593
چهارشنبه، ۲۳ آبان ۱۳۹۷
1
راهبری سالم مستلزم اصلاح در سیستم‌هاست

سندرم «هر كی سی خودش»

یادداشت دکتر حسن دانایی‌فرد

روایت آیت‌الله مصباح یزدی از طرح حکومت اسلامی علامه طباطبایی سال‌ها پیش از انقلاب اسلامی

انقلاب علامه

تصور بنده این است که ما در بین علمای معروفی که نسبت به همه آن‌ها بدهکار هستیم و باید زانوی ادب به زمین بزنیم و برای علوّدرجات آن‌ها دعا کنیم اشخاصی به جامعیت مثل مرحوم علامه طباطبایی کم پیدا می‌شود. در میان ویژگی‌هایی که علامه طباطبایی ؟ره؟ داشت شاید بارزتر آن خدماتی بود که ایشان برای قرآن انجام داد و به همین جهت بیت ایشان دارالقرآن نامیده شد. در میان کسانی که ما می‌شناسیم از بزرگان علما و اساتید و کسانی که مدیون همه آن‌ها هستیم کسی که این توفیق را پیدا کرده باشد که قرآن را از مهجوریت دربیاورد کمتر مثل علامه می‌شود، پیدا کرد. نمی‌گویم اصلاً نیست. من بر همه احاطه ندارم. مطالعات من خیلی زیاد نیست اما بعید می‌دانم افراد زیادی مثل ایشان باشند که در این جهت سعی کرده باشند که قرآن را از مهجوریت خارج کنند. می‌خواهم یک نمونه کوچکی از کاری را که مرحوم علامه طباطبایی؟ره؟ برای بعضی مسائل پیچیده ما کرد و از قرآن استفاده کرد که کم‌نظیر است بگویم.

گفت‌وگو با دکتر سید محمدحسین هاشمیان

تفکر علامه طباطبایی را گفتمانی نکردیم

علم جدید مبتنی بر پیش‌فرض‌هایی است که با جهان‌بینی اسلامی سازگاری ندارد. به همین دلیل برخی اندیشمندان مسلمان به این فکر افتاده‌اند که طبق اندیشه‌های فلسفی اسلام و به‌ویژه اندیشه‌های علامه طباطبایی، دست به تولید علوم اجتماعی جدیدی بزنند. مسأله این است که آیا تفکر علامه می‌تواند مبنای علوم اجتماعی جدیدی قرار بگیرد؟ این مسأله را در گفت‌وگو با دکتر سید محمدحسین هاشمیان، عضو هیأت‌علمی دانشگاه باقرالعلوم به بحث گذاشتیم.

گفت‌وگو با دکتر محسن لبخندق درباره امکان گفت‌وگوی نظریه اعتباریات علامه طباطبایی با علوم انسانی جدید

دست ما برای گفت‌وگو با اندیشه غرب پر است

یکی از ابداعات نظری علامه طباطبایی، مبحث «اعتباریات» است. علامه این بحث را به‌صورت مجمل در چند رساله خودش توضیح داده است؛ بحثی که به اعتقاد بسیاری می‌تواند در علوم اجتماعی و علوم انسانی امتداد پیدا کند. در این زمینه با دکتر محسن لبخندق، عضو هیأت علمی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت‌وگو کردیم. موضوع رساله دکترای او «تبیین فرآیند تکوین و تحول فرهنگ با محوریت حکمت صدرا» بوده است و از یافته‌های علامه در کاوش نظری خود استفاده کرده است.

«و از نشانه‌های او اینكه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در كنار آنان آرامش یابید... روم_21 »

سر دلبران

حفظ بنیان خانواده و تلاش برای پرورش و تربیت فرزندان موفق در مهم‌ترین و اولین نهاد اجتماعی، یكی از سرفصل‌ها در سبك زندگی ایرانی_‌اسلامی است و بارها توسط مقام معظم رهبری هم مورد تأكید قرار گرفته. ایشان در قالب بیش از یک‌صد سخنرانی در مناسبت‌های مختلف از جلسات خطبه‌خوانی عقد گرفته تا نشست‌های راهبردی با موضوع زن و خانواده به این موضوع پرداخته‌اند.

۱۳۰ نفر از دلالان ارز بازداشت شدند

سراشیبی نرخ سکه و دلار

در یک هفته اخیر به دلیل اقدامات مناسب بانک مرکزی، همزمان با آغاز موج تحریم‌های ظالمانه آمریکا علیه ایران، نرخ ارز با کاهش روبه‌رو بوده و به زیر ۱۴هزار تومان رسیده است، طلا و سکه نیز در یک هفته اخیر ۹درصد کاهش قیمت را تجربه کردند.

باران موشک بر سر صهیونیست‌ها

اسرائیل: از حماس می‌ترسیم

تبادل آتش میان گروه‌های مقاومت و رژیم صهیونیستی که از شامگاه سه‌شنبه به اوج خود رسید نزدیک 400 موشک و خمپاره از سمت غزه به اراضی اشغالی شلیک شد که سه صهیونیست کشته و نزدیک به 85 نفر دیگر زخمی شده‌اند . درکنارموفقیت‌های موشکی فلسطینی‌ها ، عملیات «کمین پرچم» مقاومت درمرز نوار غزه با رژیم صهیونیستی، با بازتاب‌های زیادی در میان فلسطینی‌ها همراه شد.

سر مقاله

عذرخواهی وزیر خارجه

ظریف مدعی پولشویی گسترده در کشور شد

سیاه‌نمایی

ظریف، وزیر امور خارجه، در اوج فشار آمریکا علیه ایران و تصویب لوایح FATF مدعی شده که پولشویی گسترده در کشور یک واقعیت است، اظهاراتی که یادآور اقدام مشابه او در بیان «آمریکا با یک بمب می‌تواند کل سیستم دفاعی ما را نابود کند» است که در ادوار مذاکرات منجر به برجام طرح شد، این بار اما ادعای ظریف درباره پولشویی گسترده برایش دردسر شد.

یادداشت

پولشویی در ایران؛ واقعیت چیست؟

دکتر محسن زنگنه

صبح نو

«صبح‌نو» سیر تحول تئاتر روشنفکری به تئاتر لوکس را بررسی می‌کند

امپراطوری لاکچری‌ها

سال‌ها پیش از وقتی سینما دوران طلایی خود را در دهه چهل و پنجاه میلادی سپری می‌کرد مهم‌ترین پرسش اهالی تئاتر این بود: آیا تئاتر زنده خواهند ماند؟ سینما این هنر مردمی و فراگیر، هر روز شعبده تازه‌ای رو می‌کرد و مخاطبان جدیدی را به سالن‌های تاریک نمایش فیلم می‌کشاند. فیلم‌ها ساده قصه می‌گفتند واز پیچیدگی پرهیز می‌کردند. هنرمندان سینما توفیق خود را در ارتباط نزدیک‌تر و بی پرده‌تر با مردم جست‌وجو می‌کردند. فیلم‌سازان در جای جای عالم تلاش می‌کردند روش‌های نویی برای سرگرمی مردمان فراهم کنند. در معرکه رونق سینما اهالی تئاتر گیج و سرگردان آینده خود و هنر خویش را جست‌جو می‌کردند. هر چه سالن‌های تئاتر خالی‌تر می‌شد سالن‌های سینما شلوغ و پر ازدحام‌تر می‌شد. حالا سوال این‌جاست، آیا تئاتر زنده مانده است؟

اوضاع پیش‌آمده در تقابل بین تئاتر و سینما بسیار شبیه کشاکش طبقه اشراف با بورژواها در آغاز دوران انقلاب صنعتی بود. انقلاب صنعتی سازمان تقسیم کار و در نتیجه نظام منزلت‌یابی و تولید ثروت را دگرگون کرده بود. جماعتی پدید آمده بودند که نسب اشرافی نداشتند اما به سبب مهارت و تخصص‌شان بهره‌ای از ثروت و منزلت نصیب‌شان شده بود. اشراف در بسیاری از میدان‌ها برتری خود را در برابر این طبقه نوخاسته از دست رفته می‌دیدند. برای توصیف چنین وضعی بود که واژه «اسنوبیسم» وارد ادبیات و فرهنگ غربی شد. دکتر ناصر فکوهی، استاد دانشگاه تهران در توضیح این مفهوم می‌گوید: «‌واژه «اسنوب» که با اثر طنز‌آمیز معروف ویلیام تاکری، نویسنده انگلیسی یعنی «کتاب اسنوب‌ها»(1848) وارد زبان عمومی شد، دارای ریشه‌شناسی مورد مناقشه‌ای است‌، اما یکی از ‌ریشه‌ها که بیشترین اجماع را دارد آن را از لاتین sine nobilitate  یعنی «بدون اشرافیت» می‌داند و اشاره به دورانی دارد که با آغاز انقلاب صنعتی و  جامعه مدرن، بورژواها در برابر اشراف یا nobles‌ها که در بسیاری از عرصه‌های زندگی روزمره کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند، احساس حقارت کرده و با خود‌نمایی  از طریق گروهی از مؤلفه‌های بیرونی به‌ویژه پوشش، طرز سخن گفتن و... تلاش می‌کردند احساس حقارت خود را پنهان کنند و در برابر سایر مردم نیز با این‌گونه خود‌نمایی‌ها،  شخصیتی کاذب به خویش بدهند.»
 اهالی تئاتر در مواجهه با فیلمسازان و اهالی سینما دچار نوعی اسنوبیسم شدند. آن‌ها که خود را در نزدیک کردن به توده مردم ناموفق می‌دیدند، تلاش کردند با پرهیز از سادگی و توسل به فرمالیسم اغراق شده تمایزی جعلی برای خودشان ایجاد کنند. تئاتر و اپرا که از سال‌ها پیش پیوندی عمیق با اشراف برقرار کرده بود، این‌بار نیز با اقتباس از تاکتیک‌های همان طبقه به مقابله با سینما پرداخت. تئاتری‌ها با پدیدآوردن شیوه بیانی منحصر‌به‌فرد و آداب تماشای پر تکلف تلاش می‌کردند اعتبار به هیچ‌انگاشته خود را بازیابی کنند. آن‌ها خود را هنرمند، با‌سواد و آموزش‌دیده معرفی می‌کردند و اهالی سینما را عوام‌فریب، بی‌پرستیژ و بی‌سواد خطاب می‌کردند. واقعیت آن است که اهالی تئاتر کسانی بودند که حرف نداشته خود را در کلافی از پیچیدگی پنهان می‌کردند تا مخاطبان را مسحور کنند و آن‌ها را از پرسیدن بترسانند. این حربه چندان دوامی نداشت. خیلی زود تئاتری‌ها همچون اشراف تبدیل به بهترین سوژه برای نوشته‌های طنز و فکاهی‌های مردمی شدند. این انشقاق موجب خالی شدن سالن‌های تئاتر و غیراقتصادی شدن چرخه تئاتر شد. این‌جا بود که آن سؤال تاریخی رخ‌نمایی کرد، آیا تئاتر زنده می‌ماند؟در ایران نیز تئاتر سیری کم‌و‌بیش مشابه غرب طی کرده است. اگر نخستین تماشاخانه مدرن ایران را تکیه دولت به حساب آوریم، تئاتر ایرانی پس از طی دوره‌ای با شکوه که در پیوند با هویت تاریخی ملتش با استقبال گسترده مواجه می‌شد، کم‌کم  به سبب سیاست‌های نوسازی جایگاه مردمی خود را از دست داد. جامعه کشاورزی ایرانی به سبب نوسازی نفتی و فرمایشی، صورتی تازه یافته بود. طبقه متوسط شبه‌مدرن در پیوند با اشراف درباری و نوکیسگان متصل به دربار ذائقه‌ای پدید آوردند که از بسیاری جهت‌ها شبیه ذائقه هنری پدید آمده در دوران پس از انقلاب صنعتی در غرب بود. 
دکتر فکوهی درباره وضع ایران در دوران می‌نویسد: «از ابتدای قرن بیستم و با ظاهر شدن  شهرنشینی جدید، اقشاری از نوکیسگان که اغلب موفق شده بودند  به دلایل سیاسی یعنی عمدتاً نزدیک به دربار و حاکمان ‌یا به‌دلیل سیاست‌گذاری‌های فرهنگی همین  گروه، روانه اروپا شوند، در بازگشت، نخستین گروه از «اسنوب»‌‌ها یا تازه‌به‌دوران‌رسیدگان فرهنگی را به‌وجود آوردند، که در اصطلاح  عامیانه برای آن‌ها از واژگانی چون «فرنگ‌رفته» یا «فکل-کراواتی» و از این قبیل استفاده می‌شد. 
برخی از افراد این گروه بعدها به‌صورت گسترده‌ای از واژه «روشنفکر» یا «انتلکتوئل» نیز برای خود استفاده کردند و  در حرکات و رفتارهای خود به‌شدت تمایل به‌ آن داشتند که از نوعی صوری‌گرایی تحقیر‌آمیز نسبت به دیگران استفاده کنند و خود را از آن‌ها جدا کنند. بعدها در نظام دانشگاهی و فکری ما این اسنوبیسم شکل بسیار رایج‌تری یافت و بدل به نوعی نشانه اشرافیت‌یافته برای نشان دادن «دانش و فرهنگ» خود شد که از جمله نمودهای آن  طرز لباس پوشیدن، استفاده از  واژگان  بیگانه یا بسیار تخصصی‌ در مکالمات علمی و حتی  سخن گفتن عادی، استناد دائم به کشورهای «فرنگی» یا اروپایی و آمریکایی و نویسندگان و روشنفکران و اندیشمندان «فرنگ» و... بود.»«کارو دردریان» شاعر معاصر در همان سال‌های اوج‌گیری این طبقه نوکیسه در شعری با عنوان «ژیگولو» به توصیف ویژگی‌های آن می‌پردازد. کارو می‌نویسد: «گردن دراز لاغر و باریک، دوسه من «اِپل» کراوات شیک، عینک سفید ثلث آن تاریک، ناخن‌ها دراز موها کتابی، «پوشت» بنفش کت عنابی، کفش پسته‌ای شلوار آبی، خنده‌های جلف غمزه و اطوار، کلی بی‌حیا کلی بدهکار، بدپوز و پررو بیکار و بی‌عار، نوک‌پا تا سر دروغ و کلک، اسم چند آرتیست یک مشت متلک، مرده زنان چه پیر چه جوان، فیلسوف زمان در پنج شش زبان، گود نایت فی‌فی جان «از انگلیسی»، «از فرانسه»: اوه مونشری مرسی، در عالم خواب یک لحظه لندن، یک لحظه پاریس بعد نیوجرسی» این توصیف شاید چندان علمی و دقیق نباشد اما بسیار آشناست و همه ما تجربه برخورد با چنین شخصیت‌هایی را داشته‌ایم.پس از انقلاب آنچه تئاتر روشنفکری خوانده می‌شد به حیات خود داد و جز در مواردی که تقابلی آشکار با ارزش‌های ظاهری انقلاب و بایدها و نبایدهای قشری مذهب پیدا می‌کرد از بودجه‌های نفتی و دولتی بهره‌مند بود. موج تازه نوسازی که از دهه70 شمسی آغاز شد طبقه نوکیسه را بیش از پیش فربه کرد. این طبقه که پس از انقلاب تا چند سال امکان بروز و ظهور علنی نیافته بود با آغاز دهه70 در تدارک وضعی تازه بود. طبقه‌ای که با ساختن پاساژها هویت‌یابی کرد به «مال»سازی رسید و امروز سفارش تئاترهای لاکچری در سالن‌های «رویال» و بلیت‌های چندصد هزارتومانی می‌دهد. پیوند اشراف و ژیگول‌ها این روزها به جان آثار کلاسیک ادبیات جهان افتاده است. این ذائقه نفتی از رمان انتقادی «الیور توئیست» -که ماجرای یک پسر بچه یتیم و فقیر در انگلستان قرن نوزدهم است- نمایشی موزیکال و مفرح می‌سازد و آن را در سالن اصلی شهر اجرا می‌کند. اشراف نفتی در پیوند با ورشکسته‌های عرصه هنر، پرونده‌های تلنبار شده‌شان در دادگاه‌ها را پشت شاهکارهای «دیکنز» و «هوگو» پنهان می‌کنند.در دوران سلطه «نت‌فیلیکس» و بازی‌های رایانه‌ای، اهالی تئاتر فرصت زیادی برای اثبات مفید بودن خود ندارند. تئاتر باید به ریشه‌های تاریخی و آیینی خود بازگردد. تئاتر ما می‌تواند با رجوع به انبان فرهنگی تاریخی خود دست به ابداع بزند و سبکی تازه پیدا کند. تئاتر ما باید از رجوع نوستالژیک به تعزیه و روحوضی دست بردارد و بندهای فرمالیسم جعلی را از دستان خود باز کند. تئاتر ایرانی اگر سودای تاثیرگذاری دارد باید از پول مفت درآوردن انصراف دهد و غارتگران بیت‌المال را از پشت صحنه اخراج کند. 

شماره‌های پیشین