532
چهارشنبه، ۲۴ مرداد ۱۳۹۷
1
گزارش«صبح‌نو»ازهجدهمین‌جشن‌دنیای‌تصویر

حاشیه‌سازی ممنوع

جشن سینمایی-تلویزیونی حافظ درحالی برگزارشد که حواشی و اتفاقات جالبی را به‌همراه داشت.

دومین حمله تروریستی به پارلمان انگلیس در یکسال اخیر

سایه خلافت بی‌قلمرو داعش بر اروپا

چند ماه از حملات تروریستی داعش به پارلمان مرکزی بریتانیا و کشته و زخمی شدن ده‌ها نفر نمی‌گذرد که صبح دیروز دوشنبه پارلمان لندن شاهد حادثه تروریستی دیگری بود. حادثه‌ای که زخمی شدن چند شهروند بریتانیایی را به همراه داشت.

«صبح‌نو» از فروش بلیت کنسرت‌های لس‌آنجلسی در تهران خبر می‌دهد

کنسرت اون‌ور آب، پرداخت در تهران

چند سالی است که برگزاری کنسرت در کشورهای همسایه ایران توسط خوانندگان خارج‌نشین امری مرسوم و متداول شده و از ایران هم عده‌ای از مردم در این کنسرت‌ها شرکت می‌کنند.

سرمقاله

اراده تغییر

ناطق نوری در گفت‌وگو با «صبح‌نو»:

وحدت نیروهای انقلاب ضروری است

«یکی از ضروریات امروز جامعه وحدت همه نیروهای انقلاب است. چپ، راست، تند، کند و هرکسی دلش برای ایران و اسلام بتپد باید در این اندیشه باشد.» کسی که گفته بود برای ورود به میدان سیاست احساس تکلیف نمی‌کنم، حال با توجه به شرایط روز به میدان آمده و یک‌دلی، وحدت و انسجام را راهکار برون‌رفت از شرایط کنونی می‌داند. صحبت از «شیخ نور» است او که بعد از استعفا از ریاست دفتر بازرسی رهبری درباره برنامه آینده سیاسی‌اش گفته بود: «اگر از مسوولیتی کناره‌گیری می‌کنم، دلیل اصلی آن بازگذاشتن میدان برای نسل جدیدتر است، اگرچه این منافاتی با حضور در موقعیت‌های مشورتی که تجربه افراد در آن‌ها کارساز است ندارد و همچنان در خدمت نظام و انقلاب هستم.»

صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرد ایران با کنار زدن سه کشور اسپانیا، عربستان و کانادا پانزدهمین اقتصاد بزرگ دنیا در سال۲۰۲۱‌ می‌شود

ایران هجدهمین اقتصاد بزرگ دنیا

ایران تا چهار سال دیگر از رده هجدهم اقتصادهای بزرگ جهان به رده پانزدهم صعود می‌کند و چین جای آمریکا را در رده نخست می‌گیرد؛ این گزارش را اخیراً بانک اقتصاد جهانی اعلام کرده که نشان می‌دهد سیاست‌های ترامپ برای برهم زدن ثبات اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی نه تنها جواب نخواهد داد بلکه گریبان‌گیر کشورش نیز خواهد شد.

علی ذوعلم در گفت‌وگو با «صبح‌نو» می‌گوید که چرا انقلاب اسلامی در مسیر تمدن اسلامی قرار دارد

فروپاشیِ ایده فروپاشی

چهل سال از انقلاب اسلامی می‌گذرد. راز ماندگاری و عدم فروپاشی انقلاب چیست؟ آیا ما در آستانه فروپاشی سیاسی یا اجتماعی قرار داریم؟ شرایط بین‌المللی چه تأثیری بر این موضوع دارد و آیا فروپاشی تمدن غرب با فروپاشی در ایران مساوق و همبسته است؟ این‌ها مسائلی است که در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام علی ذوعلم، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی آن را به بحث گذاشتیم.

بررسی ویژگی‌ها و عملکرد رویداد «صد اثر، صد هنرمند» گالری گلستان

چند روز آزادی برای هنر محصور شده

مثل خیلی از کالاهای لوکسی که تنها قشر خاصی به سراغ آن‌ها می‌روند، تابلوهای نقاشی، مجسمه‌ها و آثار فاخر رشته‌های دنیای بی‌نهایت تجسمی هم خیلی وقت است که جزو لوکس‌ها محسوب می‌شوند و علاوه‌بر حراج‌هایی که مختص افراد مشخصی است، در گالری‌ها و مراکز هنری به فروش می‌رسند. با این حال در این شرایط هم عده‌ای انگشت‌شمار مثل خانم لیلی گلستان اقدام به برگزاری رویدادهایی کرده‌اند تا این هنر را هر چه بیشتر به همه مردم نزدیک کنند، اتفاقی که بیشتر از ربع قرن قدمت دارد.

نقشه راه دولت برای برون‌رفت از شرایط کنونی

راه‌حل هست...

رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دیدار اقشار مختلف مردم فرمودند: در همین زمینه اقتصادی هیچ بن‌بستی وجود ندارد؛ مشکلات کشور و مشکلات اقتصاد شناخته‌شده است و راه‌حل‌ها هم شناخته‌شده است و مسوولان باید همت کنند.

جوان‌ترین اسیر خلبان از روزهای اسارتش به «صبح‌نو» می‌گوید

جام‌جهانی، ابوغریب و 10‌سال مفقودی

در تقویم کشور، روزی است که برای بسیاری از خانواده‌ها معنای خاصی دارد. روز بیست‌وششم مردادماه سال69 بود که نخستین گروه از اسرای هشت سال جنگ تحمیلی آزاد شدند. بعد از گذشت هشت سال صدای «بیننده‌های عزیز توجه فرمایید...» خبر برگشتن فرزندان ایران، پیروزی جنگ تحمیلی برای همه بود. آقای «بهرام علی مرادی» جوان‌ترین آزاده خلبان است که در سال‌69 با نخستین گروه کاروان اسرا آزاد می‌شود. زمانی که همه فکر می‌کردند ‌او مفقود ‌یا شهید شده است.

صبح نو

تنفس مصنوعی کاخ سفید به تروریسم تکفیری

یکی از اهداف ایالات متحده آمریکا در سوریه، «بازتعریف تروریسم» است. جهت درک کامل این مساله، لازم است استراتژی واشنگتن در قبال گروه تروریستی و تکفیری داعش را مرور کنیم. «بکش تا کشته شوی» یا «نابود کن و نابود شو» خمیرمایه نگاه استراتژیک ایالات متحده آمریکا نسبت به داعش و دیگر گروه‌های تکفیری را تشکیل می‌دهد

پیروزی بزرگ جبهه مقاومت در سوریه و از بین رفتن خلافت مهره‌های تکفیری وابسته به واشنگتن و تل‌آویو در این کشور، گام بلندی در مسیر احیای سوریه پس از سال‌ها جنگ و آشوب محسوب می‌شود. اگرچه واشنگتن و متحدان منطقه‌ای آن از جمله عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی نهایت تلاش خود در راستای بقای خلافت داعش در سوریه را انجام دادند، اما در نهایت «قدرت مقاومت» معادله را به‌گونه‌ای دیگر رقم زد. اگرچه سوریه وارد دوران «پساداعش» شده است، با این حال نمی‌توان منکر توطئه‌های بعدی ایالات متحده آمریکا در سرزمین شام گردید. تحولات چندماهه اخیر از جمله سرنگونی جنگنده اف 16 رژیم صهیونیستی در مرز جولان نشان داد که مثلث «تل‌آویو- واشنگتن-ریاض» نهایت تلاش خود را جهت تزریق دوباره بحران امنیت در سوریه به کار گرفته است. همچنین حمایت فریب‌گونه آمریکا از اقلیت‌های سوری در راستای تزریق نوعی ناآرامی و بحران مزمن در این کشور قابل تحلیل و ارزیابی است. در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد‌:
یکی از موانعی که بازی ترامپ در سوریه را (خصوصاً پس از نابودی خلافت داعش) سخت ساخته است، عدم اقناع افکار عمومی آمریکا و جهان در خصوص مداخله واشنگتن در سوریه است. حتی مانور تبلیغاتی مشترک آمریکا و فرانسه در شورای امنیت سازمان ملل متحد با هدف مقصر جلوه دادن حکومت و ارتش سوریه در ماجرای حمله شیمیایی در این کشور، نتوانست قدرت مانور واشنگتن و متحدانش در تقابل با دمشق را افزایش دهد. در سال 2003 میلادی جرج واکر بوش، رییس‌جمهور وقت ایالات متحده آمریکا سعی کرد حمله به عراق را در راستای منافع ملی آمریکا مورد تفسیر قرار دهد. حتی در آن زمان، برخی سناتورهای سابق حزب دموکرات مانند هیلاری کلینتون در زمین دولت بوش بازی کرده و از این حمله مصیبت‌بار حمایت کردند. اکنون ترامپ در حالی سعی در بازتعریف «تروریسم تکفیری» در سوریه یا مداخله نظامی (هر چند محدود‌) در این کشور را دارد که بسیاری از شهروندان و سیاستمداران آمریکایی از نوامبر سال 2016 تا‌کنون در مصاف سیاسی و اجتماعی با وی و سیاست‌هایش قرار گرفته‌اند. در چنین شرایطی، ترامپ قدرتی برای اقناع حداقلی جامعه آمریکا برای راه‌اندازی مناقشه‌ای دیگر در منطقه و خصوصاً سوریه را ندارد. حتی در فروردین ماه سال 1396 و در جریان حمله هوایی آمریکا به پایگاه نظامی ارتش سوریه (شعیرات)، ترامپ با فشار شدید مخالفان داخلی و حتی برخی شرکای بین‌المللی خود همراه شد.
یکی از اهداف ایالات متحده آمریکا در سوریه، «بازتعریف تروریسم» است. جهت درک کامل این مساله، لازم است استراتژی واشنگتن در قبال گروه تروریستی و تکفیری داعش را مرور کنیم. «بکش تا کشته شوی» یا «نابود کن و نابود شو» خمیرمایه نگاه استراتژیک ایالات متحده آمریکا نسبت به داعش و دیگر گروه‌های تکفیری را تشکیل می‌دهد. در این خصوص، بارها تئوریسین‌ها و استراتژیست‌های آمریکایی به مقامات کاخ سفید اعم از دموکرات یا جمهوری‌خواه اعلام کرده‌اند که واشنگتن در راستای اعمال سیاست‌ها و راهبردهای سیاسی و فرهنگی خود در جهان اسلام و منطقه غرب آسیا نیاز به «عوامل بر هم زننده» دارند. عوامل بازدارنده گروه‌ها یا افرادی هستند که ماحصل و برآورد نهایی بازی آنها باید به سود غرب در منطقه و جهان اسلام باشد. ناکامی شدید آمریکا، رژیم صهیونیستی و آل‌سعود منجر به تحریک و تجهیز دوباره گروه‌های تکفیری از سوی آنان و تزریق دوباره بحران امنیت در منطقه شده است. در چنین شرایطی ادعای آمریکا جهت کمک به دولت عراق در مقابله با تروریسم تکفیری به یک طنز تلخ می‌ماند. از دید مقامات آمریکایی گروه‌های تکفیری از جمله داعش باید در منطقه غرب آسیا دست به کشتار بزنند و در همان محدوده جغرافیایی جهان اسلام نیز از بین برود. در استراتژی ایالات متحده آمریکا و راهبرد پردازی آن در حوزه سیاست خارجی خود، مفهومی به‌نام «نابودی داعش» وجود ندارد. واشنگتن در این معادله قائل به «مدیریت داعش» است. در جریان آزادسازی رقه، بسیاری از اعضای داعش تحت نظر نیروهای ائتلاف آمریکا، رقه را ترک کرده و به نقاط نامعلوم در سوریه فرستاده شدند. به عبارت بهتر، آمریکا درصدد است با تکثیر تروریسم در دیگر نقاط سوریه و منطقه، مانع از نابودی کامل آن شود.
ایالات متحده آمریکا با تکیه بر سه مؤلفه اصلی، یعنی «تحریک قومیت‌ها در سوریه»، «بازتعریف گروه‌های تکفیری» و «تجمیع دوباره توان هم‌پیمانان خود در غرب آسیا» درصدد است بحران امنیت را بار دیگر به‌صورت گسترده بر کالبد سوریه تزریق کند. بدیهی است مقابله با این مساله، هوشمندی جریان مقاومت را طلب می‌کند. بدون شک، نابودی خلافت داعش در سوریه، به معنای پایان یافتن بحران در سوریه نیست زیرا واشنگتن درصدد بحران‌سازی‌های امنیتی بعدی در سوریه خواهد بود. در این میان، رصد مستمر رفتارهای دو شریک منطقه‌ای ایالات متحده آمریکا یعنی رژیم اشغالگر قدس و عربستان سعودی اهمیت ویژه‌ای دارد. نابودی خلافت داعش منجر به از دست رفتن بخش عظیمی از سرمایه‌های راهبردی ریاض و تل‌آویو در غرب آسیا گردیده است.
پارادوکس رفتارهای رییس‌جمهور آمریکا در قبال سوریه و آنچه در این کشور می‌گذرد، موضوع دیگری است که باید نسبت به آن توجه داشت. دونالد ترامپ در جریان رقابت‌های انتخاباتی ریاست جمهوری سال 2016 آمریکا، بارها رویکرد مداخله‌گرایانه ایالات متحده در منطقه را زیر سؤال برد. عقیده ترامپ این بود که چنین رویکردی، منجر به افزایش هزینه‌های واشنگتن در نظام بین‌الملل خواهد شد. به عبارت بهتر، ترامپ با نگاهی تاجرمسلکانه نسبت به هزینه‌ها و فواید رفتار بین‌المللی آمریکا، خواستار تمرکز بیشتر بر درون مرزهای کشورش شده بود. هم‌اکنون در ابتدای سال 2018 میلادی، ترامپ عملاً از رویکردی که در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا وعده آن را داده بود عقب‌نشینی کرده و به مداخله پرهزینه در منطقه غرب آسیا روی آورده است. واقعیت امر این است که واشنگتن و هم‌پیمانان آن، از تقویت تروریسم تکفیری و تضعیف دولت سوریه به هر نحو ممکن حمایت می‌کنند، حتی اگر رسیدن به این هدف از طریق اقدامات یک‌جانبه‌گرایانه و بر خلاف مؤلفه‌ها و انگاره‌های حقوقی و اخلاقی جاری در نظام بین‌الملل باشد. در هر حال ترامپ مسیر سختی در راستای توجیه گفتار و رفتار متناقض خود در قبال سوریه و تحولات آن پیش رو خواهد داشت. در هر حال، بسیاری از تحلیلگران غربی معتقدند که بازی پارادوکسیکال و دوگانه آمریکا (دولت ترامپ) در قبال سوریه، نتیجه‌ای جز افزایش تصاعدی هزینه‌های شکست واشنگتن در این کشور نخواهد داشت. آمریکا پس از نابودی خلافت داعش در سوریه، با بخشی از این هزینه‌های هنگفت مواجه شد و در آینده نیز بر میزان آنها افزوده خواهد شد.
موضوع دیگری که باید نسبت به آن توجه داشت، تلاش خاص دولت ایالات متحده آمریکا جهت «چینش میزهای خاص مذاکره» با هدف مدیریت و هدایت تحولات سوریه در دوران فعلی است. یکی از اصلی‌ترین دلایل سنگ‌اندازی‌های مستقیم و غیرمستقیم واشنگتن و متحدان آن در گفت‌وگوهای «سوری- سوری» همین مسئله است. به عبارت بهتر، آمریکا درصدد است آنچه در میدان نظامی در سوریه به دست نیاورده است را در عرصه سیاسی و با تجمیع توان دیپلماتیک و سیاسی خود به دست بیاورد. بدون شک در این معادله، تفاوتی میان «لبخندهای دیپلماتیک آمریکا» و «حمایت واشنگتن از تروریسم تکفیری و جنگ نیابتی‌» وجود ندارد. همه این موارد در ذیل یک استراتژی، یعنی «افزایش قدرت آمریکا در منطقه غرب آسیا» تعریف می‌شود. با این حال باید این حقیقت را مدنظر قرار داد که حضور فعالانه جمهوری اسلامی ایران و روسیه در مذاکرات بین‌المللی در خصوص سوریه، تا اندازه زیادی مانع از تنفس سیاسی آمریکا شده است. این روند همچنان ادامه خواهد داشت.
به نظر می‌رسد متعاقب تحولاتی که طی یک سال اخیر در سوریه رخ داده است، ایالات متحده آمریکا هم در عرصه نظامی و هم در عرصه سیاسی و دیپلماتیک، یکی از مهم‌ترین بازی‌های حیثیتی خود در غرب آسیا را با شکست پشت سر گذاشته است. بدون شک در چنین شرایطی تنها راه ممکن برای دونالد ترامپ و همراهانش، پذیرش کامل این شکست و عقب‌نشینی همه‌جانبه (نیابتی، سیاسی، نظامی و‌...) از صحنه سوریه است. در غیر این صورت، شکست‌های سخت‌تری در انتظار ایالات متحده آمریکا و همراهان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای آن در دمشق خواهد بود. چنانچه اشاره شد، هم‌اکنون رییس‌جمهور آمریکا در مواجهه با شکست خود در سوریه، به گزینه‌های مختلفی متوسل شده است. تنفس مصنوعی ایالات متحده آمریکا به بازماندگان داعش و دیگر گروه‌های تروریستی و تکفیری در سوریه در همین راستا قابل تحلیل و ارزیابی می‌باشد. همچنین تلاش بی‌نتیجه آمریکا برای مواجهه با حضور نیروهای مقاومت در سوریه و استمرار حضور قوی و هوشمندانه جبهه مقاومت در این کشور، ترامپ را در میان منگنه‌ای سخت در سرزمین شام قرار داده است. بدیهی است تنها راه چاره رییس‌جمهور ایالات متحده آمریکا در مواجهه با شرایط موجود، پذیرش کامل شکست در سوریه و ترک کامل منطقه است. موضوعی که اگرچه هضم آن برای دونالد ترامپ و همراهان و مهره‌های منطقه‌ای آن سخت و  دشوار است، اما درنهایت چاره‌ای جز تن دادن به این حقیقت نخواهند داشت.

دکتر حنیف غفاری
کارشناس ارشد روابط بین‌الملل

شماره‌های پیشین