578
یکشنبه، ۲۹ مهر ۱۳۹۷
1
توییتر در بیانیه‌ای مدعی شده اکانت‌های جعلی ایران و روسیه را بسته است

فیک‌شدن نماینده مجلس

به‌تازگی توییتر در بیانیه‌ای که منتشر کرده ضمن اعلام تعلیق بسیاری از حساب‌های کاربران ایرانی و روسی آنها را به جعلی بودن و البته دخالت در انتخابات روسیه متهم کرده است.

گفت‌وگوی«صبح‌نو»با«سیدجوادهاشمی»درباره‌فیلم‌جدیدش‌وچندچیزدیگر

هرگز از حلال و حرام گذر نخواهم‌کرد

فیلم سینمایی «آهوی پیشونی سفید2» به کارگردانی آقای سیدجوادهاشمی درحال اکران در سینماهای کشور است. هاشمی از سینماگرانی است که با آثار دفاع مقدسی مشهور شد و تا به امروز چند فیلم را درحوزه کودک ساخته است.

اختلافات دو حزب اعتدال و توسعه و کارگزاران، موجب انتقادهای افشاگرانه جهانگیری از عملکرد دولت شده است | معاون اول رییس جمهوری : من تا این لحظه اجازه برکناری منشی خودم را هم نداشته‌ام

بفرمایید منزل

می‌گوید اجازه برکناری منشی‌‌اش را هم نداشته‌ و در دستش قلم و کاغذی نیست که کسی را برکنار کند در‌حالی‌که معاون اول رییس‌جمهوری است و برخی او را پشت‌پرده تصمیم‌گیری‌ها می‌نامیدند، حال با این افشاگری‌های آقای جهانگیری اما به نظر می رسد که خبرها درباره اختلافات دولت دوازدهم صحت دارد و آقای معاون اول دیگر سکوت را به صلاح نمی‌داند!

معاون اول قوه‌قضاییه از تاییدحکم در تجدید نظرخواهی در دیوان عالی کشور خبر داد

حکم اعدام سلاطین سکه تایید شد

سرمقاله

ترامپ؛ معاونت قتل

«صبح‌نو» از سردرگمی زائرین اربعین برای دریافت روادید و ارز گزارش می‌دهد

ویزا در ایران، دینار در عراق

با وجود اعلام صدور 48‌ساعته ویزای عراق، زائرین زیادی پس از گذشت پنج روز از ارائه مدارک ویزای خود را دریافت نکرده‌اند. عده‌ای از کاروان‌های خود جامانده‌اند و عده‌ دیگری از پرواز باز ماندند. از سوی دیگر با اعلام بانک مرکزی مبنی بر دریافت دینار در کشور عراق نگرانی‌هایی برای زائرین ایجاد شده است. بانک مرکزی قصد دارد با چند شعبه در شهرهای نجف و کربلا و کاظمین در طی هشت روز باقی مانده به بیش از دومیلیون نفر زائر ارز بپردازد و چگونگی انجام این پروسه اداری زائرین را نگران‌تر می‌کند.

«صبح نو» در گفت‌وگو با نمایندگان خانه ملت نظر مجلس را درباره وزرای پیشنهادی دولت جویا شد

شریعتمداری از مجلس «دو» و رحمانی «چهار» گرفت

در حالی گزینه‌های پیشنهادی دولت برای تصدی چهار وزارتخانه اقتصاد، کار، صنعت و راه به مجلس شورای اسلامی معرفی شدند که بسیار از نمایندگان عملکرد رییس‌جمهوری در معرفی برخی وزرا را اهانت به مجلس‌ می‌دانند.

نگاهی به مقاله «اربعین ایرانی»، منتشر شده در کتاب «پیاده‌روی اربعین»

تشریح اربعین روی میز جامعه‌شناسی

چندی پیش کتاب «پیاده‌روی اربعین؛ تأملات جامعه‌شناختی» به کوشش آقای محسن حسام‌مظاهری و توسط انتشارات آرما منتشر شده است. در این کتاب مقالات متعددی از نویسندگان مختلف به چاپ رسیده و مقاله انتهایی هم متعلق به خود حسام‌مظاهری است. در این نوشته نگاهی انتقادی به این مقاله خواهیم داشت.

«صبح‌نو» درباه وابستگی‎های خبرنگاران ایرانی به شبکه سعودی «ایران اینترنشنال» گزارش می‌دهد؛

از دلسوزی برای مردم تا زندگی با پول سعودی

دهم مهرماه بود که جمال خاشقجی خبرنگار با‎سابقه عربستانی وارد کنسولگری سعودی در استانبول شد. ورودی که هرگز خروجی در پی نداشت. بنابر آنچه تا امروز از طرف دربار سعودی تایید شده خاشقجی در محل کنسولگری کشته شده است. کشتن یک خبرنگار در سفارت کشورش که اتفاقا جزو حامیان سفت و سخت کلیت نظام سعودی به حساب می‌آید و تنها با سیاست‌های محمد‌بن‎سلمان، شاهزاده فعلی مشکل دارد عملی فراتر از جنایت است. حکومت‌های مستبد نیز دست به چنین کاری نمی‌زنند و از آن‌جایی که حاکم و صاحب قدرت‌اند با برگزاری دادگاه و صدور حکم خواسته خود را محقق می‌کنند. این اتفاق در بین کاربران شبکه‌های اجتماعی، خبرنگاران و تحلیل‌گران سیاسی ایرانی بازتاب‌های گوناگونی پیدا کرد. عده‌ای با محکومیت این اتفاق آن را نشانه تازه‌ای بر جنایت‎کار بودن حکومت سعودی دانستند و عده دیگری با یادآوری ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای تلاش کردند جمهوری اسلامی ایران را حکومتی مرتجع‌تر از عربستان معرفی کنند. در میان این واکنش‌ها علی علیزاده تحلیل‌گر سیاسی در صفحه شخصی‌اش نوشت:«به جرات می‌توان ادعا کرد که دربار سعودی نه یک حکومت دیکتاتور که یک گروه تبهکاری است.» در این گزارش به مرور آخرین افشاگری‌ها علیه کارمندان این شبکه‌ها پرداخته‌ایم.

صبح نو

تنفس مصنوعی کاخ سفید به تروریسم تکفیری

یکی از اهداف ایالات متحده آمریکا در سوریه، «بازتعریف تروریسم» است. جهت درک کامل این مساله، لازم است استراتژی واشنگتن در قبال گروه تروریستی و تکفیری داعش را مرور کنیم. «بکش تا کشته شوی» یا «نابود کن و نابود شو» خمیرمایه نگاه استراتژیک ایالات متحده آمریکا نسبت به داعش و دیگر گروه‌های تکفیری را تشکیل می‌دهد

پیروزی بزرگ جبهه مقاومت در سوریه و از بین رفتن خلافت مهره‌های تکفیری وابسته به واشنگتن و تل‌آویو در این کشور، گام بلندی در مسیر احیای سوریه پس از سال‌ها جنگ و آشوب محسوب می‌شود. اگرچه واشنگتن و متحدان منطقه‌ای آن از جمله عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی نهایت تلاش خود در راستای بقای خلافت داعش در سوریه را انجام دادند، اما در نهایت «قدرت مقاومت» معادله را به‌گونه‌ای دیگر رقم زد. اگرچه سوریه وارد دوران «پساداعش» شده است، با این حال نمی‌توان منکر توطئه‌های بعدی ایالات متحده آمریکا در سرزمین شام گردید. تحولات چندماهه اخیر از جمله سرنگونی جنگنده اف 16 رژیم صهیونیستی در مرز جولان نشان داد که مثلث «تل‌آویو- واشنگتن-ریاض» نهایت تلاش خود را جهت تزریق دوباره بحران امنیت در سوریه به کار گرفته است. همچنین حمایت فریب‌گونه آمریکا از اقلیت‌های سوری در راستای تزریق نوعی ناآرامی و بحران مزمن در این کشور قابل تحلیل و ارزیابی است. در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد‌:
یکی از موانعی که بازی ترامپ در سوریه را (خصوصاً پس از نابودی خلافت داعش) سخت ساخته است، عدم اقناع افکار عمومی آمریکا و جهان در خصوص مداخله واشنگتن در سوریه است. حتی مانور تبلیغاتی مشترک آمریکا و فرانسه در شورای امنیت سازمان ملل متحد با هدف مقصر جلوه دادن حکومت و ارتش سوریه در ماجرای حمله شیمیایی در این کشور، نتوانست قدرت مانور واشنگتن و متحدانش در تقابل با دمشق را افزایش دهد. در سال 2003 میلادی جرج واکر بوش، رییس‌جمهور وقت ایالات متحده آمریکا سعی کرد حمله به عراق را در راستای منافع ملی آمریکا مورد تفسیر قرار دهد. حتی در آن زمان، برخی سناتورهای سابق حزب دموکرات مانند هیلاری کلینتون در زمین دولت بوش بازی کرده و از این حمله مصیبت‌بار حمایت کردند. اکنون ترامپ در حالی سعی در بازتعریف «تروریسم تکفیری» در سوریه یا مداخله نظامی (هر چند محدود‌) در این کشور را دارد که بسیاری از شهروندان و سیاستمداران آمریکایی از نوامبر سال 2016 تا‌کنون در مصاف سیاسی و اجتماعی با وی و سیاست‌هایش قرار گرفته‌اند. در چنین شرایطی، ترامپ قدرتی برای اقناع حداقلی جامعه آمریکا برای راه‌اندازی مناقشه‌ای دیگر در منطقه و خصوصاً سوریه را ندارد. حتی در فروردین ماه سال 1396 و در جریان حمله هوایی آمریکا به پایگاه نظامی ارتش سوریه (شعیرات)، ترامپ با فشار شدید مخالفان داخلی و حتی برخی شرکای بین‌المللی خود همراه شد.
یکی از اهداف ایالات متحده آمریکا در سوریه، «بازتعریف تروریسم» است. جهت درک کامل این مساله، لازم است استراتژی واشنگتن در قبال گروه تروریستی و تکفیری داعش را مرور کنیم. «بکش تا کشته شوی» یا «نابود کن و نابود شو» خمیرمایه نگاه استراتژیک ایالات متحده آمریکا نسبت به داعش و دیگر گروه‌های تکفیری را تشکیل می‌دهد. در این خصوص، بارها تئوریسین‌ها و استراتژیست‌های آمریکایی به مقامات کاخ سفید اعم از دموکرات یا جمهوری‌خواه اعلام کرده‌اند که واشنگتن در راستای اعمال سیاست‌ها و راهبردهای سیاسی و فرهنگی خود در جهان اسلام و منطقه غرب آسیا نیاز به «عوامل بر هم زننده» دارند. عوامل بازدارنده گروه‌ها یا افرادی هستند که ماحصل و برآورد نهایی بازی آنها باید به سود غرب در منطقه و جهان اسلام باشد. ناکامی شدید آمریکا، رژیم صهیونیستی و آل‌سعود منجر به تحریک و تجهیز دوباره گروه‌های تکفیری از سوی آنان و تزریق دوباره بحران امنیت در منطقه شده است. در چنین شرایطی ادعای آمریکا جهت کمک به دولت عراق در مقابله با تروریسم تکفیری به یک طنز تلخ می‌ماند. از دید مقامات آمریکایی گروه‌های تکفیری از جمله داعش باید در منطقه غرب آسیا دست به کشتار بزنند و در همان محدوده جغرافیایی جهان اسلام نیز از بین برود. در استراتژی ایالات متحده آمریکا و راهبرد پردازی آن در حوزه سیاست خارجی خود، مفهومی به‌نام «نابودی داعش» وجود ندارد. واشنگتن در این معادله قائل به «مدیریت داعش» است. در جریان آزادسازی رقه، بسیاری از اعضای داعش تحت نظر نیروهای ائتلاف آمریکا، رقه را ترک کرده و به نقاط نامعلوم در سوریه فرستاده شدند. به عبارت بهتر، آمریکا درصدد است با تکثیر تروریسم در دیگر نقاط سوریه و منطقه، مانع از نابودی کامل آن شود.
ایالات متحده آمریکا با تکیه بر سه مؤلفه اصلی، یعنی «تحریک قومیت‌ها در سوریه»، «بازتعریف گروه‌های تکفیری» و «تجمیع دوباره توان هم‌پیمانان خود در غرب آسیا» درصدد است بحران امنیت را بار دیگر به‌صورت گسترده بر کالبد سوریه تزریق کند. بدیهی است مقابله با این مساله، هوشمندی جریان مقاومت را طلب می‌کند. بدون شک، نابودی خلافت داعش در سوریه، به معنای پایان یافتن بحران در سوریه نیست زیرا واشنگتن درصدد بحران‌سازی‌های امنیتی بعدی در سوریه خواهد بود. در این میان، رصد مستمر رفتارهای دو شریک منطقه‌ای ایالات متحده آمریکا یعنی رژیم اشغالگر قدس و عربستان سعودی اهمیت ویژه‌ای دارد. نابودی خلافت داعش منجر به از دست رفتن بخش عظیمی از سرمایه‌های راهبردی ریاض و تل‌آویو در غرب آسیا گردیده است.
پارادوکس رفتارهای رییس‌جمهور آمریکا در قبال سوریه و آنچه در این کشور می‌گذرد، موضوع دیگری است که باید نسبت به آن توجه داشت. دونالد ترامپ در جریان رقابت‌های انتخاباتی ریاست جمهوری سال 2016 آمریکا، بارها رویکرد مداخله‌گرایانه ایالات متحده در منطقه را زیر سؤال برد. عقیده ترامپ این بود که چنین رویکردی، منجر به افزایش هزینه‌های واشنگتن در نظام بین‌الملل خواهد شد. به عبارت بهتر، ترامپ با نگاهی تاجرمسلکانه نسبت به هزینه‌ها و فواید رفتار بین‌المللی آمریکا، خواستار تمرکز بیشتر بر درون مرزهای کشورش شده بود. هم‌اکنون در ابتدای سال 2018 میلادی، ترامپ عملاً از رویکردی که در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا وعده آن را داده بود عقب‌نشینی کرده و به مداخله پرهزینه در منطقه غرب آسیا روی آورده است. واقعیت امر این است که واشنگتن و هم‌پیمانان آن، از تقویت تروریسم تکفیری و تضعیف دولت سوریه به هر نحو ممکن حمایت می‌کنند، حتی اگر رسیدن به این هدف از طریق اقدامات یک‌جانبه‌گرایانه و بر خلاف مؤلفه‌ها و انگاره‌های حقوقی و اخلاقی جاری در نظام بین‌الملل باشد. در هر حال ترامپ مسیر سختی در راستای توجیه گفتار و رفتار متناقض خود در قبال سوریه و تحولات آن پیش رو خواهد داشت. در هر حال، بسیاری از تحلیلگران غربی معتقدند که بازی پارادوکسیکال و دوگانه آمریکا (دولت ترامپ) در قبال سوریه، نتیجه‌ای جز افزایش تصاعدی هزینه‌های شکست واشنگتن در این کشور نخواهد داشت. آمریکا پس از نابودی خلافت داعش در سوریه، با بخشی از این هزینه‌های هنگفت مواجه شد و در آینده نیز بر میزان آنها افزوده خواهد شد.
موضوع دیگری که باید نسبت به آن توجه داشت، تلاش خاص دولت ایالات متحده آمریکا جهت «چینش میزهای خاص مذاکره» با هدف مدیریت و هدایت تحولات سوریه در دوران فعلی است. یکی از اصلی‌ترین دلایل سنگ‌اندازی‌های مستقیم و غیرمستقیم واشنگتن و متحدان آن در گفت‌وگوهای «سوری- سوری» همین مسئله است. به عبارت بهتر، آمریکا درصدد است آنچه در میدان نظامی در سوریه به دست نیاورده است را در عرصه سیاسی و با تجمیع توان دیپلماتیک و سیاسی خود به دست بیاورد. بدون شک در این معادله، تفاوتی میان «لبخندهای دیپلماتیک آمریکا» و «حمایت واشنگتن از تروریسم تکفیری و جنگ نیابتی‌» وجود ندارد. همه این موارد در ذیل یک استراتژی، یعنی «افزایش قدرت آمریکا در منطقه غرب آسیا» تعریف می‌شود. با این حال باید این حقیقت را مدنظر قرار داد که حضور فعالانه جمهوری اسلامی ایران و روسیه در مذاکرات بین‌المللی در خصوص سوریه، تا اندازه زیادی مانع از تنفس سیاسی آمریکا شده است. این روند همچنان ادامه خواهد داشت.
به نظر می‌رسد متعاقب تحولاتی که طی یک سال اخیر در سوریه رخ داده است، ایالات متحده آمریکا هم در عرصه نظامی و هم در عرصه سیاسی و دیپلماتیک، یکی از مهم‌ترین بازی‌های حیثیتی خود در غرب آسیا را با شکست پشت سر گذاشته است. بدون شک در چنین شرایطی تنها راه ممکن برای دونالد ترامپ و همراهانش، پذیرش کامل این شکست و عقب‌نشینی همه‌جانبه (نیابتی، سیاسی، نظامی و‌...) از صحنه سوریه است. در غیر این صورت، شکست‌های سخت‌تری در انتظار ایالات متحده آمریکا و همراهان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای آن در دمشق خواهد بود. چنانچه اشاره شد، هم‌اکنون رییس‌جمهور آمریکا در مواجهه با شکست خود در سوریه، به گزینه‌های مختلفی متوسل شده است. تنفس مصنوعی ایالات متحده آمریکا به بازماندگان داعش و دیگر گروه‌های تروریستی و تکفیری در سوریه در همین راستا قابل تحلیل و ارزیابی می‌باشد. همچنین تلاش بی‌نتیجه آمریکا برای مواجهه با حضور نیروهای مقاومت در سوریه و استمرار حضور قوی و هوشمندانه جبهه مقاومت در این کشور، ترامپ را در میان منگنه‌ای سخت در سرزمین شام قرار داده است. بدیهی است تنها راه چاره رییس‌جمهور ایالات متحده آمریکا در مواجهه با شرایط موجود، پذیرش کامل شکست در سوریه و ترک کامل منطقه است. موضوعی که اگرچه هضم آن برای دونالد ترامپ و همراهان و مهره‌های منطقه‌ای آن سخت و  دشوار است، اما درنهایت چاره‌ای جز تن دادن به این حقیقت نخواهند داشت.

دکتر حنیف غفاری
کارشناس ارشد روابط بین‌الملل

شماره‌های پیشین