458
چهارشنبه، ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
1
حسین شمقدری در گفت وگو با «صبح نو»:

«انقلاب جنسی2» روایت سرنوشت زن غربی است

«انقلاب جنسی2» تازه‌ترین اثر آقای حسین شمقدری است که این روزها در فضای مجازی مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است. فیلمی که دست روی نقطه‌ای حساس گذاشته و مسأله مهمی را مورد پرسش قرار داده است. شمقدری در انقلاب بحث خانواده در غرب را مورد مداقه قرار می‌دهد و در پی سرنوشت زن غربی رفته است. وی معتقد است هرچند درصد کمی از زنان در غرب در حال بازگشت به اصول خانواده‌اند اما آنچه در ایران مشاهده می‌شود نشانه‌های یک انقلاب زنانه است که سال‌ها پیش در غرب رخ داده و نتایج آن نیز مشخص شده است. گفت‌وگوی «صبح نو» با حسین شمقدری درباره مستند «انقلاب جنسی2» را بخوانید.

انتقاد کارگزارانی‌ها از تاخیر اصلاح‌طلبان در انتخاب شهردار

کرباسچی: تهران را بین زمین و هوا نگه داشته‌اند

جدال و کشمکش طیف‌های اصلاح‌طلب برای اداره شهر تهران، حالا هرروز بیش از پیش‌ نمایان می‌شود و پشت‌پرده‌های کنار رفتن نجفی هرروز با گفت‌و‌گوهای جدید بیشتر افشا می‌شود. به‌ویژه این‌که دیروز و همزمان با انتخاب هفت گزینه نهایی شورای شهر برای شهردار بعدی تهران، سروصدای دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی هم به‌عنوان یکی از اضلاع مثلث صاحب سهم در شورای پنجم تهران با تندترین توصیف‌ها در‌آمد. موضوعی که نشان می‌دهد طیف‌های اصلاح‌طلبان، بیش از همیشه دچار تشتت و درگیری شده‌اند.

شمخانی: تنبیه رژیم صهیونیستی قطعی است

انتقام حمله به پایگاه T4

برجام یا همان برنامه جامع اقدام مشترک بازهم در صدر اخبار داخلی و خارجی قرار گرفته و تقریباً تا سه هفته آینده تکلیف آن روشن می‌شود؛ موضوعی که در پایان هر فرصت 6 ماهه خبرساز می‌شود اما این بار برخلاف دوبار گذشته جمهوری اسلامی ایران ابتکار عمل را به‌دست گرفته و بدون آنکه نگرانی و یا ترسی از آینده برجام داشته باشد سناریوهای خود را مهیای فردای 22 اردیبهشت‌ماه کرده است.

گزارشی از سخنرانی استاد رحیم‌پور درباره رابطه دین و تکنولوژی

باید در برابر غول آخرالزمان تسلیم شد؟

افتتاحیه نخستین همایش بین‌المللی دین، فرهنگ و فناوری با حضور اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی، صبح دیروز در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد. در این مراسم استاد حسن رحیم‌پور ازغدی درباره نسبت جریان‌های فکری گوناگون با تکنولوژی سخنرانی کرد.

گزارش میدانی «صبح نو» از محل کشف جسدی که منتسب به دیکتاتور پهلوی است

سلفی یواشکی در باغ توتی

صبح یکشنبه دوم اردیبهشت‌ماه لابه‌لای خبرهای ریز و درشت سیاسی و اقتصادی سایتی نه چندان معروف، خبری را در کانال تلگرامی‌اش منتشر کرد که بلافاصله در صدر اخبار قرار گرفت . ماجرا از این قرار بود که کارگرهای حفاری که مشغول ساخت‌وساز و توسعه حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی (ع) بودند، در جریان کار با بیل مکانیکی با کنده‌کاری‌های معمول، جسدی مومیایی شده پیدا کرده بودند . تا اینجای ماجرا زیاد عجیب و غریب نبود . حرم حضرت عبدالعظبم و شهرری از شهرهای بسیار قدیمی است و پیدا شدن یک جسد مومیایی در آن زیاد دور از ذهن نیست اما آنچه این جسد را در کمتر از یک ساعت به شهرت رساند، انتساب آن به رضاخان، دیکتاتور نخست پهلوی بود. موضوعی که البته مورخانی همچون آقایان«عبدالله شهبازی» و «خسرو معتضد» آن را رد کرده‌اند.

«سیدضیاهاشمی»ازطرح‌درجه‌بندی‌سنی‌فیلم‌هابه«صبح‌نو»گفت

مستحب و مکروه داریم، حرام نه!

رییس جامعه صنفی تهیه‌کنندگان از اعمال طرح درجه‌بندی سنی فیلم‌های سینمایی در حال اکران، در ماه‌های آینده خبر داد. طرحی که کیفیت اجرایش سؤالات زیادی را به‌وجود خواهد آورد.

فولادگر در گفت‌و‌گوی تفصیلی با «صبح نو» موانع خصوصی‌سازی را تشریح کرد

تنها یک‌چهارم قانون اصل‌44 اجرا شده است

سال‌های زیادی از ابلاغ سیاست‌های اصل44 قانون اساسی توسط رهبر معظم انقلاب می‌گذرد، اما در این مدت تحلیلگران همواره این موضوع را مطرح کرده‌اند که این قانون به شکل واقعی و درستی اجرا نشده است.در همین رابطه باید به این موضوع توجه داشت که سیاست‌های اصل44 قانون اساسی به خودی خود مشکلی ندارد و به‌موقع هم ابلاغ و مطرح شد. به نظر می‌رسد فرایند اجرای این قانون هم مشکلی ندارد و مسیر اجرای درستی برای آن پیش‌بینی شده است، اما متاسفانه این قانون توسط دولت‌ها به درستی اجرا نشد.برای بررسی علت عدم تحقق اصل44 با آقای حمیدرضا فولادگر، رییس کمیسیون ویژه حمایت از تولید ملی و نظارت بر اجرای اصل44 قانون اساسی مجلس شورای اسلامی به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم.

سرمقاله

کدام دانه‌درشت؟

صبح نو

نقد و بررسی فرایند خبریابی از شبکه‌های اجتماعی بدون سواد رسانه‌ای

من خبر می‌خوانم پس هستم!

خبر در جامعه ایرانی، یکی از اولویت‌های زندگی است. ما ایرانی‌ها سال‌هاست عادت داریم وقتی به‌هم می‌رسیم در جمله دوم یا سوم خود بگوییم چه خبر؟ حالا شبکه‌های اجتماعی برای ما این‌قدر خبر آورده‌اند که نمی‌دانیم کدام را مطالعه کنیم و لذت می‌بریم از اینکه تبدیل به ماشین خبر‌خوان شده‌ایم. اصلاً رفته‌رفته ماهیت ما تبدیل می‌شود به یک خبر‌خوان ظاهراً حرفه‌ای که البته تمام لوازم حرفه‌ای بودن را هم نداریم که در این خصوص توضیح خواهم داد. من خبر می‌خوانم، پس هستم. تو خبر می‌خوانی، پس هستی!

آیا این حد از علاقه به خبر در فضای مجازی خوب است؟ من الان نمی‌خواهم قضاوت کنم، بلکه می‌خواهم بگویم یکی از علائم داشتن سواد اطلاعاتی در فضای مجازی، توانایی تعیین ماهیت و وسعت اطلاعات مورد نیاز است. ویژگی دیگر، توانایی دستیابی به اطلاعات مورد نیاز به‌صورت مؤثر و کارآمد است. آخرین ویژگی که می‌خواهم به آن اشاره کنم توانایی ارزیابی نقادانه منابع و اطلاعات بازیابی شده است. این در حالی است که اکثر ما نمی‌دانیم دنبال چه چیزی هستیم و هدفمند وارد فضای مجازی نشده‌ایم. بنابراین توانایی تعیین ماهیت و وسعت اطلاعات مورد نیاز خود را نداریم. نتیجه این است که در پاسکاری خبری کانال‌های تلگرامی، فقط نظاره‌گر هستیم و نهایتاً توپ خبری آنها را به فرد دیگری پاس می‌دهیم و نمی‌دانیم اساساً این توپ قرار است به دروازه حریف برود یا دروازه خودمان را مورد هدف قرار داده است. یعنی نمی‌دانیم این خبر به نفع جامعه ایرانی است یا به ضرر ما‌؟ اساساً این خبر آیا نیازی از نیازهای ما را برطرف می‌کند یا خیر؟ به هیچ یک از این سؤالات پاسخ نمی‌دهیم و صرفاً از خواندن و مطالعه اخبار لذت می‌بریم. ویژگی بعدی ما این است که چون نمی‌دانیم در فضای مجازی به دنبال چه چیزی هستیم و به‌طور هدفمند اطلاعات و اخبار مورد نیاز خودمان را کسب نکرده‌ایم، نمی‌توانیم از اخبار و اطلاعاتی که به‌دست آورده‌ایم برای بهبود شرایط کسب‌و‌کار و زندگی خود استفاده کنیم، بنابراین اخبار و اطلاعاتی که به‌دست می‌آوریم برای ما نه‌تنها کارآمد و مؤثر نیستند بلکه فقط وقت ما را تلف کرده و هیچ نتیجه مشخصی در زندگی ما ندارند. تا اینجا تنها ضرری که کرده‌ایم این است که طلای وقت خود را از دست داده‌ایم ولی بعد از این ماجرا پیچیده‌تر هم می‌شود، چون توانایی ارزیابی نقادانه اطلاعات را هم نداریم. یعنی سواد رسانه‌ای ما پایین است. سواد رسانه‌ای از نظر من عبارت است از دانش و مهارت استفاده از رسانه‌های جمعی با هدف تحقق رژیم مصرف، تعمیم تفکر انتقادی نسبت به قالب و محتوای رسانه‌ها، برخورداری از قدرت تجزیه و تحلیل رسانه و پیام‌های رسانه‌ای، گسترش اخلاق حرفه‌ای و در نهایت تولید محتوای رسانه‌ای اثر بخش و در‌عین‌حال منطبق بر حقیقت. حالا بماند که نهایتاً در بهترین شرایط ۱۰درصد ما ایرانی‌ها تولید‌کننده محتوا هستیم‌... از این موضوع بگذریم دانش و مهارت مصرف را هم کمتر داریم. برخی کانال‌های تلگرامی، خبری را به دروغ منتشر می‌کنند و ما آن را برای دوستانمان هم می‌فرستیم که ببینید چه خبرهای مهمی برای شما آورده‌ام! این یعنی توانایی ارزیابی نقادانه اطلاعات را هم نداریم. بسیاری از عکس‌های خبری که در شبکه‌های اجتماعی خاص منتشر می‌شود متعلق به سال‌ها قبل و حتی سایر کشورهای جهان است اما ما بدون اینکه زحمت جست‌وجوی معکوس آن تصویر را در اینترنت به خود بدهیم، باور می‌کنیم که این تصویر مربوط به همین امروز،‌ همین الان و همین نقطه‌ای است که داریم زندگی می‌کنیم. چشم‌های خود را بسته‌ایم! خیلی راحت چشم‌های خود را بسته‌ایم و حاضر نیستیم کمی آن را باز کنیم. البته چندان هم مقصر نیستیم‌... چون مهارت‌های سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی برخی از ما نزدیک به صفر است. آنها هم که سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی بالاتری دارند، یادشان رفته است که باید این مهارت‌ها را به دیگران آموزش دهند و بیشتر این‌گونه افراد نسبت به این مهم کاملاً بی‌توجه و بی‌تفاوت هستند. در چنین شرایطی یک کانال تلگرامی که خود هم سواد رسانه‌ای چندانی ندارد، به راحتی می‌تواند ما را بازی دهد. اخبار کاملاً دروغ منتشر می‌کند چون می‌داند کسی به خود زحمت نمی‌دهد تا به دنبال خبر درست باشد. یک واقعه را به شکل کاملاً تحریف شده، تفسیر می‌کند و ما احتمال می‌دهیم ممکن است این تفسیر درست باشد! اینجا است که یک سؤال اساسی مطرح می‌شود. آیا واقعاً از نظر علمی راهی برای تعیین سره از ناسره و درست و نادرست و مفید و غیرمفید در فضای مجازی وجود ندارد؟ پاسخ این سؤال را -بر خلاف سوالی که در ابتدای متن به آن پاسخ ندادم- می‌دهم چون پاسخ واضح است. قطعاً راهکاری برای تشخیص سره از ناسره وجود دارد. باکینگهام معتقد است، سواد رسانه‌ای، دانش، مهارت‌ها و توانایی‌هایی است که برای استفاده و تفسیر رسانه‌ها مورد نیاز است. همچنین جمیز پاتر معتقد است سواد رسانه‌ای مجموعه‌ای از مهارت‌هایی است که ما برای قرارگرفتن در معرض پیام‌های رسانه از آنها بهره‌برداری می‌کنیم تا معنای پیام‌هایی را که با آنها مواجه می‌شویم، تفسیر کنیم و منفعلانه تسلیم پیام‌های دریافتی نشویم. بنابراین راهکار تشخیص سره از ناسره در فضای مجازی افزایش سواد رسانه‌ای است. هر چند شخصاً بر این باور هستم که ابتدا نیاز داریم تا سواد اطلاعاتی خود را افزایش دهیم تا اساساً به دنبال چیزی که نفعی به حال کسب‌و‌کار و زندگی ما ندارد، نرویم. البته من بر خلاف برخی از همکاران خود که دائماً بر طبل ناامیدی می‌کوبند معتقدم وضعیت افزایش سواد رسانه‌ای نسبت به سه سال قبل بهتر شده است. پیمایشی که در اردیبهشت‌ماه سال جاری در هفت دانشگاه مادر شهر تهران انجام دادم، نشان داد که سواد رسانه‌ای دانشجویان دانشگاه‌های مادر شهر تهران نسبت به گذشته افزایش چشمگیری داشته است؛ در این پیمایش نزدیک به ۷۰ درصد دانشجویان اعلام کردند که هر چند از شبکه‌های اجتماعی، ماهواره‌ای و سایر منابع غیر از صدا‌و‌سیما برای اطلاع از آخرین اخبار و رویدادها استفاده می‌کنند اما برای این اخبار و اطلاعات، اعتبار چندانی قائل نیستند و ۳۴‌درصد دانشجویان، اخبار و اطلاعات دریافتی را با اخبار صداوسیما و ۲۰ درصد اخبار و اطلاعات دریافتی را با اخبار خبرگزاری‌ها و مطبوعات و ۱۵‌درصد هم اخبار و اطلاعات دریافتی را با اخبار سایر انواع رسانه‌های جمعی، تطبیق می‌دهند و بعد از تطبیق اطلاعات نسبت به اینکه چه واکنشی نشان دهند، تصمیم‌گیری می‌کنند. البته 13‌درصد دانشجویان هم اعلام کردند اخباری را که در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود‌، معتبر می‌دانیم. همچنین ناگفته نماند که از میان 70 درصدی که عرض کردم 54 درصد دانشجویان اعلام کردند که ما اخبار را ابتدا از شبکه‌های اجتماعی دریافت می‌کنیم که این به نظرم کاملاً طبیعی است؛ زیرا امروز همه افراد تلفن همراه دارند و به اینترنت متصل می‌شوند. نخستین راه ارتباطی برای دریافت اخبار، شبکه‌های اجتماعی است بنابراین  فکر می‌کنم وضعیت امروز جامعه ما در دانشگاه‌ها نسبت به گذشته بهتر شده است و تنها 13‌درصد از دانشجویان دانشگاه‌های مادر شهر تهران هنوز از نظر سواد ارتباطی و رسانه‌ای کم‌سواد محسوب می‌شوند؛ اما پژوهش‌های ایسپا نشان می‌دهد که هنوز در متن عمومی جامعه دچار مشکل هستیم و برخی از مردم هنوز به این باور نرسیده‌اند که حتماً لازم است اخبار و اطلاعات شبکه‌های اجتماعی را با منابع معتبر، رسمی و موثق تطبیق دهند که امیدوارم برنامه‌های انجمن سواد رسانه‌ای ایران با حمایت سایر نهادهای دولتی، عمومی و خصوصی به نتیجه برسد و شاهد افزایش سواد رسانه‌ای عموم مردم در فضای مجازی باشیم. البته برای افزایش سواد رسانه‌ای تنها تطبیق اخبار و اطلاعات با منابع معتبر و رسمی کفایت نمی‌کند و این گام نخست است. لازم است در گام‌های آتی تکنیک‌های اقناع به مردم آموزش داده شود تا تحت‌تأثیر برخی شیوه‌های خاص اطلاع‌رسانی و خبررسانی برخی کانال‌های تلگرامی واقع نشوند. همچنین بیان ترفندهایی که بعضاً در فضای مجازی توسط جریانات انحرافی مورد استفاده واقع می‌شود تا باعث تفرقه در میان مردم شوند، بسیار ضروری است. این ترفندها معمولاً بر اساس برخی آموزه‌های علم روانشناسی اجتماعی صورت می‌پذیرد تا با ایجاد شکاف و اختلاف در میان توده‌های مردم زمینه تسلط جریانات انحرافی را فراهم آورند. بنابراین اطلاع مردم از آموزه‌های علم روانشناسی اجتماعی باعث می‌شود تا به راحتی تحت‌تأثیر این ترفندهای رسانه‌ای در فضای مجازی واقع نشوند. آموزش این موارد نیازمند یک همت جمعی است که امیدوارم سازمان صدا‌وسیما و سایر رسانه‌های جمعی که بیشترین ضربه را از گسترش رسانه‌های غیر رسمی خورده‌اند، نسبت به مطالبه‌گری نهضت سواد رسانه‌ای ایران از نهادهای آموزشی و پرورشی در سطح دانش‌آموزی، دانشگاهی و عمومی بیش از گذشته اقدام کنند.

دکتر  محمد‌صادق افراسیابی
مدیر عامل انجمن
 سواد رسانه‌ای ایران

شماره‌های پیشین