597
سه شنبه، ۲۹ آبان ۱۳۹۷
1

صبح نو

برداشت حلقه مشاوران از رییس‌جمهوری

روحانی لیبرالی یا انقلابی؟

سردبیر اصلاح‌طلب سازندگی که برخی از او به‌عنوان مشاور رسانه‌ای حجت‌الاسلام حسن روحانی نام می‌برند، در سرمقاله‌ای که اول مردادماه منتشر شد، 
از صحبت‌های اخیر رییس‌جمهوری روحانی در جمع سفرای ایران دفاع کرد، آن‌هم دفاعی که سبب شد تا صفت لیبرالی به روحانی نسبت داده شود!
قوچانی اصرار دارد رییس‌جمهوری ایران را یک لیبرال جلوه دهد، به نظر می‌رسد که او سخن مشهور آقای ناپلئون را فراموش کرده که «اگر می‌خواهید کسی را خراب کنید از ایشان بد دفاع کنید.» این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مطلب خود که با موضوع تقابل ایران و آمریکا در پسابرجام ‌و با عنوان «لیبرالیسم علیه امپریالیسم» 
نوشته شده، می‌گوید: «حسن روحانی از لحاظ معیارهای علم سیاست، سیاستمداری برخاسته از سنت راست مدرن یا لیبرالیسم محافظه‌کار تلقی می‌شود.»
قوچانی آنقدر سعی می‌کند روحانی را به لیبرالیسم بچسباند، که نه تنها اصول‌گرایان، بلکه اصلاح‌طلبان را به خطای «معرفتی و سیاسی» متهم می‌کند و می‌نویسد:  «هم برخی اصلاح‌طلبان و هم عمده‌ اصول‌گرایان، لیبرالیسم را ایدئولوژی وادادگی و نرمش افراطی می‌دانند و فکر می‌کنند لیبرال‌ها پیرو این آموزه‌اند که اگر دشمن بر گونه راست شما سیلی نواخت، گونه چپ را هم در اختیار او قرار دهید تا بنوازد! لیبرالیسم در این معنا صرفاً به عدم خشونت فرو کاسته می‌شود و در معرض بدفهمی شدیدی قرار می‌گیرد.»
او در بخش دیگری از مقاله‌اش، ‌بزرگ‌ترین خطر برای لیبرالیسم (به معنای کلاسیک آن را امپریالیسم می‌داند. امپریالیسم به عنوان شکل نهایی هر نوع اقتدار سیاسی مدافع انحصارطلبی، اقتدارگرایی و نظامی‌گری یک‌جانبه است. اما این مهم را نباید نادیده گرفت، ‌«جان لاک» که پدر لیبرالیسم لقب گرفته است و قوچانی آن را مدافع آزادی و مخالف امپریالیسم معرفی می‌کند، گفته بود که سرخپوستان آمریکا باید در حد نیاز مصرف کنند و اجازه بهره برداری از زمین‌ها را دارند و بقیه آن برای تصرف اولیه ‌روی همگان باز است، که نوعی فرهنگ استعماری است.
همچنین، استوارت میل یکی دیگر از فلاسفه لیبرالیسم که قوچانی از آن به‌عنوان مخالف امپریالسیم نام می‌برد؛ ‌گفته است، نباید قواعد یکسانی برای رفتار میان ملل متمدن و وحشی وضع کنیم. جان رالز هم یک فیلسوف لیبرال متأخر است که در اندیشه‌های خود متعرض بحث عدالت شده است. 
درواقع نگاهی به رویکرد اندیشمندان لیبرالیسم نشان می‌دهد که از منظر آن‌ها هرکه همراه آن‌هاست آزاد است و هرکه علیه آن‌هاست باید نابود شود، این مگر چیزی جز امپریالیسم است؟! همچنین لیبرالیسم که در مبنا ایدئولوژی خشونت است، برای پیروان‌اش در کشورهای غیرلیبرالی جز وادادگی و تحقیر چیزی نداشته است، همچنان که خوش‌باوری لیبرال‌های وطنی‌ نسبت به غرب، که در زمان خاتمی به ایده‌ گفت‌و‌گوی تمدن‌ها منجر شد. اما همان موقع ایران در محور شرارت‌ها قرار‌گرفت که سیلی‌ای از سوی دشمن بر صورت لیبرال‌ها بود، آن‌ها اما درس نگرفتند و در دوران روحانی‌ با همان ایده غرب باوری و قانون‌مداری در عرصه بین‌الملل تن به مذاکره با هر نتیجه‌ای دادند و این‌بار هم محکم‌تر از قبل سیلی خوردند.
نسخه تعامل لیبرالی جواب نداده، روحانی امروز و بعد از یک هزینه بزرگ برای کشور، یعنی کاهش توان راهبردی هسته‌ای، آن‌هم تحت قفل و بست قواعد حقوقی بین المللی، باید «حوزه نفوذ راهبردی ایران» را به رخ بکشد.
در این میان قوچانی می‌خواهد نتیجه بگیرد که روحانی هم مانند چرچیل می‌تواند لیبرالی باشد که علیه امپریالیسم می‌جنگد و اصولاً تهدیدهایش از حوزه‌ انقلابی‌گری اسلامی نیست. این عضو کارگزارانی؛ روحانی را لیبرال محافظه‌کار می‌خواند و تاکید دارد یک لیبرال بهتر از انقلابیون می‌تواند اهل مقاومت باشد.
قوچانی در بخش دیگری از این مقاله بصورتی کنایه‌آمیز می‌نویسد: « یک لیبرال می‌تواند بیشتر از هر انقلابی، مقاومت کند و برای نجات میهن و آزادی در برابر امپریالیسم بایستد و در راه امیدبخشی به جامعه حتی از آبرو و حیثیت خود عبور کند و اسیر پوپولیسم چپ و راست نشود.»
کارگزارانی‌ها خیلی وقت است ‌بر  لیبرالیسم تأکید دارند و از مرعشی تا شخص قوچانی، در این‌باره داد سخن داده‌اند. حسین مرعشی، طی اظهارتی در سال‌84 از این گفت که ما کارگزارانی‌ها لیبرال دموکرات‌های مسلمانیم. جالب‌تر آنکه‌ کارگزارانی‌ها معتقدند ایران به مدد منش لیبرالی رییس‌جمهوری روحانی مقاومت کرده است نه به‌دلیل توانمندی‌های داخلی ناشی از رویکردهای انقلابی و اسلامی!
قوچانی  در بخش دیگری از یادداشت خود تلاش دارد تا ترامپ را مرکانتیلیست (سوداگر)‌ جلوه دهد درحالی‌که باید در نظر داشت که ترامپ یک شخصیت احساسی،  خود‌بزرگ‌بین و شهرت‌طلب دارد در واقع ترامپ امپریالیستی بوده که محصول لیبرالیسم است. باید توجه کرد که امپریالیسم و خوی امپریالیستی سلطه اقتصادی، سیاسی، نظامی و اجتماعی یک کشور بر کشور دیگر است و ترامپ همواره در رویای تسلط بر ایران است.
 در آخر باید توجه داشت نظام ما مبتنی بر مردم سالاری دینی است و در طول 40 سال در سایه تدابیر حکیمانه حضرت امام و مقام معظم رهبری طراح‌ها و برنامه‌های دشمنان نظام را با شکست مواجهه کردند.
 باید در نظر داشت با توجه به موقعیت فعلی ایران در نظر گرفت که وحدت همه‌جانبه مسوولان است و سیاست خارجی با داخلی ارتباط تنگاتنگ دارد ما زمانی سیاست خارجه موفقی داریم که سیاست‌های اقتصادی رانتی و مرکانتیلیست را رها کنیم و هیچ نیازی به مذاکره با آمریکا و دیگر متحدانش نخواهیم داشت و عزت و شرافت ما ایستادگی در برابر زورگویی دشمنان است.

شماره‌های پیشین