636
چهارشنبه، ۲۶ دی ۱۳۹۷
1
پیام تسلیت رهبر انقلاب

مسوولان نقاط ضعف و خطاهای احتمالی را شناسایی و پیگیری کنند

محمدباقر قالیباف در مراسم دومین سالگرد شهدای آتش‌نشان:

شهدای آتش‌نشان از مصادیق جهاد فی سبیل‌الله هستند

دومین سالگرد شهدای آتش‌نشان حادثه پلاسکو دوشنبه شب با حضور آقای محمدباقر قالیباف در مسجد امام حسن مجتبی ؟ع؟ در دولت‌آباد شهرری برگزار شد. در این مراسم که جمعی از خانواده شهدای آتش‌نشان هم حضور داشتند، آقای محمدباقر قالیباف، شهردار اسبق تهران به سخنرانی پرداخت.

روایت دست اول مرحوم محمود گلابدره‌ای از 26دی‌ماه57 را در «صبح‌نو» بخوانید

فرار بزرگ

کتاب «لحظه‌های انقلاب» نخستین تجربه روایت‌نویسی از انقلاب اسلامی است. سیدمحمود گلابدره‌ای از شهریور 57 که قیام مردمی علیه رژیم پهلوی اوج گرفت در خیابان‌ها بود و تا پیروزی انقلاب را نوشت. یک روایت دست اول و بی‌واسطه از روزهای قیام. روایت گلابدره‌ای اما کلیشه‌شکن است. او خود را سانسور نکرده و هر چه دیده را نوشته است. شاید این نوشته یک داستان نباشد اما قطعاً روایت یک ملت است. در این برش به مناسبت 26دی، سالروز فرار شاه از ایران از دریچه نگاه گلابدره‌ای سری به خیابان‌های تهران در سال57 زدیم تا بدانیم مردم درآن روز چه کردند. او از جمله داستان‌نویسانی بود که مورد توجه طیف روشنفکری در عرصه داستان بود، اما با وقوع انقلاب و نگارش کتاب «لحظه‌های انقلاب» مطرود و از کانون توجه آن‌ها خارج شد. او با این کتاب دست به وقایع‌نگاری از لحظه‌های انقلاب زده و تصویری دست‌نیافتنی را در حافظه تاریخ ثبت کرده و امروز با گذشت 40سال از پیروزی انقلاب اسلامی به اهمیت چنین اثر مستندی که مشاهدات عینی یک نویسنده است می‌توان پی برد. روایت مرحوم گلابدره‌ای از آن روزها مفصل و پر از جزئیات است و ما تلخیصی از آن را در این صفحه به شما ارائه می‌کنیم.

نگاهی به مناقشات اخیر بر سر ورود وزارت ارتباطات به حوزه تولید محتوا و فعالیت‌های نرم‌افزاری

فعالیت‌های فوق برنامه وزیر جوان

اخیراً وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات رویکردهای تازه‌ای در زمینه ورود به حوزه فعالیت‌های نرم‌افزاری اتخاذکرده است. وزیر جوان و زیر مجموعه‌اش تلاش می‌کنند با حضور در عرصه تولید فکر و ذائقه، زمینه را برای حرکت به سوی بعضی تحولات سخت‌افزاری فراهم کنند. وزارت ارتباطات از زمان وزارت آقای محمدجواد آذری‌جهرمی بیش از این که شبیه به وزارتخانه‌ای با مسوولیت فراهم کردن زیرساخت‌ها در حوزه ارتباطات باشد، شبیه به یک شرکت تکنولوژی شده است؛ شرکتی شبیه به غول‌های تکنولوژی مانند مایکروسافت، گوگل و اپل. شرکت‌های تکنولوژی بنابر سرشت تجاری و اهداف بازاریابانه خود، تلاش می‌کنند با ورود به حوزه‌های نرم‌افزاری و تولید محتوا، بستر برجسته‌سازی سخت‌افزارها و فناوری‌های جدید خود را فراهم کنند. بنابراین الگویی که وزارت ارتباطات به دنبال آن حرکت می‌کند، الگویی تجربه‌شده و موفق در سطح جهانی است. اما نکته این جاست که این الگو برای شرکت‌های تجاری با هدف کسب سود بهینه‌ شده است نه برای وزراتخانه‌ای که وظیفه تأمین زیرساخت‌ها را در کشور به‌عهده دارد.

زاکانی در مناظره با تاج‌زاده مطرح کرد

حوادث 78 و 88 حلقه مفقوده پیوستگی قدرت و ثروت است

رییس سازمان انرژی اتمی در سالروز اجرای توافق ایران و 1+5 مطرح کرد

سه اقدام فوری هسته‌ای در صورت خروج از برجام

جمهوری اسلامی ایران قادر است در صورت خروج از برجام با سرعت سه گام ابتدایی برای بازگشت به روند گذشته و همچنین مقابله با دشمنان را انجام دهد، این اتمام حجتی است که رییس سازمان انرژی اتمی با اتحادیه اروپا کرد و برنامه‌های جمهوری اسلامی را برای بازگشت به شرایط پیش از برجام تشریح کرد.

نایب‌رییس کمیسیون تلفیق مجلس در گفت‌و‌گو با «صبح‌نو» :

جبران کسری بودجه سال آینده دشوار است

نزدیک به یک ماه از ارائه بودجه 98 به مجلس شورای اسلامی می‌گذرد و سبزنشینان بهارستان را مشغول خود کرده تا کلیات آن را در کمیسیون تلفیق تصویب کنند که دلیل این زمان را هم شاید بتوان بودجه رؤیایی دانست که دولت به مجلس داده است، بودجه‌ای که نقد بسیاری با خود به همراه داشته است.

گزارشی از تحقیقات دکتر میثم علیزاده، پژوهشگر رشته علوم اجتماعی محاسباتی درباره عملیات نفوذ در شبکه‌های اجتماعی برای اهداف انتخاباتی

ترول‌کراسی

با گسترش شبکه‌های اجتماعی در جوامعی که انتخابات برگزار می‌کنند و دموکراسی دارند، فرصت بسیار عظیمی برای به‌اشتراک گذاشتن عقاید سیاسی و اجتماعی توسط مردم فراهم شد. به‌گونه‌ای که به جرات می‌توان گفت بخش بزرگی از سرنوشت انتخابات در این فضا رقم می‌خورد. این فرصت البته تهدیدی را هم در دل خودش پروراند. استفاده از ابزارهای فنی و رسانه‌ای برای تاثیرگذاری بر عقاید مردم یک کشور به منظور تعیین سرنوشت انتخابات. چیزی که به آن «عملیات نفوذ» یا «عملیات روانی» می‌گویند. مثلا کاربرهای بدی که آن‌ها را ترول «Troll» می‌نامند از همین طریق می‌توانند در روند دموکراسی نفوذ کنند که از آن می‌توان با عنوان «ترول‌کراسی» به جای دموکراسی یاد کرد. البته عملیات نفوذ منحصر در انتخابات نیست. بلکه هر نوع واقعه مهم اجتماعی می‌تواند تحت تاثیر نفوذ قرار بگیرد. اخیراً شرکت‌های «فیس‌بوک»، «توییتر» و «ردیت» داده‌هایی درباره انجام چنین عملیات‌هایی منتشر کرده‌اند که مبنای تحقیقات دانشگاهی هم قرار گرفته است. یکی از این محققان که روی این داده‌ها کار کرده است آقای میثم علیزاده، فارغ‌التحصیل دکترای علوم اجتماعی محاسباتی از دانشگاه جرج میسون آمریکا و پژوهشگر پسادکترا در دانشگاه پرینستون آمریکاست. او چند روزی است که به ایران آمده و تحقیقات خود را در مجامع مختلف از جمله دانشگاه شریف، دانشگاه تهران و پژوهشگاه دانش‌های بنیادی ارائه داده است. در این گزارش بر مبنای ارائه‌های این پژوهشگر موضوع عملیات نفوذ را بررسی می‌کنیم.

توان اندک

یادداشت دکتر حامد حاجی‌حیدری

سر مقاله

از سیم خاردار به ماهواره‌بر بومی

صبح نو

پیامدهای تصمیم یک شبه ترامپ درباره فلسطین و اسرائیل؛

اورشلیم؛ پایانی برای اسرائیل

سال‌ها ایالات متحده آمریکا ادعا می‌کرد به دنبال صلح میان فلسطینی‌ها و اسرائیل است و چشم امید بسیاری به واشنگتن بود تا با راه‌حل تشکیل دو دولت، به این بحران خاتمه دهد. این فرض وجود داشت که تنها واشنگتن، به عنوان ابرقدرت جهانی و نزدیک‌ترین متحد اسرائیل، می‌تواند میانجی توافق صلح اسرائیل-فلسطین باشد، همان‌طور که آرون دیوید میلر، دیپلمات سابق آمریکا و عضو روند صلح در چندین دولت مختلف آمریکا، یک‌بار گفت: «ما، آمریکا، شاید نتوانیم میانجی صادقی باشیم اما می‌توانیم مؤثرترین میانجی باشیم.»

ترامپ هم پس از روی کار آمدن همان حرف‌های به‌ظاهر قشنگ اما بدون فایده در مورد صلح را تکرار کرد و حتی داماد یهودی‌اش را به ایجاد صلح گمارد، اما در میان نگاه‌های بهت زده همگان، میلیاردر نیویورکی که تاکنون با حرکات عجیب و غریب خود هر کاری را انجام داده، از ادبیات سخیف گرفته تا تصمیماتی که با ژست‌های دموکراتیک آمریکا همخوانی نداشته است، در روز 15 آذرماه سال 1396، بیت‌المقدس را به‌عنوان پایتخت اسرائیل اعلام کرد و گفت دولت او به زودی فرایند انتقال سفارت آمریکا به پایتخت جدید اسرائیل را آغاز خواهد کرد.
اسرائیل بخش شرقی اورشلیم یا بیت‌المقدس را در جنگ ۱۹۶۷ به اشغال خود در آورد و در سال ۱۹۸۰ آن را ضمیمه خاک خود کرد و کوشید تا آن را پایتخت «ابدی و تفکیک‌ناپذیر» معرفی کند؛ تصمیمی که از سوی جامعه جهانی هم سال‌ها چشم‌شان را به روی جنایت‌های اسرائیلی بسته‌اند، پذیرفته نشده و سال‌هاست سفارتخانه همه کشورهای خارجی در تل‌آویو قرار دارد.

تقلای ترامپ برای احیای یک قانون قدیمی
شاید خیلی‌ها تصور کنند اقدام ترامپ بدعتی تازه و یکی دیگر از حماقت‌های او در زمینه سیاست خارجه است، اما واقعیت آن است که در سال ۱۹۹۵ کنگره آمریکا به شناسایی اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل جنبه قانونی داد ولی کلینتون که آن زمان رییس‌جمهور بود، با این استدلال که اجرای این قانون موجب عدم موفقیت مذاکرات صلح بین طرفین می‌شود، از امضای این قانون خودداری کرد. پس از این اقدام کلینتون، متممی به تصویب رسید که به رییس‌جمهور اجازه می‌داد قانون را برای مدت 6ماه به تعلیق بیندازد، (مشابه اقدامی که در زمینه لغو تحریم‌ها در برجام صورت می‌گیرد) و لذا کلینتون بلافاصله با استفاده از این متمم، اجرای قانون را به مدت 6ماه به تأخیر انداخت. 22 سال است که روسای جمهور آمریکا جا پای کلینتون گذاشته‌اند، جرج بوش و باراک هم با استفاده از همان متمم و به استناد کمک به فرایند به اصطلاح صلح در کنار منافع امنیتی آمریکا از اجرای مصوبه ۱۹۹۵ خودداری کردند. اما از سال ۲۰۱۶ که دونالد ترامپ کارزار انتخاباتی خود را آغاز کرد وعده داد در صورت پیروزی، سفارت آمریکا را به اورشلیم منتقل می‌کند. البته او هم با پیروی از همان متمم قانونی، اجرای قانون ۹۵ را تعلیق کرده بود در حالی که می‌توانست 6ماه پیش‌تر، اورشلیم را پایتخت اسرائیل بخواند.
جالب‌تر آن که ترامپ اوایل اکتبر سال گذشته گفته بود که هنوز قصد انتقال سفارتخانه آمریکا به اورشلیم را ندارد و مدعی شده بود که قصد او تلاش در راه ایجاد صلح میان اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌هاست؛ وی گفته بود که شاید «در آینده‌ای نه چندان دور» در این زمینه تصمیم اتخاذ کند اما تلاش برای برقراری صلح در اولویت قرار خواهد داشت.پس چه اتفاقی ترامپ را بر آن داشت رویه‌ای را که خود به آن پایبند بوده، کنار بگذارد و در حالی که در داخل و خارج آمریکا نه محبوبیت دارد و نه مقبولیت، تصمیم جنجال‌برانگیز دیگری را علنی کند که با واکنش تند جامعه جهانی مواجه شود؟

رویاهای برباد رفته یک رییس‌جمهور
مدتی پیش از تصمیم ترامپ، کنگره یک قطعنامه تصویب کرد که در مفاد آن به طور مشخص به قانون ۱۹۹۵ اشاره شده و از رییس‌جمهور و مقامات دولت آمریکا خواسته شده که مطابق قانون موسوم به «قانون انتقال سفارت به اورشلیم» عمل کند که با اکثریت ۹۰ در برابر صفر از تصویب سنای آمریکا گذشت؛ اما در بخش دیگری تاکید می‌کند که «سیاست قدیمی و مورد تایید دو حزب دولت آمریکا مبنی بر این است که وضعیت نهایی اورشلیم موضوعی است که باید بین طرفین و از طریق مذاکرات دوجانبه و در راستای رسیدن به راه‌حل ایجاد دو دولت [فلسطینی- اسرائیلی] حل‌و‌فصل شود.»از سوی دیگر بسیاری از کارشناسان می‌گویند انتقال سفارت به این سادگی میسر نمی‌شود، و برخی حتی با وجود اجماع جهانی علیه این تصمیم، می‌گویند تحقق تصمیم کاخ سفید دست کم 3 الی 4 سال زمان نیاز دارد؛ شاید اگر ترامپ نتواند در انتخابات بعدی در سمت خود باقی بماند، رییس‌جمهور بعدی آمریکا بار دیگر به همان متمم رجوع کرده و این پروژه برای سال‌های دیگر به تعویق بیفتد. اندیشکده بروکینگز در پاسخ به این سؤال که چرا رییس‌جمهور فعلی علیرغم توصیه تیم امنیت ملی خود شامل وزرای دفاع و امور خارجه، قدم در این مسیر گذاشت، می‌نویسد: «طبق گزارش‌ها، این یک تصمیم کاملاً شخصی بود. پس می‌توان فرض کرد که ترامپ در حال عمل به وعده تبلیغاتی خود در مورد مساله مهم جمهوری‌خواهان است که نظرسنجی‌های اخیر نیز آن را نشان می‌دهند. این موضوع از جمله ژست‌های سیاست خارجی ترامپ است که به لحاظ نمادین در سطح بالایی هستند اما تغییر سیاست چشمگیری در پی ندارند. توافق تغییر اقلیم یا توافق هسته‌ای ایران نیز نمونه‌هایی از این ژست‌ها هستند.» به گفته تحلیلگران این اندیشکده آمریکایی، پشت پرده تصمیم رییس‌جمهور هرچه که باشد، این حرکت برای بسیاری از هواداران وی خوشایند بوده، فعالان یهودی برجسته حامی اسرائیل از جمله شلدون آدلسون، غول املاک و مستغلات لاس وگاس در زمره افرادی است که این تصمیم ترامپ را به‌شدت مورد تحسین و ستایش قرار داده است. اما تردیدی نیست که تصمیم در مورد بیت‌المقدس اهمیت انکارناپذیری برای پایگاه گسترده جمهوری‌خواهان مسیحی دارد.در‌عین‌حال زمان اعلام این تصمیم رییس‌جمهور آمریکا، از نگاه کارشناسان بسیار گیج‌کننده است زیرا در زمانی اعلام شد که دولت ترامپ در تلاش بود تا در هفته‌های بعدتر یک مذاکره صلح اسرائیل-فلسطین جدید را راه‌اندازی کند.
به اعتقاد خالد الغندی، پژوهشگر ارشد اندیشکده بروکینگز این موضوع نشان می‌دهد که ترامپ معتقد است این اقدام آسیب جدی به اعتبار آمریکا به عنوان میانجی صلح نمی‌زند یا اینکه او آماده است این اعتبار را قربانی کند تا در پایگاه سیاسی خود اعتباری کسب کند. اگرچه این نخستین‌بار نیست که رییس‌جمهور آمریکا تصمیم گرفته اهداف روند صلح را به پای سیاست‌های داخلی و «روابط خاص» آمریکا-اسرائیل قربانی کند، اما این اقدام می‌تواند «به شدت به ضرر سیاست‌های آمریکا در غرب آسیا باشد زیرا از دهه 1370 آمریکا مسوول کنترل روند صلح بوده است.»
 وقتی حواس کشورهای عرب پرت می‌شود
بسیاری بر این باورند که ترامپ برای فرار از شکست‌های داخلی به چنین ماجراجویی دست زده؛ به‌خصوص در برهه‌ای که از یک‌سو به خاطر رسوایی‌های جنسی در رسانه‌ها زیر سؤال است و از سوی دیگر پرونده صحت و وقوع تقلب در انتخابات آمریکا هنوز بسته نشده است، اما شاید یکی از مهم‌ترین دلایل چنین اقدامی از سوی آمریکا در زمان فعلی صورت گرفت، انفعال کشورهای خاورمیانه و جهان اسلام و پیوندهای نزدیکی باشد که میان بسیاری از پادشاهان عربی و تل‌آویو برقرار شده است.
اندیشکده واشنگتن در گزارشی به قلم رابرت ساتلوف می‌نویسد: «پس از آن که رییس‌جمهور آمریکا اعلام کرد بیت‌المقدس را به‌عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت خواهد شناخت، نگاه‌ها به سمت عربستان جلب شده تا تأثیر این اقدام ترامپ روی منافع آمریکا در منطقه مشخص شود. واکنش خشمگین مقامات فلسطینی و پادشاهی اردن قابل پیش‌بینی بود، اما سؤال اصلی این بوده که متحدان اصلی آمریکا در منطقه چه واکنشی نشان خواهند داد. انتظار داشتیم که مسلمانان در عربستان واکنش شدیدی نسبت به این تصمیم ترامپ نشان دهند ولی این اتفاق رخ نداد.»
این فرد در ادامه به بیان خاطره شب اعلام انتقال سفارت پرداخته و اذعان می‌دارد: «‌در روز چهارشنبه درست ساعاتی پیش از آنکه ترامپ تصمیم خود در مورد قدس را اعلام کند، برای پنج ساعت با 3 وزیر عربستانی جلسه داشتیم. در این جلسات مسائل مختلف از جمله بحران‌های یمن، قطر و لبنان و برنامه اصلاحات جاه‌طلبانه کشور با نام «چشم‌انداز 2030» و همچنین خصوصی‌سازی احتمالی شرکت نفتی آرامکو مورد بحث و بررسی قرار گرفتند. در مدت جلسه  با دبیر کل جامعه مسلمانان جهان فکر کردم که شاید عربستانی‌ها منتظرند تا در آخرین جلسه نظر خود را در مورد این قضیه بیان کنند. آن شب من مطمئن بودم که واکنش شدیدی را از طرف مقامات عربستانی شاهد خواهیم بود. صبح روز بعد به ما اطلاع داده شد که جلسه‌ای با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان خواهیم داشت. در نتیجه، می‌دانستیم که در این ملاقات پاسخ رسمی عربستان نسبت به تصمیم ترامپ را مشاهده خواهیم کرد. اما عربستان واکنشی نشان داد و در نتیجه از بن سلمان در این زمینه سؤال کردیم و او فقط از این تصمیم رییس‌جمهور آمریکا ابراز ناامیدی کرد. سپس به سرعت روی این موضوع تمرکز کرد که عربستان و آمریکا چگونه می‌توانند با همکاری هم فرایند صلح اسرائیل-فلسطین را ادامه دهند.»
 تحلیلگر اندیشکده واشنگتن آن روز را «یکی از بدترین روزها در طول چند دهه گذشته برای روابط آمریکا با جهان عرب» می‌خواند و شگفت‌زده می‌نویسد: «اما محمد بن سلمان چشم‌انداز بسیار متفاوتی برای رابطه عربستان-آمریکا و همکاری‌های احتمالی عربستان-اسرائیل در آینده بیان کرد. اهمیتی ندارد که دیدگاه واقعی بن سلمان در مورد تصمیم ترامپ چه بوده است. او به سادگی می‌توانست از این موقعیت برای هشدار دادن به رهبران آمریکایی و حامیان اسرائیل بهره‌برداری کند. بسیاری پیش‌بینی می‌کردند که جهان اسلام و اعراب واکنشی شدید نسبت به تصمیم ترامپ نشان خواهند داد و موجی از تظاهرات ضدآمریکایی، خشونت علیه شهروندان و منافع آمریکا و کاهش نفوذ کشور در منطقه را شاهد خواهیم بود، اما این پیش‌بینی اشتباه از آب درآمد. متحدان عرب آمریکا واکنشی نسبتاً متعادل و حساب شده نسبت به این موضوع نشان دادند که نمونه آن را برای عربستان مشاهده کردیم.»

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد
ترامپ تا کنون در همراه کردن سران جهان ناکام مانده، محکومیت در سازمان ملل هم ضربه دیگری بر هدف او بوده است. اما مهم‌ترین پیامد چنین تصمیمی شاید تاثیری باشد که بر روند صلح تحت رهبری آمریکا داشته و دارد. از نظر عملی، نقش واشنگتن به عنوان حامی اصلی و واسطه اصلی مذاکرات اسرائیلی-فلسطینی به پایان رسیده است. حتی قبل از به قدرت رسیدن ترامپ، نزدیک به 25 سال تلاش شکست‌خورده صلح لطمه زیادی به اعتبار واشنگتن به‌عنوان میانجی صلح، نه تنها در میان اعراب و فلسطینیان که در تمام جهان، زده بود. به رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر بیت‌المقدس می‌تواند تیر خلاصی بر این اعتبار باشد.
محمود عباس هم احتمالاً بزرگ‌ترین بازنده این رویدادها خواهد بود. در سازمان آزادیبخش فلسطین (پی‌ال‌او) و حزب فتح، عباس همچنان یکی از طرفداران سرسخت و البته جزو یکی از آخرین طرفداران روند صلح تحت رهبری آمریکاست. عباس که سرنوشت سیاسی خود را به کشتی در حال غرق شدن روند صلح تحت رهبری آمریکا بسته بود، هیچ گزینه دیگری ندارد.
مسلماً خاتمه یافتن روند صلح تحت رهبری آمریکا مفهوم دشواری است و به ویژه در واشنگتن این مساله ساده‌ای نیست. نه اینکه این مذاکرات تنها روند مذاکرات صلحی است که تابه‌حال وجود داشته بلکه بدان دلیل که تقریباً ناممکن است که بتوان گزینه عملی دیگری را جایگزین آن کرد. اگر نزدیک به یک ربع قرن شکست کافی نبوده تا مردم را از این نظریه دور کند، تصمیم ترامپ برای پشت کردن به دهه‌ها سیاست آمریکا و دور انداختن اندک شانس باقیمانده برای توافق صلح معتبر می‌تواند بالاخره این کار را بکند.
«جاناتان رینهولد»، مدیر مرکز آرگوی مطالعات یهودیان و اسرائیل در دانشگاه بار ایلان می‌گوید: آیا تصمیم ترامپ در مورد تعیین بیت‌المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل عاقلانه است؟ از یک طرف، آمریکا با این کار فشار خود را روی هر دو طرف افزایش می‌دهد. ترامپ با اعلام اینکه مقدمات انتقال سفارت آمریکا به بیت‌المقدس را فراهم می‌کند این پیام را به فلسطینی‌ها می‌رساند که به نفع آن‌هاست که هرچه زودتر پای میز مذاکره بنشینند زیرا بدون انجام مذاکرات جدی وضعیت آنها وخیم‌تر خواهد شد. به اعتقاد این تحلیلگر صهیونیست نمی‌توان پیش‌بینی کرد که آیا آتشی که افروخته شده است این‌بار شعله‌ور خواهد شد یا نه اما باید توجه داشت که سوخت کافی برای شعله‌ور شدن آن وجود دارد. اگر خشونت ایجاد شود، منجر به بی‌ثباتی حکومت اعتدالی فلسطین در برابر حماس و تضعیف کشورهای عربی حامی غرب خواهد شد که در مقابل ایران با اسرائیل متحد هستند. چون ایران تهدید اصلی برای اسرائیل است، این موضوع به لحاظ استراتژیک، خبر بسیار ناخوشایندی خواهد بود چون در این صورت، توازن قدرت در منطقه به نفع ایران تغییر خواهد کرد.  
با خاتمه نقش آمریکا و محرز شدن شکست مذاکرات صلح آمریکایی، احتمالاً 2018 سال سرنوشت‌سازی برای مردم فلسطین و مصلحت‌طلبانی خواهد بود که چندین دهه به سراب آمریکایی امید بسته بودند.

شماره‌های پیشین