195
سه شنبه، ۱۰ اسفند ۱۳۹۵
1
سدسازی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه متوقف نمی‌شود

توقف پروژه‌ها صرفاً تا یک دهه

وزارت نیرو به‌عنوان عضو کارگروه ستاد احیای دریاچه ارومیه بارها اعلام کرده که قرار نیست سدهای غیر ضروری حوضه آبریز دریاچه ارومیه برچیده شود و توقف اجرای پروژه‌ها نیز موقتی است. امروز مدیر دفتر برنامه ریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه تلویحاً این سخنان را تأیید کرد. وی حتی اعلام کرد که ممکن است در برخی زیر حوضه‌های آبریز دریاچه ارومیه به منظور ایجاد امکان رهاسازی برنامه‌ریزی شده آب، تکمیل و بهره‌برداری برخی پروژه‌ها هم به تأیید برسد.

متن اخوان ثالث آینه بطن اوست

نیما اندیشید و اخوان سرود

تازه‌ترین نظرسنجی‌های معتبر خبر دادند

شانس روحانی در انتخابات؛ 50- 50

«فرهادی» را راه ندادند؛ «فروشنده» اسکار گرفت

با تشکر از ترامپ

فیلم فروشنده دومین جایزه اسکار بخش غیر‌انگلیسی‌زبان اسکار را از آن خود کرد تا فرهادی برای دومین مرتبه در کمتر از یک دهه اسکاری شود. سینماگری که در کنار فعالیت حرفه‌ای خودش بعضا کنش‌های اجتماعی و سیاسی هم داشته است. کنش‌هایی که در ماجرای اجیر اسکار بسیار پررنگ هم شد.

با کتاب‌های قدیمی دل بچه‌های مناطق محروم را شاد کنید

نوروز خوب برای بچه‌های خوب!

«با سلام، عید باستانی نوروز در راه است. ایام خانه‌تکانی، ایام نو شدن و هدیه دادن. بیاییم در این ایام دلمان را هم تکانی دهیم تا نو شود. همه ما در ایام عید هدیه داده‌ایم. عیدی دادن به اقوام خود. چه اشکالی دارد هنگام خانه‌تکانی دل، قدمی کوچک برای بزرگ‌تر شدن برداریم. برای هدیه‌ای بزرگ‌تر که به چشم کوچک می‌آید. اما این‌بار برای افرادی به غیر از قوم و خویش و برای کودکان، نوجوانان و جوانانی که در روستاهای دورافتاده و مناطق محروم به این هدیه ما نیازمندند، به آنها عیدی بدهیم؛ عیدی از جنس کتاب. بله کتاب، کتاب و کتاب. اهدای کتاب اهدای بال پرواز است. هدیه دادن از رسم‌های خوب ما ایرانیان است. کتاب به لحاظ تأثیر فکری می‌تواند جایگزین مناسبی به جای هدایای مرسوم باشد. بیایید با این هدایای خود، عزیزان همنوع‌مان در مناطق محروم را که از آموزش و کتاب که حق همه انسان‌هاست، بی بهره‌اند، بهره‌مند سازیم. لطفاً کتاب‌های قدیمی و خوانده شده خود را برای اهدا به نقاط محروم به ما تحویل دهید...» این متن زیبایی است از سوی آقای رضا نگهبان و گروهی از خیرین فرهنگی که به دنبال اشاعه فرهنگ کتابخوانی آن‌هم در مناطق دورافتاده کشور هستند. خیرین فرهنگی، سومین سال فراخوان جمع‌آوری کتاب‌های قدیمی که دیگر مورد استفاده صاحبان آنها نیست اما می‌توانند با هدیه و عیدی دادن آن دل بسیاری از مردمی که یا توان خرید کتاب یا امکان دسترسی به آن را ندارند خوشحال کنند، شروع کرده‌اند. از روز شنبه این اطلاعیه در شبکه‌های مجازی مانند تلگرام و اینستاگرام دست به دست می‌چرخد و همین بهانه‌ای شد تا با بانی آن یعنی آقای رضا نگهبان که روزی شهردار منطقه هفت تهران و مدیرکل ماده 100 شهرداری تهران هم بود به گفت‌وگو بپردازیم.

نمایندگان مجلس تأکید کردند

چک سفید امضای صندوق توسعه ملی در دستان دولت

رئیس جمهور در  مجمع ملی سلامت با اعتراض به مصوبه جدید مجلس در افزایش سهم صندوق توسعه، گفته است: ما صندوق حساب ذخیره درست کردیم برای روز مبادا و 20درصد درآمد را ما در سال 94 به صندوق ریختیم. امسال مجلس می‌گوید 20 درصد کم است و 30 درصد بریزید. اصلاً همه آن را به صندوق بریزید! این سخنان اعتراض آمیز آقای حسن روحانی است که روز یکشنبه آنها را بیان داشت.آقای رییس‌جمهور در واقع نسبت به مصوبه بهارستان در برنامه ششم توسعه انتقاد داشت.

درباره تب مدرک‌گرایی در ایران

علی دایی یک نشانه است

تب دکتری آن‌قدر فراگیر شده که اعطای مدرک دکتری به یک بیزینس برای دانشگاه آزاد تبدیل شده و دانشگاه آزاد حتی در شهرهای کوچکی که ساختار آموزشی و پژوهشی حداقلی برای اعطای مدرک دکتری ندارد با دریافت وجوه کلان از مشتاقان دکتری به آن‌ها مدرک می‌دهد. در صورت ادامه این روند در چند سال آینده احتمالاً شاهد یک نارضایتی اجتماعی بابت عدم فرصت‌های شغلی متناسب با مدرک دکتری در جامعه باشیم. اگرچه اصالتاً دکتری داشتن ربطی به موقعیت شغلی ندارد و اگر ساختار آموزشی و اقتصادی و سیاسی ما صحیح بود با این حجم فارغ‌التحصیلان دکتری نارضایتی اجتماعی باید بابت کمبود امکانات پژوهشی بود، نه کمبود فرصت شغلی!

سرمقاله

ظاهر آراسته فساد

صبح نو

عبور از انقلابی‌گری با نظریه‌بازی

در اردوگاه یوروکمونیسم

تئوریسین‌های سیاسی یا روزنامه‌نگاران، معمولاً، از نظریه‌های علوم انسانی، استفاده‌های کاملاً «موردی» و آزاد صورت می‌دهند. این نوع استعمال‌ها، فقط برای طرح ایده‌هایی برای تأمل بیشتر مناسب هستند و فقط دیدها را نسبت به جنبه‌های بدیع موضوع می‌گشایند. ولی، برخی از مخاطبان این نوع تفسیرها، به اشتباه می‌افتند و روی این تحلیل‌ها به عنوان یک تحلیل علمی اصولی و قطعی حساب باز می‌کنند، و این، می‌تواند در پاره‌ای موارد به فاجعه ختم شود.

 

می‌توانم بگویم که این اشتباه درباره تحلیل‌های عالی‌مقام دکتر سعید حجاریان، مستمراً روی داده است. خب، دلیل هم دارد؛ چرا که برخی تحلیل‌گران، از نفوذ سیاسی و درباره عالی‌مقام حجاریان، از نفوذ قابل ملاحظه و عظیم امنیتی برخوردار بوده‌اند و این باعث می‌شده است که برخی از تحلیل‌ها، هر چند که از واقع برنیامده بودند، اما به واقعیت تحمیل می‌شدند و این باعث می‌شد تا مخاطب از همه جا بی‌خبر گمان کند که با تحلیل‌گر نافذالبصیرتی مواجه است، در حالی که فی‌الواقع، نفوذهای سیاسی و امنیتی به تحلیل‌گر کمک می‌کرد تا انحرافات تحلیل خود را در عمل، تصحیح کند. مهم و تکرار: گاهی برخی تحلیل‌گران سیاسی و امنیتی، تحلیل‌هایی «تأسیس می‌کنند» که به صورت پسینی بر واقعیت تحمیل می‌شوند و این، از دیدگاه ناظر بیرونی، ممکن است به قدرت تحلیل تحلیل‌گر تعبیر شود. این اشتباه درباره تحلیل‌های عالی‌مقام دکتر سعید حجاریان، مستمراً روی داده است. سه نحو ذائقه نظری را می‌توان در سیر تحلیل‌ها و نوشته‌های دکتر سعید حجاریان تشخیص داد؛ تحلیل راست‌گرای ماکس وبری درباره حکومت پاتریمونیال شرقی، تحلیل راست‌گرا درباره ترجیح نوسازی و مدرنیزاسیون از میان مکاتب توسعه، و این اواخر، بهره‌برداری راست‌گرا از تحلیل عمیقاً چپ‌گرای پولانزاسی از دولت «نرمال» کننده.
همان طور که از گفتار بالا پیداست، تمایز این مرحله آخر از دو مرحله پیشین این است که عالی‌مقام حجاریان، برای نخستین بار از یک سازه نظری چپ برای توضیح یک الگوی نظری راست‌گرا بهره می‌برد. یعنی گرچه سبک و سیاق فکری او عمیقاً راست‌گرا به مفهوم لیبرال کلمه است، ولی برای بیان دیدگاه راست خود، از نحوی اقتباس معکوس از سازه نظری و مفهومی چپ بهره جسته است. مفهوم دستگاه ایدئولوژیک دولت «نرمال»‌ کننده برای پولانزاس، یک ابزار انتقادی است، ولی برای عالی‌مقام حجاریان، یک مفهوم اثباتی میانی و میان‌حال است، که نهایتاً به عبور کامل از «انقلابی‌گری» منجر می‌شود. با این نوع استعمال معکوس از نظریه، پیکر پولانزاس در گور می‌لرزد ...
اصل ماجرای دولت «نرمال»کننده در دیدگاه نیکوس پولانزاس یونانی چیست؟
اصل ماجرا باز می‌گردد به یک دیدگاه اصولی‌تر در مواضع نظری لویی آلتوسر درباره آپاراتوس فرهنگی دولت کارگزار سرمایه‌داری، که یک چرخش فرهنگی و معناشناختی در تحلیل مارکسیستی محسوب می‌شود. نکته آن است که دم‌ودستگاه فرهنگی دولت کارگزاران نظام سرمایه‌داری یک نقش مهم پذیرفته است که عملاً پیش‌بینی‌های مارکس درباره وقوع انقلاب مستضعفان علیه سرمایه‌داران را منتفی می‌سازد. سازمان فرهنگی دولت کارگزار سرمایه‌داری، موفق می‌شود تا نابرابری را به عنوان یک موضوع طبیعی که «آزادانه» توسط خود مستضعفان تأیید شده است، جا بیندازد و تفهیم کند. در واقع، نابرابری و از خود بیگانگی را به عنوان امر «نرمال» و خودخواسته مردم جا می‌اندازد. از این بابت، دموکراسی نمایشی امروز، یک مصیبت و کلاه فرهنگی محسوب می‌شود. پس، اگر از آلتوسر و در پولانزاس بپرسیم که چرا  مستضعفان علیه نابرابری کارگزاران سرمایه‌داری و موضوعی شبیه فیش‌های حقوقی اقدامی نمی‌کنند، پاسخ آنها این است که یک سازمان و سلسله مراتب فرهنگی در دولت کارگزار سرمایه‌داری پدید آمده است که این وضع را به عنوان یک امر «نرمال» یا «معمولی» خودخواسته و دموکراتیک برای مردم جا می‌اندازد، و مستضعفان با خود می‌گویند خودمان کردیم که لعنت بر خودمان باد. به این ترتیب، مستضعفان، دچار نحوی روان‌نژندی می‌شوند که طی آن، پرخاش انقلابی را به جای کارگزاران سرمایه‌داری، به سمت خودشان معطوف می‌سازند. از این قرار، سرمایه‌داری با یک ساز و کار عینی و سلسله مراتبی در نظام فرهنگی خود، انقلاب را عقیم می‌سازد و خود را به عنوان امر «طبیعی» و نیروهای انقلابی را به عنوان ستیزندگان عصبی و غیرطبیعی جلوه می‌دهد. این است سر و رمز باقی ماندن کارگزاران سرمایه‌داری، به‌رغم اعمال نابرابری‌های بی‌سابقه تاریخی. خب؛ برای بازگرداندن همه چیز به مسیر درست، ملهم از این دیدگاه پولانزاس، باید خودباوری انقلابی یا همان «انقلابی‌گری» را از طریق افشای این آپاراتوس فرهنگی سرمایه‌دارانه، به مستضعفان بازگرداند، چرا که، وضع انسانی راستین، همان وضع «انقلابی‌گری» مستمر، از طریق انکار این وضعیت‌های «نرمال» شده به دست می‌آید. انسان انقلابی، هیچ گاه خود را در مقابل، نیروهای سرمایه‌داری ناتوان نمی‌بیند و اغواگری‌های دولت کارگزار سرمایه‌داری برای جا انداختن اینکه یک وضع طبیعی در این نابرابری‌ها در جریان است پذیرا نمی‌شود. برای انسان انقلابی، جایی برای انفعال و بی‌عملی و سکوت و مصلحت‌اندیشی نیست. در مقابل، استدلال عالی‌مقام حجاریان، آن طور که از مقاله مندرج در شماره 28 ماهنامه «اندیشه پویا» استنباط می‌شود، این است که ما از یک انقلابی‌گری استثنایی که باور به تحقق آرمانی انقلاب اسلامی به مثابه معجزه هزاره سوم را در دولت‌های نهم و دهم احیا می‌کند، «باید» به سمت یک معمولی‌سازی یا «نرمال»سازی حرکت کنیم. دولت یازدهم، این نرمال‌سازی را در فاز دیپلماتیک و اقتصادی صورت می‌دهد، ولی، از پیگیری نرمال‌سازی در عمق فرهنگی و سیاست داخلی و دولت، قاصر است. این، کاری است که مکمل اصلاح‌طلب دولت یازدهم، باید در دولت دوازدهم انجام دهد. در واقع، در جریان این طرح که گویی به مثابه یک پروژه برای آن دسته از «بچه‌های بالا» که هنوز مرید عالی‌مقام حجاریان هستند تدوین شده است، انقلاب با گذر از سه مرحله دولت استثنایی نهم و دهم، دولت نرمال‌ساز یازدهم در زمینه سیاست خارجی و اقتصاد، و دولت نرمال‌ساز اصلاح‌طلب در زمینه سیاست داخلی و فرهنگ، از «انقلابی‌گری» عبور خواهیم کرد و به قاعده «طبیعی» زیست انسانی باز خواهیم گشت.
واضح است که عالی‌مقام حجاریان، به‌رغم استفاده بازی‌گوشانه و ابزاری از سازه نظری پولانزاس، وانمود می‌کند که از اعتبار سازه‌ای نام بزرگی به نام نیکوس پولانزاس بهره می‌برد. مخاطب غیر حرفه‌ای این تأملات با شنیدن نام پولانزاس و اصطلاحاتی مانند «نرمالیزاسیون» متقاعد می‌شود که با یک تحلیل «عمیق» مواجه است، ولی برای مخاطب حرفه‌ای واضح است که این مواضع عالی‌مقام حجاریان، هر چه داشته باشد، اعتبار سازه‌ای پولانزاسی را با خود به همراه ندارد، چرا که گفتار عالی‌مقام حجاریان، درست در جهت عکس پیش‌فرض‌های اعتباربخش این نظریه، از آن استفاده ابزاری می‌کند. در واقع پولانزاس، یکی از نخستین منتقدان طرز برداشت عالی‌مقام حجاریان است و نشان می‌دهد که این دست افراد، تا چه اندازه برای گفتن «باید» برای جامعه بشری ناصالح هستند.
پولانزاس، درست در جهت عکس عالی‌مقام حجاریان، معتقد است که باید شعبده کارگزاران سرمایه‌داری را از طریق یک آگاه‌سازی درباره ظرفیت تاریخ‌ساز انقلابی انسان‌ها زنده کرد، در حالی که به نظر می‌رسد که عالی‌مقام حجاریان، به دنبال کشتن این باور انقلابی و رام کردن مستضعفان برای پذیرش شعبده کارگزاران سرمایه‌داری است. از این گذشته، دقت در سازه نظری آموزنده پولانزاس نشان می‌دهد که عمیق شدن منطق آپاراتوسی کارگزاران سرمایه‌داری در سطح فرهنگی و دولت، عمق فاجعه است، نه غایت توسعه و وظیفه هر مصلح اجتماعی است تا از نابودی «انقلابی‌گری» به مثابه ایمان به ظرفیت تاریخ‌ساز انسانی در مقابل، نیروهای بیگانه‌کننده موهومی چون کارگزاران سرمایه‌داری دفاع کند. این کاری است که ما باید انجام بدهیم.

    تحلیل  دکتر حامد حاجی‌حیدری

شماره‌های پیشین