493
چهارشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۹۷
1

جدیدترین نسخه برای جنگ اقتصادی

حال اقتصاد کشور خوب نیست! این را می‌شود از شیب گرانی‌های حوزه مسکن، ارز و سکه که هر روز تندتر از روز قبل می‌شوند، به نیکی متوجه شد. وجود این شرایط نگران‌کننده که می‌تواند حوزه‌های دیگری از جمله اجتماعی را تحت‌تأثیر شدید خود قرار دهد، برنامه‌ریزی درست و عمل دقیق متولیان امر را طلب می‌کند.

پایان بنی صدر

«177 رأی به عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر» این تیتر اصلی روزنامه‌های خردادماه پرحادثه 1360 بود. ابوالحسن بنی صدر در 16 بهمن‌ماه 1358 به ریاست جمهوری رسید، او برخلاف سخنان روزهای ابتدایی تصدی کرسی نخستین رییس‌جمهوری انقلاب اسلامی، مبنای سیاست‌ورزی خود را ایجاد بحران برای جامعه ایرانی و ضدیت با نیروهای انقلابی قرار داد و سرانجام چند روز پس از برکناری از فرماندهی کل نیروهای مسلح، طرح دو فوریت عدم کفایت سیاسی رییس‌جمهوری در دستور کار مجلس قرار گرفت و سرانجام 177 نماینده مجلس شورای اسلامی به این طرح رأی مثبت دادند.

«امامی»گفت:‌فیلمنامه‌ات«بفروش»نیست

خانم مهشید افشارزاده از بازیگران باسابقه سینما و تلویزیون هستند که در سال‌های اخیر به عرصه فیلمسازی هم ورود کرده‌اند. اخیراً نقل قولی از ایشان منتشر شد که حواشی را به همراه داشت.

به دنبال زمینه سازی احقاق حقوق کارگران هستیم

گروهی در داخل کارخانه اعتصاب می‌کنند، عده‌ای مقابل فرمانداری یا استانداری تجمع می‌کنند، برخی راهپیمایی اعتراضی برگزار می‌کنند و گروهی دیگر شکایت به دفتر امام جمعه می‌برند. اعتراضات کارگری، صنفی و مردمی به بهانه‌های عمدتاً مشکلات اقتصادی و کمبودهای اجتماعی رخ می‌دهد که مدتی است ادامه‌دار شده است. از طرفی این اعتراضات می‌تواند خوراک خوبی برای رسانه‌های خارجی در حمله به جمهوری اسلامی ایران باشد. مسوولان در بخش‌های مختلف حرف از بررسی مطالبات معترضان می‌زنند در حالی‌که شرایط موجود چیزی ورای این حرف‌هاست. موضوع مهم تحقق خواسته‌های بحق و پایان اعتراضات است.

سینماگران از مالیات معاف‌اند

معافیت مالیاتی هنرمندان تیتری است که این روزها جانی دوباره گرفته است. مالیات و پرداخت آن از موضوعات پربحثی است که در هر حوزه‌ای با حرف و حدیث‌ها و شیوه‌های مختلفی در پرداخت آن همراه است، دنیای هنر و هنرمندان هم از این غائله مستثنا نیست و چندسالی می‌شود که صحبت‌های مختلفی درباره پرداخت و قانون معافیت آن برای هنرمندان مطرح شده است. این حرف‌ها با صحبت‌های اخیر مشاور مالیاتی خانه سینما که در یادداشت خود به قانون معافیت مالیاتی برای هنرمندان اشاره کرده بود، باز هم سوژه‌ای شد که هر ساله مورد نقد و واکاوی قرار می‌گیرد.

از «چوار» ایلام تا «کازان» روسیه

در روزهایی که توجه مردم علاقه‌مند به ورزش خصوصاً فوتبال در سراسر دنیا به رقابت‌های جام‌جهانی 2018 روسیه معطوف شده، گروهی از حامیان تیم ملی فوتبال برای نقل داستان عبرت‌آموزی راهی سرزمین تزارها شدند.

نامه مذاکره با آمریکا به گردن‌کلفتی ترامپ اضافه می‌کند

جمعی از مدعیان اصلاح‌طلبی به همراه اعضای گروهک نهضت آزادی و برخی گروهک‌های برانداز مقیم خارج نظیر فدائیان خلق و‌... روز جمعه 25 خردادماه نامه تسلیم‌طلبانه‌ای امضا کرده و خواستار مذاکره با دولت ترامپ شده‌اند. در میان آنها نام آقایان غلامحسین کرباسچی رییس‌حزب‌ کارگزاران، علی کشتگر و بهروز خلیق دو تن از سران گروهک منحله فدائیان خلق، احمد منتظری، ابوالفضل بازرگان، رضا علیجانی، عیسی سحرخیز ، جلال جلالی‌زاده، جمیله کدیور، صدیقه وسمقی، حسین کروبی، حمید آصفی و... دیده می‌شود.

سرمقاله

تحریم‌های فلج‌کننده

صبح نو

تحلیل دکتر عماد افروغ درخصوص اعتراضات مردمی:

گوش دولت ها بدهکار نیست

دکتر عماد افروغ نه صرفاً به عنوان کسی که تجربه مدیریتی و تصمیم گیری در کسوت نماینده سابق مجلس، بلکه به عنوان یک جامعه شناس و یک چهره اصولگرا سالهاست که در زمینه نقد درون گفتمانی فعال بوده و با زبان صریح نقاط ضعف و قوت کشور را در قالب پژوهش های متعدد و آثار مختلفی که منتشر کرده، بیان کرده است. از این رو به بررسی نظرات ایشان در رابطه با اعتراضات مردمی در دی ماه سال 96 پرداختیم.

در ابتدا به اصل موضوع می‌پردازم. نظر شما در ارتباط با اعتراضات مردمی در کشور چیست؟
ابتدا عرض کنم تحلیل من از این ماجرا هیچ ارتباطی به بهره‌برداری‌ها و موج‌سواری‌های آمریکا، صهیونیسم و رژیم وهابی-سلفی عربستان ندارد. این موضوع یک مساله کاملاً داخلی است و تحلیل من به عوامل، شرایط و برخی موانعی که در داخل وجود دارد معطوف است. البته اگر به نقش‌آفرینی‌ها و تحریکات بیرونی در بروز این حادثه متوجه نباشیم، نمی‌توانیم این مساله را خوب تحلیل کنیم.
اما به نظر من این قضیه واقعاً یک جریان اقتصادی-اجتماعی و یک واقعه قابل پیش‌بینی بوده و پیش‌بینی هم شده بود. نه اینکه کسی پیش‌بینی کند در فلان تاریخ و فلان روز اما به لحاظ آن سازوکارهای درونی قابل پیش‌بینی بود که اتفاقی رخ خواهد داد.
 چرا این را می‌گویید؟
چند دلیل برای آن دارم. ببینید سال‌هاست که عدالت از این کشور رخت بسته است. شکاف اقتصادی - حداقل در شکاف درآمدی رسمی- سال‌هاست که وجود دارد. این موضوع همیشه به‌عنوان نوعی تبعیض حس می‌شد. حالا باید ببینیم چه اتفاقی رخ می‌دهد، چه سیاستی اتخاذ می‌شود و چه می‌شود که این موضوع مهم را فراموش می‌کنیم.  انقلاب اسلامی سه شعار کلیدی دارد و بنده هم از آن دفاع می‌کنم. نخست آزادی‌، دوم عدالت و دیگری اخلاق و معنویت است. من به لحاظ فلسفه سیاسی بحث می‌کنم. آزادی و عدالت قابل جمع نیست مگر اینکه اخلاق و معنویت وسط بیاید. چرا؟ چون آزادی جنبه فردی دارد، عدالت جنبه اجتماعی دارد.
آزادی یک کمی خودخواهانه است. عدالت جنبه نوع‌دوستانه است. اخلاق می‌آید با جوهره نوع‌دوستانه این دو را به هم پیوند می‌دهد. این جوهره انقلاب اسلامی بوده و وجه‌ممیز آن هم اخلاق و معنویت بوده است. اما این به آن معنا نیست که به آزادی و عدالت بی‌توجه باشیم.  به‌عنوان مثال بعد از انتخابات سال 76 جهاد دانشگاهی پیمایشی از کسانی که به رییس‌جمهور منتخب رأی داده‌اند انجام داد که 51 درصد رأی‌دهندگان به آقای خاتمی گفته بودند از رییس‌جمهور خواسته اقتصادی داشتیم. چرا این خواسته اقتصادی به یک خواسته سیاسی تبدیل می‌شود؟ به خاطر اینکه جامعه ما طیفی است اما عده‌ای به‌دنبال قطبی کردن آن هستند.
جامعه ما قطبی نیست. نه به لحاظ اقتصادی قطبی است و نه به لحاظ اجتماعی یا سیاسی. اما عده‌ای از گروه‌های سیاسی به دنبال قطبی کردن آن هستند. چون اگر فضا قطبی شود به مراتب برای آنها سودآورتر است.  اشکال اساسی ما همین غلتیدن در دوگانگی‌های چپ و راست است. رهبری را هم دور می‌زنند. ما یک رویکرد توجیهی و یک رویکرد تغییری داریم. من اسمش را کاه و سوزن گذاشته‌ام. رویکرد توجیهی در انباری از سوزن دنبال کاه می‌گردد، رویکرد تغییری در انباری از کاه به‌دنبال سوزن می‌گردد. دنبال عیب‌ها بگردیم. نترسیم! عیب‌هایمان را شناسایی کنیم.  بنده شرایط را پیش‌بینی می‌کردم، مواضع مختلف این را نشان می‌دهد، خود من چند وقت پیش گفتم که مردم چک سفید امضا به کسی نداده‌اند. اتفاقاً چندوقت پیش از این اتفاقات با روزنامه جام‌جم مصاحبه‌ای کردم و این موضوع را مطرح کردم.
 اما شما 20 سال پیش را مثال زدید، الان 20 سال گذشته است.
مستندات ما و آمارهای حاصل‌شده از پیمایش‌های ملی قابل قبول که در زمستان 95 انجام شده است، حکایت از این می‌کند که مردم زیربار فشار اقتصادی واقعاً کمرشان خم شده است.
 چه کسی این آمار را داده است؟
این پیمایش ملی با مشارکت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت کشور توسط دفتر طرح‌های ملی و مرکز ملی رصد اجتماعی تحت‌عنوان موج سوم پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان در سال 95 انجام شده است.
 آمار اقتصادی هم دارد؟
بله. از این پیمایش چند آمار را ارائه می‌کنم. از مردم سؤال شده مهم‌ترین دغدغه و نگرانی شما در زندگی چیست؟ که پاسخ‌ها این‌گونه بوده است: بیکاری، اشتغال، مسائل شغلی 37.9  درصد؛ مسائل و مشکلات اقتصادی 17.5 درصد؛ آینده فرزندان 14.8 درصد؛ فقر و نبود امکانات رفاهی 8 درصد؛ این سؤال در 19 حوزه مطرح شده است، که من همین 4 مورد را گفتم، جمع این‌ها می‌شود 78.2 درصد. جای دیگری سؤال شده است که مهم‌ترین مشکل جامعه را شما چه می‌دانید؟ که پاسخ‌ها شامل این موارد بوده است: بیکاری و مسائل شغلی 42.6 درصد؛ گرانی و تورم 14.3 درصد؛ فقر و کمبود امکانات 12.4 درصد؛ مسائل و مشکلات اقتصادی 9.4 درصد؛ که جمع این موارد 78.7 درصد است.
 طرح آماری این را خود دولت درآورده است؟ چه نهادهایی در تدوین آن دخالت داشتند؟
بله. عرض کردم. وزارت کشور و فرهنگ و ارشاد اسلامی این نظرسنجی را با مشارکت همدیگر انجام داده‌اند. اعضای شورای سیاست‌گذاری آن هم به مرکزیت مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری، معاون فرهنگی وزارت ورزش و جوانان، معاون فرهنگی و سیاسی وزارت اطلاعات، رییس سازمان تبلیغات اسلامی، معاون فرهنگی اجتماعی دبیرخانه شورای امنیت ملی، دبیر شورای اجتماعی کشور، مشاور وزیر و فرهنگ ارشاد اسلامی، دبیر شورای فرهنگ عمومی، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد، معاون رفاه وزیر کار و تعاون و رفاه اجتماعی، معاون فرهنگی وزارت علوم بوده‌اند. اعضای شواری علمی هم در ابتدای پیمایش مشخص شده است. سازمان اجرایی آن هم بخشی مربوط به سازمان افکارسنجی دانشجویان ایران بوده است.
  تا اینجا به این نتیجه می‌رسیم که از سال 76 تا الان (20 سال گذشته) مطالبات اقتصادی مردم از 51 درصد به 78 درصد (یعنی حدود 20درصد) افزایش یافته است.
حالا آمار دیگری هم وجود دارد که مردم معتقدند در پنج سال گذشته مسائل اقتصادی و فاصله طبقاتی‌، روند افزایشی آن و تعداد فقرا بیشتر شده است و در پنج سال آینده هم امید به کاهش آن ندارند. باز هم 70وچند درصد آمار معتقدند این شکاف بیشتر می‌شود!
  یعنی به زعم شما این حرکت مطالبه اقتصادی داشت؟
بله، طبیعی هم بوده است . این مطالبات که رخ داد مطالبات طبیعی و شرعی و منطقی بود، حتی حضرت آیت‌الله نوری همدانی فرمودند این مطالبات شرعی است. حضرت آیت‌الله جوادی آملی هم فرمودند بحث افرادی که آمدند اغتشاش کردند با مردم جداست. آنها مساله‌شان جداست.  الان بعضی‌ها، من نمی‌خواهم بگویم خودی‌ها یا غیرخودی‌ها. این جو هست. خیلی‌ها تلاش کردند و همچنان می‌کنند که این مطالبات را خیلی سریع به سمت مسائل امنیتی سوق دهند. من خواهش می‌کنم حتی با وجود مواردی کوچک که در این میان است، این رخداد را امنیتی نکنیم، یعنی واقعاً نگاه مردم را به نظام کامل نشان دهیم، مردم آیا نظام را می‌خواهند یا نه؟ برای من سؤال است. واقعاً اینکه هر مطالبه‌ای را سریع بکنیم اغتشاش و بعد پرده روی آن بکشیم و مشکل را فراموش کنیم، از اساس رویکرد اشتباهی است.
 پس مشکل اصلی را در چه می‌دانید؟
ما با دولت‌هایی مواجه هستیم که خودشان می‌آیند و اینچنین تحقیقی را انجام می‌دهند اما توجهی به نتایج آن نمی‌کنند! چرا به این حرف‌ها توجه نمی‌کنند؟ چرا به نصیحت نخبگان توجه نمی‌کنند؟ یک سؤال مهم‌تر هم وجود دارد که چرا می‌توانند توجه نکنند؟ نباید بتوانند. باید آن قدر فشار افکارعمومی قوی باشد، آن‌قدر نهادهای بازرسی قوی باشند، آن‌قدر شلاق نظام برنده باشد و به موقع باشد که اینها نتوانند از مسوولیت‌های خود فرار کنند. متاسفانه شلاق به موقع و برنده نیست. شلاق، شلاق اصلی نیست. آنجایی که باید فرود بیاید، فرود نمی‌آید. سراغ چند مستضعف می‌رود... گوش دولت‌ها بدهکار نیست، متاسفانه حرف گوش نمی‌دهند. مربوط به الان هم نیست. ما این صحبت‌ها را در قبل و در دوره‌های قبل هم داشتیم. گوش‌ها بدهکار نیست. من نمی‌دانم چرا؟ همین می‌شود دیگر. من احساس می‌کنم تلنگر خوبی زده شده است. من دفاع می‌کنم. من دفاع مطلق می‌کنم از این اعتراض عمومی و آن وجهی که مطالبه است و سازمان‌یافته توسط غرب و آمریکا نیست و درعین‌حال آن حرکت‌های ناشایست ضدملی و ضددینی را هم برنمی‌تابیم. خواهم گفت در ادامه که عِرق ملی مردم چقدر است. هویت دینی مردم چقدر است تا بدانید این حرف‌ها حرف‌های حاشیه‌ای است و ربطی به متن مردم ندارد. ما از این سرمایه‌ها استرفاده نمی‌کنیم.
 من مصاحبه‌های متعدد شما را مرور کرده‌ام، می‌دانم این مطالبات را قبلاً مطرح کردید. می‌خواهم مستند صحبت کنید. بحثی که می‌گویید مطالبات اقتصادی، من این آمار را استفاده کردم که سال 76 و 96، 20‌درصد مطالبات اقتصادی مردم رشد کرده است؛ این برای ما یک پیام است. می‌خواهم شما مستنداتتان را بیان کنید.
ببینید اگر مردم این نظام را می‌خواهند باید مشارکت بالا داشته باشند. وقتی مردم مشارکت بالایی دارند، یعنی نظام را می‌خواهند. یکی از بحث‌ها این است که ما بحران مشروعیت نداشته باشیم. در همین رابطه در این پیمایش سؤال شده که مشارکت سیاسی‌تان را در ارتباط با انتخابات مجلس، ریاست جمهوری و شوراها بگویید: 83.9 ‌درصد در آخرین انتخابات ریاست‌جمهوری، مجلس 76.3 ‌درصد، شوراها 77.7 درصد.  سؤال شده که آیا در انتخابات بعدی شرکت می‌کنید؟ مجلس 75.7 درصد، ریاست جمهوری 79.4 درصد.  یعنی مردم مشارکت سیاسی می‌کنند. مردم ما نجیب و انقلابی هستند. این تظاهراتی که مردم کردند در ارتباط با وجهی است که هیچ‌ربطی به این اصل نظام و انقلاب نداشت.  نکته دیگر تأثیر سیاسی است. سؤال شده است بگویند مخالف یا موافق هستند: موافق و کاملاً موافق 42.3 درصد. یعنی اعتماد دارند؛ مخالف و کاملاً مخالف 23.5 درصد؛ نه موافق و نه مخالف، 34.2 درصد که هم می‌تواند به سمت مخالف برود و هم موافق.  ولی کسانی که می‌گویند حکومت برای رأی و نظر مردم اهمیت قائل است بیشتر است. اما با این حال مثلاً سؤال شده پنداشت شما از عدالت سیاسی چیست؟ یعنی حکومت به همه مردم به یک چشم نگاه می‌کند: موافق و کاملاً موافق 28.2 درصد؛ مخالف و کاملاً مخالف 40.6 درصد؛ پیامش این است که معتقدند تبعیض است. معتقدند که همه در برابر حکومت و قانون یکسان نیستند.
با این حال در حوزه سیاسی ما یک نظام خاص با آرمان‌های خاص هستیم. بعضی‌ها آرمان‌های سیاسی را در ایران زیر سؤال می‌برند اما آمار جالبی از این پیمایش به‌دست می‌آید: مردم از حمایت از مستضعفان جهان با 64 درصد موافق و کاملاً موافق هستند. آزادی قدس 63 درصد است. برقراری حکومت اسلامی در جهان 67 درصد است.  یک جایی دیگر بحث هویت ملی مردم است. در پاسخ به این سؤال آیا شما تمایل دارید در کشوری غیر از ایران زندگی کنید، نزدیک به 83 درصد پاسخ منفی داده‌اند.  سؤال کرده‌اند راجع به مظاهر ایرانی و نیز افتخار به ایرانی بودن که 86.4 درصد موافق بوده‌اند؛ احساس غرور به‌خاطر شاعرانی مثل فردوسی، مولوی، حافظ و سعدی 83‌درصد؛ افتخار به فرهنگ محلی و قومی 84‌درصد.  
اجازه بدهید سؤال دیگری هم مطرح کنم. عدالت سیاسی را عرض کردم. سؤال دیگری که شده این است که قانون در مورد مردم و مسوولان یکسان اجرا می‌شود؟ (قانون‌هایی که مربوط به زندگی روزمره است) موافق و کاملاً موافق 23.8 درصد؛ مخالف و کاملاً مخالف 40 درصد.
این آمار حکایت از تبعیض دارد. من نکته‌ای را مجبورم بگویم. چرا زمانی که یک تخلفی را از یک مدیر و مسوولی می‌بینیم، همان موقع برخورد نمی‌شود؟
 اگر فکر می‌کنید بحث اقتصادی ناقص مانده تکمیل بفرمایید.
به‌عنوان مثال در این پیمایش اشاره شده است رضایت از اوضاع اقتصادی کم و خیلی کم 57.3 درصد. مهم‌ترین عامل فقر و تنگ‌دستی افراد فقیر در جامعه چیست؟ بی‌عدالتی در جامعه و سیاست‌های اقتصادی دولت 54 درصد.  در مورد پنداشت از عدالت اجتماعی سؤال شده در اوضاع فعلی هر کس پول و پارتی نداشته باشد حقش پایمال می‌شود؟ موافق و کاملاً موافق 68.8 درصد.  در مورد عوامل مؤثر در یافتن شغل در مقابل این سؤال که به نظر شما در کشور ما برای به دست آوردن شغل، هر کدام از این موارد تا چه اندازه اهمیت دارد؟ پاسخ داده‌اند: تخصص و شایستگی، زیاد و خیلی زیاد 39.8 درصد؛ پارتی و آشنا، زیاد و خیلی زیاد 74.6 درصد؛ شانس و اقبال 35.7 درصد؛ گرایشات و خط و ربط‌های سیاسی که می‌تواند با پارتی و آشنا تداخل داشته باشد 40.5 درصد. یک نکته جالبی هم در این میان وجود دارد که نگرش به حال و آینده در حوزه اقتصاد است. به عنوان مثال، فاصله ثروتمندان و فقیران. سؤال شده است که نسبت به پنج‌سال قبل این فاصله بیشتر شده است یا کمتر. در مورد گزینه بیشتر شده 76.3 درصد موافق بوده‌اند.یا در پاسخ به اینکه در پنج سال آینده چه می‌شود و چشم‌انداز و افق چه خواهد بود؟ 76 درصد گفته‌اند این فاصله بیشتر می‌شود. البته راجع به پنداشت قضایی نگرش مردم بهتر است. سؤال این بوده اگر حقی از کسی ضایع شود، تا چه اندازه می‌تواند از طرق قانونی به حق خود برسد. زیاد و خیلی زیاد 23.3 درصد. کم و خیلی کم 6/25درصد.
 ممکن است این واقعیت نداشته باشد؟
من چه کار به واقعیت دارم. آن بحث دیگری است. حس مردم این است. باید ریشه‌یابی شود که چرا حس مردم این است. چرا در مورد پنداشت از عدالت اقتصادی و در مقابل این سؤال که بیشتر ثروتمندان ایران از طریق غیرقانونی یا رانت و پارتی به این جایگاه رسیده‌اند 46.7 درصد موافق و کاملاً موافق هستند؟
 البته در این موضوع ناامیدی‌هایی هم هست که اساس آن برمی‌گردد به عدالت اقتصادی و اجتماعی. شما به‌عنوان یک جامعه شناس برای از بین بردن این شکاف بحث ایجابی کنید، چه کار باید کنیم؟ پیشنهاد جامعه‌شناسانه شما چیست؟
اگر قرار است در واقع پیشنهاد بدهم، اجازه دهید که تحلیل‌هایم را هم ارائه کنم. اولاً گفتم این مشکل‌ها اقتصادی است. ما یک بحث کارشناسی علمی داریم. می‌گوییم یک نظام رسمی داریم، یک نظام فرهنگی داریم، یک سطح اجتماعی فرهنگی عِلی و معلولی داریم.
در سطح انتزاعی بیشتر بحث روابط منطقی و شناختاری و... است. در سطح فرهنگی تاثیرات علی و معلولی که اقشار مختلف روی هم می‌گذارند، منظور زندگی جاری مردم است. این دیالکتیک باید برقرار باشد. یعنی فرد ضمن اینکه تأثیر می‌گذارد، باید تأثیر بگیرد و خود را بسط دهد.
 مصداق بفرمایید.
آیا انسان‌ها فقط و فقط محرک‌شان خواسته‌ها و ارزش‌هاست؟ در این نگاه، می‌توان در مورد صحت و سقم‌شان بحث کرد. آیا شما و من وقتی یک رفتار فرهنگی انجام می‌دهیم صرفاً تحت‌تأثیر این روابط منطقی هستیم، تحت‌تأثیر اسطوره، قصه، مناسک یا یک تجربه نمادین هستیم. الزاماً اینها منطقی نیستند. ولی واقعیت دارند.
اما یک نکته‌ای می‌گویم. مقام معظم رهبری به شورای خبرگان یک ماموریتی سپردند، گفتند فاصله‌گیری‌ها را احصاء کنید. من معتقدم چرا این‌ها این‌طوری احصاء کنند؟ از خود خبرگان شروع شود. یعنی خبرگان دچار یک تحول ساختاری شود که به‌صورت درونی و ساختاری متوجه این مسائل باشد. یعنی به‌جای اینکه ما گروه و جمعی از فقها را درست کنیم که صرفاً از کارشناسان و موضوع‌شناسان باشند، یک پیشنهاد این است که موضع‌شناس هم باشند.
 شما پیشنهاد خوبی می‌دهید. آیا فقه و اجتهاد نمی‌تواند این موارد را پوشش دهد؟
نه. خود علما می‌گویند که شأن مراجع و علما موضوع شناسی نیست. اصلاً بحث کلان کشورداری و فقه حکومتی، باید رابطه موظف باشد. یعنی طرف احساس کند که باید برود کار فکری کند. نکته دیگری را هم بگویم. اگر اداره فقهی جامعه مشکل دارد، اگر می‌خواهیم کشور را به معنای واقعی اسلامی اداره کنیم، باید جمعی از معرفت‌شناسان اسلامی، اخلاق‌شناسان اسلامی، فقها و موضوع‌شناسان باشد و در واقع یک رابطه پویایی برقرار باشد، باید مشارکتی در سطح کلان شکل بگیرد. اصلاً بحث من صرفاً انتخاب رهبری هم نیست. ما روز اول قرار بود فقهی کشور را اداره کنیم. اسلامی اداره کنیم. واقعاً کسی می‌تواند بگوید در حال حاضر و در شرایط فعلی کشور بر اساس مبانی فقهی اداره می‌شود؟ جواب منفی است، مگر اینکه کسی بخواهد بحث سیاسی با من بکند. بگوید می‌شود و من استناد کنم به صحبت‌های مقام معظم رهبری که در قم دست نیاز دراز کردند، یا استناد کنم به فرمایش
امام(رحمه‌الله علیه) که یک روزی از حوزه علمیه خواستند که پاسخگوی نیازهای جهانی باشد، آیا حوزه‌های ما و نهادهای متولی آمادگی این موضوع را دارند؟ من می‌گویم ندارند. به عنوان یک تحلیل دیگر، روحانیت معظم ما فکر کرد بعد از انقلاب تنها تعبیر صحیح از تلفیق دین و سیاست تصدی‌گری است. نه، تصدی‌گری یکی از جلوه‌های آن است. نظارت و نظریه‌پردازی از دیگر ارکان این مساله به‌شمار می‌آیند که مغفول مانده‌اند.
 پیشنهاد عملی شما چیست؟
مدت‌هاست در این کشور عمل رخت بر بسته، یعنی فقط حرف و حرف و حرف. این اصطلاحی که عوام می‌گویند، «طرف فقط فک می‌زند» راست می‌گویند. ما داریم «لم تقولون ما لا تفعلون» اما یک‌جا داریم «لم تفعلون ما تقولون» عمل نیست. بحثی بود که مربوط به وجه نظارتی و نظریه‌پردازانه روحانیت و عدم تقلیل این حضورشان به تصدی‌گری که فاجعه است. البته برگشت به وظیفه اصلی به معنای بی‌توجهی به رابطه دین و سیاست نیست.

 

شماره‌های پیشین