535
دوشنبه، ۲۹ مرداد ۱۳۹۷
1
در نشست بررسی کودتای 28‌مرداد مطرح شد

دودوزه‌بازی آمریکا در نهضت ملی شدن نفت

نشست «‌کودتای 28مرداد؛ بررسی نقش آمریکا و انگلیس در از بین بردن انسجام ملی ایران» دیروز با حضور کارشناسان و پژوهشگران تاریخ در موسسه فرهنگی و پژوهشی انقلاب اسلامی برگزار شد. در این نشست آقایان مسعود رضایی، یعقوب توکلی، عباس سلیمی‌نمین و موسی حقانی به سخنرانی پرداختند.

رهبر انقلاب، حجت‌الاسلام قمی را به ریاست سازمان تبلیغات منصوب کردند

جوانگرایی در سازمان تبلیغات

قالیباف ضمن تشریح راهکارهای حل مشکل نقدینگی اعلام کرد

یک درصد، مالک 70 درصد سپرده بانک ها

نایب رییس کمیسیون اقتصاد کلان، بازرگانی و اداری مجمع تشخیص مصلحت نظام جزئیات نامه یازده‌صفحه‌ای خود به سران قوا را تشریح کرد.

سرمقاله

راهکارها و تصمیم‌نگیری

«صبح‌نو»پرونده‌کارگردان«شعله‌ور»رابررسی‌می‌کند

دغدغه‌مندوکاربلد

در روزهای اخیر فیلم سینمایی «شعله‌ور» به کارگردانی آقای حمیدنعمت‌الله به روی پرده سینماها رفته و به همین مناسبت بررسی دوباره کارنامه کارگردانش نکات جالبی خواهد داشت.

برگزارکننده نمایشگاه «آب» به «صبح نو» گفت

تلنگری از جنس هنر

ازبین دغدغه‌ها و مسائل اجتماعی مختلفی که وجود دارند، محیط زیست از حیطه‌هایی است که در فضاهای گوناگونی به آن پرداخته شده و البته با وجود بحران‌های زیادی که امروز آن را درگیر کرده است، اغلب مغفول واقع می‌شود. در این میان در کنار هنری که مدت‌هاست درگیر فضای مدرن و روشنفکری شده گروه‌ها و هنرمندانی هستند که دغدغه‌مند این مسائل را مدنظر قرار داده و به آن‌ها پرداخته‌اند.

خبرنگار «صبح‌نو» در یک روز گرم تابستانی به خانه رفیق قیصر امین‌پور رفت

رفیق قیصر الان کجاست

در اواخر مردادماه در یکی از روزهای گرم تابستان با تماس تلفنی رفیقی سر و کارم افتاد به منطقه جنوبی تهران. محله‌ای که شاید اسمش از خودش عجیب‌تر باشد اگر ندیده باشی و تازه بعد از دیدن آن می‌فهمی که اسمی عجیب با مسماست برای آن محله.

صبح نو

دکتر حسین صمصامی در بررسی علل افزایش قیمت دلار در سال 96:

افزایش قیمت دلار نشان‌دهنده ضعف مدیریت بانک مرکزی است

دکتر حسین صمصامی از معدود استادان اقتصاد کشور است که علاوه‌بر برخورداری از دانش تخصصی و فعالیت‌های آکادمیک در زمینه مدیریتی و اجرایی هم فعالیت‌های چشمگیری داشته و در برهه کوتاهی حتی سرپرست وزارت اقتصاد و دارایی هم بوده است. در این میان روند افزایش قیمت دلار به‌خصوص در اواخر سال 96 و تأثیر منفی آن بر زیرشاخه‌های عرصه اقتصادی کشور و شرایط زندگی عموم مردم زمینه‌ای شد تا با او به گفت‌و‌گو بنشینیم.

در نظرسنجی‌ای که ما از کارشناسان حوزه اقتصاد انجام دادیم مهم‌ترین موضوع سال 96 کاهش معنا‌دار ارزش پول ملی یا همان افزایش قیمت دلار تشخیص داده شد. به‌عنوان نخستین سؤال چه ارتباطی بین بحث افزایش قیمت دلار و کاهش ارزش پول ملی وجود دارد؟
ببینید تصحیح کنم که منظور شما از دلار در سؤال همان بحث ارز است. در ادبیات اقتصادی وقتی که ارزش هر واحد پول داخلی نسبت به خارجی کمتر شود، یعنی هر واحد پول خارجی (یک دلار) می‌شود 3000 تومان بنابراین هر دلار 3000 تومان می‌ارزد؛ درصورتی‌که هر دلار بشود 4000 تومان این یعنی ارزش پول ملی ما کاهش پیدا کرده است، لذا هرچه این نرخ ارز در این شرایط افزایش پیدا کند، پول ملی ما کم‌ارزش‌تر می‌شود. به عبارت دیگر ما وقتی می‌خواهیم کالایی را مثلاً 1 دلار بخریم قبلاً با 4000 تومان تهیه می‌شد اما الان باید با 6000 تومان آن را بخریم. بنابراین رابطه مستقیم بین تنزل ارزش پول ملی و افزایش نرخ ارز وجود دارد.

در تناسب بین ریال و دلار، از اوایل دهه 70 روند صعودی قیمت ارز خارجی شروع می‌شود. این روند چطور طی شد و تحت‌تأثیر چه اتفاقاتی بود؟
به‌هرحال قبل از انقلاب ارز ما که شاخصش دلار بود، براساس نظام بین‌المللی به دلار و دلار به طلا متصل بوده یعنی سال 1970 دلار حدود 6 یا 7 تومان بود. بعد از انقلاب هم همین مقدار بود ولی کم‌کم این دلار اشکال مختلف گرفت، دلار رقابتی و صادراتی و... این‌ها به عناوین مختلف افزایش پیدا کرد و سیستم چند نرخی داشتیم تا سال 68 که به اصطلاح بحث سیاست‌های تعدیل اقتصادی مطرح می‌شود و سیاست‌های بازار دراقتصاد که یکی از پیامدهای این سیاست، یکسان‌سازی نرخ ارز بود.
در سال 71 نظام تک‌نرخی ارز در کشور اجرا شد، ارزی که در آن زمان قیمت شناور داشت، همان175 تومان ارز یکسان ما شد.در سال 74 بدهی‌هایی را که در سال‌های قبل (به‌دلیل کاهش درآمدهای ارزی ایجاد کرده بودیم) باید باز پرداخت می‌کردیم و به دلیل کاهش قیمت نفت، درآمدهای ارزی کم شد و باعث شد نرخ ارز افزایش پیدا کند. اواخر سال 73 نرخ ارز افزایش پیدا کرد و این روند تا اردیبهشت سال 74 برای نرخ ارز ادامه پیدا کرد که در آن زمان بحث ارز 300تومانی مطرح و با سیاست‌هایی این بازار را مهار کردند. از سال 74 این روند ادامه یافت تا در سال‌های 75 و 76 بالاترین تورم را در طول تاریخ انقلاب یعنی 9/49 داریم.
از سال 74 که ارز دو نرخی شد تا سال 80 نرخ ارز افزایش پیدا کرد یعنی از 300 تومانی که دولت به بازار می‌داد تا بازار آزاد به 800 تومان می‌رسید. در سال 80 دوباره ارز تک‌نرخی شد و قیمت 800 تومان حاکم شد. از سال 80 با یکسان‌سازی بازار ارز ثباتی حاکم شد و تا سال 90 اگر نگاه کنید افزایش ملایمی داشت.
سال 90 شاهد افزایش قیمت دلار بودیم که حاصل چند اتفاق بود. در سال 88 هدفمندی یارانه‌ها اجرا شد که اقتصاد را بسیار ضعیف کرد، چون از یک طرف قیمت حامل‌های انرژی افزایش داده شد و از طرف دیگر بنگاه‌های تولیدی ما اجازه نداشتند قیمت کالاهای خود را افزایش دهند، چون ادعا می‌شد افزایش قیمت حامل‌های انرژی با دادن یارانه به تولیدکنندگان، افزایش هزینه‌ها را جبران می‌کند که البته این اتفاق نیفتاد و روی سرمایه‌گذاری آنها تأثیر داشت. در دی سال 90 بانک مرکزی تحریم شد، سوئیفت بسته شد و بحث تحریم‌های نفتی هم مطرح شد. این شوک شدیدی برای بازار ارز بود که باعث افزایش قیمت دلار شد. از سوی دیگر اقتصاد ضعیف شده بود و با سیاست‌های غلط، مشکلات سیستم بانکی گسترده‌تر شد که مسائل متعددی را به دنبال داشت. نظارت ضعیف بانک مرکزی باعث رشد نقدینگی شد و همه اینها دست به دست هم داد که شوک وارد شده، نرخ بازار ارز را تا 4500 تومان افزایش دهد.
این روند تا سال 92 ادامه یافت، قیمت دلار در این سال با شروع دولت جدید بعد از بحث برجام و این موارد بود که مطرح شده بود و نقطه امیدی روشن شده بود که اگر برجام برقرار شود و صادرات صورت بگیرد و باعث شود که درآمد ارزی بهتر شود و نرخ ارز کاهش پیدا کند،این نرخ شروع به کاهش می‌کند و تا زیر 3000 تومان برسد که برای مدت کوتاهی هم رسید، اما کم‌کم امیدها نسبت به برجام تبدیل به ناامیدی شد و رشد نقدینگی و افزایش قیمت‌ها باعث شد نرخ ارز از 3000 تومان تا 4700 افزایش پیدا کندو الان می‌بینیم این نوسان ارز در چه وضعیتی قرار دارد.

سوالی که پیش می‌آید این است که چه ارتباطی بین افزایش نرخ ارز و تورم وجود دارد؟ چون در این روندی که اشاره شد هرگاه افزایش ارز را داشتیم، افزایش تورم را هم شاهد بوده‌ایم. چه ارتباط عِلی و معلولی بین این دو موضوع وجود دارد؟
در ساختار بازار ایران که تولید وابسته به مواد و کالاهای خارجی است و ساختار و مواد اولیه وارداتی است متاسفانه نرخ ارز تعیین کننده است. نرخ ارز در واقع یکی از متغیرهای کلیدی اقتصاد ایران است که اگر به آن توجه نشود آثار منفی و مخربی بر زندگی و سفره مردم دارد، یعنی اگر نرخ ارز افزایش پیدا کند افزایش شدید قیمت کالاها را در پی خواهد داشت.
بالاتر اشاره کردیم که بالاترین نرخ تورم در طول تاریخ بعد از انقلاب را در دو مقطع شاهد بودیم: نخست در سال 74 بود که باعث شد قیمت‌ها افزایش پیدا کند و تورم به 9/49درصد برسد، یکی هم در سال 90 بود که مجدداً قیمت‌ها افزایش پیدا کرد. ببینید تورم در سال 89،  4/12 بود، سال 90 نرخ تورم 5/21 می‌شود، سال 91 می‌شود 5/30 و سال 92 به 4/34 می‌رسد. یعنی بالاترین نرخ تورم بعد از سال 74 را در سال 92 داشتیم، این نشان می‌دهد که وقتی نرخ ارز در بازار افزایش می‌یابد، بلافاصله در پی آن، این تغییرات ایجاد می‌شود.
در سال بعد یعنی 93 که نرخ ارز تثبیت شد، نرخ افزایش تورم کمتر بود و به نوعی کاهش داشت و این موضوع برمی‌گردد به ساختار اقتصاد ایران که در آن ارز و تورم روی هم اثرات متقابل دارند، یعنی از آن طرف با افزایش دلار نرخ تورم افزایش پیدا می‌کند و بعد از مدتی دوباره با کاهش نرخ ارز تورم کاهش پیدا می‌کند. البته نرخ ارز و تورم یکی نمی‌شود چون ما در اقتصاد یک مبنایی داریم که نرخ ارز بر مبنای قیمت داخلی و خارجی به‌دست می‌آید، لذا اگر قیمت ارز افزایش پیدا می‌کند متناسب با همان نرخ ارز افزایش می‌یابد، منتها این نسبت به قدرت خرید است که البته پیش‌فرض‌های خود را دارد. یعنی اگر قیمت داخلی افزایش پیدا کند نرخ ارز افزایش پیدا می‌کند، بلافاصله به‌دلیل ساختار اقتصاد ایران دوباره قیمت افزایش می‌یابد و یک دور باطل ایجاد می‌کند چرا که اقتصاد ایران ساختار دلاری دارد و اقتصاد ایران براساس دلار است، پس هرگونه حرکتی در قیمت دلار، قیمت‌ها را بالا می‌برد. نمونه آن قیمت ماشین پراید بود که بر اثر رابطه بین تورم و نرخ ارز،قیمت پراید از 7 میلیون به 21 میلیون رسید.

‌ با این توضیحات به نظر می‌رسد ما در بازار ارز به یک ثبات نسبی رسیده بودیم؛ پس علت اصلی افزایش قیمت دلار در سال 96 چه بود؟
ببینید البته دلایل متفاوتی برای آن می‌توان ذکر کرد. در سال 95 کل صادرات غیرنفتی ما حدود 43 میلیارد دلار بوده و واردات کلاً 42 میلیارد دلار بوده است. همانطور که آقای رییس‌جمهور هم در سخنرانی 22‌بهمن گفتند، برای نخستین‌بار تراز غیرنفتی تجاری ما مثبت شده است.
سؤال اینجاست که چرا با توجه به اینکه می‌توانیم تمام نیازهای ارزی خود را از طریق صادرات غیرنفتی تأمین کنیم، قیمت نفت افزایش پیدا می‌کند؟ به غیر از درآمدهای نفتی در سال 95 صادرات نفتی ما 55 میلیون دلار بوده است، حدود 43 میلیارد هم درآمدهای غیرنفتی بوده است که مجموع حدود 90 میلیارد است و در کل 42 میلیارد دلار هم واردات داشته‌ایم.
حالا به سال 96 می‌آییم من اطلاعات را براساس آمار بانک مرکزی ارائه می‌کنم. در گزارش 9 ماهه ابتدای سال 96 تا آذر ماه ارزش واردات ما 37 میلیارد و 570 میلیون دلار بوده است. ارزش کل صادرات ما 26 میلیارد و 542 میلیون ریال بوده است. ما در اینجا حدود 26 هزار دلار ما کسری داریم، اما این صادرات غیرنفتی است و در آن میعانات گازی و نفت محاسبه نشده است، اگر این حوزه را هم در نظر بگیریم تقریباً حدود 7 یا 8 میلیارد دلار هم میعانات گازی صادر کرده‌ایم و به این رقم تقریباً 33 میلیارد دلارصادرات نفت را هم اضافه کنید که در این شرایط تراز مثبتی داریم، یعنی تراز ارزی ما مثبت است.
یعنی تراز ما نسبت به صادرات و واردات مثبت است. صادرات درآمد ارزی و واردات مخارج ارزی است اگر ما در 9 ماهه امسال تراز مثبتی به لحاظ اقتصادی داریم چرا بانک مرکزی در بازارهای عرضه این کار را کرده است؟ بانک مرکزی باید ارز را می‌فروخت و عرضه ارز باید از تقاضا بیشتر می‌شد و بالطبع باید قیمت دلار کاهش پیدا می‌کرد.

پس چرا این اتفاق می‌افتد و قیمت دلار افزایش پیدا می‌کند؟
دو مساله وجود دارد که هر دوی آنها در واقع نشان‌دهنده عدم توانایی بانک مرکزی برای مدیریت ارزی کشور است. بانک مرکزی روی عرضه ارز و روی درآمدهای ارزی حاصل از درآمدهای غیرنفتی کنترل لازم را ندارد؛ یعنی نفت صادر می‌کند اما دلارش را وارد نمی‌کند! نفت صادر می‌کند اما حساب و کتاب ندارد که درآمد ارز به کجا می‌رود و صرف چه چیزی می‌شود! پتروشیمی صادر می‌کند اما ارز وارد نمی‌کنند!
این در حالی است که بانک مرکزی به‌جای اینکه این درآمدهای ارزی را به سمت اقتصاد هدایت و آن را مدیریت کند، سیاست اشتباهی را در پیش می‌گیرد و نرخ سود بانکی را افزایش می‌دهد.
نکته دومی که وجود دارد این موضوع است که عدم تناسب عرضه نسبت به تقاضا نشان می‌دهد که تقاضای ارزی زیادی در این بازار وجود دارد و همین تقاضای ارزی باعث می‌شود این درآمدها و مازادها خورده شود که این امر نشان‌دهنده وجود کالای قاچاق در بازار است. گستردگی کالاهای قاچاق در بازار بیداد می‌کند. این کالاهای قاچاق همین طور که خریداری نمی‌شوند، با ریال هم خریداری نمی‌شوند، ارز می‌خواهد. این ارز از کجا تأمین می‌شود؟ از همین واردات و تفاوت تراز تجاری. یعنی هم سرمایه ملی از بین می‌رود، هم قاچاق تولید می‌شود و هم قاچاق، تولید را می‌خواباند. یعنی این ثروت ملی را به جای اینکه در تولید استفاده کنیم در مقابل به‌عنوان یک کار تهدیدزا استفاده می‌کنیم.
موضوع دیگر در افزایش قیمت دلار بحث سفته‌بازی در بازار است که 4 دلال می‌آیند و دلار می‌خرند و می‌فروشند که در بازار ما البته منشأ خارجی دارد. این کار باعث وارد کردن شوک در بازار می‌شود و بازار ارز را متشنج می‌کند.
اگر این بازار ارزی بوده و کشور ما آنقدر توانمند است و درآمد ارزی دارد چرا چنین شوکی باید بازار ارز را متشنج کند؟ بدون شک قبل از این اتفاق باید بانک مرکزی اجازه نمی‌داد این اتفاق بیفتد، منتها چون نه روی درآمدهای ارزی و نه روی قاچاق مدیریت ندارد، این اتفاق می‌افتد.

واقعاً بانک مرکزی برای رفع این معضل چه کار باید بکند؟
سوال خوبی است. بانک مرکزی چه کار باید بکند؟ بانک مرکزی براساس قانون 169 مالیات‌های مستقیم که می‌گوید «تمام دستگاه‌های اجرایی و اقتصادی باید اطلاعات به این سازمان بدهند»باید اطلاعات کامل گردش حساب‌ها را هدایت کند و به سمت سازمان مالیاتی بفرستد. اگر سازمان مالیاتی اطلاعات این افراد را داشت می‌توانست به سراغ آنها برود و مالیات کلانی بگیرد. در واقع این درآمدی که این افراد به‌دست می‌آورند باعث افزایش قیمت است که اثرات منفی آن بر سفره مردم می‌نشیند. بانک مرکزی نباید اجازه دهد این درآمدهای کلان نصیب افراد خاصی شود و رفع آن راهکار ساده‌ای هم دارد؛ آن ماده قانونی را اجرا کند. بانک مرکزی

به راحتی می‌تواند این کار را انجام دهد اما تابه‌حال انجام نشده است البته وزارت اقتصاد هم ضعیف است که نتیجه همین می‌شود.

تاثیرات این افزایش قیمت دلار یا نوسانات بازار ارز در کدام نقاط بیشتر است؟
وقتی قیمت دلار زیاد شود افزایش شاخص قیمتی بر بیش از 400 قلم کالا تاثیر می‌گذارد. عمده این کالاها هم کالاهای ضروری و مورد نیاز مردم همچون دارو و مواد خوراکی و ابزار و وسایل مورد استفاده آنهاست که تمام این موارد افزایش قیمت پیدا می‌کنند.
در بخش صنعت وقتی قیمت ارز افزایش می‌یابد هزینه‌های آنها بالا می‌رود. آنها نیاز به نقدینگی و نیاز به تسهیلات دارند اما تسهیلات بانک مرکزی با نرخ 24 و 25 درصد است که صرف ندارد و تولید را می‌خواباند. از یک طرف قاچاق کالا باعث جلوگیری از این حرکت می‌شود. از طرف دیگر افزایش نرخ ارز و نقدینگی و عدم توان در تولید نقدینگی باعث می‌شود این کار صرف نداشته باشد. ببینید الان چه اتفاقی برای بخش صنعتی می‌افتد؛ این دقیقاً ضد اقتصاد مقاومتی است.

در هفته‌های منتهی به آخر سال، بانک مرکزی برخی اقدامات را با هدف تثبیت قیمت ارز و جلوگیری از افزایش آن انجام داد. این اقدامات چقدر در کنترل بازار مؤثر خواهند بود؟
ببینید هر اقدامی که بانک مرکزی در جهت شفاف‌سازی انجام می‌دهد و به‌عنوان مثال سامانه خرید و فروش ارز را راه‌اندازی می‌کند، این‌ها کار درستی است. هم می‌تواند وجهه نظارتی را افزایش دهد و هم در جهت کنترل باشد.
اینکه بانک مرکزی حساب 755 از افرادی را که مبادلات ارزی داشته‌اند، مسدود کرده و اطلاعات را به سازمان مالیاتی داده است کار کاملاً درستی است و در این زمینه فعالیت دقیقی انجام داده است. با این‌حال نفس این کار درست اما شیوه کار درست نیست، بانک مرکزی باید زیرساخت کامل را برای دسترسی آنلاین فراهم کند تا سازمان مالیاتی با رصد حساب این افراد و میزان خرید و فروش آنها وقتی کوچک‌ترین اقدامی انجام می‌شود، بلافاصله وارد شود و وقتی درآمدی کسب شد مالیات آن را هم در همان لحظه بگیرد و انگیزه سفته‌بازی را بگیرد که متاسفانه تابه‌حال انجام نشده است.
با این حال یک سری اقدامات دیگر از جمله اینکه به بانک‌ها اجازه داده شده سپرده گواهی ریالی با نرخ 20 درصد منتشر کنند برای اقتصاد یک سم است. سؤال این است که سود این گواهی سپرده ریالی که بانک‌ها با نرخ 20 درصد منتشر کنند از چه محلی باید پرداخت شود؟ مگر بانک‌ها با کسری مواجه نیستند؟ مگر بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی 113 میلیارد تومان نشده است؟ مگر در عرض سه سال این بدهی دو برابر نشده است؟ این بانک‌ها از کجا می‌آورند؟
اگر بانک‌ها بخواهند تسهیلات دهند و این سود را تأمین کنند با چه نرخی باید تسهیلات دهند؟ با نرخ 22 درصد یا 24 درصد؟ چه کسی تسهیلات می‌گیرد؟ بخش تولید که با این واردات و حجم قاچاق مواجه است نمی‌تواند از این نرخ استفاده کند و کالا تولید کند تا در بازار عرضه کند. چه کسی می‌تواند از این تسهیلات استفاده کند؟ همان دلال بازار ارز، همان قاچاقچی که در بازار خرید و فروش می‌کند که تسهیلات بگیرد، دلار بخرد و کالای قاچاق وارد کند، سود بانک را هم بدهد!
هم اکنون طبق اعلام بانک مرکزی معوقات تولیدی ما به‌صورت غیررسمی حدود 300 تا 400 میلیارد دلار است. پس این کار بسیار غلط و یک سم برای اقتصاد ماست و در این میان بانک مرکزی به جای اینکه آن سیاست‌هایی را که پیشتر گفتم، اجرا و مدیریت کند، جلوی قاچاق و هزینه‌های ارزی را که هدر می‌رود بگیرد، سیستم شفافیت راه‌اندازی کند، نرخ سود را بالا می‌برد یا گواهی سپرده ارزی با نرخ 4 درصد منتشر می‌کند و سکه پیش‌فروش می‌کند.
اینکه راه نیست. در واقع این اقدامات در مقطع زمانی کوتاه اثر کوچک دارد اما در بلندمدت اثر منفی دارد، به‌دلیل اینکه این پولی که در سیستم بانکی 20 درصد سود می‌گیرد، این درآمدهایی که برای صاحبان نقدینگی است، چه می‌شود؟ الان حجم نقدینگی 1440 میلیارد تومان است. این 1440 میلیارد تومان متوسط به اصطلاح سپرده‌های سرمایه‌گذاری است 1180 میلیارد است. شما متوسط 20درصد سود هم که به اینها بدهید 230 هزار میلیارد تومان می‌شود.این مبلغ بر مبنای چه تولید واقعی‌ای است؟ غیر از این است که در یک فرایند صوری در حال تولید است و بر قدرت خرید واقعی اثر می‌گذارد، یک فرایند صوری حسابداری انجام می‌شود و تأثیر این نقدینگی که در اختیار 5 درصد جامعه است، 95 درصد از این 230 هزار میلیارد تومان را در اختیار می‌گیرند! این رقم هر سال به سپرده‌ها اضافه می‌شود و سود می‌گیرد.

به‌عنوان سؤال پایانی پیش‌بینی شما از بازار ارز در سال آینده چطور است؟
به‌رغم تمام این انتقادهایی که به بانک مرکزی وارد است اما بانک مرکزی می‌تواند کاری انجام دهد که مورد نظرش هم نیست و افراد سفته‌باز کل درآمدشان را از دست بدهند چرا که بازار ارز مکان مناسبی برای سفته‌بازی نیست. من سال آینده را سال ثبات و اوضاع را بهتر از سال 96 ارزیابی می‌کنم.

شماره‌های پیشین