت فی‌فی جان «از انگلیسی»، «از فرانسه»: اوه مونشری مرسی، در عالم خواب یک لحظه لندن، یک لحظه پاریس بعد نیوجرسی» این توصیف شاید چندان علمی و دقیق نباشد اما بسیار آشناست و همه ما تجربه برخورد با چنین شخصیت‌هایی را داشته‌ایم.پس از انقلاب آنچه تئاتر روشنفکری خوانده می‌شد به حیات خود داد و جز در مواردی که تقابلی آشکار با ارزش‌های ظاهری انقلاب و بایدها و نبایدهای قشری مذهب پیدا می‌کرد از بودجه‌های نفتی و دولتی بهره‌مند بود. موج تازه نوسازی که از دهه70 شمسی آغاز شد طبقه نوکیسه را بیش از پیش فربه کرد. این طبقه که پس از انقلاب تا چند سال امکان بروز و ظهور علنی نیافته بود با آغاز دهه70 در تدارک وضعی تازه بود. طبقه‌ای که با ساختن پاساژها هویت‌یابی کرد به «مال»سازی رسید و امروز سفارش تئاترهای لاکچری در سالن‌های «رویال» و بلیت‌های چندصد هزارتومانی می‌دهد. پیوند اشراف و ژیگول‌ها این روزها به جان آثار کلاسیک ادبیات جهان افتاده است. این ذائقه نفتی از رمان انتقادی «الیور توئیست» -که ماجرای یک پسر بچه یتیم و فقیر در انگلستان قرن نوزدهم است- نمایشی موزیکال و مفرح می‌سازد و آن را در سالن اصلی شهر اجرا می‌کند. اشراف نفتی در پیوند با ورشکسته‌های عرصه هنر، پرونده‌های تلنبار شده‌شان در دادگاه‌ها را پشت شاهکارهای «دیکنز» و «هوگو» پنهان می‌کنند.در دوران سلطه «نت‌فیلیکس» و بازی‌های رایانه‌ای، اهالی تئاتر فرصت زیادی برای اثبات مفید بودن خود ندارند. تئاتر باید به ریشه‌های تاریخی و آیینی خود بازگردد. تئاتر ما می‌تواند با رجوع به انبان فرهنگی تاریخی خود دست به ابداع بزند و سبکی تازه پیدا کند. تئاتر ما باید از رجوع نوستالژیک به تعزیه و روحوضی دست بردارد و بندهای فرمالیسم جعلی را از دستان خود باز کند. تئاتر ایرانی اگر سودای تاثیرگذاری دارد باید از پول مفت درآوردن انصراف دهد و غارتگران بیت‌المال را از پشت صحنه اخراج کند. 

شماره‌های پیشین