677
دوشنبه، ۲۷ اسفند ۱۳۹۷
1
9 فعال سیاسی در گفت‌وگو با «صبح‌نو» مهمترین چهره سیاسی سال را انتخاب کردند

فرمانده سلیمانی؛ ستاره 97

با همه تلخی‌ها و شیرینی‌ها، سال97 بالاخره به نفس‌های آخرش رسیده است. در روزهایی هستیم که با عقبگرد و بازنگری به آنچه در طول سال انجام داده‌ایم، می‌توانیم توشه تجربه خود برای ادامه زندگانی را سنگین‌تر و پربارتر سازیم. در آخرین شماره از روزنامه «صبح‌نو» در سال1397، در گفت‌وگو با تعدادی از چهره‌های سیاسی، مهم‌ترین رویداد و مهم‌ترین چهره در سال سپری‌شده را بررسی کرده‌ایم.

گزارش«صبح نو» از وضعیت سیاسی_ اقتصادی سال آینده

98؛سال‌بیدار باش

می‌گویند سال‌98، سال سختی برای ایران خواهد بود؛ آن‌قدر سخت که خلق تاکنون به خود ندیده! قدرت تبلیغاتی خوبی هم برای خالی‌کردن دل‌ها دارند. چند روز پیش هم یک مقام آمریکایی از افزایش فشارها علیه جمهوری اسلامی در سال جدید سخن گفت. همه این‌ها را می‌دانیم؛ کمی بیشتر یا کمی کمتر! اما چه کسی است که نداند، مردم ایران، سخت‌تر از این‌ها را تحمل کرده‌اند؛ آن‌ها مردم روزهای سخت‌اند. این خواستن برای ایستادن، نباید امر را بر مسوولین مشتبه سازد که بدون درایت و تدبیر هم می‌توانند صرفاً بر اراده‌های مردم تکیه کنند. در گزارش پیش رو قصد داریم با ارائه فکت‌های عینی، بگوییم که اگر خوب کار کنیم، می‌توانیم دشواری‌ها را پشت سر بگذاریم. ادامه گزارش را از دست ندهید.

هزینه‌هایی که برای استقلال طلای سیاه از استعمارگر پیر پرداخته شد

قصه پرغصه نفت

تا پیش از آغاز نهضت ملی شدن صنعت نفت، کمتر کسی گمان می‌کرد چپاول آشکار طلای سیاه از سوی قدرت‌های استعمارگر به‌ویژه پیر استعمار، روزی به پایان برسد؛ اما این افسانه زوال‌ناپذیر با حضور مبارزان صنعت نفت و به‌خصوص روحانیت دیری نپایید و چندی بعد این مبارزات به ملی کردن صنعت نفت و کوتاه‌کردن دست بیگانگان انجامید و ایران، انگلیس را از نفت سرشار خود محروم ساخت؛ هر چند این استقلال دیری نپایید و کودتای 28مرداد32 و متعاقب آن قرارداد کنسرسیوم، خط پایانی بر حق تملک ملت ایران بر منابع خدادادی خود بود. در ادامه این گزارش، به فرآیند ملی‌شدن صنعت نفت خواهیم پرداخت.

بازیگر«تختی» درگفت‌وگوبا«صبح‌نو» از نقشی که بازی کرد گفت

قصه ‌ آتش‌نشانی ‌که تختی شد

اکران ویژه نوروز آغاز شده و یکی از فیلم‌های مهم این‌روزها، «تختی» به کارگردانی بهرام توکلی و تهیه‌کنندگی سعید ملکان است.

در این گزارش به مهم‌ترین و هیجان‌انگیزترین کتاب‌هایی که در سال جاری منتشر شده‌اند می‌پردازیم 

یک بغل کتاب برای تعطیلات نوروزی

ابتدا باید بگویم این گزارشی که می‌خوانید حاصل تصمیم و همفکری تحریریه فرهنگی روزنامه «صبح‌نو» است، ضمن اینکه از نظرات چند نفر از اهالی کتاب نیز بهره‌گیری کرده‌ایم و تنها نگارش آن برعهده صاحب قلم بوده است. این گزارش قرار است کتاب‌هایی را معرفی کند که ما را به هیجان آورده‌اند؛ اعم از هیجان شخصی و هیجان رسانه‌ای. همچنین اهمیت انتشار یک کتاب برای‌مان مهم بوده است. مثلا انتشار کتاب غزل‌های یوسفعلی میرشکاک حتماً برای ما مهم بوده و در این لیست آمده است. می‌توانستیم در این لیست آثار دیگری را هم بیاوریم؛ اما بالاخره ظرفیت صفحه است و مسائل دیگر. این کتاب‌ها را همچنین می‌توانید به‌عنوان یک بسته معرفی کتاب نوروزی هم در نظر بگیرید؛ چراکه هم در آن خاطره‌نگاری هست و هم داستان و هم روایت. حتی چند کتاب ترجمه هم در این بسته هست. ان‌شاءالله بخوانید و لذت ببرید.

گزارش «صبح‌نو» از پرسروصداترین آلبوم‌های موسیقی97

سال شکست دامبول و دمبول‌ها

هر سال ده‌ها آلبوم موسیقی روانه بازار می‌شود. این آلبوم‌ها کم و بیش بازتابی از شرایط زمانه خود هستند. بعد از سیل آلبوم‌های سرخوشانه96 و هجوم موسیقی‌های به اصطلاح «شاد» به بازار موسیقی ایرانی، 97 سالی برای برائت از آن نوع موسیقی بی‌تعهد و مبتذل بود. پاگرفتن دوباره موسیقی اعتراضی، توجه به موسیقی عاشقانه فاخر و تولید موسیقی‌های ملی از برجسته‌ترین زمینه‌های موسیقایی در سال97 بود. البته نباید گمان کرد آنچه رخ داده صرفاً وابسته به تعهد هنرمندان است. به هر حال بازار در هر فصلی چیزی طلب می‌کند و آنچه در سال 97 رخ داد هم فارغ از خواست بازار نبود. دلزدگی مخاطبان از موسیقی‌های «بزن و بکوب»، کنسرت گیت حمید هیراد و شرایط خاص اقتصادی همه موجب شد دستور کار موسیقی در سال گذشته تغییر کند. در این گزارش پرسروصداترین آلبوم‌های سال97 را مرور می‌کنیم.

سر مقاله

پیچ تاریخی

پایتخت پر از دود و ترافیک در ایام نوروز چهره دیگری دارد

از طهران تا تهران

در سال‌های دور تهران شهری بود که در ایام نوروز خلوت می‌شد. بسیاری از ساکنان پایتخت راهی شهرهای آبا و اجدادی خود می‌شدند تا هم سری به اقوام و آشنایان بزنند و هم هوایی تازه کنند. اما در یک دهه گذشته مدیریت جهادی شهر تهران تلاش کرد تا تهران را تبدیل به شهری گردشگر پذیر کند و البته در این راه نیز موفق بود. بسیاری از مسافرانی که به تهران می‌آمدند تنها از چند بوستان و موزه می‌توانستند دیدن کنند و سپس راهی دیگر مقاصد سفر می‌شدند؛ اما حالا تهران تبدیل به شهری شده که غیر از کاخ گلستان و بازار جاذبه‌های دیگری هم دارد. حتی کاخ گلستان و بازار هم دیگر وضعیت دهه قبل را ندارند. پیاده‌راه‌سازی شهرداری تهران در دوره مدیریت آقای محمدباقر قالیباف در اطراف کاخ گلستان و بازار تهران موجب شد تا کاخ قدیمی شهر به عنوان یک اثر جهانی ثبت شود. در ادامه برخی از اماکن گردشگری و جذاب تهران را برای‌تان معرفی می‌کنیم.

خودروی زیر پای‌تان را معاینه کنید

«صبح‌نو» از مقاصد گردشگری کمتر شناخته‌شده گزارش می‌دهد

چمدان‌ها را ببندید

هرساله با نزدیک شدن به ایام نوروز حجم سفرهای داخلی افزایش چندبرابری می‌یابد. ترافیک جاده‌ها بیشتر می‌شود و گردشگران راهی شهرهای توریست‌محور کشور می‌شوند. مشهد، اصفهان، شیراز و مازندران انتخاب اول بسیاری از خانواده‌های ایرانی در نوروز است. هر یک از این شهرها هرساله بالغ بر 10میلیون گردشگر را به خود می‌بینند که البته در این بین شهر مشهد با بیش از 30میلیون زائر در سال رتبه اول را در جذب گردشگر مذهبی دارد. با این وجود اگر از هر ایرانی بپرسید در این شهرها کدام جاذبه‌ها را دیده‌اید یا از آن‌ها لذت برده‌اید کمتر پیش می‌آید که جواب درست‌و‌درمانی بشنوید. بسیاری از ما ایرانی‌ها از اصفهان فقط سی‌و‌سه‌پل و نقش جهان را می‌شناسیم و از شیراز فقط حافظ و سعدی را. از مشهد فقط راه حرم امام رضا ؟ع؟را بلدیم و از خطه سرسبز شمال فقط جاده چالوس را. جاذبه‌های بسیار زیادی در کشورمان ایران وجود دارد که به دلایل متعددی مانند قرار گرفتن در شهرهای کوچک و توسعه کم همواره از چشم گردشگران مغفول مانده و کمتر کسی به آنجا سر می‌زند. البته در سال‌های اخیر با پیشرفت‌های شهری و جاده و همچنین به مدد شبکه‌های اجتماعی هر شهر یا روستا سعی کرده در حد بضاعتش خود را به گردشگران معرفی کند. ما در ادامه این گزارش چند نمونه از جاذبه‌های گردشگری را که کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند به شما معرفی می‌کنیم.

صبح نو

فضای مجازی؛ ابزاری با رویکرد دوگانه

نقاط مثبت و منفی را با هم ببینیم

دکتر اکبر نصراللهی، استاد دانشگاه و چهره نام آشنایی در حوزه ارتباطات و رسانه است. او در مورد فضای مجازی معتقد است ما صرفاً آسیب ها و نقاط منفی را نباید ببینیم و از نقاط مثبت فراوان این فضا نباید به راحتی گذشت.

بحث کلی گفت‌وگوی ما در خصوص آسیب‌شناسی فضای مجازی است. فضای مجازی از قبیل پیام‌رسان‌های در دسترس که اخبار را به سرعت منتشر می‌کنند و بخش عمده‌ای از جامعه را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. آیا فکر می‌کنید این موضوع به امنیت روانی جامعه آسیب می‌زند؟
ضربه زدن به امنیت روانی کشور از سوی هر دستگاه و رسانه‌ای قابل پیگیری است. انتشار اخبار نادرست از سوی هر رسانه‌ای از جمله فضای مجازی به امنیت روحی و روانی مردم لطمه می‌زند. این محدود به رسانه خاصی هم نیست. این مساله در مورد همه رسانه‌ها و همه مناطق دنیا مصداق دارد. هر جایی و هر رسانه‌ای چنانچه خبرهای نادرست را انتشار بدهند به میزان گسترش و حساسیت آن خبر به امنیت روحی و روانی مردم خدشه و لطمه وارد می‌کنند. حتی در بعضی مواقع هم ممکن است غیرقابل جبران باشد.این مساله محدود به فضای مجازی هم نیست.در جوامعی‌ای که رسانه‌های رسمی کارشان را به خوبی انجام نمی‌دهند یا اخبار را با تأخیر منتشر می‌کنند و از طرفی مردم نیاز به اخبار و اطلاع‌رسانی دارند، عرصه و فضا از آمادگی بیشتری برای ظهور شبکه‌های غیر رسمی و غیرمسوول و نامشخص برخوردار است. این نیاز مردم به دلایل مختلف از جمله تعلل و غفلت و اشکالات ساختاری در رسانه‌ها یا محدودیت‌هایی که مسوولان برای انتشار بعضی از اخبار ممکن است ایجاد کنند، شکل می‌گیرد.
 در این مسیر قطعاً آسیب‌هایی که متوجه مردم می‌شود به مراتب بیش از آسیب‌هایی است که متوجه رسانه‌های مسوول و پاسخگو است. در فضای مجازی این بستر وجود دارد که بسیاری از کانال‌ها و شبکه‌ها شناسنامه جعلی داشته باشند و هویت آنها واقعی نباشد. به همین دلیل این امکان وجود دارد که با هدف بهره‌برداری‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی یا دینی، خبرهای کذب راحت‌تر تولید و منتشر شود. این امکان وجود دارد که از بی‌اطلاعی مردم و نیاز آنها به اخبار و غفلت و تعلل مسوولان سوءاستفاده شود.

آیا شاخصی برای دروازه‌بانی اخبار فضای مجازی وجود دارد؟ فرایندی برای بالاتر رفتن ضریب اطمینان اخبار انتشار یافته در فضای مجازی وجود دارد؟
با توجه به ظرفیت‌هایی که در فضای مجازی است و از طرفی هویت پنهانی که بعضی از این شبکه‌ها دارند و توجه به این نکته که صاحبان این کانال‌ها و شبکه‌ها می‌توانند خارج از جغرافیای ایران هم فعالیت داشته باشند، این‌گونه اقدامات نتیجه‌ای نخواهد داشت.نهادهای مسوول مانند شورای عالی فضای مجازی، پلیس فتا و حتی قوه‌قضاییه باید مجموعه‌ای از شاخص‌ها و ضوابط را برای انتشار خبر در فضای مجازی وضع کنند. به گونه‌ای که هرکسی بخواهد خبری را در فضای مجازی تولید کند موظف به رعایت آن ضوابط باشد. چنانچه این ضوابط از سوی صاحبان شبکه‌ها و کانال‌ها رعایت نشود و انتشار اخبار نادرست، حریم خصوصی و امنیت روحی و روانی افراد حقیقی و حقوقی را مورد تهدید قرار دهد، آنها باید پاسخگو باشند. با توجه به زیاد بودن تعداد شبکه‌ها و کانال‌ها و گروه‌ها و حجم بالای رد و بدل شدن پیام در فضای مجازی، شاید در این حوزه توفیق چندانی حاصل نشود.
از طرف دیگر به موازات تدوین و ابلاغ شاخص‌ها و ضوابط و نظارت بر اجرای آن توسط دستگاه‌های مسوول، باید اولویت در بخش‌های دیگر مانند ارتقای سواد رسانه‌ای کاربران قرار بگیرد. کاربران متوجه باشند که این حوزه و این عرصه، عرصه‌ای است که این آسیب‌ها وجود دارد. ممکن است بسیاری از اسامی در فضای مجازی اسم‌های واقعی نباشند. ممکن است سرورهای این شبکه‌ها در جاهای دیگر باشد. ممکن است کنشگران سیاسی با نیات اقتصادی سیاسی اجتماعی و امنیتی در قالب اسم و هویت جعلی قصد فعالیت داشته باشند. کاربران وقتی با خبری در هر جایی به ویژه فضای مجازی روبه‌رو می‌شوند باید برخورد فعالی داشته باشند. این خبر را با عقل خود انطباق دهند. دروازه‌بانی یا دربانی اخبار سطوح مختلفی دارد.در یک سطح متولیان رسانه‌ای و دروازه‌بانان اخبار از قبیل خبرنگاران، دبیران مطبوعات، تلویزیون و پایگاه‌های اینترنتی، سوژه‌ای را از میان سوژه‌ها انتخاب می‌کنند. از میان عکس‌ها و تصاویر، آن‌ها را انتخاب می‌کنند. این نوع دروازه‌بانی یا دربانی اخبار در سطح رسانه صورت می‌گیرد که توسط خبرنگاران، سردبیران و دبیران رسانه شکل می‌گیرد. سطح دیگر دروازه‌بانی اخبار، در مورد خود مخاطبان است. به‌طور طبیعی مخاطبان هر خبری که در تلویزیون منتشر می‌شود را نمی‌بینند و گوش نمی‌کنند. از میان 20صفحه روزنامه ممکن است تنها چندخبر را بخوانند. آن‌ها هم دست به انتخاب می‌زنند. بنابراین مخاطب باید آموزش داده شود و توجه داشته باشد همانطور که از بین انبوهی از اخبار، دست به انتخاب می‌زند و اجازه می‌دهد برخی از این خبرها از سمت خودش عبور کند؛ در مورد پذیرش و قبول یک خبر و پیام آن نیز انتخاب کند.
 این در واقع سطح دیگری از دروازه‌بانی و دربانی اخبار است. اگر سواد رسانه‌ای افراد بالا برود و افراد هر خبر و پیامی که به ویژه از شبکه‌های اجتماعی دریافت می‌کنند را با عقل سلیم بررسی کنند، دیگر اجازه نخواهند داد که اخبار خیلی سریع از سمت‌شان عبور کند و آن را قبول کنند. از طرف دیگر اخبار را با منابع مرتبط دیگری که وجود دارد، انطباق دهند. اگر امروز می‌گویند هواپیمایی سقوط کرده است؛ طبیعی است خبری با این اندازه از اهمیت راتنها یک کانال و یک گروه انتشار نمی‌دهد. بنابراین اگر چنین خبری را در یک کانال یا گروهی دیدند، باید آن را با منابع دیگر انطباق دهند. در صورت تأیید سایر منابع، این خبر را قبول کنند.
سومین شاخص دروازه‌بانی و دربانی اخبار در سطح مخاطبان، انطباق آن خبر با افراد و گروه‌های مرجع است. در هر خانواده و جامعه‌ای یک سری از افراد به‌عنوان افراد مرجع شناخته می‌شوند. این افراد مرجع می‌توانند روحانیون و اساتید دانشگاه در سطح جامعه یا پدر، خواهر یا برادر در سطح خانواده باشند. مخاطبان هر خبری را دریافت می‌کنند،ابتدا با چنین افرادی در میان بگذارند. چنانچه با عقل آنها انطباق داشت، آن را قبول کنند. بنابراین دروازه‌بانی و دربانی اخبار تنها در سطح رسانه‌ها و تعیین شاخص توسط مسوولان کافی نیست. مطمئن‌ترین راه در این عرصه بالا رفتن سواد رسانه‌ای است. به گونه‌ای که افراد هر چیزی را که می‌بینند قبول نکنند و مهم‌تر از آن به اشتراک نگذارند.

حضور چهره‌ها و افراد مشهور در شبکه‌های اجتماعی از جمله مسائلی است که با گسترش فضای مجازی بسیار پررنگ شده است. با توجه به اینکه اکثر این افراد فاقد توان تحلیل تخصصی هستند چقدر می‌توان موضع‌گیری این افراد را جدی قلمداد کرد؟
در شرایطی که امکان انتشار اخبار از هر جایی وجود دارد باید سواد رسانه‌ای مردم بالا برود. وقتی اتفاقی رخ می‌دهد و کارگردانی، بازیگری، فوتبالیستی یا خواننده‌ای در اینستاگرام، تلگرام یا توییتر مطالبی را منتشر می‌کند و نسبت به این اتفاق واکنش نشان می‌دهد؛ مخاطبان باید توجه داشته باشند این افراد تنها در زمینه تخصصی و زمینه‌ای که فعالیت دارند صاحب‌نظر هستند. این افراد نمی‌توانند در حوزه‌های تخصصی مثل سقوط هواپیما یا نوسانات نرخ ارز و... نظر کارشناسی بدهند.
 اگر سواد رسانه‌ای مخاطبان ارتقا پیدا کند، افراد در حوزه‌های مختلف دست به انتخاب می‌زنند. مخاطبان در زمینه‌های مختلف مانند موضوع، سوژه، تصاویر و جمله دست به انتخاب می‌زنند و این موارد را مدیریت می‌کنند. در مورد منابع خبری، سراغ منابعی می‌روند که مرتبط، متخصص و مسوول هستند.در مورد پیش‌بینی وضعیت آب و هوا، نظر یک خواننده و فوتبالیست، نظر کارشناسی نیست و باید به کارشناس هواشناسی رجوع کرد. مخاطبان باید پیش‌بینی وضعیت آب و هوا را از کارشناس سازمان هواشناسی بگیرند.مخاطبان باید خبر مربوط به مسائل امنیتی را از روابط عمومی‌های دستگاه‌های امنیتی بخواهند.
اخبار مربوط به زلزله را باید از پژوهشگاه زلزله پیگیری کنند. باید به مخاطبان آموزش داده شود که در انتخاب منابع خبری،سراغ منابع مسوول و معتبر بروند. متاسفانه برخی از چهره‌ها مانند بازیگران، فوتبالیست‌ها، خواننده‌ها در هر زمینه‌ای اظهارنظر می‌کنند.در درجه اول باید این فرهنگ سازی صورت بگیرد که افراد در هر زمینه‌ای ورود نکنند. باید با آنها ارتباط برقرار شود. قطعاً نظر آنها در حوزه تخصص و فعالیت‌شان مورد پذیرش است ولیدر مسائل غیرمرتبط اظهارنظر تخصصی معنایی ندارد. جامعه ما باید به جایی برسد که وقتی ورزشکار، کارگردان یا بازیگری در خصوص زلزله، سیاست خارجی، سقوط هواپیما و... اظهارنظر غیر مرتبط و غیرتخصصی داشت، مورد تمسخر قرار بگیرد. در چنین شرایطی بازار این اظهارنظرهای غیرکارشناسی از رونق می‌افتد. در‌حال‌حاضر نوع رفتار و پوشش چهره‌ها، در فضای مجازی بسیار چشمگیر است. صرف نظر از اینکه اظهارنظرهای این افراد در موضوعات مختلف تا چه اندازه کارشناسی است، این افراد توانایی ایجاد جریان‌سازی رسانه‌ای و در نهایت برهم زدن آرامش روانی جامعه را دارند. رییس سازمان انرژی اتمی در این زمینه صاحب نظر است. این فرد نمی‌تواند در مورد خودروسازی، وضعیت آب‌و‌هوا و... اظهارنظر کند. چنین فردی، فرد معتبری است اما فرد غیر مرتبطی در زمینه خودروسازی و پیش‌بینی وضعیت آب و هواست. چهره‌ها، افراد معروفی هستند ولی در موضوعات سیاست خارجی، سقوط هواپیما و زلزله غیر مرتبطند. همانطور که این امکان وجود دارد اظهارنظر وزیر امور خارجه در مورد فوتبال حس بدی به مردم بدهد، باید جامعه به سمتی حرکت کند که اظهارنظرهای غیرکارشناسی چهره‌ها مانند بازیگران، فوتبالیست‌ها و... در زمینه‌های غیرتخصصی حس بدی در مردم ایجاد کند. افراد در برابر این اظهارنظرهای غیرکارشناسی موضع‌گیری کنند.

اتفاق دیگری که با ظهور شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی تصویری مانند اینستاگرام شکل گرفته است معروف شدن چهره‌هایی از این طریق است. فردی توانایی دارد و تصاویر او دست به دست منتقل می‌شود. این حضور را شما چگونه ارزیابی می‌کنید؟
یکی از ویژگی‌های فضای مجازی و در واقع هویت و ذات این فضا به گونه‌ای است که هر کسی می‌تواند وسیله ارتباط جمعی شخصی داشته باشد. هر کسی گوشی هوشمند دارد در واقع خودش یک رسانه است. یک خبرگزاری است. یک تلویزیون است. می‌تواند به‌صورت زنده تصاویری را پخش کند. می‌تواند مشابه تلویزیون به‌صورت زنده موضوعی مربوط به خودش یا جامعه‌اش انتشار بدهد. هر عکس و هر متنی را می‌تواند انتشار دهد. من اسم این اتفاق که هر کسی در هر جای دنیا می‌تواند از این امکان استفاده کند؛ پدیده ارتباط جمعی شخصی می‌گذارم. از سال 1960 با اینترنت نسل دوم جامعه به این سمت رفته است. انتشار خبر از انحصار خبرگزاری‌ها شکسته شده است. در این شرایط این پدیده‌ها وجود دارد. در این رسانه‌ها به‌ویژه رسانه تصویری مثل اینستاگرام این قبیل اتفاقات می‌تواند وجود داشته باشد و به اشتراک گذاشته شود. افراد زیادی این موضوع را پیگیری کنند و در طول زمان مخاطبان بسیار زیادی این موضوع را به اشتراک بگذارند. امکان مرزبندی در این فضا وجود ندارد. افراد در انتشار پست‌ها و شوخی‌ها تعیین‌کننده نیستند.

حضور چهره‌های جدید در فضای مجازی و شکسته شدن انحصاری که قبلاً دست خبرگزاری‌ها و رسانه ملی بوده را الان مثبت ارزیابی می‌کنید؟
من هم مثبت ارزیابی می‌کنم و هم در یک جاهایی منفی و فاجعه‌بار. در مجموع حضور شبکه‌های اجتماعی یکسری فرصت‌های ارزشمندی در اختیار ما قرار داده که آن را باید پاس بداریم و شاکر باشیم. ما باید مثبت و منفی را، همه را با هم ببینیم. شبکه‌های اجتماعی این امکان را فراهم کرده است که با هر کسی و با هرجای دنیا در ارتباط باشیم. ارتباط ارزان و سریع داشته باشیم. این در واقع تحول بزرگی ایجاد کرده است. شبکه‌های اجتماعی این امکان را در اختیار ما قرار داده‌اند که هیچ چیزی پنهان نماند. هر اتفاقی که رخ می‌دهد به سرعت از آن باخبر شویم و دیگران را مطلع کنیم.

فضای مجازی هم خوب است و هم بد. نمی‌توانیم به این فضا به صورت مطلق و صفر و یکی نگاه کرد. بستگی دارد در چه حوزه‌ای در چه زمینه‌ای و در چه جامعه‌ای در نظر بگیریم. این امکان را در اختیار ما قرار داده که بر مسوولان، دولتمردان و کنشگران سیاسی نقش نظارتی داشته باشیم. در جریان انتخابات ریاست جمهوری در سال 1396هنوز نامزدها از مناظره خارج نشده‌اند که بلافاصله در شبکه‌های اجتماعی مردم حرف‌های آنها را راستی آزمایی می‌کنند. یکی می‌گوید این حرف دروغ است این هم سند آن. شخص دیگری می‌گوید این حرف راست است. در این شرایط هر کسی نمی‌تواند به راحتی ادعایی داشته باشد یا دروغ بگوید. کاربران شبکه‌های اجتماعی ادعا را بررسی می‌کنند سابقه‌اش را در می‌آورند و راست آزمایی می‌کنند. این پدیده بی‌نظیری است. كنشگران سیاسی به راحتی نمی‌توانند دروغ بگویند. این افراد به راحتی نمی‌توانند حرف‌های گذشته خود را پنهان کنند.این افراد به راحتی نمی‌توانند تعهدهایی که دادند را از یاد مردم ببرند. چرا که این صحبت‌ها بازتولید و باز نشر داده می‌شود.فضای مجازی هزینه‌ها را برای افرادی که دروغ می‌گفتند و رسانه‌ها را در انحصار خود داشتند، بالا برده است. این از ویژگی‌های فضای مجازی است. اشکالات دیگری هم وجود دارد. حضور افراد غیرمسوول، کانال‌های بدون هویت و کانال‌هایی که در کشورهای دیگر قرار دارند و امنیت روحی و روانی مردم را مورد هدف قرار گرفته‌اند، از جمله این آسیب‌هاست. برای ارزیابی فضای مجازی باید مشابه ارزیابی یک دانشجو یا یک دانش‌آموز معدل را در نظر بگیریم. ممکن است دانشجویی اخلاق خوبی داشته باشد ولی از ضریب هوشی پایینی برخوردار باشد. این دانشجو در درس ریاضی بسیار موفق باشد ولی در عوض در درس فیزیک نمرات پایینی گرفته باشد. بنابراین ما باید معدل در نظر بگیریم. در مجموع حضور فضای مجازی را مثبت ارزیابی می‌کنم. چنانچه سواد رسانه‌ای مردم بالا برود و مردم برخورد فعالی داشته باشند فضای مجازی می‌تواند نقش نظارتی داشته باشد. فضای مجازی می‌تواند تبادل اطلاعات و اخبار را تسهیل و تسریع کند. حتی بعضی از زبان‌ها و بعضی از افرادی که همدیگر را گم کرده بودند به مدد فضای مجازی یکدیگر را پیدا کردند.فضای مجازی موجب ایجاد شغل‌های زیادی شده است. در‌عین‌حال برای افرادی که ظرفیت و زمینه‌های لازم برای حضور در فضای مجازی را ندارند؛ امکان آسیب‌هایی ماننداعتیاد به این شبکه‌ها و متلاشی شدن بنیان خانواده وجود دارد.

به واسطه شبکه‌های اجتماعی چهره‌های مجازی جای گروه‌های مرجع واقعی را در جامعه می‌گیرند، می‌خواستم نظر شما را در این خصوص بدانم.
عرصه، عرصه رقابت است. این احتمال وجود دارد که با حضور چهره‌های مجازی مرجعیت برخی از افراد از بین برود. افراد و گروه‌های مرجع باید از این ابزار استفاده کنند و نقش آفرین باشند. گروه‌های مرجع باید همراه با تحولات جامعه پیش بروند.این افراد و گروه‌های مرجع شامل شخصیت‌های حقیقی و حقوقی است. برای مثال روحانیون از گروه‌های مرجع بوده‌اند. اگر این تصور وجود داشته باشد که تنها محل ارتباط گیری و سخنرانی مسجد است، شاید قدرت اثرگذاری بر مخاطبی که به‌هر‌دلیل به مسجد کمتر رفت و آمد دارد از دست برود. حتی این امکان وجود دارد که مرجعیت خود را از دست بدهند. روحانیون باید همراه با تحولات تکنولوژیکی و ارتباطی، از این ابزار برای حفظ مرجعیت استفاده کنند. از سوی دیگر شخصیت حقوقی رسانه‌ای مثل صداوسیما یا برخی از خبرگزاری‌ها با تأخیر تکنولوژی‌های ارتباطی و رسانه‌های جدید را می‌پذیرند.در شرایطی که آنها باید پیشرو باشند. هنگامی که پیامک در بین مردم رواج پیدا کرد صداوسیما از آن استفاده نکرد. در شرایطی که مردم به صورت گسترده‌ای در تلگرام یا سایر اپلیکیشن‌های موبایل زمان می‌گذاشتند و تولید اخبار می‌کردند، در صدا‌و‌سیما در مورد عدم استفاده از این اپلیکیشن‌ها بخشنامه صادر می‌شد. برخی از خبرنگاران منع می‌شدند.حتی برخی جناح‌های سیاسی هم اپلیکیشن موبایل را باتاخیر پذیرفتند. تأخیر در پذیرش این ابزارها به معنای عدم استفاده آنها به‌عنوان ابزار رسانه‌ای مکمل است. ما در شرایطی زندگی می‌کنیم که همه‌چیز در حال تغییر و تحول است. برخی از شخصیت‌ها و گروه‌های مرجع این مساله را دیر متوجه می‌شوند. در چنین شرایطی امکان حفظ مرجعیت گذشته وجود ندارد. چرا که تضمینی برای رجوع مردم نزد افراد حقیقی و حقوقی در زمینه‌های دینی، اقتصادی و‌.... وجود ندارد. مصرف رسانه‌ای ما در دنیا 7 ساعت در روز است. قبل از ظهور فضای مجازی، تلویزیون، رادیو و روزنامه‌ها رسانه‌های غالب در این مدت زمان بودند. این رسانه‌ها محل مراجعه مردم برای کسب خبر و پیام و سرگرمی بودند. در‌حال‌حاضر 8/1درصد از زمانی‌که مردم صرف رسانه‌ها می‌کنند مربوط به رسانه‌های موبایلی است. 6/1 مربوط به رایانه و مطالعه پایگاه‌های اینترنتی است. تنها چیزی در حدود 5/1 درصد صرف تلویزیون می‌شود. حدود 1/2 دهم درصد هم مربوط به سایر رسانه‌هاست. در مجموع این آمار نشان می‌دهد که تلویزیون مرجعیت خود را دارد از دست می‌دهد.
در سال 2010 مردم روزانه 402 دقیقه صرف رسانه‌های سنتی مانند تلویزیون و مطبوعات می‌کردند. این آمار در سال 2014 کم شده است‌. مردم روزانه حدود 375 دقیقه صرف رسانه‌های سنتی می‌کنند. در سال 2010 میزان رجوع مردم به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی برابر با 59 دقیقه بوده است. در سال 2014 برابر با 109 دقیقه یعنی چیزی بیش از 2برابر شده است. در این سال تلویزیون 6 درصد کاهش پیدا کرده و اینترنت و رسانه‌های جدید 83 درصد افزایش داشته است. منابع خبری مردم هم متفاوت شده است. زمانی مردم برای خبرگیری تنها به رادیو و تلویزیون و مطبوعات مراجعه می‌کردند. در‌حال‌حاضر رسانه مورد نظر افراد مسن بیشتر همان رسانه‌های سنتی است. نسل جوان برای خبرگیری به سمت فضای مجازی و رسانه‌های مدرن متمایل هستند.
منبع خبری نسل‌های مختلف عوض شده است. در گذشته بیشترین منبع خبری افراد مسن و 55 سال به بالا رادیو بوده است. به عبارت دیگر در میان افرادی که رادیو را به‌عنوان منبع خبری ذکر کرده‌اند حدود 5 درصد 18 تا 24 سال بوده‌اند و حدود 8 درصد 55 سال به بالا بوده‌اند. همچنین 24 درصد افرادی که سن 24-18 دارند منبع خبری خود را تلویزیون گفتند. از آن طرف 53 درصد افراد بالای 55 سال منبع خبری‌شان تلویزیون است. در مورد مطبوعات هم وضع به همین شکل است. بیشترین منابع خبری افراد مسن مطبوعات است که حدود 12 درصد است. ولی در مورد افراد 18تا24 سال این آمار برابر 6 درصد است. زمانی این آمار معنا دارد است که رادیو و تلویزین را جزو سنتی قلمداد کنیم و بررسی شود که منبع خبری چه نسلی رسانه‌های نوین و برخط است. افرادی 24-18 سال هستند 64 درصد منبع خبری‌شان رسانه آنلاین است و فقط 25 درصد از افراد بالای 55 سال از رسانه‌های برخط استفاده می‌کنند. می‌خواهم بگویم که منابع خبری نسل‌ها عوض شده است. اگر که واقعاً گروه‌های مرجع حقیقی و حقوقی از قبیل روحانیون و دانشگاهیان به این تغییرات توجه نکنند و خودشان را منطبق با این تحولات نکنند به‌طور قطع مرجعیت خود را از دست خواهند داد.

تنها راه برون‌رفت از این آشفتگی که ما امروز در آن قرار داریم چیست؟
تنها راه آگاهی از تحولاتی که در جوامع اتفاق افتاده و تحولات رسانه است. آگاه شدن و آگاهی بخشی در این زمینه بسیار مهم است. چنانچه از تحولات این عرصه آگاهی داشته باشیم و مردم را آگاه کنیم در این صورت مردم واکسینه می‌شوند. در برابر پیام‌های متعدد و بمباران خبری فضای مجازی مردم منفعل نیستند و به راحتی تحت‌تأثیر قرار نخواهند گرفت. به راحتی هر چیزی را قبول نخواهند کرد.

شماره‌های پیشین