677
دوشنبه، ۲۷ اسفند ۱۳۹۷
1
9 فعال سیاسی در گفت‌وگو با «صبح‌نو» مهمترین چهره سیاسی سال را انتخاب کردند

فرمانده سلیمانی؛ ستاره 97

با همه تلخی‌ها و شیرینی‌ها، سال97 بالاخره به نفس‌های آخرش رسیده است. در روزهایی هستیم که با عقبگرد و بازنگری به آنچه در طول سال انجام داده‌ایم، می‌توانیم توشه تجربه خود برای ادامه زندگانی را سنگین‌تر و پربارتر سازیم. در آخرین شماره از روزنامه «صبح‌نو» در سال1397، در گفت‌وگو با تعدادی از چهره‌های سیاسی، مهم‌ترین رویداد و مهم‌ترین چهره در سال سپری‌شده را بررسی کرده‌ایم.

گزارش«صبح نو» از وضعیت سیاسی_ اقتصادی سال آینده

98؛سال‌بیدار باش

می‌گویند سال‌98، سال سختی برای ایران خواهد بود؛ آن‌قدر سخت که خلق تاکنون به خود ندیده! قدرت تبلیغاتی خوبی هم برای خالی‌کردن دل‌ها دارند. چند روز پیش هم یک مقام آمریکایی از افزایش فشارها علیه جمهوری اسلامی در سال جدید سخن گفت. همه این‌ها را می‌دانیم؛ کمی بیشتر یا کمی کمتر! اما چه کسی است که نداند، مردم ایران، سخت‌تر از این‌ها را تحمل کرده‌اند؛ آن‌ها مردم روزهای سخت‌اند. این خواستن برای ایستادن، نباید امر را بر مسوولین مشتبه سازد که بدون درایت و تدبیر هم می‌توانند صرفاً بر اراده‌های مردم تکیه کنند. در گزارش پیش رو قصد داریم با ارائه فکت‌های عینی، بگوییم که اگر خوب کار کنیم، می‌توانیم دشواری‌ها را پشت سر بگذاریم. ادامه گزارش را از دست ندهید.

هزینه‌هایی که برای استقلال طلای سیاه از استعمارگر پیر پرداخته شد

قصه پرغصه نفت

تا پیش از آغاز نهضت ملی شدن صنعت نفت، کمتر کسی گمان می‌کرد چپاول آشکار طلای سیاه از سوی قدرت‌های استعمارگر به‌ویژه پیر استعمار، روزی به پایان برسد؛ اما این افسانه زوال‌ناپذیر با حضور مبارزان صنعت نفت و به‌خصوص روحانیت دیری نپایید و چندی بعد این مبارزات به ملی کردن صنعت نفت و کوتاه‌کردن دست بیگانگان انجامید و ایران، انگلیس را از نفت سرشار خود محروم ساخت؛ هر چند این استقلال دیری نپایید و کودتای 28مرداد32 و متعاقب آن قرارداد کنسرسیوم، خط پایانی بر حق تملک ملت ایران بر منابع خدادادی خود بود. در ادامه این گزارش، به فرآیند ملی‌شدن صنعت نفت خواهیم پرداخت.

بازیگر«تختی» درگفت‌وگوبا«صبح‌نو» از نقشی که بازی کرد گفت

قصه ‌ آتش‌نشانی ‌که تختی شد

اکران ویژه نوروز آغاز شده و یکی از فیلم‌های مهم این‌روزها، «تختی» به کارگردانی بهرام توکلی و تهیه‌کنندگی سعید ملکان است.

در این گزارش به مهم‌ترین و هیجان‌انگیزترین کتاب‌هایی که در سال جاری منتشر شده‌اند می‌پردازیم 

یک بغل کتاب برای تعطیلات نوروزی

ابتدا باید بگویم این گزارشی که می‌خوانید حاصل تصمیم و همفکری تحریریه فرهنگی روزنامه «صبح‌نو» است، ضمن اینکه از نظرات چند نفر از اهالی کتاب نیز بهره‌گیری کرده‌ایم و تنها نگارش آن برعهده صاحب قلم بوده است. این گزارش قرار است کتاب‌هایی را معرفی کند که ما را به هیجان آورده‌اند؛ اعم از هیجان شخصی و هیجان رسانه‌ای. همچنین اهمیت انتشار یک کتاب برای‌مان مهم بوده است. مثلا انتشار کتاب غزل‌های یوسفعلی میرشکاک حتماً برای ما مهم بوده و در این لیست آمده است. می‌توانستیم در این لیست آثار دیگری را هم بیاوریم؛ اما بالاخره ظرفیت صفحه است و مسائل دیگر. این کتاب‌ها را همچنین می‌توانید به‌عنوان یک بسته معرفی کتاب نوروزی هم در نظر بگیرید؛ چراکه هم در آن خاطره‌نگاری هست و هم داستان و هم روایت. حتی چند کتاب ترجمه هم در این بسته هست. ان‌شاءالله بخوانید و لذت ببرید.

گزارش «صبح‌نو» از پرسروصداترین آلبوم‌های موسیقی97

سال شکست دامبول و دمبول‌ها

هر سال ده‌ها آلبوم موسیقی روانه بازار می‌شود. این آلبوم‌ها کم و بیش بازتابی از شرایط زمانه خود هستند. بعد از سیل آلبوم‌های سرخوشانه96 و هجوم موسیقی‌های به اصطلاح «شاد» به بازار موسیقی ایرانی، 97 سالی برای برائت از آن نوع موسیقی بی‌تعهد و مبتذل بود. پاگرفتن دوباره موسیقی اعتراضی، توجه به موسیقی عاشقانه فاخر و تولید موسیقی‌های ملی از برجسته‌ترین زمینه‌های موسیقایی در سال97 بود. البته نباید گمان کرد آنچه رخ داده صرفاً وابسته به تعهد هنرمندان است. به هر حال بازار در هر فصلی چیزی طلب می‌کند و آنچه در سال 97 رخ داد هم فارغ از خواست بازار نبود. دلزدگی مخاطبان از موسیقی‌های «بزن و بکوب»، کنسرت گیت حمید هیراد و شرایط خاص اقتصادی همه موجب شد دستور کار موسیقی در سال گذشته تغییر کند. در این گزارش پرسروصداترین آلبوم‌های سال97 را مرور می‌کنیم.

سر مقاله

پیچ تاریخی

پایتخت پر از دود و ترافیک در ایام نوروز چهره دیگری دارد

از طهران تا تهران

در سال‌های دور تهران شهری بود که در ایام نوروز خلوت می‌شد. بسیاری از ساکنان پایتخت راهی شهرهای آبا و اجدادی خود می‌شدند تا هم سری به اقوام و آشنایان بزنند و هم هوایی تازه کنند. اما در یک دهه گذشته مدیریت جهادی شهر تهران تلاش کرد تا تهران را تبدیل به شهری گردشگر پذیر کند و البته در این راه نیز موفق بود. بسیاری از مسافرانی که به تهران می‌آمدند تنها از چند بوستان و موزه می‌توانستند دیدن کنند و سپس راهی دیگر مقاصد سفر می‌شدند؛ اما حالا تهران تبدیل به شهری شده که غیر از کاخ گلستان و بازار جاذبه‌های دیگری هم دارد. حتی کاخ گلستان و بازار هم دیگر وضعیت دهه قبل را ندارند. پیاده‌راه‌سازی شهرداری تهران در دوره مدیریت آقای محمدباقر قالیباف در اطراف کاخ گلستان و بازار تهران موجب شد تا کاخ قدیمی شهر به عنوان یک اثر جهانی ثبت شود. در ادامه برخی از اماکن گردشگری و جذاب تهران را برای‌تان معرفی می‌کنیم.

خودروی زیر پای‌تان را معاینه کنید

«صبح‌نو» از مقاصد گردشگری کمتر شناخته‌شده گزارش می‌دهد

چمدان‌ها را ببندید

هرساله با نزدیک شدن به ایام نوروز حجم سفرهای داخلی افزایش چندبرابری می‌یابد. ترافیک جاده‌ها بیشتر می‌شود و گردشگران راهی شهرهای توریست‌محور کشور می‌شوند. مشهد، اصفهان، شیراز و مازندران انتخاب اول بسیاری از خانواده‌های ایرانی در نوروز است. هر یک از این شهرها هرساله بالغ بر 10میلیون گردشگر را به خود می‌بینند که البته در این بین شهر مشهد با بیش از 30میلیون زائر در سال رتبه اول را در جذب گردشگر مذهبی دارد. با این وجود اگر از هر ایرانی بپرسید در این شهرها کدام جاذبه‌ها را دیده‌اید یا از آن‌ها لذت برده‌اید کمتر پیش می‌آید که جواب درست‌و‌درمانی بشنوید. بسیاری از ما ایرانی‌ها از اصفهان فقط سی‌و‌سه‌پل و نقش جهان را می‌شناسیم و از شیراز فقط حافظ و سعدی را. از مشهد فقط راه حرم امام رضا ؟ع؟را بلدیم و از خطه سرسبز شمال فقط جاده چالوس را. جاذبه‌های بسیار زیادی در کشورمان ایران وجود دارد که به دلایل متعددی مانند قرار گرفتن در شهرهای کوچک و توسعه کم همواره از چشم گردشگران مغفول مانده و کمتر کسی به آنجا سر می‌زند. البته در سال‌های اخیر با پیشرفت‌های شهری و جاده و همچنین به مدد شبکه‌های اجتماعی هر شهر یا روستا سعی کرده در حد بضاعتش خود را به گردشگران معرفی کند. ما در ادامه این گزارش چند نمونه از جاذبه‌های گردشگری را که کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند به شما معرفی می‌کنیم.

صبح نو

بررسی ورود مجازی سلبریتی‌ها به مباحث سیاسی و اجتماعی

عتاب و خطاب یک سویه از راه دور 

 مفاهیمی مانند حریم خصوصی، پویایی فضای مجازی  در کمتر از یک دهه گذشته‌، از ماهیت و رویکرد خود فاصله گرفته‌اند‌. روزگاری که هنوز چتر فضای مجازی بر سر خانه‌ها گسترده نشده بود‌، هنوز دوربین‌های دیجیتال و سایت‌ها بر تاریکخانه عکاسی و چاپخانه‌های کتاب  و روزنامه مسلط نشده بودند؛ عکس‌های تکی آدم‌ها در کوچه و بازار‌، در جمع‌های خانوادگی و کلاس‌های درس در صفحات آلبوم‌ها جای می‌گرفت. آدم‌ها اگر می‌خواستند حس و حال لحظات تلخ و شیرین خود را با عزیزانشان شریک شوند‌، یک راه بیشتر پیش رو نداشتند‌؛ حمل کوله‌بار خاطرات و بازگرداندن آن به حریم امن خانه‌. این شرایط اما درگذری 10 ساله عوض شد؛ دوربین‌های دیجیتال و گوشی‌های تلفن همراه که به خانه‌ها راه یافتند‌؛ شریک کردن دیگران حتی آنانی که نمی‌شناسیم‌شان و اعلان عمومی در لحظات شادی و غم، موفقیت‌ها‌، شکست‌ها و حتی خلوت‌هایمان به رویه‌ای مرسوم مبدل شد‌. به لطف فضای مجازی حالا نه تنها مردم عادی بلکه هنرمندان‌ و سلبریتی‌های مشهور می‌توانند درباره مسائل سیاسی اجتماعی و اقتصادی‌، اظهارنظر کنند. اظهارنظرهایی که هرازگاهی بسته به رویدادهای گوناگون در صفحات توییتر و اینستاگرام نوشته می‌شوند و موجی از اظهارنظرهای بعدی را به بستر اجتماع می‌کشانند و به بحث‌های داغی بین کاربران مجازی که گاهی تندی‌اش به توهین و درگیری‌های لفظی نیز می‌انجامد، محصول بستر تازه اظهارنظر در فضای مجازی است که بخشی از پیشینه این رویکرد تازه را باید در همان بستر و شرایط چند سال گذشته جامعه ایران و حتی خاورمیانه ذکر کرد.  

کاربرد عملی فضای مجازی در تحولات سیاسی خاورمیانه
شبکه  اجتماعی مجازی، نسل جدیدی از وب‌سایت‌های اینترنتی هستند. در این وب‌سایت‌ها، کاربران اینترنتی حول محور مشترکی به‌صورت مجازی با هم جمع می‌شوند و جماعت‌های آنلاین را تشکیل می‌دهند.  جماعت‌هایی که شبکه‌های اجتماعی، متناسب با نوع موضوع فعالیت‌شان امکانات دیگری از قبیل خبرخوان‌های اینترنتی، بازی‌های آنلاین، قابلیت آپلود کردن ویدئوها و فایل‌های رایانه‌ای و برقراری ارتباط با سایر رسانه‌های شخصی را نیز در گزینه‌هایشان دارند‌. یکی از ویژگی‌های مسحورکننده  شبکه‌های اجتماعی که اقبال به آنها در کشورهای جهان سوم و نیز رویکرد مردم این مناطق از جهان نسبت به آنها قابل توجه و بررسی است، تغییر شکل ارتباطات گفتمانی است. در پایان دهه نخست از قرن بیست‌و‌یکم شبکه‌های اجتماعی  دورنمای تعامل اجتماعی و راه‌های برقراری ارتباط بین انسان‌ها را تغییر داده‌اند. به گفته متخصصان ارتباطات، شبکه‌های اجتماعی بیش از پیش رابطه‌های چهره به چهره را کاهش می‌دهند و در مقابل به گسترش روابط مجازی و دیجیتال کمک می‌کنند‌. به عبارت دیگر   تجربه تحولات اجتماعی چند سال گذشته در کشورهای مختلف، بستر و پتانسیل فضای مجازی را متبلور کرد.  وقتی انقلاب و خیزش‌های اجتماعی و سیاسی در  کشورهای مصر و تونس رخ داد‌، کارشناسان‌ فضای مجازی را بستر موثری ارزیابی می‌کردند که توانسته بود بستر ایده‌ گفت‌وگو و تبادل آرا  و تصمیم‌گیری‌های اجتماعی  و تحولات سیاسی کشورهایی مثل مصر و تونس را که به بیداری اسلامی  معروف شد‌، عملیاتی سازد.  شاید بررسی دقیق تفاوت‌های ماهوی نظام اجتماعی کشورهای غربی  و برخی کشورهای منطقه‌ای همچون خاورمیانه که در آن تولیدات فرهنگی تحت کنترل حاکمان، همواره توجیه‌گر رژیم‌های حاکم و دیدگاه‌های آنها بوده، بتواند ما را به پاسخ این پرسش برساند که چرا رسانه‌های مجازی خارج از اراده نظارتی حاکمیت‌، سبب‌ساز تغییرات عمیق در محتوا، بستر و موضوعات مورد تاکید بخشی از آحاد مردم آن  کشورها شده‌اند.  کشورهایی که  بیداری اسلامی را تجربه کردند، ویژگی‌های مشترکی داشتند از جمله این ویژگی‌ها می‌توان به ساختار متصلب و انحصاری  قدرت سیاسی، شخصی بودن قدرت، فرسودگی حکومت، عدم گردش نخبگان، خفقان سیاسی، بی‌توجهی و نبود مردم‌سالاری و فساد گسترده در دستگاه سیاسی اشاره  کرد. نظام سیاسی مصر و تونس با در اختیار گذاشتن  فناوری اطلاعات و اینترنت به کاربران شبکه‌های اجتماعی این امکان را داد که به‌صورت

ناشناس به تبادل اطلاعات بپردازند. می‌توان گفت انقلاب فناوری زمینه‌ساز تحولاتی است که در خاورمیانه عربی از سال 2010 آغاز شد‌. انقلاب فناوری سبب شد بستری فراهم شود تا زبان و هویت عربی با ارزش‌هایی همچون آزادی‌خواهی ارتباط برقرار کند. در روزهایی که بستر سالم  و امن برای گفت‌وگو و نقد در فضای سیاسی واقعی و رسانه‌های رسمی  این کشورها وجود نداشت،  رسانه‌های نوینی در قالب فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی در تسهیل و فروپاشی نظام‌های اقتدارگرا، حفظ ارتباط میان مردم‌، بسیج کنش جمعی و افزایش سطح تعامل مردم نقش کارآمد  خود را ایفا کردند چرا که مهم‌ترین کارکرد رسانه، انتقال پیام است. عدم سانسور و کنترل‌، تبادل اطلاعات و ایجاد پیوند و همچنین فراملی بودن و ساماندهی اعتراضات از دیگر ویژگی‌های اصلی شبکه‌های مجازی است که توانستند به شکل عملی در بهبود و تحول اجتماعی در کشورهای عربی مانند مصر و تونس نقش‌آفرینی کنند. مشارکت بالای کاربران در شبکه‌های اجتماعی نیز در این توفیق مؤثر بود‌. بنابه برخی آمارها نگاهی به آمار تعداد کاربران در کشور مصر با 20 میلیون و 136 هزار کاربر و 7 میلیون و 295 هزار و 240 عضو در فضای مجازی که 9/8 درصد از جمعیت 82 میلیون و 79 هزار 263 نفری این کشور را تشکیل می‌دهد، نشان از ظرفیت‌های بسیار زیاد فضای مجازی در کشور مصر است. این آمار، در مورد کشور تونس با نرخ رشد اینترنت 8/19 درصد و 9/33 درصد در سال 2011 بسیار چشمگیر است، به نحوی که اعضای شبکه‌های اجتماعی در تونس 2 میلیون و 62 هزار و 64 نفر می‌باشد که رشد 5/24 درصدی را نشان می‌دهد. مصر و تونس 2 کشور عمده به شمار می‌روند که انقلاب‌های اجتماعی در آنها موفق شد. در این کشورها، هماهنگی توده‌ها و اقدامات اعتراضی از طریق شبکه‌های اجتماعی برنامه‌ریزی شد. بدین‌ترتیب چنین عنوان می‌شود که سال 2011، سال شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی بود. سالی که مردم تونس و مصر با بهره‌گیری از قدرت سازماندهی و برنامه‌ریزی از طریق شبکه‌های مجازی به اعتراضات پیوستند. البته باید اشاره کرد که شبکه‌های اجتماعی در این میان تسریع‌کننده و سازمان‌دهنده تحولات  و نه آغازگر حرکت بودند. بررسی ارتباط بین فضای مجازی و سیاست، دو سویه بوده و البته دو کارکرد متضاد دارند به‌طوری‌که این ارتباط می‌تواند هم فرصت و هم تهدید باشد و نمی‌توان اساساً هر حرکتی که از سوی فضای مجازی سازمان‌دهی می‌شود، یک حرکت سیاسی ملی تلقی کرد زیرا برخی اوقات این سازمان‌دهی فضای مجازی از سوی فعالان سیاسی خارج از مرزهای کشوری انجام می‌شود و لزوماً منافع ملی  آن کشور را دنبال نمی‌کند‌. بنابراین فضای مجازی و سیاست به‌سان دو لبه یک قیچی  هستند که می‌توانند در خدمت منافع ملی و مصالح مردم باشند یا علیه آنها به خدمت گرفته شوند.

چرایی و چگونگی مشارکت عمومی در فضای اجتماعی
در سال‌های اخیر اقبال فضای مجازی در ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای خاورمیانه نیز بالا رفته است. مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران(ایسپا) در بهمن ماه اقدام به اجرای نظرسنجی ملی در خصوص «سنجش میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی و نگرش مردم به این شبکه‌ها» از طریق تلفن و با حجم نمونه 1500 نفر کرد. در این نظر سنجی 72 درصد پاسخگویان ساکن شهرها و 28 درصد ساکن روستا، 50 درصد مرد و 50 درصد با میانگین سنی 38 سال بودند، ضمن آنکه 61 درصد از پاسخگویان دارای تحصیلات دیپلم و پایین‌تر از آن و 39 درصد دارای تحصیلات دانشگاهی،  69 درصد متأهل، 5/27درصد مجرد و 5/3 درصد بدون همسر بر اثر طلاق یا فوت همسر بوده‌اند. همچنین نتایج این نظرسنجی نشان می‌دهد درحال‌حاضر 7/59درصد افراد بالای 12 سال کشور حداقل عضو یک شبکه اجتماعی هستند که نسبت به آذرماه سال گذشته رشد هفت درصدی داشته است. مردان نسبت به زنان پنج درصد بیشتر عضو شبکه‌های اجتماعی هستند و از بین گروه‌های سنی، گروه سنی جوان(18 تا 29 سال) با 81 درصد بیشترین عضویت را در شبکه‌های اجتماعی دارا هستند.گروه سنی 12 تا 17 سال با 67 درصد، گروه سنی 30 تا 49 سال با 63 درصد و گروه سنی 50 سال به بالا با 25 درصد در رده‌های بعدی قرار دارند. با مرور این آمارها می‌بینیم که سه طیف فکری نوجوانان‌، جوانان و میانسالان بیشترین طیف کاربران فضای مجازی را تشکیل می‌دهند که این نیز گویای جذابیت شبکه‌های اجتماعی است. این جذابیت‌ها سبب شده که محتوای منتشر شده از سوی همه آحاد جامعه به‌خصوص افراد مشهور در شبکه‌های اجتماعی به باور مردم می‌نشیند‌. این پذیرش همان چیزی است که‌هابرماس مطرح می‌کند؛ حوزه عمومی.‌هابرماس اصطلاح «حوزه عمومی» را در مورد عرصه اجتماعی به کار می‌برد که در آن، انسان‌ها از راه مفاهمه، ارتباط و استدلال مبتنی بر تعّقل، ایستارهای هنجاری برمی‌گزینند که بر فرایند اعمال قدرت از سوی دولت، آثاری آگاهی‌دهنده و عقلانی‌سازی می‌گذارد.  افراد در حوزه عمومی (عرصه اجتماعی) از راه مفاهمه و استدلال و در فضایی رها از هر گونه فشار، اضطرار یا اجبار درونی (خودخواسته) یا بیرونی (قهری) و بر پایه آزادی و آگاهیِ تعاملی و برابری همه طرف‌های مشارکت‌کننده در حوزه عمومی، مجموعه‌ای از رفتارها، ایستارها و رویکردهای ارزشی و هنجاری تولید می‌کنند که همچون ابزاری کارساز برای اثر گذاردن بر رفتار و کارکرد دولت، به‌ویژه عقلانی ساختن قدرت دولتی عمل می‌کند.
نکته بنیادی در این فرایند آن است که رفتار افراد در جریان مفاهمه در حوزه عمومی، بیشتر بر کنش کلامی عاری از فشار استوار است و در پرتو آزادی، آگاهی و برابری صورت می‌گیرد؛ یعنی در وضعی که‌هابرماس آن را وضع کلامی دلخواه می‌خواند. این شرایط و تعامل‌ها، بستری فراهم می‌آورد که در آن، سرانجام کنش کلامی خود را به بهترین و آرمانی‌ترین وجه یعنی به صورت کنش ارتباطی یا کنش تفاهمی نمایان می‌سازد. معنای این نظریه این است آدم‌ها می‌توانند با هر شغلی و شرایطی و با میل درونی به انجام وظیفه دولت کمک کنند و نمی‌توان برای کسی استثنا قائل شد.
 تبلیغ‌های  فردی یا گفتمان تخصصی مشارکت‌های اجتماعی ؟
در قالب این گفتمان است که  اظهارات یک هنرمند درباره وقایع اجتماعی چون زلزله‌، گرانی‌، بالارفتن نرخ ارز‌، اعتراضات خیابانی و غیره رخ می‌دهد. همان‌طور که گفته شد با اینکه در قالب نظریه حوزه عمومی‌هابرس ماس مشارکت آرا و نظرات افراد امری به حق تلقی شده و آثار مثبت فراوانی دارد  آیا می‌توان بر هر‌گونه اظهار نظر یا فراخوان وقعی نهاده و در عمل مردم را به پیروی از آن فراخواند ؟ آیا  میزان دانش و تخصص افراد حاضر و نیات آنان از برخی اظهار نظرها یا جلب مشارکت‌های عمومی نباید در نظر گرفته شود‌؟  برای تشریح این سؤال بد نیست نگاهی دوباره به  اظهار نظرها و استفاده از فضای مجازی  در برهه‌های گوناگون  بیفکنیم.  برخی هنرمندان به حادثه نفتکش سانچی واکنش نشان دادند. برخی به زلزله  و برخی  فیلتر شدن تلگرام را مورد انتقاد قرار دادند. فارغ از این بحث برخی هنرمندان به‌عنوان سفرای محیط‌زیستی یا فرهنگی به کشورهای دیگر سفر کرده و یا گاه  حتی در برنامه‌های تلویزیونی درباره مشکلات اجتماعی و اقتصادی  صحبت می‌کنند‌؛ اظهار نظر یا گفت‌وگوهایی همراه  با نوعی تذکر و عتاب و خطاب به دولت درباره عمل به وظایفش. اظهار نظر و بیان خواسته‌هایی که گاهی نه  تنها در فضای مجازی مطرح می‌شود بلکه  به حضور فیزیکی هم در محل رخداد می‌انجامد. حضور فیزیکی برخی هنرمندان و حتی سیاسیون غیر مرتبط در حادثه پلاسکو یا زلزله کرمانشاه  و جمع‌آوری کمک‌های مالی برای آسیب‌دیگان  ناشی از خواسته‌های اجتماعی از نهاد دولت بود‌. اما این گفتمان  سلبی و ایجابی تنها از سوی هنرمندان صورت نمی‌گیرد بلکه گاهی نوک پیکان انتقادات از سوی دولتمردان به سوی کنشگران اجتماعی هم ارسال می‌شود.  سلفی گرفتن با مردمان آسیب‌دیده و جمع‌آوری کمک و سوء  مدیریت این حادثه این کمک‌ها باعث انتقاد نماینده مجلس شد؛ وی به انتقاد از عملکرد سلبریتی‌ها در تخصیص کمک‌های مردمی به زلزله‌زدگان پرداخت. نایب‌رییس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس گفت: کمک‌های مردمی در حساب سلبریتی‌ها سود می‌خورد و به‌دست زلزله‌زدگان نرسیده است .به‌رغم کمک‌های زیادی که برای زلزله‌زدگان استان کرمانشاه، توسط هنرمندان و ورزشکاران شاخص یا همان سلبریتی‌ها از مردم جمع‌آوری شد، این کمک‌ها به خوبی بین حادثه‌دیدگان توزیع نشد و می‌توان گفت که ردپایی از این کمک‌ها دیده نمی‌شود و این موضوع به اعتماد مردم ضربه می‌زند این شرایط تنها برای سلبریتی‌ها نبود و درباره یک استاد معروف علوم سیاسی که مبلغ سه میلیارد کمک مردمی در حسابش به چشم می‌خورد نیز رخ داد. کارکرد و قدرت فضای مجازی که در حادثه پلاسکو و زلزله کرمانشاه خودش را نشان داد‌، در فضای سیاسی نیز ‌چنان‌ نهادینه شد‌ که سیاسیون را نیز به استفاده از این فضا ترغیب کرد تا جایی‌که شاهد حضور یکی از خواننده‌ها در کنار یکی از کاندیداهای انتخاباتی سال 96 بودیم. سلبریتی‌های نوظهورکه با حمایت افراد مشهور ‌به یمن فضای مجازی یک‌شبه متولد می‌شوند و به‌عنوان ابزار تبلیغ در دست افراد و گروه‌ها قرار می‌گیرند نیز می‌توانند در زیر مجموعه این شرایط  مورد بررسی قرار گیرد. ساخته شدن‌های کلیپ‌های طنز از کودکانی که بعدها به سرعت نور در شبکه‌های مجازی مشهور شده و حتی پایشان به رسانه ملی می‌رسد‌، می‌توان به‌عنوان تکیه و‌ اعتماد به کشش‌ بستر فضای تعبیر و تفسیر کرد که گاه برای برخی آدم‌ها شانس و موقعیت به همراه دارد و برای برخی دیگر سقوط از جایگاه فعلی‌شان. به‌عنوان مثال‌  امیر عباس، کودک شمالی که با انتشار و
دست به دست شدن کلیپی که در آن با لحنی شیرین از اشتیاقش به غذایی شمالی به‌نام کیچلیک می‌گفت در شبکه‌های اجتماعی‌، از یک کودک گمنام مازندرانی به شهرتی یک‌شبه رسید و حتی پایش به رسانه ملی هم باز شد و علی‌الظاهر مدیر برنامه گرفت و با حضور در فروشگاه‌ها و سایر مراکز به تبلیغ برای صاحبان آنها می‌پردازد یا ماجرای بیژن دیگر کودک شمالی و کلیپی که سال‌ها پیش از او هنگام پاسخ دادن به معلمش سر کلاس منتشر و به «شیب بام» معروف شد و سرانجام در پی حواشی پیش آمده ناشی از آن، مجبور به ترک تحصیل شد. همین دو مورد آثار منفی حضور در شبکه‌های اجتماعی را وقتی که پای ناآگاهی و عدم مدیریت در میان است، به خوبی نشان می‌دهد.

جای خالی راستی‌آزمایی انگیزه‌های فردی و نهادهای مدنی
همان‌طور که ذکر شد، حضور افراد مشهور و بهره‌گیری آنان از حوزه عمومی برای مشارکت‌های اجتماعی نیازمند ساختارهای اجتماعی و فرهنگ‌سازی‌های لازم است. حضور فعال برخی هنرمندان در تبلیغات برخی برندها و خیریه‌ها و مؤسسات خاص یا اظهارنظرهای نقادانه برخی هنرمندان از برخی جناح‌های سیاسی یا ابراز تمایل به آنها، نیازمند راستی‌آزمایی انگیزشی است. این راستی آزمایی انگیزشی به معنای نیت‌خوانی شخصی یا اتهام  منفعت‌طلبی به افراد نیست بلکه منظور فرایند سالم پاسخ  به مردم از نحوه فعالیت‌های اجتماعی و نتایج آنها برای مردم جامعه است. به بیان ساده‌تر اگر هنرمند یا فعال سیاسی با بهره‌گیری از فضای مجازی برای زلزله‌زدگان کمک جمع کرد یا از بیان شیرینی کودکی استفاده کرده و او را یک‌شبه از دنیای مجازی به فضای شهرت با توجه به ابعاد ناخوشایند آن که چهره‌های حرفه‌ای را هم بعضاً دچار مشکل می‌سازد‌، راننده داشتن و حضور در برنامه زنده تلویزیونی کشاند، از دلایل، چرایی و چگونگی و آثار و نتایج آن با مردم صحبت کنند. فرایند شفافی که همان نظریه بهره‌گیری از فضای عمومی در بستر اجتماعی را فراهم می‌سازد. بررسی شواهد و قرائن جامعه ایران در تعامل با فضای مجازی حکایت از این موضوع دارد که این شرایط شفاف در عمل کمتر اتفاق می‌افتد و این بی‌توجهی، شکاف بزرگی بین زندگی واقعی و حضور در فضای مجازی ایجاد می‌کند. هنرمندی که عکس خصوصی مراسم ازدواجش را در فضای مجازی منتشر کرده اما اظهار نظر مردم و کاربران درباره ازدواجش را برنمی‌تابد آیا به مشارکت اجتماعی در بستر فضای مجازی معتقد است یا آن را تریبونی یک‌طرفه برای ابراز نظر گاه غیرکارشناسانه خود می‌داند؟ آقای بازیگری که بدون فکر از پاسخگویی به مردم و انتظارات آنها تنها با انگیزه شخصی با زلزله‌زده‌ای عکس می‌گیرد، از عواقب بی‌اعتنایی احتمالی  مردم در حوادث آتی به هنرمندان و در نهایت بی‌توجهی به آلام آسیب‌دیدگان احتمالی خبر دارد‌؟ مجری برنامه زنده تلویزیونی که برای رونق برنامه خود از شیرینی کودکی ساده بهره گرفته و او را در سن کم به برنامه زنده تلویزیونی دعوت می‌کند و او را در معرض توجه افراطی قرار می‌دهد، آیا  خود را نسبت به سنین بزرگسالی این کودک و روزهایی که دیگر کسی به او توجه نمی‌کند و باید در فضایی واقعی بی‌هیچ حمایتی زندگی کند‌، مسوول می‌داند؟ مسلماً در بستر هیجان‌زده و پرسرعت فضای مجازی نمی‌توان برای این سؤالات پاسخ روشنی دریافت کرد. عدم تفکر، بی‌میلی به تخصص و عدم مطالعه در تصمیم‌گیری‌های فردی و اجتماعی وقتی در جامعه‌ای نهادینه شود در بهره‌گیری از ابزارهای مدرنی مثل فضای اجتماعی خودش را بیشتر نشان می‌دهد. بسیاری از اهالی رسانه تجربه برخوردهای پر نخوت و  بی‌ادبانه هنرمندانی را دارند که حاضر به پاسخگویی درباره همان فعالیت‌های انسان‌دوستانه خود نیستند! به عبارت دیگر عدم  فرایند سالم پرسش و پاسخ درباره عملکرد مسوولان نسبت به مسوولیت‌هایشان که در فضای مجازی مورد انتقاد قرار می‌گیرد، در همین فرایند اجتماعی  مشارکتی چهره‌ها و خود انتقادکنندگان نیز حکمفرماست‌. عدم فرهنگ گفت‌وگوی دوسویه و تک‌گویی‌های طرفین و ضروری ندیدن پاسخگویی و تعامل با مردم‌ و رسانه،گاهی آنقدر بزرگ و پررنگ می‌شود که هدف اصلی را که همان مشارکت‌های اجتماعی است‌، به حاشیه می‌برد. تک‌محوری و خلأ نهادهای مدنی و شائبه زد و بندهای پشت‌پرده‌، عوامل دیگری هستند که به‌عنوان آسیب، بهره‌گیری از این فضای مجازی را ‌که در بستر آن مشارکت‌های اجتماعی متبلور می‌شوند، ناممکن می‌سازند. بنابراین می‌توان گفت اگر مفاهمه دوسویه و دوطرفه میان بدنه فعالان اجتماعی و دولتمردان در قالب فضای مجازی و واقعی صورت نگیرد، نمی‌توان این فرایند را مشارکت اجتماعی نامید و در این شرایط شاید عتاب و خطاب یک سویه از پشت مانیتور-‌چه رایانه و چه تلفن‌- همراه نام گویا و برازنده‌تری برای این فعالیت‌ها باشد.

 

شماره‌های پیشین